𝘼𝙣𝙜𝙚𝙨𝙩 | free toomaj
Open in Telegram
حاصل رابطه ی نامشروعِ مغزم با درد،سکوت بود. مغزم هی درد میکرد و هی میکرد! (اکثر نوشته ها بر اساس واقعیت بوده و کپی از آنها بجای فوروارد پیگرد حقوقی دارد) . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6012951149 . Hi @durov This channel does not go against the law.
Show more236
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
میرسه خونه ، غماشو از رو شونه هاش در میاره اویزون میکنه.
خودش به خودش خسته نباشید میگه و متوجه میشه که چقدر گشنه است،میره پشت میز میشینه..
بغص و حسرت میخوره،سیر میشه پامیشه میره سمت کنترل تلویزیون،برش میداره و خودشو پرت میکنه روی مبل
خاطراتشو پلی میکنه؛کانال به کانال ، دونه به دونه و ریز به ریز همه اون فیلما رو میبینه.
حالت تهوع میگیره؛
میره و خاطره هاشو بالا میاره
کار هر روزه
انگار این خاطره ها باهاش یکی
شده.
راه میره محکم
انگار میخاد بگه دیوارا میبینین؟
من مثل همیشه محکم راه میرم
دو قدم بعدش..
میوفته!
همونجا دراز میکشه و به سقف نگاه میکنه
نیشخند.
با خودش میگه:یعنی میرسه روزی که منم بمیرم؟ واقعیِ واقعی؟
کابوس میاد؛ میشینه کنارش
و سرشو میگیره میزاره رو پاهاش .
نگاهش میکنه ،
میفهمه درد داره و نوازش میخاد؛
اروم موهاشو نوازش میکنه .
و بالاخره همونجا خوابش میبره.
مثل قبل،تا آزادی توماج اسم و عکس چنل همینه
عرزشی و بی شرف نبینم تو چنلم ، لفت بده .
