✧ مــاهــیـن ✧
﷽ آقای قاضی ... اگر عاشقی جرم است ، من محکوم به اعدامم ! به قلم همتا✍️ رمان های نویسنده 👇 @hamta_novels
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel ✧ مــاهــیـن ✧
Channel ✧ مــاهــیـن ✧ in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 14 085 subscribers, ranking 2 662 in the Books category and 23 026 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 14 085 subscribers.
According to the latest data from 05 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -818 over the last 30 days and by -27 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 1.67%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 0.57% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 235 views. Within the first day, a publication typically gains 80 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as سینه, وام, لا, گشایی, بهشت.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“﷽
آقای قاضی ... اگر عاشقی جرم است ، من محکوم به اعدامم !
به قلم همتا✍️
رمان های نویسنده 👇
@hamta_novels”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 06 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
| 2 | -جونم... لوسِ مختار، میدونی نازتو میکشم هی آخ و ناله می کنی تولهم؟
لب برچید و مثل گربهی ملوس ناله کرد
-نه که خیلیم میکشی نازمو... همش منم دارم درد میکشم تو لذت می بری!
جاهایی که باعث لذتش می شد رو لمس کردم که کمرشو از تخت فاصله داد
-کو الان کی سیاهی چشش معلوم نیست خانم کوچولو هان؟
مثل گربه ها پنجول کشید رو سینهی عضلانیم که پشت چشمشو بوسیدم
-خوش اومدی به زندگیم گربه کوچولوی مختار!🐈🥹😍
https://t.me/+f_Jo_OtXcIM0MDI0 | 107 |
| 3 | - آخ... آرومتر... پسرت الان با خواهرم تو اتاقه!
با دستش سینمو محکم تو دستش گرفت و زیر گوشم نالید
- بیشرف خواستنی... وول نخور دارم ارضا میشم!
دستمو جلوی دهنم گرفته بودم تا صدای نالههام به گوش خواهرم و نامزدش نرسه. حاجسعید گوشمو گاز گرفت و گفت
- پاهاتو دور کمرم بپیچ عسلم... میخوام کل آبمو بریزم تو و.اژنت.
با بیحالی پاهامو تکون دادم که توم آتیش گرفت... ناله مردونهای کرد
- به نظرت وقتشه پسرم داداش بشه؟ آه... باز کن دوباره ب.کنمت...
بوسهای به پیشمونیم زد و...
.
https://t.me/+E5xaE6H4XcE2NGQ0
پدر و پسر عاشق دوتا خواهر میشن و هر شب...🤤🔞 | 100 |
| 4 | _ آقا اومدی تورِ کویر نمیخوای از اون چادر بیای بیرون یکم شن و ستاره ببینی؟!
حافظ تن برهنهاش را روی تنم میکشد و بی توجه به صدای بیرون از چادر ، کنار گوشم پچ میزند
_ یک دور دیگه بریم سها جانم؟
توان ندارم بیش از این حین رابطه سکوت کنم. کاش دوستهای احمقش از چادر دور شوند ...
هنوز چیزی نگفته ام که با حس انگشتهای کلفتش روی نوک سینهام ، ناخواسته آه میکشم
صدای خنده از بیرون چادر میاید
_ حاجی این بنده خدا رفته روی کار! ولش کنین تا امشب سرِ چادرِ شما نیومده ....
حافظ گردنم را میبوسد و در حینی که دارد با دستهایش دیوانهام میکند ، میگوید
_ بقیه توی چادرشون ستاره ندارن .... بیرون دنبالش میگردن
مرا میگفت
سها نام یک ستاره بود!
https://t.me/+z7euY39RUp5iODAy | 76 |
| 5 | _ نمیخای بیایی رو تخت؟!
اب دهنم رو بزور قورت میدم:
_ خب..
پرید وسط حرفم و دستم رو کشید.
_ بهونه نداریم امشب باید تمکینم کنی!
روی پاهاش نشوندم و دستم رو درست روی کلفتی پاهاش گذاشت.
_ میبینی چه سیخ کرده؟!
برای تو سیخ کرده توله
با خجالت لبم رو گاز میگیرم و سعی میکنم بلند شم.
- از دیشب درد دارم نمیتونم!
با تقلا هام عاصی شده که جابه جام میکنه
_ خوبه همینجوری بشین روش!
بعد به خودش تکونی میده و عمیق تر...💦
https://t.me/+JA-rTafgAT0yZTdk
پسر حشری که هر شب ترتیب دختر رو میده📛 | 57 |
| 6 | دختره منشی شرکتی میشه و رییسش بهش چشم داره...🔞💦
https://t.me/+aoFD8Hi9HcY2ZTVk
_ کجا؟!❌
با صدای رییس برگشتم به عقب.
_دیگه وقت کاریم تموم شده بهتره که...
پرید وسط حرفم و قدم به قدم جلو اومد:
_ هنوز وقت داری💯
بهم رسید و دستش رو روی دیوار کنار سرم گذاشت و چشمای خمارش رو بهم دوخت!
با تعجب نگاهش کردم خواستم خودمو کنار بکشم که با حرفش چشمام گرد شد:
- الان بهترین وقته!
تا خواستم حرفشو حلاجی کنم یهو🍑🍆
https://t.me/+aoFD8Hi9HcY2ZTVk
کارمندمظلومیکهگیررئیسهیکلیشمیفته🔞🥹 | 55 |
| 7 | sticker.webp | 64 |
| 8 | تئاتر #پپرونی_برای_دیکتاتور، در سینمای آنلاین #فیلیمو
با هنرمندی پژمان جمشیدی، محسن کیایی، رویا میرعلمی، خسرو احمدی، فریده سپاهمنصور، علی احمدی و حدیث بیابانگرد
کارگردان: علی احمدی
تهیهکننده: خسرو احمدی
🍕 r.filimo.com/TPeperoni
@filimo | 25 |
| 9 | آقای دکتر گرامی، مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار هوشمند امین، بازوی ارتباطی گروه ارزشآفرینی داتوان، از فرصتهای پیشرو در حوزه ارتباطات و مأموریت این مجموعه گفت.
به گفته او، همانقدر که صنعت ارتباطات در ایران با سرعت توسعه پیدا کرده، همچنان خلأها و ظرفیتهایی برای بهبود وجود دارد؛ ظرفیتهایی که هوشمند امین تلاش میکند با ارائه راهکارهای خلاقانه و توسعه خدمات ارتباطی به آنها پاسخ دهد.
در همین مسیر، داتوان سل بهعنوان بازوی ارتباطی و بخشی از خدمات شبکه و شبکه اجتماعی مایدات، در سبد خدمات این مجموعه قرار گرفتهاند. در کنار این خدمات، مأموریت مهمتر هوشمند امین، توسعه زیرساختها و راهکارهایی است که بتواند پاسخگوی نیاز شرکتهای داتوان باشد؛ کسبوکارهایی که هرکدام در حوزه خود در لبه فناوری حرکت میکنند و برای توسعه، به زیرساختهای ارتباطی قدرتمند و بهروز نیاز دارند.
#دات_وان #دات_وان_سل #مای_دات #ارتباطات #فناوری #الکامپ | 69 |
| 10 | _حامـله ایی دوباره دخـتر کوچـولوم ...دوباره یه وارث دیـگه برای آصلان ها گذاشـتم توی رحـمت
گریون دستمو روی شکمم گذاشتم
_ چرا ح...حاملـه ام کردی دوباره چـاووش خـان !!!
دست عضلانیش سمتم گرفت...نیشخندی زد
_ بیا کوچـولو...دستمو بگیر تا ســگم نکردی با گریه هات ...بیا بغلم...این دفعه یه دختر کوچولو مثل خودت میخوای به بابا بدی چشــم قشنــگ من !!!🔞🔥❌
https://t.me/+sgLAuAckSHg4M2Y0
توی 18سالگی دور از چشم خانوادم معشوقه خانی شدم که دشمن خونی خانوادم بود....🔞 | 102 |
| 11 | ديووانه وار خودش را به دختر ميكوبيد و ميان ضرباتش در سوراخ تنگ دخترك ، بينى در موهاى كوتاهش فرو برد .
اونيكس از شدت درد جيغ ميكشيد و ديما عطر موهايش را جنون وار استشمام ميكرد .. ان دخترك را نفس ميكشيد و ذره ذره تصرفش ميكرد.
_ بسههههه لعنتـى!
ديما بوسه اى بر موهاى به عرق نشسته اونيكس نشاند و عميق تر از قبل عضوش را در دخترك فرو برد .
ديووانه دخترك بود اما نميتوانست جلوى خودش را بگيرد .. او تنها جايى كه روى خودش كنترل نداشت زمانى بود كه بحث اونيكس وسط بود !
https://t.me/+Gkce_jUHy5cxNGM0
ديما مافياى بزرگ روس چنان عاشق اونيكس ميشه كه اون رو ميدزده و هرشب ..🔥👆🏼🤯 | 92 |
| 12 | -زیر سینههای خوشگلش یه ماهگرفتی داره!
با وحشت به برادرِ آرش خیره شدم که آرش یقهاش رو گرفت و غرید:
-چرت نگو. تو از کجا میدونی عوضی؟
نیشخند زد و گفت:
-چرا از خودش نمیپرسی؟ بهت نگفته سینههاش تو دهنم بوده؟
یهو آرش یقهاش رو ول کرد و به سمتم چرخید
با گریه جیغ کشیدم:
-دروغ میگه!
ولی آرش با نگاه پر از نفرتش از کنارم رد شد و زمزمه کرد:
-خیلی به هم میاین! خیانتکار و منحرف!
https://t.me/+Yru31qrREbZiZTI0
عاشقش بودم ولی برادرش با لو دادن یه راز درمورد خصوصی ترین عضو بدنم، همه چیز و بهم ریخت و...😱🔞❌ | 91 |
| 13 | #رئیس کلفتحشری🔞
#part32
- قبل جلسه بهم كـ.ون ميدي ماهی❌
كـ.لفتش و از پشت و لباس فرم به كـ.ونم فشرد و كـ.لاهك گردش و لاي چـ.اك باسنم كه حس كردم لبم و گاز گرفتم.
- اووم سـ.وراخت برام حسابـي گشـاد شده مگه نه خانم مهندس جـ.نده؟!🔥🫦
آه غليظي كشيدم و با شدت اسپنـ.ك محكمي در كـ.ونم زد و مـ.مه هام و چنگ زد.
- وقتـي مـ.مه هات و مي چلونم قـ.مبل كن تا مجبورت نكردم وسط خيابون بهم بدي🔞
توي شرکت براش قـ.مبل كردم و با ديدن منشی جلو در…
https://t.me/+zS4fKIKsbKlmYTM0
خانم مهندس جـ.نده كه به رئیس كلفتش تو شرکت ميده🔥🔞💦 | 75 |
| 14 | sticker.webp | 66 |
| 15 | ⭕️⭕️ 🔹 🔹 ⭕️⭕️
از بی پولی خسته شدی؟
دنبال درآمد بالا ⬆️🔝⬆️ هستی؟
شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده!
پس روی این لینک ضربه بزن
📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇
🆔 @Kingofdarkesm
🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅
👩🏻💻@BlackpnatherXm2
🔹 😘 از این پیام، ساده رد نشو !!
شاید تنها فرصت طلایی ⭐️ زندگیت باشه !
🖤 🖤 🖤 🖤 🖤 🖤 | 68 |
| 16 | شــــورت سیاه گیپورم رو تو دستش فشرد.
_لباس زیــــرات رو میبینم کمرم پر میشه!
این کوفتی هارو یه جا قایــــم کن!
_وا چه ربطی داره، لباس زیرامو کجا بزارم؟ من قایمشون نمیکنم.
_پس باید خودت کمــــرم رو خالیش کنی!
_زن و شوهر صوری هستیم کمر خالی کن که نیستیم!
کمرم رو چنگ زد و خودش رو بهم چسبوند دهنم باز موند از بزرگی و سفتیش!
_حسش میکنی بی وجود؟ دارم میـترکم تا بزارم توت، دلم گرمای لای پـــات رو میخواد بیـــشرف وا بده!
https://t.me/+0mIjowGeqqVkZWY8
#پارت_واقعـــــــی
#اروتیــــک_زناشــــــویی 🔞 | 100 |
| 17 | با تخمی که تو شکمت کاشتم داشتی فرار می کردی کوچولو؟
فکر دور زدن من به سرت افتاده؟؟
_ محاله بمونم، محاله! نمی خوامت، نه تو رو نه بچه ای که از تیمورتاشا باشه رو!
با حرص و غریزه ی مردونه تو بغلش قفلم کرد و دستشو روی شکمم سر جای انار کوچولو فشار داد
_ به دنیاش میاری دختر، تو همین رحم کوچولوت پرورشش میدی!
https://t.me/+IdGWJCXjpwU2MzY0 | 90 |
| 18 | - باکره نیستی آیه؟
بغض کردم.
- تو خودت زن داشتی نیواد!
مرد بینی بالا کشید.
- باکره نبودی؟
- ب... بخدا با کسی نبودم، اما خون نیومد! ش... شاید فرق داره بکارتم.
مرد پوزخندی زد و پاهاش و باز کرد.
- یبار دیگه میکنم، دعا کن خون بیاد آیه، دعا کن!
https://t.me/+CqPwi2QAgcw3NTFk
شوهرش بهش تهمت میزنه و دختره با شکم حامله میره و...🥹👆💔❌ | 90 |
| 19 | خاله ناز لیس👅🔞💦
- اووف جون ناز تپلی، سوراخ صورتی بهشتت واسه مامی نبض میزنه؟
لای بهشت کوچولوشو با دو انگشت باز کردم و چوچول پف کرده و داغشو با صدا تو دهن کشیدم و محکم مکیدم که جیغ زد:
- وای نه آههه خاله من همکلاسی دخترتم اییی
حشری اومم گفتم زبونمو تندتند رو ناز خیس و نرمش میکشیدم و ممه های کوچیکشو میمالیدم
- اوفف جوون خوشت میاد مامان دوستت ناز شیرینتو مک میزنه کوچولو؟
زبون خیسمو بین لبه های پف کرده نازش بردم و رو چوچولش لرزوندم که آب با شدت از ناز تپلش بیرون زد و...🍑🔞💦
https://t.me/+QiqIU7izR_84MDY0
میلف لزبین حشری هرروز دوست صمیمی و کم سن دخترشو خفت میکنه و با لیسیدن بهشت صورتی و ممه های تپلش حال میکنه که...🙈🔥 | 80 |
| 20 | #parg12🔞
_آهههـههه عمو خارای کاندوم بهشتمو اذیت میکنه!
دوست هیکلی عموم فشار کلفتشو تو سوراخم بیشتر کرد و کاندوم خاردار تومو دوباره تحریک کرد!
_خودت کلفت خاردار خواستی جنــدهی عمو.....
تند و شهوتی خودشو تا ته توم فرو کرد و دراورد و با کلفتش چند ضربه زد به بهشت متورمم!
_اوووف عمو بهشتم میسوزه!
کاندوم پر از ترشحات بهشتم شده بود و با گذاشتن سر خیسش دم سوراخ کونم ماتم زد!
_انگار از بهشتت زیاد کار کشیدم حالا وقته کونته!
خودمو سفت کردم که یهو با کلفت خاردارش....😈🔞🔞🔞
https://t.me/+Wi2u_ZybTeVkMTZk
دوست عموش با کاندوم خاردرشت سوراخاشو گشاد میکنه👅🔞 | 74 |
