596
Subscribers
+124 hours
+47 days
+6030 days
Posts Archive
اوتقدر قلبم بعد از رفتن بابا فشرده شده که واقعا توان ادامه زندگی رو ندارم
هر روز دارم از خودم میپرسم
چجورییی من تن بی جونتو تو دستای خودم دیدم ولی باز زنده موندم
چجوری من دیدم رفتنتو باز هستم
نمیدونم چجوری بگم که به هر جا و هر چیز چنگ میزنم که به زور خودمو نگه دارم باز سر میخورم
من واقعا توان ادامه هیچ چیز رو ندارم
بعد بابا هیچ چیز رو نمیتونم
کاش میدونستی بابا ساعت هااا به فلوکستینام نگاه میکنم میشمارم میگم اگه همشو بخورم میام پیشت؟
هی دوباره منصرف میشم
چون حتی تموم کردن زندگی هم عرضه میخواد
من عرضه اونم نداشتم بابا
شمام حس میکنید یگانه عشق ابدی واقعا اون شخصیت نایس و کیوت و گوگولی نیست؟
و خیلی بی ادبه
و اگه میموند قطعا منفور میشد
زین به عنوان دانشجوی علوم آز کجاها میشه رفت کار کرد؟ یا فارغالتحصیل باشیم ولی هنوز طرح نرفته باشیم میشه جایی رفت؟
همونیم که میخوام کنکور بدم
خلاصه که اگه خودتون برای بیمارستانی برای طرحتون دارید تقاضا میدید به این توجه کنید که بیمارستانی نباشه که خط اول حوادث و تصادف و اینا باشه چون واقعا دهن سرویس میشه.
اوایلش میگه وای چقد هیجان انگیز و اینا ولی کم کم پژمرده ات میکنه🫠
