Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
8 038
Subscribers
No data24 hours
-1107 days
-63930 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '25
September '250
in 1 channels
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '250
in 1 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 2 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 1 channels
Get PRO
January '250
in 1 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '24
+3 368
in 59 channels
Get PRO
September '24
+710
in 64 channels
Get PRO
August '24
+1 610
in 68 channels
Get PRO
July '24
+645
in 60 channels
Get PRO
June '24
+358
in 55 channels
Get PRO
May '24
+764
in 55 channels
Get PRO
April '24
+2 301
in 83 channels
Get PRO
March '24
+2 993
in 65 channels
Get PRO
February '24
+2 916
in 78 channels
Get PRO
January '24
+2 276
in 164 channels
Get PRO
December '23
+3 022
in 106 channels
Get PRO
November '23
+3 407
in 148 channels
Get PRO
October '23
+3 417
in 99 channels
Get PRO
September '23
+4 091
in 0 channels
Get PRO
August '23
+8 261
in 0 channels
Get PRO
July '23
+8 089
in 10 channels
Get PRO
June '23
+3 589
in 0 channels
Get PRO
May '23
+2 419
in 0 channels
Get PRO
April '23
+7 969
in 0 channels
Get PRO
March '23
+2 320
in 0 channels
Get PRO
February '23
+5 429
in 0 channels
Get PRO
January '23
+7 894
in 0 channels
Get PRO
December '22
+14 041
in 0 channels
Get PRO
November '22
+6 185
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3 347
in 0 channels
Get PRO
September '22
+3 062
in 0 channels
Get PRO
August '22
+3 559
in 0 channels
Get PRO
July '22
+3 455
in 0 channels
Get PRO
June '22
+3 072
in 0 channels
Get PRO
May '22
+5 125
in 0 channels
Get PRO
April '22
+3 187
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2 212
in 0 channels
Get PRO
February '22
+1 585
in 0 channels
Get PRO
January '22
+2 569
in 0 channels
Get PRO
December '21
+3 613
in 0 channels
Get PRO
November '21
+4 038
in 0 channels
Get PRO
October '21
+3 522
in 0 channels
Get PRO
September '21
+4 771
in 0 channels
Get PRO
August '21
+6 809
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
نوشته بود؛ یکدختر دوتا ماموریت مهم داره: "وقتی پارتنرش عصبانیه آرومش کنه، وقتی پارتنرش آرومه عصبانیش کنه."
| 2 | When you say .. | 432 |
| 3 | رمان سکسیِ الههی شهوت🔞
سینه هاش به نظر خیلی سنگین میومدن با دستم کمی فشارشون دادم که از نوکش شیر سرازیر شد و آخش هوا رفت.
- چند وقته زایمان کردی؟
- دو ماهه خانم.
- خوبه... نترس قرار نیست سینه درد بگیری شیر سینه هات تخلیه میشه.
به سمت ک.صش رفتم، خیسِ آب بود. طبیعی بود چون خیلی وقته سکس نداشته. رز دستمال مرطوبی رو بهم داد تا پاکش کنم.
- خانم ها این که خیس باشید اصلا بد نیست اما دلم میخواد در طول آموزشات خودداری رو هم یاد بگیرید.
تقریبا همشون تحریک شده بودن. بعضی ها با خجالت و شرم، بعضی ها هم با تحقیر نگاه میکردن.
- خب همونطور که میبینید واژنش رنگ خوبی داره، اما به دلیل زایمانی که داشته به شدت قیافه بدی گرفته که خب قابل تغییره!
کمی با چ.وچ.ولش بازی کردم تا دوباره خیس بشه و بعد انگشتمو وارد سوراخش کردم ولی به شدت گشاد بود طوری که در لحظه ی اول چهار انگشتم کاملا وارد میشد.
_سوراخ واژنش هم بدجور گشاد شده باید تنگ بشه!
دخترا داشتن با دقت یاداشت میکردن.
خیسی واژنشو کمی به سمت پایین سوق دادم و انگشتمو دورانی روی سوراخ پشتش کشیدم که دوباره تقلاهاش شروع شد.
- تورو خدا خانم التماس میکنم نه... باهام این کارو نکنید... آبروم رفت!
دست دیگهمو رو چ.وچ.ولش گذاشتم و محکم فشار دادم که ساکت شد.
انگشتمو با فشار وارد سوراخ باسنش کردم. اونقدر تنگ بود که سریعا جیغ زن دراومد.
کمی ک.صش رو مالش دادم تا دردش رو فراموش کنه و بعد شروع کردم به حرکت دادن انگشتم.
معلوم بود که تا حالا از این سوراخ به کسی نداده!
- دقت کنید که وظیفه شما آماده نگه داشتن تمام نقاط بدنتونه!
من شما رو با تک تک نقاط لذت بدنتون آشنا میکنم و شما به هیچ وجه نباید از این لذت غافل بشید!
زن داشت به ارگاسم میرسید که دست از کار کشیدم...
https://t.me/+Ta8-M-WPDWo5MjU5
https://t.me/+Ta8-M-WPDWo5MjU5
https://t.me/+Ta8-M-WPDWo5MjU5
https://t.me/+Ta8-M-WPDWo5MjU5
https://t.me/+Ta8-M-WPDWo5MjU5
مادام زنی که با ورود به دنیای سیاست مسئولیتی رو به عهده میگیره
مسئولیت آموزش لذت جنسی به زن های شیخ های عرب اما...
ارحام مردی دو رگه ایرانی عرب که بدجوری دنبال پیدا کردن سرنخ و زمین زدن کله گنده های عربه اتفاقی با مادام، زنی که به عنوان الههی شهوت ازش یاد میکنن، آشنا میشه...
رمان به شدت اروتیک و سکسی مناسب بزرگسالان‼️❌🔞🔞 | 349 |
| 4 | - می دونی که من عاشق فرهادم و می خوای باهاش ازدواج کنی؟!
با غم این را از طوطی می پرسم.
فرهاد پسرعمویم است که از بچگی عاشقش بودم و طوطی صمیمی ترین دوستم که از احساساتم نسبت به فرهاد خبر دارد.
قرار بود به کمک طوطی فرهاد را عاشق خودم کنم، اما فرهاد عاشق طوطی شد!
طوطی می گوید: من نمی خوام با فرهاد ازدواج کنم، اصرار خانواده مه! خودت که می شناسیشون! باید یه جوری عروسی رو به هم بزنیم که به نفع هر دومون تموم بشه! من یه نقشه ای دارم!
با امیدواری نگاهش می کنم و او ادامه می دهد: تو باید قبل از عقد خودکشی کنی و نامه بنویسی که فرهاد بهت دست زده و حالا رفته سراغ دوستت!
***
امروز روز عروسی طوطی و فرهاد است. با آمدن عاقد کنار استخر می روم و بدون هیچ فکری کاری را که طوطی گفته بود انجام می دهم. عروسی به هم می خورد و همه از محتوای نامه باخبر می شوند. فرهاد به هر دری می زند تا ثابت کند چیزی بین ما نیست، اما در نهایت مجبور می شود مرا عقد کند!
زندگی ام با تحقیرهای فرهاد سپری می شود تا آنکه طی یک تصادف فرهاد حافظه اش را از دست می دهد! بعد از تصادف آنقدر بهش محبت می کنم که گمان می کند هیچ مشکلی میانمان نیست!
***
سه سال از آن ماجرا می گذرد و حالا من هشت ماهه باردارم که سروکله ی طوطی پیدا می شود. طوطی آنقدر می رود و می آید که حافظه ی فرهاد برمیگردد.
فرهاد تا حد مرگ کتکم می زند و بچه مان سقط می شود. طلاقم می دهد و با طوطی ازدواج می کند!
و من دیگر آن ویدای سابق نیستم که عشق فرهاد کورم کرده باشد!
پیشنهاد ازدواج امیرعلی، پسرخاله ی فرهاد را قبول می کنم! امیرعلی ای که فرهاد دل خوشی از او ندارد!
https://t.me/+9tojFqaYM_AxZTY0
https://t.me/+9tojFqaYM_AxZTY0 | 223 |
| 5 | #rainbowse.x
Lesbian🔞
از لای در یواشکی به سک*س داغ داداشم با نوعروسش خیره شده بودم.
با دیدن ک.ص و ک.ون صورتی و خیس غزال خمار دستمو تو شورتم بردم و چو.چولمو تند تند مالیدم که صدای ناله از دهنم در اومد و ایمان ک.یر کلفتشو از سوراخ تنگ ک.ص خانمش بیرون کشید و نگاهش به من افتاد.
- جووون آبجی کوچیکه تو هم با دیدن ک.ص تپل زنم خیس کردی
خجالت زده دستمو از شورتم در آوردم که ایمان منو داخل اتاق کشوند و لنگای زنشو باز کرد که چشمام زوم ک.ص خیس غزال شد و سوراخش که نبض میزد حشرمو دوبرابر کرد.
با تردید سرمو نزدیکش کردم و نوک زبونمو روش کشیدم که ناله کرد و با حس خوشمزگیش تند تند شروع به لیس زدنش کردم
- آههه لیسش بزن سحر ک.صمو با زبون داغ کوچولوت بکن
زنداداش حشریم ک.صشو تو دهنم تکون میداد که ایمان سرمو پس زد و ک.یر کلفتشو تا ته تو سوراخش هل داد و با صدای جیغش چو.چول پف کردشو به دهن گرفتم و.....
https://t.me/+Yla2EBVhanEwZjIx
https://t.me/+Yla2EBVhanEwZjIx
https://t.me/+Yla2EBVhanEwZjIx
https://t.me/+Yla2EBVhanEwZjIx | 238 |
| 6 | -به زن هرجاییت بگو تو خونهی من درست لباس بپوشه. اینجا پسرِ جوون میاد، دامادم میاد، حاجی میاد
امیرحسین بی حوصله بین راه متوقف شد و گردن کج کرد سمت مادرش
-باز چی شده حاج خانوم؟نگران حروم و حلالشی؟ دامادت میشه داداشِ شادی... علی سال به سال اینجا نمیاد. حاجی ام که مَحرمه. ول کن منو!
خواست بره سمت در ورودی که صدای مادرش بازم مانعش شد
-رخت و لباساشو دیدی؟ رو بهش بدی دو روز دیگه بیکینی میپوشه، میگه حاملم میخوام راحت باشم! بهتره این لباسا رو بذاره واسه وقتی که میخواد بره زیر مردا!
دست امیر از حرص مشت شد
هر لحظه اینو تو صورتش میکوبیدن که زنش خیانت کرده! که پارهی تنش باهاش رو راست نبوده... که خلوتشون شریک داشته!
چندشش شد و معده اش به هم پیچید
حرصی جواب داد:برو خودت بهش بگو. هر حرفی داری به خودش بزن
-من؟من با اون نجس تر از سگ هم کلوم بشم؟ عمرا! نمیفهمم چرا برداشتی اوردیش تنگ دل من.... پرتش میکردی خونه اقاش تا...
حرف مادرشو قطع کرد و گفت:پرتش میکردم اونجا تا باز تن اش و لاشش رو از زیر دستای دوماد حروم لقمه ات بیرون بکشم؟ حامله اس، بچهام تو شکمشه میفهمی؟یکی دو ماه دیگه طلاقش میدم و بیرونش میکنم
حاج خانوم دست به کمر زد و گفت:به شاهین میگی حروم لقمه چون دست روی خواهرش بلند کرده؟اون غیرت داره. نمیتونه این لکهی ننگ رو تحمل کنه..
بعدم یه جوری میگی بچم بچم...از کجا معلوم بابای اون بچه خودت باشی امیرحسین؟؟
بند بند تنش آتیش گرفت از حرفای پر از نیشِ مادرش
از لای دندوناش غرید : اون زنیکه هنوزم زنِ منه... تا وقتی اسم من روشه، بچه ای که تو شکمشه از خودمه...طلاقش که دادم هرچی خواستین درمورد خودش بگین...ولی فقط درمورد خودش،نه بچهام
-تحفهی قرن رو قراره بزاد؟واسه بچه مراعاتشو میکنی؟تا دیر نشده این دندون لق رو بکَن.واست زن میگیرم هرچقد بچه خواستی بیاره
نفسشو کلافه بیرون داد
عصبانی بود،از عالم و آدم شاکی بود
از خود لعنتیش که چند دقیقه پیش سیلیِ محکمی به زنش زده بود!
چون گفته بود هوس شیرینی کرده،بعد از هزاربار سرخ و سفید شدن
شادی... دیگه خیلی وقت بود که شادیش نبود!
لعنتی چطور خیانت کرده بود آخه
اون که میدونست امیر جونشم واسش میده
دیده که با چه زجری به دستش آورد
حقش نبود!
-تمومش کن مامان
-من لال بشم همه چی درست میشه؟اون هرزه اشغال سر به راه میشه؟تو یادت میره مچشو با یه مرد دیگه گرفتی؟اون اشغالِ هرجایی..
حرف شهین رو قطع کرد و گفت:
چرا نمیگی چی باعث شد شادی هرز بپره؟ مگه همون دختر آفتاب مهتاب ندیده نبود که از خدات بود عروست بشه؟چی شد پس؟
غیر از اینه که وقتی فهمیدی قبل اینکه تو بخوای، قبل از خواستگاری بهش گفتم میخوامش؟
چیکار کردی حاج خانوم؟رفتی از پسرت شکایت کردی، من و شادی رو کشوندی دادگاه به جرم دوست داشتن!
دخترت مگه همون غلط رو نکرد؟
چرا عزتشو نگه داشتی؟ چرا مثل شادی جلوی همه خُردش نکردی؟ آره...من بی غیرتم...من قبل از همه ی اینا با دختر حاج رسول خوابیدم...خودشم راضی بود
ولی شماها گند زدین تو زندگیم
از اولم اینجا اومدنِ ما اشتباه بود
راهی اتاق شد و صدای شهین به گوشش رسی :اومدی،چون ترسیدی زنت با شکم بالا اومده بازم هرز بپره...
چرخید و انگشت اشاره اش رو تکون داد:اومدم تا مادری کنی... اون احمق بچه بود نفهمید چه غلطی میکنه...خواستم حرف بزنی باهاش،سر به راه بشه.ولی اشتباه کردم
صداشو بلند کرد و گفت:شادی هرچی داری جمع کن،برمیگردیم خونه خودمون
در اتاق رو که باز کرد،مات موند و خشکش زد
زن کم سن و سالش بود که غرق خون افتاده بود کف اتاق
رگشو بریده بود
بلند فریاد کشید :احمق...چه غلطی کردی تو
تن نیمه جونش رو بلند کرد و شادی بی جون لب زد :ببخشید که عاشقت شدم امیر
اشک امیر روی صورت رنگ پریده شادی افتاد و غرید :خفه شو شادی...دهنتو ببند تا لهت نکردم
شهین دستپاچه خواست دنبالش بره که امیر داد زد :بمون سر جات...نمیخوام بیای!
درد به مغز استخون دخترک رسیده بود با این حال لبخند زد...ته خط رسیدن همین شکلی بود نه؟
-دیگه وقتی عصبانی میشی ازت نمیترسم
روی صندلی جلوی ماشین گذاشتش و سریع سوار شد.با سرعت رانندگی میکرد اشک ریختنش دست خودش نبود
هنوزم عاشقِ این بیمعرفت بود!
دخترک کم مونده بود از شدت درد از حال بره
لب زد :فقط بچه رو نجات بده...بخدا از خودته...من دیگه طاقت این همه حرف رو ندارم...نمیتونم خودمو ثابت کنم
امیر فریاد کشید:گفتم اون دهن لعنتیتو ببند وگرنه جوری میزنمت که...
-زدی! نزدی؟
تارهای صوتیش درد گرفت از شدت فشار :لعنت به من
پلکای شادی که روی هم افتاد، ناباور نگاهش کرد
نباید میمرد...بهت زده خیره مونده بود که صدای بلند بوق توی گوشش پیچید و برخورد محکم کامیون بزرگی به ماشین...
https://t.me/+K6KT3mJC6Uc3M2Y8
https://t.me/+K6KT3mJC6Uc3M2Y8
https://t.me/+K6KT3mJC6Uc3M2Y8
#پارتواقعیرمان
با بیشتر از 700 پارت آماده هیجانی ❤️🔥 | 398 |
| 7 | میگن هیچ عشقی تو دنیا، مثل عشق اولی نیست .. | 467 |
| 8 | #خونه_جنسی🔞
#Part_1
_اوممم تا حالا دوتا ددی منو جر نداده بودن اوممم اوووف ک.صم میخاااارهههه
شیخ داشت از جلو جرم میداد و بابایی از پشت ک.صمو میمالید و صدای شلپ شلوپ میکرد و آب ک.صم تا رون هام کشیده شد
از شدت شهوت پاهام میلرزید و باورم نمیشد دارم زیر بابایی و شیخ ک.ص و کو.نم پاره میشه
_اههههه رفیق دخترتو گاییدم چه ک.ص آبدار و تنگی داره جون میده شب همینجوری کی.رم تو ک.صشه تا صب بخوابم
بابایی با لذت رفیقشو پشتم فرستاد و منو روی خودش نشوند و سیلی به سینه های درشتم کوبید که لرزید
_من میخوام دخترمو از ک.ص بکنم تو از کو.ن بگادش
تا به خودم بیام هردو همزمان از عقب و جلو واردم کردن از شدت درد و لذت جیغ کشیدم
به معناب واقعی جر خوردم که بابایی سینه هامو تو مشتش چلوند و آه بلندی کشید
_تا مامانش نیومده باید دوتا ددی هاش شیر سفید رنگ ک.صشو در بیارن نه رفیق؟
شیخ لبمو تو دهنش کشید و تلمبه هاشون همزمان شد و ناله بلندی کردم... دوتا ددی داشتن هم خیلی خوب بود.
-وااای من تشنمههه لطفا بهم آب بدید بابایی جونمم
شیخ پوزخندی زد و خودشو ازم بیرون کشید و زبونمو بیرون اوردم که کی.رشو به زبونم کوبید
چشمامو با لذت بستم زبونمو همزمان با ک.ونم تکون دادم که بابایی با فشار آبشو روی زبون و تو حلقم ریخت..
اومیی کردم و با لذت خندیدم و بابایی بهش اشاره کرد با ک.صم روی دهنش بشینم تا بلند شدم و روی دهن بابایی نشستم که صدای در اومد و با وحشت به مامانم که لخت شد و جلو اومد...
https://t.me/+xKl8139U-tllOGY0
https://t.me/+xKl8139U-tllOGY0
https://t.me/+xKl8139U-tllOGY0
https://t.me/+xKl8139U-tllOGY0
https://t.me/+xKl8139U-tllOGY0
سکس گروپ بین دختر و دوتا ددی که مامان دختره هم بهشون میپونده🙈🔞💦 | 2 109 |
| 9 | -ولم کن روانییی ولم کننن
کمک....یکی کمکم کنهه
اون مردک روانی بیخیال و خونسرد نزدیکم شد و بی توجه به تقلاهام پاهای لخت بی حسمو کمی بلند کرد و #پوشکو زیرم گذاشت
با تمسخر به تپل پف کردم نگاهی انداخت و سیلی محکمی روش زد که برق از چشام رفت
- آخخخ اییی
تو دهنی که خوردم غیر منتظره بود
- قانون اول حق جیغ زدن تا زمانی که من ندادمو نداری کوچولو
با چشمای درشت و لرزون نگاش کردم که پورخندی زد و دوباره شروع کرد به #سیلی زدن به ک.ص ورم کردم
اشک میریختمو هق هق و ناله هام بلند شده بود
- آاااایییییی غلط کردممم بسههه بسههه
یه لحظه حجم #بزرگی وارد ک.صم شد بی توجه به چشمای از حدقه بیرون زدم مشت رمختشو وحشیانه داخلم تكون داد
- اوههه بیب ببین چه خونی🩸 راه افتاده
توهم دوست داری نه؟
بابایی داره دختر کوچولوشو جر میده نه؟؟
وقتی دید از شوک بیرون نمیام سریع #ماسک اکسیژنو رو بینیم گذاشت و ترسناک گفت:
- نگران نباش عسل بابا
ددی حواسش بهت هست خودم میدوزمت خودمم دوباره پارت میکنممم
خنده عصبی کردو حرکت دستشو محکم تر کرد که بی جون ناله کردم و بدنم شروع کرد به لرزیدن
- اره ارهه بلرز بلرززز
گفته بودم پا رو دمم نزاری اما گوش نکردی عسل
تاوانشو پس میدی دختر بد
بالاخره دست نگه داشت. اما با حس #زبون خیس و خشنی بین تپل خونیم وحشت زده پایینو نگاه کردم که دردناک شروع به خوردن ک.ص پارم کرد و.....
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
⚠️🔞دستگاه شوک و میزاره رو تپل دختره و انقدر شوک میده تا ارض.ا شه😱🔞⚠️
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
https://t.me/+DghjcVuwlnE3NmU0
سیاوش دکتر روانی ای که به زور دختر بچه مدرسه ای رو لیتل خودش میکنه و ...😈💦
❌❌با ژانر متفاوت #ددی_لیتل_خشن_دارک که مناسب فقط بزرگسال میباشد❌❌ | 283 |
| 10 | - آهههه اومممم ک.صم قلقلک میاد آهههه بیشتر میخوام.
انگشتای ظریفمو با ناز لای تپل خیسم مالیدم و حشری ناله کردم که نگاه تیره و خمارش روم زوم شد و دستای برنزش روی شلوار مشت شد.
مثل دخترک توی فیلم #پو.رن بدنمو پیچ و تاب میدادم و ک.ص تپل و خیسمو جلو چشماش تند تند میمالیدم که اختیارشو از دست داد و سمت ک.ص تشنم حمله ور شد و چو.چولیمو با ملوچ ملوچ تند تند مکید.
- آییی اوستا خان یواشتر ک.صمو از جا کندی آخخخ
نوک صورتی ک.یر کلفت و سیخشو روی غنچه لبام گذاشت که زبون داغ و نرممو روش سر دادم و وحشیانه تو دهنم تلنبه زد و آب ک.صمو هورت کشید........
https://t.me/+qLiOV0SUwOo4NjI0
ک.صشو جلو رفیق س*کسی داداشش میماله💦🍓
https://t.me/+qLiOV0SUwOo4NjI0
https://t.me/+qLiOV0SUwOo4NjI0 | 279 |
| 11 | + برو توی اون اتاق لباساتو دربیار کامل لخت شو تا بیام
+ لباسامو دربیارم؟؟؟ لخت شم؟؟؟ بدن منو تا حالا کسی ندیده چجوری لخت شم؟؟؟
+ من برده هامو قبل رابطه معاینه میکنم
من هنوز شالمم از سرم برنداشته بودم چه برسه لخت شم دستام منجمد شد کنار شالمو از سرم برداشتم مانتو و تاپ و شلوارمو هم دراوردم حالا فقط شورت و سوتین برام باقی مونده بود
با کلنجار درونی زیاد سوتین و شورتمم دراوردم حالا کاملا لخت بودم دقیقا همون چیزی که گفته بود دستامو جلوی سینه و ک.صم گذاشتم اصلا باورم نمیشد جلوی مردی که برای اولین بار دیدمش کاملا لختم
+ قبلا سکس داشتی؟
+ نه
به سمتم اومد انگشتاشو روی بدنم کشید سر انگشت شصتشو دور نوک سینم چرخوند پوستم دون دون شد
با لمس بدنم انگار آتیشی لای پام روشن شد آرزو کردم دستشو به پایین نبره.
کف دستشو روی شکمم گذاشت و از نافم به سمت لای پام برد چشامو بستم و دندونامو بهم فشار دادم.
با ضربه به بغل رونم بهم فهموند که پامو باز کنم منم مثل یه ربات گوش به فرمان شدم.
انگشتشو لای ک.صم کشید و به بالا آورد با باز کردن انگشتاش جلوی چشمام پرده ای از آب ک.صم بین انگشتاش ایجاد شد
+ اسلیوی که توی جلسه اول اینجوری خیس میشه رو میدونی بهش چی میگن؟
+ نمیدونم
+ هرزه
دستکش پزشکی به دست و نگاه اخم آلودی به من کرد
+ روی میز خم شو با.س.ن.تو با دستات باز کن
یه دستگاه از کنار صورتم برداشت و دسته شو چرخوند و هی باز و باز تر شد و دوباره جمعش کرد
سر دستگاه رو به سوراخ با.س.ن.م فشار داد و...
ادامه پارت👇
https://t.me/+FiBwNbGj-xE4MzBk
https://t.me/+FiBwNbGj-xE4MzBk
https://t.me/+FiBwNbGj-xE4MzBk
❌ بر اساس یک داستان واقعی ❌
هـشـــدار❌
این رمان خاطرات نویسنده ست و یکبار فیلتر شده به خاطر صحنه های باز جنسی که داره پس اگه علاقمند به رمان های اروتیک و bdsm نیستید این رمان مناسب شما نیست❌ | 357 |
| 12 | نفس تویی، هوام تویی .. | 495 |
| 13 | خدمتـــکار🔞 هـــات🔥
#پارت_۶۴۴_واگهـــــــــیواگهــــــــــــی💯🔥🔞💦
- کی*ر میخوای یا انگشت؟از چیزت میپرسی ببینم کدوم رو میخواد؟💦🔥
- سی...سیروان لطفا...
گفت و پاهاش از هم باز کرد و دستش رو روی لبه ی تیشرتش گذاشت و با یه حرکت از تن درآورد.
حالا با سوتین بود و تنش میلرزید و از گر گرفتگی قرمز شده بود.
نیم خیز شدم و پاهام دوطرف بدنش گذاشتم که چشماش ازم دزدید و دستاش به سمت کش شورتم کشیده شد.
با نشستن دستای کوچیکش روی کش شورتم و پایین فرستادنش، کی*رم بیرون زد و صدای قورت دادن آب دهنش رو منم شنیدم.
با دستاش کی*رم رو گرفت و شروع به ور رفتن باهاش شد.
یه دستش رو به ک*صش مالید و خیسی و لزجی ک*صش رو روی کل کی*رم مالید و حالا توی دستش به راحتی بالا و پایین میشد و کم کم کی*رم داشت سیخ و کلفت میشد.
دستاش پس زدم و با گرفتن کی*رم خودم بین پاش تنظیم کردم و روی لزجی ک*صش مالیدم و چندبار کلاهکش رو داخل واژن پر آبش فرو بردم و درآوردم که صدای اعتراض و ناله های سر لذت و خماریش فضای اتاق پر کرده بود.
- آی...آخ...بزن توش دیگه...الان فقط دلم کی*رت رو میخواد...اذیت...نکن...بزن توش...
- هنو زودته کوچولو...
گفتم و با یه حرکت کنار رفتم و روی زانو نشستم وبا گرفتن بازوش بلندش کردم و با اشاره به کی*رم لب زدم.
- شروع کن ببینم تا چه حدی میتونی پیش بری، هرچقد بیشتر بهم حال بدی امشب یه سکس توپ برات میزنم که فرداشم بخوای و خودت بگی ک*صم رو جر بده...
- تا این حد مطمئنی که این حرف رو میزنم؟
- بستگی به تو داره بهم حال بدی بهت حال میدم موش کوچولو...
گفتم و چشمکی بهش زدم که از تخت پایین رفت و بالشت رو پایین انداخت و روش زانو۴ زد و روی تخت خم شد و با دستاش کی*ر شق شده ام رو گرفت و زبونش رو روی کلاهکش زد و.....
- اوممممم چقد کلفت شده، اخ لعنتی ببین چجور رگاش بیرون زده!
- معطل چی هستی شروع کن!
انگار منتظر این حرف بود که نصف کی*رم توی دهنش برد و میک عمیقی زد .
با یه دستش کی*رم رو گرفته بود و با یه دست دیگه اش خا*یه هام رو میمالید.
انگار با همه نا بلدیش خوب داشت تحریکم میکرد.
کی*رم از دهنش درآورد و تفی روش انداخت و دوباره شروع به لیس زدن و مکیدنش کر .
هربار تا نصف داخل دهنش میبرد و زبونش رو دور تا دورش میچرخوند و کلاهکش رو میمکید.
زبونش رو لیس وار تا پایین و روی خا*یه هام میکشید و اروم و نوبتی شروع به مکیدنش کرد.س
زیاد وارد نبود ولی همین باعث شده بود تحریک بشم و خودم بهش بسپارم ببینم تا کجا پیش میره.
کی*رم بین انگشتای کوچیکش ماساژ میداد و با دباش میگرفت و تا نصف وارد دهنش میکرد.
دهنش کوچیک و داغ بود و امین بیشتر باعث کلفت شدن و سیخ شدنش میشد.
چیزی تا اوجم نرسیده بود که بازوش گرفتم و روی تخت انداختم .
پاهاش از هم باز کردم سیلی محکمی روی واژن پر آبش زدم که صداش اکو وار توی اتاق پیچید.
- اییی... اخ لعنتی زود باش دیگه من میخااام...وای...آه...
- خوشم میاد از اینکه تا این حد بیتاب کی*رمی ...
- وای چقد حرف میزنی تو، کارتو بکن ...آهههه ...چیزتو بده دیگه ....آخ...آی...
بدون حرف دیگه ای کی*رم رو روی واژن لزجیش مالیدم و چندبار فقط کلاهکش رو داخل فرستادم و درآوردم و درست زمانی که صدای ناله اش به اعتراض واسه کردنش تبدیل شد، با بی رحمی کل کی*ر کلفت و سیخ شده ام رو تا خا*یه هام توی ک*صش کوبیدم.
صدای جیغش و ناله ی پر از دردش بلند شد و من بی اعتنا به چنگ انداختن انگشتاش روی بازوم پی در پی شروع به تلمبه زدن کردم.
- آی...آخ...وای لعنتییی...خیلی کلفته چیزت...اییی...بیشتررر بزن....ببشتر بکوب چیزتو توم....آییییی...
- جووون... میخواستی زیر چیزم جر بخوری دیگه...ک*صت رو زیر همین کی*رم جر میدم که نتونی تا یه هفته تکون بخوری موش کوچولو...
حرفموتموم نشده بود که شدت ضرباتم رو محکمتر کردم و ....❌🔞💯
💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥🔞💯🔥
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
https://t.me/+fMLOD5zkbhhhMDRk
خجالتش میشه بگه کی*رتو بزن تو ک*صم بهش میگه اون چیزتو بده دیگه!!!🤣🤣
#فولهاتسکسیشورتخیسکن🔞❌💯🔥 | 390 |
| 14 | -امشب شب حجلمونه جوجو بالاخره قراره ک.ص باکرتو با پسرخالم افتتاح کنیم!
دستشو روی شورتم می ذاره و نیشگونی از ک.صم می گیره که ضعف می کنم
-آخ دردم گرفت میعاد
جونی گفت
-اه و ناله هاتو بذار واسه وقتی که قراره ک.ص و کو.نتو جر بریم
همون لحظه در اتاق باز شد و تیرداد، پسرخاله ی هات و جذابش وارد شد
نگاهم ناخوداگاه پایین رفت و روی خشتکش نشست ک.یرش زده بود بالا و سعی داشت از شلوارش بزنه بیرون
-عروسم خیس کرده برامون تیرداد
ک.ص تپلش نمی دونی چقدر کردنیه که
از نگاه درندشون ترسیدم و عقب رفتم
همیشه فانتزیم بود با دوتا مرد سکس کنم و حالا فانتزیم قرار بود انجام بشه اما میترسیدم
پام به تخت خورد و افتادم روش
-انگار زنت خیلی اشتیاق داره که زیرمون جر بخوره پسرخاله
اینو گفت و روم خم شد شهوتناک زبونی روی لبم کشید و بعد همونطوری رفت پایین
شورتمو با انگشتش کنار زد و با دیدن ک.صم گفت
-ک.صش صورتیه امکان نداره این جنس نابو بدم به تو میعاد خودم باید بگ.امش!
شورتمو کند و سیلی روی ک.صم کوبید که ناله کردم
-فاااک ببین ک.صت چه ابی انداخته
سرمو بالا اوردم و با دیدن آبشاری که راه انداخته بودم چشمام خمار شدن
-بخورش برام لطفا
جفتشون خندیدن و تیرداد ک.ص ابدارمو مک می زد و میعاد سینه هامو می خورد
از شهوت و ح.شریت داشتم می مردم
-آه ک.یرتونو می خوام هردوتون بکنید توی سوراخم
تیرداد دراز کشید و دستور داد که روی ک.یرش بشینم
حواسم نبود که این پوزیشن چقدر درد داره و با نشستن روی ک.یرش پاره شدن پردمو حس کردم
-تکون بخور ج.نده سواری بگیر
خودمو با درد روی ک.یرش تکون دادمو اون با گرفتن کمرم منو ثابت نگه داشت و تلمبه های خشن و سرعتیشو توی ک.صم شروع شد
با هر رفت و برگشتش صدای برخورد بدنامون به هم میومد
دست پشت بردم و تخ.ماشو مالیدم که همون لحظه خیسی روان کننده رو روی سوراخ کو.نم حس کردم و.....🔞🔥💦
#تریسام#شوهر#پسرخاله🔥💦🍑
https://t.me/+RSzjCK6EYuo4MTQ8
https://t.me/+RSzjCK6EYuo4MTQ8
https://t.me/+RSzjCK6EYuo4MTQ8
https://t.me/+RSzjCK6EYuo4MTQ8
زیر شوهرش و پسرخاله شوهرش جر می خوره و جلو عقبش یکی می شه🆘🔞
پارت واقعیه و در اینده گذاشته می شه❌♨️ | 296 |
| 15 | کلفتشو تند تند روی بهشتم میمالید
🔞
https://t.me/+0bjtgB5H0O5kOWJk
-اه اههه دوست زنم چه ک.ص تنگی داره. شتت
ایکایش میشد بجای اون لادنِ گشاد ، هر شب تورو جر بدم.
-اوووم فااک تندتر فرمان اهه ، اره جرم بده.
برای من تپل تره یا دوستم؟ هوووم؟💦
چکی به بهشتم زد و محکمتر تو بهشتم تلنبه زد:
-ک.ص لادن سیاه و گشاده ادم رغبت نمیکنه حتی دست بهش بزنه.
-داری زیر کیییی پاره میشی جندههه؟
هااا؟ کی داره پاارت میکنه؟
تو زیرخواب کیی؟
😈👿
-آـــی آه توو ، توو. من جن.ده توامم.
من زیر تو فقط جرر میخورمم.
موهامو از پشت چنگ زد و تند تند سیلی به ک.صم زد:
💦💦💦
-من کیم هاا؟
با شهوت جیغ زدم:
-اخخ تو شوهر دوستمیی
https://t.me/+2gWXk_FNZvcwNTA0
https://t.me/+2gWXk_FNZvcwNTA0
https://t.me/+2gWXk_FNZvcwNTA0
https://t.me/+YK4yW4YOMDczYjNk
https://t.me/+YK4yW4YOMDczYjNk
https://t.me/+YK4yW4YOMDczYjNk
https://t.me/+YK4yW4YOMDczYjNk
https://t.me/+0bjtgB5H0O5kOWJk
https://t.me/+0bjtgB5H0O5kOWJk | 307 |
| 16 | سر ماژیک رو توی دهنم بردم و با زبونم خوب خیسش کردم:
_ شلوارتو یکم بکش پایین، پاهاتم باز کن...
_ کیانا چی میگی؟ سر کلاسیم!
مصمم لبه شلوارشو گرفتم و کشیدم پایین:
_ معلم حواسش نیست. بکش پایین ارضات کنم شفق خیلی خیسی دلم داره میترکه بکنمت...
کلافه به آرومی شلوار و شورتش رو پایین کشید و من چک کردم بقیه بچهای کلاس مارو نبینن.
لبه های واژن صورتی و خیسش رو از هم باز کردم و ماژیک رو دم سوراخش گذاشتم:
_ عشقم آه نکشیا...
مانتوی مدرسهاش رو توی مشتش فشرد و سر تکون داد. به آرومی ماژیک رو بردم داخل واژنش که لبش رو گاز گرفت تا ناله نکنه.
شروع کردم عقب و جلو کردنش که کم کم صدای لزجش بلند شد و سکوت کلاس رو شکست.
بی توجه به صداش به کارم ادامه دادم که شفق به ارضا شدن نزدیک شد و ناگهان آه بلندی کشید....
صدای معلم ریاضی اومد که با عصبانیت گفت:
- کیانا و شفق... ته کلاس چهخبره؟!!!
https://t.me/+EDRa3ZbF7Rw0NDhh
https://t.me/+EDRa3ZbF7Rw0NDhh
https://t.me/+EDRa3ZbF7Rw0NDhh
https://t.me/+EDRa3ZbF7Rw0NDhh
https://t.me/+EDRa3ZbF7Rw0NDhh
کیانا و شفق تو مدرسه سر بازی جرعت حقیقت مجبور میشن همدیگه رو ببوسن و این میشه شروع عشق پنهانی اونها. معاشقه های یواشکی و سکس های پنهانشون توی دستشویی مدرسه و سر کلاس های مختلف، درست وقتی که مدیر و ناظم مدرسه میفهمن دردسر براشون درست میکنه و....
‼️هشدار
این رمان شامل صحنههای رابطه جنسی دو زن باهم(لزبین) میباشد‼️ | 769 |
| 17 | این بخار شیشه اسمت .. | 501 |
| 18 | آقای ماساژور🔞
#پارت3
طاهره- شوهرم خوب نمیکنتم! ک*یرش کوچیکه... یه بار نشد بتونه تا ته بکنه توم. ولی ک*یر تورو که دیدم ک**صم هوس یه سکس حسابی کرد!
خودمو کشیدم عقب:
- خانوم من اینجا ماساژ میدم فقط.
طاهره- دو برابر پول میدم بهت. جاش بکن منو... ک**صم داره لهله میزنه نمیبینی؟
و بعد پاهاشو بیشتر باز کرد و سیلیای رو ک**ص خیسش زد. با انگشتاش لای ک//صشو باز کرد و گفت:
- دارم ک*صمو میذارم در اختیارت. بیا پسر جون... ک*یرتو میخوام... ک**ص تنگمو جر بده...
ک**یرم داشت میترکید. نمیدونستم باید چیکار کنم! جدی جدی داشت خودشو تعارف میزد بهم و من عین احمقا وایساده بودم.
قدمی به جلو برداشتم و گفتم:
- آخه...
حش.ری با انگشت ک..ص خیسشو مالوند. از ک..صش همینطور داشت آب میچکید. گفت:
- نترس... دردسر نمیشه برات.
سری تکون داده و جلوتر رفتم. بدنش رو به سمت خودم کشیدم و طاهره جفت پاهاشو باز کرد و با دستش نگهداشت.
مغزم کار نمیکرد و فقط میخواستم بکنمش.
سر ک**یرمو چند بار مالیدم رو چو*چولش و صدای جیغ های از سر لذتش سالن رو پر کرد. استرس گرفتم که نکنه طبقه پایین کسی بشنوه!
اونوقت میفهمن مشتری زن آوردم سالن واسه ماساژ!
تو یه حرکت کل ک**یرمو کردم تو سوراخ تنگ و داغش و تلمبه زدم. اونقد تنگ بود که ک*.یرم داشت میترکید.
زنی تو این سن و متاهل، چطور ک.*صش انقد تنگه؟
انگار واقعا شوهرش نمیتونست خوب بکنتش! اگه چند ساعت پیش یکی بهم میگفت این ماساژ قراره به سکس ختم شه نمیتونستم باور کنم.
با هر تلمبه کل ک*یرمو فرو میکردم تو ک*صش و طاهره جیغ میزد. جیغ های ح*شریش کل سالن رو پر کرده بود و من با شهوت کنار گوشش ناله های بم سر میدادم.
مشخص بود خیلی داره حال میکنه!
جوری که هی دست میکشید رو بدنم و میگفت:
- آهههه... آفرین پسر... همینجوری منو بکننن... جرم بدهههه...
حرفاش هورنی ترم کرد و به تلمبه زدن ادامه دادم. تجربهی عجیبی بود!
طاهره خانوم بعد از چندتا تلمبه با جیغ ارضا شد و بخاطر انقباضات ک*.صش، فشار بیشتری به ک.*یرم وارد شد و همزمان با ناله ای، ارضا شدم.
سریع ک.*یرمو کشیدم بیرون که با نیشخند گفت:
- بریز رو سینههام...
کاری که گفت رو انجام دادم و اون مایع منیم رو مالید رو نوک سینههاش. اولین باری بود که میدیدم یه زن انقدر هورنیه!
اون روز، استارت بزرگترین تغییر زندگی من خورد! اگه تا قبل این سکس، فقط برای پول قبول کردم مشتری زن واسه ماساژ قبول کنم، الان هدفم چیز دیگه ای بود!
طاهره بی حال بلند شد لباساش رو پوشید. من هم با عجله لباس پوشیدم و طاهره چند تراول صدی از کیفش در آورد.
بنظر میرسید پول زیادی باشه!
طاهره- این هم واسه ماساژ، هم واسه اینکه جرم دادی! فقط بازم ماساژ بخوام میتونم بیام؟
https://t.me/+TwQpdSkEXMZhZTkx
https://t.me/+TwQpdSkEXMZhZTkx
https://t.me/+TwQpdSkEXMZhZTkx
https://t.me/+TwQpdSkEXMZhZTkx
آریا ماساژور کم سن و سالی که به صورت غیرقانونی شروع میکنه با پخش آگهی توی تلگرام، مشتری زن به سالن میاره برای ماساژ. اما اکثر زن هایی که برای ماساژ میان پیشش زن هایی هستن که مشکل جنسی دارن و یه سکس حسابی میخوان... میان پیش آریا و آریا بجز ماساژ باهاشون سکس هم میکنه تا اینکه این وسط با مشتری مرموزی به اسم کتایون رو به رو میشه و مسیر زندگیش دچار تغییرات بزرگی میشه🔞💦💦
رمان آب آور حاوی پارت های سکسی❤️🔥‼️ | 2 142 |
| 19 | #part6
- حاج امیر پستچی بسته های کاندومتون رو آورد.....🔞
از دستم سریع چنگش زد و صورتش سرخ شد که پر هوس نگاهمو روی عضلات تنش که قصد داشتن لباسشو جر بدن چرخید و نیشم با شیطنت باز شد.
یقه ی تاپمو جلو چشمای تیره و خمارش پایین تر کشیدم که خط ممه های 85ام بیرون پرید و استغفاری زیر لب کرد.
-اممم میگم حاجی اهل دلیا ماشاالله آتیشتم تنده از هر طعم یدونه سفارش دادی حاج خانومتونم که مریض........
منظور دار نگاهمو به کلفتی لای پاش دادم که سیبک گلوش تکون سختی خورد و تند تند تسبیح بالا انداخت.
دستمال به دست خم شدم رو میز و به بهونه ی تمیز کاری ک.ص تپل و آبدارمو از پشت جلو چشماش تاب دادم که کو.ن ژله ایم تکون خورد و صدای ناله ی تو گلوش بلند شد.
-استغفرالله!!!!!
جمع کن پرو پاچتو دختر جون تو خونه ی من جای این خراب بازیا نیست من زن دارم.
از حرص و حسادت به زنش که همچین تیکه ی سک*سی با اون هیکل و سایز کلفت مردونگیش گیر زن مریض مردنیش اومده بغضم گرفت و بهش نزدیک شدم که تیز عقب کشید.
- حاجی من میخوامممم
ک.ص کوچولوم داره واسه لمس انگشتای کلفتت نبض میزنه
دلم میخواد شب تا صبح رو ک.یر درازت سواری کنم و لبامو گاز بگیری، چرا تنتو با تنم آروم نمیکنی؟!!
نعره ی بلندی زد که از جا پریدم و عربده کشید:
- نون حلال آوردم سر این سفره نمک خوردی نمکدون شکستی دختره ی بی عفت آت و آشغالاتو جمع کن از خونه ی من گورتو گم کن بیروووووووووووون...........
صورت خیسمو پاک کردم و تو صورتش جیغ زدم: - خیلی خوب حاجی خودت خواستی میرم پیش حاج محمد، پسر عموتون برعکس شما خوب میدونه با یه خانم چطور باید رفتار کرد.....
صورتش از حرص سرخ شد و کمرمو با دستش چنگ زد و منو تو بغلش بالا کشید که از نگاهش تنم لرزیذ و با صدای خشدارش زمزمه کرد:
- وای به حالت کرشمه اگر انگشت اون بی صفت به تنت خورده باشه روزگارتو سیاه میکنم.....
- مثلا چیکار میکنی حاج امیر؟!
میخوای پرستار زنتو تنبیه کنی
- یجوری از تنت کام میگیرم که قشنگ دستت بیاد من چیکارتم توله سگ
محکم تنمو به در کوبید که آخم در اومد و زیپشو پایین کشید و ک.یر شقشو لای چاک خیسم کشید که به خودم لرزیدم و یه ضرب تو سوراخ باکرم هلش داد.
- آخخخخخ حاجی بکشش بیرون آیییییی
- هیششش عاقبت بازی با اعصاب من همینه خانمم، انقدر سرپایی میکنمت تا توت فرنگی لای پات سرخ بشه!
تو ماله منی کرشمه از این سوراخ کوچولوی ک.صت قراره تک تک بچه های منو به دنیا بیاری......
https://t.me/+Pq45yHHU7P80NTQ8
https://t.me/+Pq45yHHU7P80NTQ8
https://t.me/+Pq45yHHU7P80NTQ8
حاج امیر عطای بازاری دل و دینشو به پرستار ریزه میزه زن مریضش میبازه و کرشمه اونقدی دیوونش میکنه که حاجی حاملش میکنه💦🍓 | 294 |
| 20 | -اییی...اههه...منو #بکن اقا معلم...اههه
دختر کوچولوت و بکن💦
#کی🍆رش رو از #شلوارش بیرون کشید به طرف نیمکتم اومد و #سالارش رو جلوی لبم گرفت:
-اول با اون دهن خوشگلت واسم #سا💦ک بزن شاگرد کوچولو .....
#تپلم رو تو مشتش گرفت:
-اوف...لعنتی...ببین چه #صورتی و تپله...
ک.ص🍑 دختر کوچولوم واسه معلمش #اب انداخته...
هر روز باید تو کلاس #جرش🔞 بدم...پاهات و بده بالا ببینم...
اونقدر حشری شده بودم که فوری پاهام و انداختم رو شونه هاش که یهو زبونش و کشید رو #چو.چو.لم💦
برخورد ته ريشش روی #چو_چه م اونقدر حشریم کرد که برای چند لحظه نفسم قطع شد و آه کشیدم
دوباره زبونش و کشید رو واژنم💦 و انگشتم کرد تو #رحمم
اینبار از شوک بیرون اومدم و جیغ بلندی کشیدم:
-اره جیغ بکش #دختر کوچولوم ...میبینی چه حالی داره؟...
واسه ک.یر معلمت ناله کن توله سگ🍆
دستش و که دوباره روی #بهشتم نشست با التماس گفتم:
-..اخ اقا معلم...باز بخورش...دلم میخواد همش زبون بزنی بهش
-دوست داری کلفتم🍆 و فرو کنم توش که دیگه نخاره؟
سرم رو به علامت اره تکون دادم که خندید.
حس میکردم پوستم میخاره،توم میخاره و فقط کلفت میخواد.
بی اختیار سرم رو بلند کردم و زبونم رو روی #ک.یر کلفت کشیدم.
بازم بلند خندید و دوباره با دست رو تپلم زد:
-جووون...بخور دختر کوچولوی حشری ..
ببین تپلت #اب انداخته
دلم میخواد روی همین میز و صندلی هر روز زیرم ناله کنی
دوست داری هر روز #سالارم🍆 رو بلیسی؟
منم قول میدم بهت نمره بدم🪼
شاگرد کوچولوی حشری که هر روز تو کلاس از چشم مدیر و بقیه شاگردا سرویس میدهتا اینکه یروز یکی از شاگردا میفهمه و ....😱❌
https://t.me/+_4pdUILgNIk0NTE0
https://t.me/+_4pdUILgNIk0NTE0
https://t.me/+_4pdUILgNIk0NTE0
https://t.me/+_4pdUILgNIk0NTE0 | 314 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
