« THE MLT Critical text »
Open in Telegram
[تلاشیاستبرایاندیشهورزیودیدگاهانتقادیدر علوماجتماعی،سیاسی،اقتصادیوتاریخی] . . . 🚨Hello Support, we do not support any opinion or party here, and we only publish the content without any support, and we fully comply with the Telegram rules.
Show more952
Subscribers
-124 hours
-67 days
-3730 days
Posts Archive
فردریش انگلس حق داشت وقتی که نوشت: مفهوم مساوات «سوا و جدای محو طبقات» یک توهم بسیار احمقانه و نامربوط است.
پروفسورهای بورژوازی سعی میکردند درباره مفهوم مساوات به ما اینطور نسبت بدهند که ما میخواهیم یک انسان را با دیگری متساوی کنیم.
این مهملی را که خودشان درآورده بودند کوشش داشتند به گردن سوسیالیستها بیاندازند، ولی آنها از فرط جهالت نمیدانستند که سوسیالیستها و مخصوصاً بانیان علمی معاصر یعنی مارکس و انگلس اظهار داشته اند:
مساوات، اگر از آن محو و نابودی طبقات مستفاد نگردد یک جمله توخالی و بی مغز است ما میخواهیم طبقات را از بین ببریم و از این نقطه نظر طرفدار مساوات هستیم. اما ادعای این که ما میخواهیم همه افراد را یکسان سازیم جمله بی اساس و ابلهانه یک ابله می باشد. با محو طبقات اتفاقا فردیت واقعی و بر اساس میل درونی بروز می یابد!
🔺«ولادیمیر ایلیچ لنین در درباره فریب ملت با شعارهای آزادی و مساوات»
[در وصف او که جفا شد در حقش]
۱۴ مارس که سالروز وفات مردی است که بی نقص و معصوم نبود اما، هنوز و همچنان همچون شبحی ،بیدار بر فراز آسمانهای جهان در حال پرواز است»
پرواز بر فراز آسمانهای اروپا و آمریکا، بر فراز به فلاکت نشسته های آفریقا و آسیا و بر فراز «سلطهی سرمایه»؛ و بر فراز «نظم نوین انحصار، استثمار و جنگ افروزی»... پرواز بر فراز تابوها بر فراز قدرتها ...
۱۴ ماه مارس سالروز مرگ مردیست یگانه؛ که فلسفه را به «زمین» کشاند و از موهومات ایدالیستی رهانیدش؛ «تاریخ» را شکافت و رازش برملا ساخت؛ «اخلاق» را پرستید؛ و محافظه کار کودنی که فکر میکند بقای وضع موجود نهایت خیر است نبود، به تمامیت، رادیکال بود و انقلابی! رادیکالیسمی داشت به غایت عقلانی...
سالروز مرگ اولین و آخرین، فلیسوف، که صدای «طبقهی بازنده شد... صدای شکست خوردگان؛ صدای فرودستان.... مردی که همهی «کارگران هستی را و همهی کارگران تاریخ را همچون فرزند، به آغوش گرفت آنهم نه از سر ژست خیرخواهی بلکه اغوشگیرنده ای واقعگرا که حق عینی طبقه کارگر را طلب میکرد... وفات فیلسوف گرسنگان؛ فیلسوف کوخ نشینان؛ فیلسوف متحیران و آوارگان ... فیلسوفی که شمشیرش به روی تمام انباشت قدرت، و به روی تمام انباشت و عدم توزیع ثروت و به روی تمام ساختار و چاکران نظام سلسه مراتبی به طرز خونینی از روو بسته گشته بود... مردی که هر بار ،هرجا فریاد کشید: «امروز، سرمایه، در حالی زاده میشود که از فرق سر تا نوک پا و از تمام منافذش خون و کثافت بیرون میزند!!»... و همین شد که شد، کابوس قدرتها، قدرتهایی که قدرت را، ثروت را نه بر اساس لیاقت شخصی بلکه به سرقت بردن کار جمعی به دست آورد بودند! ... و همین شد که همه قدرتها در عالم و تمام مافیاها و کارتلهای ثروت؛ علیه او متحد شدند، و به خون اندیشه واقعگرایش هر روز تشنه تر
آری...... امروز سالروز مرگ مردیست که خود در شعری شرود: «ما دنیا را فتح میکنیم با عشق؛ با نفرت!»
و همهی حرف، همین بود که او، عشق
به «نفرت» داشت نفرتی آتشین و خونبار و شعله ور؛ نسبت به «تمامیت وضع موجود نظم موجود این جهان که سعی میکنند از آسمان نازل شده، طبیعی، غیر قابل تغییر و ابدیش بخوانند.. نفرتی که از ،دلش آن جمله ی جاوید به دل تاریخ رفت Workers of the world, unite» ؛ «کارگران جهان؛ متحد شوید!»...
باری، آری، امروز فوت مردیست که یک عمر از گرسنگان گفت، برای کارگران نوشت؛ صدای قومِ بازنده شد و در راه شکست خوردگان، یک نفس جنگید.
و سرآخر، خود نیز، در فقر، فشار و سختی مُرد... امروز ، سالروز مرگ پیر آرمانِ واقع گرای آلمانیست... «کارل هاینریش مارکس»...
شاید هیچگاه «مارکسیست نبوده و نخواهید شد حتی به یک لحظه... اما کارل مارکس را در جایگاه یک «انسان فیلسوف - مبارز» که حرفی که حرف از روی باد شکم نیست و منطقی می نماید همیشه بزرگ و یگانه خواهید یافت نه آنکه چون سیل خود اندیشهورز پنداران؛ با زیر پا گذاشتن واقعیت عینی و بیان از این دتش مطالب اینگن :« استالین و مائو چون بد و اَخ بودند، پس نظریات مارکس هم بد است و این آدم اهریمنی است کشور برانداز!» بدون خطی مطالعه و تاملی بر وی داشتن! حال چه رسد تعیین نسبت با آنچه مارکس گفت و بود با آنچه استالین و مائو در واقع و بدون پروپاگاندا بودند! از این دست مطالب بدتر این است که مثل پیشوای اشتران به واسطه نژادی که انتخابی نبوده او را حامی منافع قومی بدانند که تیغ انتقاد مارکس در اغاز بنیان عقیدتی همان قوم را کوبید و با ستیز نظری با سرمایه داری ابزار سلطه یهود را برای قدرت یابی از آن سلب کرد! و پیروانش از اولین ستیزکنندگان با کشور جعلی صهیونیست ها بودند و هستند! بیشک در چنین رساله ای جایگاه داوری شخصیت و اندیشه وی نیست و به تفضیل باید به وی پرداخت اما حداقل خواسته این است یکبار هم که شده اصولی و تخصصی به تحقیق در باب او بپردازید، در مخالفت و دشمنیتان هم قوی تر خواهید شد
در پایان فردریش انگلس یار و همقدم هاینریش بعد از مرگ وی اذعان داشت:« مارکس از میان ما رفت... و حالا بشریت به اندازه ی یک ،سر کوتاه تر شد... به اندازه ی مهمترین سری که انسان در جهان میدید!»
🛑https://t.me/MLT_NS_media🛑
امروز سالروز تولد مردی بود که قدیس نبود اما تنها امر قدسیش نقد بود و نقد؛ و یک تنه تقدس ها شکست! آری امروز سالروز ولادت #کارلمارکس است کسی که هر کس ادعای اندیشیدن دارد باید نسبتش را با او مشخص کند!
دکارت ، نیچه و هیتلر
عقل خود بنیاد و اندیشه سیاسی فاشیستی
برآمدن حزب نازی ( ناسیونال سوسیالیسم ) در آلمان و این که چه اتفاقاتی باعث قدرت گرفتن هیتلر و در نهایت نائل شدن او به عنوان صدراعظم آلمان محل بحث بسیاری از دانشمندان علوم انسانی بوده است ، از تئودور آدورنو تا هانا آرنت به واکاوی این مسئله پرداختند .
شاید بتوان شروع سقوط جمهوری وایمار را در بحران های مالی آلمان جستجو کرد ، شوک اقتصادی اول به آلمان در سال ۱۹۲۲ که باعث بی ارزش شدن ۵۰ میلیون اوراق قرضه در سرتاسر اروپا شد و سیاست های مالی اشتباه پس از آن که برای تورم زدایی اتخاذ شد ، به یک ابرتورم تمام عیار بدل شد که قیمت نان را از ۱۶۰ مارک به ۲۲۰ میلیارد مارک رساند ، پافشاری فرانسه برای انتقام از آلمان و پافشاری برای بازپرداخت غرامت که در معاهده ی ورسای گنجانده بود ضربه نهایی را به اقتصاد آلمان وارد کرد ، شارل دو گل در خاطرات خود بر این مسئله صحه میگذارد که ظلم دولت فرانسه به مردم آلمان یکی از اصلی ترین دلایل برآمدن هیتلر بود ، پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس جمهوری پنجم فرانسه ، شارل دو گل در پی کمک همه جانبه به اقتصاد آلمان برآمد و با تشکیل اتحاد زغال سنگ و فولاد خواستار اتحاد آلمان شد .
لنین در کتاب امپریالیسم به مثابه بالاترین سطح از سرمایه داری عنوان میکند که سرمایه داری مالی به خاطر تمایل شدید به تمرکز سرمایه و جدا شدن مدیریت سرمایه داری از صاحبان سرمایه گور خود را میکند ، این حرف آن جا معنا پیدا میکند که رکورد بزرگ که در سال ۱۹۳۰ در دنیا گسترش یافت به خاطر رفتار غیر عقلانی و سیاست های انقباضی مالی پدیدار شد ، لیبرالیسم محافظه کار به خاطر دفاع از بازار آزاد ، سرمایه داری مالی را از بین برد
انتصاب هیتلر به عنوان صدراعظم آلمان به اصلاحات اقتصادی همه جانبه منجر شد ، این بار رایش سوم به ایده دولت رفاه بازگشت ، اقتصاد دولت محور و برنامه های منسجم ملی سازی بنگاه های اعتباری ، جریان خلق اعتبار را کاملا هدفمند کرد ، اما همین اقتصاد دولت محور پاشنه ی آشیل اقتصاد سیاسی آلمان نازی نیز بود که در این جا حوصله بحث از آن وجود ندارد
اندیشه سیاسی حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان با نفی اقتصاد کپیتالیستی ، بازگرداندن غرور ملی و مبارزه با امپریالیسم غربی آغاز شد ، پارلمان آلمان تک حزبی شد و سرکوب موفقیت آمیز مخالفان سیاسی باعث قبضه شدن تمام قدرت توسط هیتلر شد ، اما این حجم موفقیت های پی در پی چطور به شکستی تمام عیار بدل شد ؟
نکته اول مسئله انسانیت زدایی است ، حزب نازی همه چیز را به انحصار طرفداران خود در آورد ، توده ای شدن سیاست تا این حد ریشه در اندیشه دکارت دارد ، عقل خود بنیاد در افراطی ترین شکل خود باعث بی عقل انگاری همه میشود ، این که نازی ها برای خود وظیفه پایان دادن به ناآگاهی تمام مردم دنیا را محفوظ میدانستند باعث شد تا ایدئولوژی خویش را مرجع سنجش همه چیز قرار دهند و این خود منجر به مرگ سیاست انضمامی و خطاها نظامی و سیاسی مرگبار شد
بحث بعدی اندیشه سیاسی نیچه است ، آثار تحریف شده نیچه باعث شد تا ایدئولوژی نازیستی همه چیز را در ایده اراده معطوف به قدرت خلاصه کند ، حتی معماری آلمان در دوران رایش سوم معماری یونانی است که ایده آن از کتاب زایش تراژدی نیچه و ستایش زیبایی شناسی یونانی گرفته شده است ، بسط اخلاق آریستوکراسی نیچه باعث شد تا حزب نازی به طرف جنگ با همه ( حتی شوروی و آمریکا بی طرف ) سوق پیدا کند
در نهایت اندیشه سیاسی فاشیستی به خاطر نظریه پردازی خلاف واقع و اتخاذ سیاست های نظامی کاملا انتزاعی مغلوب سیاست کاربردی و واقع گرایانه ژنرال ژوکوف ( استالین عملا هیچ نقشی در برگشتن ورق برای شوروی نداشت ) وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت شد ، ( یکی از نمونه ها و مصادیق مضمحل شدن سیاست آلمان ، حمله به شوروی بر اساس دکترین فضای حیاتی بود که بر پایه ملغمه ای از دشمنی با اخلاق مسیحی نیچه شکل گرفت ، اعلان جنگ به شوروی بدون در نظر گرفتن وضعیت جغرافیایی ، اقلیمی و توان بی حد و حصر حزب بلشویک برای بسیج مردمی یک جبهه جدید غیر ضروری در جنگ باز کرد )
اندیشه فاشیستی با نگاه غیر واقعی به مسائل پیچیده به توهمی دامن میزند که باعث اشتباه میشود ، جنگ جهانی دوم را میتوان پیروزی ابژکتیویسم و سیاست رئالیستی بر سوبژکتویسم و سیاست ذهنی دانست
در بخش بعدی متنی تنظیم خواهد شد که به واکاوی نقش اندیشه های عصر روشنگری ( خاصه اندیشه دکارت ) و منتقدین روشنگری ( به ویژه هگل ) در قرن بیستم خواهیم پرداخت ، این که چگونه برداشت نادرست از آثار مارکس و نیچه به عنوان ناقدان اصلی مدرنیسم باعث شد تا این همه جنایت به وجود بیاید.
https://t.me/MLT_NS_media🛑
چرا ۸ مارس(8 march) به عنوان روز جهانی زن نامگذاری شد؟
این روز در تاریخ مبارزات زنان روز بسیار مهمی به شمار میرود و به مسائلی مرتبط با حقوق زنان پرداخته میشود.
در سال ۱۸۵۷ زنان کارگر کارخانه پوشاک نیویورک اعترضات بزرگی برای افزایش حقوق و کاهش ساعات کار در شهر نیویورک ترتیب دادند و با سرکوب و دستگیری های زیادی مواجه شدند.
سالها بعد در سال ۱۹۰۹ به پیشنهاد ترزا مالکیل رهبر حزب سوسیالیست آمریکا مراسمی برای یاد بود این اعتراضات برگزار شد و اولین بار به اسم روز زن نامگذاری شد. در سال ۱۹۱٠ در کنفرانس بین المللی زنان سوسیالیست از نشست های عمومی انترناسیونال دوم ، کلارا زتکین ، کیته دانکر و پائولا تید پیشنهاد دادند این روز را به طور رسمی به عنوان روز جهانی زن انتخاب کنند.
سپس در سال بعد در بسیاری از کشور های اروپایی از جمله اتریش، دانمارک، آلمان و... به مناسبت این روز راهپیمایی شکل گرفت که در آن زنان بنر هایی برای یادبود جانباختگان کمون پاریس با خود به همراه داشتند.
همچنین در سال ۱۹۱۷ در روسیه زنان کارگر نساجی سن پترزبورگ( پتروگراد) در همین روز به دلیل کمبود مواد غذایی، گرانی و استبداد رژیم تزار تظاهرات عظیمی را شکل دادند که کل شهر را فراگرفت. این تظاهرات نقشی مهمی در وقوع انقلاب فوریه داشت که هفت روز پس از آن نیکلاس دوم تزار روس از قدرت کناره گیری کرد و مدتی پس از آن انقلاب اکتبر رخ داد.
بعد از پیروزی انقلاب اکتبر اتحادیه جماهیر شوروی ۸ مارس رابه عنوان روز جهانی زن اعلام کرد و سالانه روز ۸ مارس در آن کشور جشن گرفته میشد. اتحادیه جماهیر شوروی نخستین کشوری بود که روز جهانی زن را به رسمیت شناخت.
تا سالها بعد روز جهانی زن در کشور های اروپا غربی رسمی نبود اما با تلاش های فمینیست های موج دوم در اواخر دهه شصت میلادی که ابتدا با مخالفت دولت های غربی روبه رو شدند سرانجام سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۷، ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن پذیرفت.
▪️با کاندیدا شدن «سالوادور آلنده» برای ریاستجمهوری، خارا به کمپ حامیان او پیوست و به نفع آلنده کنسرتهای مجانی اجرا کرد. در سال ۱۹۷۰، آلنده قاطعانه بهعنوان رئیسجمهور برگزیدهشد، اما آمریکا که افکار سوسیالیستی او را به ضرر منافع خود در منطقهی آمریکای جنوبی میدید، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ بر ضد او و به یاری ژنرال «آگوستو پینوشه» کودتایی نمود که به مرگ تراژیک آلنده در کاخ ریاستجمهوری انجامید.
🔺«شعر من در مدح هیچکس نیست
و نمیسرایم تا بیگانهای بگرید من برای بخش کوچک و دوردست سرزمینم میسرایم که هر چند باریکهای بیش نیست اما ژرفایش را پایانی نیست شعر من آغاز و پایان همه چیز است شعری سرشار از شجاعت
شعری همیشه زنده و تازه و پویا»
📒 ویکتور لیدیو خارا مارتینس، شاعر و خوانندهی انقلابی محبوب و مشهور شیلیایی بود که در جریان کودتای نظامی آگوستو پینوشه علیه سالوادور آلنده (رییس جمهور وقت) در سن ۴۱ سالگی در شیلی به قتل رسید. او یک روز پس از کودتای ژنرال #آگوستو_پینوشه برعلیه سالوادور آلنده بازداشت شد چرا که او طرفدار آلنده بود. او را به همراه افراد بسیار دیگری به ورزشگاه سانتیاگو بردند. آنها که از این تراژدی هولناک جان سالم به در بردند روایت کردند سربازان چگونه انگشتهای خارا را له کردند و شکستند و او را مورد تمسخر قرار دادند که حالا چگونه میخواهد گیتار بنوازد. حال آنکه او دیگر تا پایان عمرش نیازی به نواختن گیتار پیدا نکرد. بدن او در حالی که گلولههای بیشماری آن را سوراخ کرده بود چند روز بعد پیدا شد.
▪️#ویکتور_خارا در سال ۱۹۶۹ همزمان با سالهای پرالتهاب در شیلی، نخستین آلبوم خود را روانه بازار کرد. آشنایی با تفکرات سوسیالیستی تأثیر مهمی در افکار و زندگی او به جا گذاشت و هویتی ضد امپریالیستی به موسیقی او بخشید.
🛑ادامه متن به همراه موسیقی از ویکتور خارا در پست پایین👇
🛑به مناسبت ۱۳ اسفند زادروز سید محمود طالقانی🛑
اگر بنا به سابقه مبارزاتی، آزاداندیشی و محبوبیت همه گیر بین گروه های سیاسی باشد، طالقانی اجماع ساز ترین و محق ترین بود برای رهبری انقلاب، از دوران اشغال ایران به دست روس تا کودتای ۱۳۳۲ طالقانی کف میدان رزم سیاسی و اجتماعی بود، آن زمان که سایرین روی رساله طهارت کار می کردند این ابر مرد برای آزادی مناطق اشغال شده وطن همگام مبارزان آزادی خواه با قوای اشغالگر می جنگید و بر علیه استبداد شاهنشاهی و همراهی مولایان درباری سخنرانی ایراد می کرد! کاشانی ها مصدق عزیز را تنها گذاشتند و در خدمت دستگاه شاه علیه منافع عمومی جبه آراستند اما طالقانی تا توان داشتند همراه این قهرمان ملی ایستاد و از دستاورد های بی همتایش دفاع کرد، هر چه گوییم از این یگانه مرد راستین انقلاب کم گفته ایم، صد حیف که انقلاب از آغاز دست نااهلان افتاد و بزرگی چون او زود از میان ما رفت، شاید هم به زور کوچش دادند، انقلاب است دیگر ممکن است فرزندان دلسوز خودش را بخورد و نخاله ها را برای مقامات عالی باقی گذارد! راهت پاینده ای که بر خلاف عمامه به سر ها زنده ات پرفایده بود تا زیان ده!
[امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایهداری]
🎙دیوید سوانسون، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی:
🔹از زمان جنگ جهانی دوم، ارتش ایالات متحده بیش از ۳۰ کشور را بمباران و به کشتن حدود ۲۰ میلیون نفر اهتمام ورزیده!
ایالات متحده به سه چهارم دیکتاتوریهای جهان آموزش نظامی یا تسلیحات میدهد.
🔸در بسیاری از جنگها در حال حاضر سلاحهای آمریکایی در هر دو طرف استفاده میشود! و اکثر ملتهای سراسر جهان، دولت ایالات متحده را بزرگترین تهدید برای صلح روی زمین میدانند.
🔹شش میلیاردر ثروتمند، نیمی از پول جهان را در اختیار دارند اما این کمتر از نصف پولی است که ایالات متحده به تنهایی هر سال برای جنگ خرج میکند. سه درصد از آن میتواند به گرسنگی در زمین پایان دهد؛ یک درصد از آن میتواند به کمبود آب آشامیدنیِ تمیز پایان دهد؛ بخش بزرگتر این پول میتواند به ما فرصتی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی بدهد.
و سالانه چند صدهزار نفر در دنیا بر اثر گرسنگی و نبود آب اشامیدنی سالم جان می سپارند
🔸جنگ میکشد؛ جنگ باعث ایجاد دشمن میشود؛ تروریسم به طور قابل پیشبینی در طول جنگ علیه تروریسم افزایش یافته است!
#usa🇺🇸
Quilapayún_El_pueblo_unido_jamás_será_vencido_my_free_mp3s_com_.mp38.75 MB
زن زندگی آزادی
.
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست
به رای مشت توست
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست
به رای مشت توست
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
هم پاییم هم راهیم هم رزمیم هم سازیم
جان بر کف برخیزیم برخیزیم پیروزیم
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
به هرکجا نشان ز ثروت است
ز حاصل تلاش کارگر است
زمین غنی ز رنج برزگر
ز همتش شود ز دانه خرمنی
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
اگر شود صدای ما یکی
ز خشم خود شرر به پا کنیم
بنای صلح جاودان نهیم
به پای حق چو جان خود فدا کنیم
به پا شود قیام مردمی
پرها شویم ز قید بندگی
هم پاییم هم راهیم هم رزمیم هم سازیم
جان بر کف برخیزیم برخیزیم پیروزیم
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
ما با توجه به تجربيات تلخ خود دريافتیم که آزادی هرگز به شکل داوطلبانه توسط سرکوبگر داده نمیشود، سرکوبشونده بايد آنرا بخواهد.
من بارها کلمه «صبر کنيد» را شنيدهام؛ اين «صبر» تقريبا به معنای «هرگز» است.
آنانکه اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!
🎙مارتین لوترکینگ
╔════════╗
╚════════╝
برای حل هر دو مسئله(نژادکشی و اتاقهای گاز) کافی است از شیوهای معمول در نقد تاریخی استفاده کنیم تا دریابیم که با دو افسانه جداییناپذیر مواجه هستیم. نیتهای جنایی که به هیتلر نسبت داده میشود هیچ گاه اثبات نشده است. هیچ کس عملا سلاح مربوط به این جنایت را ندیده است. در اینجاست که انسان با یک نبرد فوقالعاده موفق و اقدامات تبلیغی نفرتانگیز روبهرو میشود. تاریخ، مملو از اینگونه حقهها است. تفاوت عصر ما با دوران باستان، قدرت وحشتناک رسانهها و تبلیغات است که به حد انزجار و تهوع میرسد، و آن را حقیقتا باید «دروغ قرن بیستم» نامید.
📕مقاله مسئله اتاقهای گاز - روبر فوریسون
📚کتاب گریز از آینده؛ مجموعه مقالاتی پیرامون هولوکاست
@MLT_NS_media
گلچینی از بهترین قطعه های گروه دوما با کیفیت 320 را شنوا باشید
.
.
.
🛑https://t.me/MLT_NS_media🛑
مولچات دوما Молчат Дома، به انگلیسی: «Houses Are Silent»
یک گروه موسیقی پست پانک بلاروسی با آواز روسی از مینسک است که در سال 2017 تشکیل شده است. ترکیب فعلی آنها تشکیل شده است از اگور شوکوتکو (خواننده)، رومن کوموگورتسف (گیتار، سینت سایزر، دستگاه درام) و پاول کوزلوف (گیتار باس، سینت سایزر) سبک آنها متاثر از موسیقی راک روسی دهه 1980 است و به عنوان پست پانک، موج نو، سینت پاپ و موج سرد توصیف شده است.
.
.
.
https://t.me/MLT_NS_media
مولچات دوما Молчат Дома، به انگلیسی: «Houses Are Silent»
یک گروه موسیقی پست پانک بلاروسی با آواز روسی از مینسک است که در سال 2017 تشکیل شده است. ترکیب فعلی آنها تشکیل شده است از اگور شوکوتکو (خواننده)، رومن کوموگورتسف (گیتار، سینت سایزر، دستگاه درام) و پاول کوزلوف (گیتار باس، سینت سایزر) سبک آنها متاثر از موسیقی راک روسی دهه 1980 است و به عنوان پست پانک، موج نو، سینت پاپ و موج سرد توصیف شده است.
