• تیرهگون •
Open in Telegram
•فرخهمیشهغمگین• کاشانهیِدلمکهبهآتشرساندهای آشفتگیکنارزدهامتیرهگونشدم.. #ظاهراترانهسرا .t.me/HarfinoBot?start=43082e0cef64b71 از پیاله های فرخ ؛ باز مانده از جهانی آشفته ...
Show moreIran198 416The category is not specified
359
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-4330 days
Posts Archive
359
و مقیاسی مع الفارق تر از زلفت ؟
که در دستان او باشد و من غافل
به دنیا مینهم سر روی بالینم
که شب ها اشک میبارد و من غافل ..
-فرخهمیشهغمگین
359
بقولِیآقایی؛
درویشیتصحیحخیاله ..
وقتیتوتنهاافقمرئیهمنی ، چهخیالی؟
خیالمرانویسمرویدیواراتاقمتا ..
نفهمدمبتلااحوالِامروزمترکدارد
359
وقتیگمانکردیکهگشتایندلبهرنگِارغوانی
خاموشمیکردمخودمراتاشماروشنبمانی ..
-فرخهمیشهغمگین
359
حوالِ شهر نشستی دگر نمیدانم
شکستم و توشکستی دگر نمیدانم
چقدر حوصله داری چقدر بیتابی
چقدر منتظر هستی دگر نمیدانم
به دست آمدنت چون بهار نزدیک است
چو برگِ یاس به دستی دگر نمیدانم
به شهر ، شب به درازا کشد دلم تنگ است
دلت به خواب نبستی دگر نمیدانم
و نیست باده ی عشقم ز هجر ، گیراتر
ولی گمان که تو مستی ، دگر نمیدانم
-فرخهمیشهغمگین
359
ازماگذشتولیشرحگلستانمآرزوست ..
آرزوکردنشایدسختترازامیدداشتننباشد
اگرامیدنباشدآرزویینیست ..
ماسختازجماعتیدلگیرهستیمکه
امیدهایمانمیسوزانند
پسازدیدنخاکستردلهایمان
ماسختدلگیرجماعتیهستیم
کهآرزوهایمانرامیپوشند
وبمادرسنرسیدنوتنهاییمیدهند ..
-قطارفرخ
359
• امید در من بی همستم ک میسوزد
• دو لب ب خنده گشایم دلم ک میسوزد
• شب فراق یا که صبحوصال فرقی نیست
• چراغ خانه ی قلبم به غم که میسوزد
-فرخهمیشهغمگین
359
بیقرارمعجیبویرانم ..
ازتودورمزخودگریزانم ..
دردخویشمدوابهدستتبود ..
دلشکستهزدرد،بیجانم ..
ایحبیبِدلیکهمیسوزد ..
ایطبیبِدلپریشانم ..
منگزارمسرمبدینوادی ..
زینپسازخویشهمپشیمانم ..
درنهایتبهرغمِلطفِتویار ..
ازخودمهمنظرنمیدارم ..
درپسبیشهیپرازثمرت ..
چوننهالیسمندمیمانم ..
ازبلایکمالابرویت ..
درمعمایتابِایمانم ..
محتضرازنوایصبحوصال ..
آسمانخیزِنورِکیهانم ..
ماجراییشودقصیدهیمن ..
منپیاوواوبهدنبالم ..
میکندسختترمصالحهرا ..
پسخودتکنتمام،دیوانم ..
-فرخهمیشهغمگین
359
از آن روزی که رویایی شدی در گوشه ی ذهنم
همی در کنج این وادی گه و بیگاه میخوابم
بخوابم تا ببینم روی پر مهرت در آن رویا
ولیکن حسرتش را میبرم وقتی که بیدارم
-فرخهمیشهغمیگین
359
من آن حصیرِ به دامن نشسته بودم و حال
به غم نشینیِ باران کشیده خواهم شد
کنار شمع بسوزم به حسرتت امروز
ولی به وسعت فردا کشیده خواهم شد
..🕯🖤 -فرخهمیشهغمگین
359
ی درونگرایِ اجتماعی
ی انسان دوستِ آدمگریز
ی بیابونِ آشفته و پریشون
ی بارونِ خشک
ی مردهیِ متحرک ..
359
در نبودش پلک های خیس برهم میزنم
همچو پروانه که پر هایش به هم برمینهد
قطره های اشک روی گونه جاری میشود
شرح حالِ من پریشانیست او سر مینهد
-فرخهمیشهغمگین
359
#قآصدک ؛
قاصدک همیشه بازنده بود چون سبک و ساده بود ..
اون دلش رو به عشقش تقدیم کرد ولی با یه نسیم ساده پخش و پریشون شد ..
قاصدک حاضر به جدایی شد تا پرواز کنه
و جایی رفت که باد بردش ..
در خیالم هنوز قاصدکی
رشته ای از وفا به سر دارد ..
گرچه از من خبر نمیجوید
یادی اما زِ من به سر دارد ..
قاصدک بیقرار و بیتاب است
فکر جنجال و دردسر دارد ..
خشمی از باد و مردمی بی رحم
کوه رنجی به پشت سر دارد ..
قاصدک غم به سر گذارد چون
شاهدختی که تاجِ سر دارد ..
-فرخهمیشهغمگین
359
شاید بدون من شیرین حالش بهتره ..
شاید بیشتر میخنده ؛
خوشحال تره ..
ولی فرهاد بودن ینی غصه خوردن
هرچی فرهاد تر بشی بیشتر غصه میخوری.
• گر نشستی با کسی بودی ز نزدم شاد تر
• پس برو زین پس شود کاشانه ات آباد تر
• زهرِ دوری سخت اما زندگی باشد چنین
• حال او شیرین تر از قبل و منم فرهاد تر
-فرخهمیشهغمگین
359
وقتی میخوان شمع رو فوت کنن میگن آرزو کن ..
شمع تا به آرزوش نرسیده هی ذره ذره آب میشه
- تا آرزوشو بغل میگیره میمیره ؛
آب میشم از خیالِ وصلِ او اما بدان
شمع میمیرد بگیرد آرزویش را بغل ..
-فرخهمیشهغمگین
