en
Feedback
• تیره‌گون •

• تیره‌گون •

Open in Telegram

•فرخ‌همیشه‌غمگین• کاشانه‌ی‌ِدلم‌که‌به‌آتش‌‌رسانده‌ای آشفتگی‌کنار‌زده‌ام‌تیره‌گون‌شدم.. #ظاهراترانه‌سرا .t.me/HarfinoBot?start=43082e0cef64b71 از پیاله های فرخ ؛ باز مانده از جهانی آشفته ...

Show more
Iran198 416The category is not specified
359
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-4330 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
January '25
January '25
+23
in 1 channels
December '24
+10
in 1 channels
Get PRO
November '24
+28
in 0 channels
Get PRO
October '24
+34
in 1 channels
Get PRO
September '24
+217
in 3 channels
Get PRO
August '24
+260
in 4 channels
Get PRO
July '24
+368
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 January0
27 January0
26 January0
25 January0
24 January+5
23 January+1
22 January0
21 January0
20 January+1
19 January0
18 January+2
17 January0
16 January0
15 January+1
14 January+1
13 January0
12 January0
11 January+4
10 January+1
09 January0
08 January+1
07 January0
06 January+1
05 January+1
04 January0
03 January+1
02 January0
01 January+3
Channel Posts
ازتومیگفتم‌ولیکن‌آتش‌ِحزن‌ِفراق .. خاطراتِ‌بین‌ما‌را‌پشتِ‌هم‌سوزاند‌و‌رفت ..

2
ازتومیگفتم‌ولیکن‌آتش‌ِحزن‌ِفراغ .. خاطراتِ‌بین‌ما‌را‌پشتِ‌هم‌سوزاند‌و‌رفت ..
0
3
و مقیاسی مع الفارق تر از زلفت ؟ که در دستان او باشد و من غافل به دنیا مینهم سر روی بالینم که شب ها اشک میبارد و من غافل .. -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
4
ب‌قول‌ِی‌آقایی؛ درویشی‌تصحیح‌خیاله .. وقتی‌تو‌تنها‌افق‌مرئیه‌منی ، چه‌خیالی؟ خیالم‌را‌نویسم‌روی‌دیوار‌اتاقم‌تا .. نفهمد‌مبتلا‌احوال‌ِامروزم‌ترک‌دارد ‌
0
5
آغوش تو آشفته ترین حالت مجنون.. دلدادگیم عاقبتِ دیدنِ لیلیست؛ -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
6
وقتی‌گمان‌کردی‌‌که‌گشت‌این‌دل‌به‌رنگِ‌ارغوانی خاموش‌می‌کردم‌خودم‌را‌تا‌شماروشن‌بمانی .. -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
7
کسی‌که‌نمیبینه‌چجوری‌گریه‌میکنه؟ ..
0
8
حوالِ شهر نشستی دگر نمیدانم شکستم و تو‌شکستی دگر نمیدانم چقدر حوصله داری چقدر بیتابی چقدر منتظر هستی دگر نمیدانم به دست آمدنت چون بهار نزدیک است چو برگِ یاس به دستی دگر نمیدانم به شهر ، شب به درازا کشد دلم تنگ است دلت به خواب نبستی دگر نمیدانم و نیست باده ی عشقم ز هجر ، گیراتر ولی گمان که تو مستی ، دگر نمیدانم -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
9
ازماگذشت‌ولی‌شرح‌گلستانم‌آرزوست .. آرزو‌کردن‌شاید‌سخت‌تر‌ازامید‌داشتن‌نباشد اگر‌امید‌نباشد‌آرزویی‌نیست .. ما‌سخت‌از‌جماعتی‌دلگیرهستیم‌که‌ امید‌هایمان‌میسوزانند‌ پس‌از‌دیدن‌خاکستر‌دل‌هایمان ماسخت‌دلگیر‌جماعتی‌هستیم که‌آرزوهایمان‌را‌میپوشند‌ و‌بما‌درس‌نرسیدن‌و‌تنهایی‌میدهند .. ‌-‌قطارفرخ‌
0
10
• امید در من بی هم‌ستم ک میسوزد • دو لب ب خنده گشایم دلم ک میسوزد • شب فراق یا که صبح‌وصال فرقی نیست • چراغ خانه ی قلبم به غم که میسوزد -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
11
بیقرارم‌عجیب‌ویرانم .. ازتو‌دورم‌ز‌خود‌گریزانم .. درد‌خویشم‌دوا‌به‌دستت‌بود .. دل‌شکسته‌ز‌درد‌،بی‌جانم .. ای‌حبیب‌ِدلی‌که‌میسوزد .. ای‌طبیب‌ِدل‌پریشانم .. من‌گزارم‌سرم‌بدین‌وادی .. زین‌پس‌از‌خویش‌هم‌پشیمانم .. در‌نهایت‌به‌رغم‌ِلطف‌ِتو‌یار .‌. از‌خودم‌هم‌نظر‌نمیدارم .. در‌‌پس‌بیشه‌ی‌پر‌از‌ثمرت .‌. چون‌نهالی‌سمند‌میمانم .. از‌بلای‌کمال‌ابرویت .. در‌معمای‌تاب‌ِایمانم .. محتضر‌از‌نوای‌صبح‌وصال ‌.. آسمان‌خیزِ‌نورِ‌کیهانم .. ماجرایی‌شود‌قصیده‌ی‌من ‌.. من‌پی‌او‌و‌او‌به‌دنبالم ‌.. میکند‌سخت‌تر‌مصالحه‌را .. پس‌خودت‌‌کن‌تمام‌،دیوانم .. -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
12
از آن روزی که رویایی شدی در گوشه ی ذهنم همی در کنج این وادی گه و بیگاه میخوابم بخوابم تا ببینم روی پر مهرت در آن رویا ولیکن حسرتش را میبرم وقتی که بیدارم -فرخ‌همیشه‌غمیگین
0
13
من آن حصیرِ به دامن نشسته بودم و حال به غم نشینیِ باران کشیده خواهم شد کنار شمع بسوزم به حسرتت امروز ولی به وسعت فردا کشیده خواهم شد ..🕯🖤 -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
14
ی درونگرای‌ِ اجتماعی ی انسان دوستِ آدم‌گریز ی بیابونِ آشفته و پریشون ی بارونِ خشک ی مرده‌یِ متحرک ..
0
15
در نبودش پلک های خیس برهم میزنم همچو پروانه که پر هایش به هم برمی‌نهد قطره های اشک روی گونه جاری میشود شرح حالِ من پریشانیست او سر می‌نهد -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
16
_,میگه که من غرقِ خاطراتِ دلم با تو در خیال من ذره ذره آب می‌شوم و یار بیخیال ؛
0
17
#قآصدک ‌؛ قاصدک همیشه بازنده بود چون سبک و ساده بود .. اون دلش رو به عشقش تقدیم کرد ولی با یه نسیم ساده پخش و پریشون شد .. قاصدک حاضر به جدایی شد تا پرواز کنه و جایی رفت که باد بردش .. در خیالم هنوز قاصدکی رشته ای از وفا به سر دارد .. گرچه از من خبر نمیجوید یادی اما زِ من به سر دارد .. قاصدک بیقرار و بیتاب است فکر جنجال و دردسر دارد .. خشمی از باد و مردمی بی رحم کوه رنجی به پشت سر دارد .. قاصدک غم به سر گذارد چون شاهدختی که تاجِ سر دارد .‌. -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
18
شاید بدون من شیرین حالش بهتره .. شاید بیشتر میخنده ؛ خوشحال تره .. ولی فرهاد بودن ینی غصه خوردن هرچی فرهاد تر بشی بیشتر غصه میخوری. • گر نشستی با کسی بودی ز نزدم شاد تر • پس برو زین پس شود کاشانه ات آباد تر • زهرِ دوری سخت اما زندگی باشد چنین • حال او شیرین تر از قبل و منم فرهاد تر -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
19
وقتی میخوان شمع رو فوت کنن میگن آرزو کن .. شمع تا به آرزوش نرسیده هی ذره ذره آب میشه - تا آرزوشو بغل میگیره میمیره ؛ آب میشم از خیالِ وصلِ او اما بدان شمع میمیرد بگیرد آرزویش را بغل .. -فرخ‌همیشه‌غمگین
0
20
No text...
0