en
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Open in Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Show more
746
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+2230 days
Posts Archive
sticker.webp0.12 KB

sticker.webp0.27 KB

"یک لبخند؛ گاه تنها یک لبخند معجزه می کند"

🎼❤️🎼 🎸#نئوفلامنکو #esperanza #neoflamenco #guitar --------------------- "به سمت پل میروم؛ اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند نخواهم پرید" متن یک نامه خودکشی بجا مانده از دهه 1970 🍏🍎🍃

sticker.webp0.35 KB

photo content

sticker.webp0.25 KB

photo content

photo content

sticker.webp0.48 KB

در درونِ شهرِ کوران دردها دارم ز بینایی... #نیما_یوشیج

🕊

-- درگذشته دی ماه ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو علی اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به پدر شعرنو است. او با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده ‌بود. تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم ‌پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان می‌شمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است. او با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است. نیما تا دوازده‌ سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به‌ همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به‌گفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمی‌اش تقدیم کرده است. علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء می‌کرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیما خان‌یوشیج ثبت شده‌است. دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف بود با توفان‌های سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمی‌توانست از این توفان‌های اجتماعی بی‌تأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ‌ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می‌شد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ به‌دنیا آمد. نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند. نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌ هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد. این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد. در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است. گالری تصاویر ادبی @GaleryeTasavireAdabi

photo content

🕊

○ علی اسفندیاری ملقب به نیما یوشیج مردی بود که با مجموعه شعر افسانه، که بیانیه ی شعر نو فارسی بود، انقلاب بزرگی در فضای راکد شعر و شاعری ایران ایجاد کرد؛ او آگاهانه کمر همت بست تا تمام پایه و اساس شعر کهن فارسی را به چالش بکشد. نیما یوشیج برای این هنر خود نام «شعر نو» را انتخاب کرد. فعالیت های سیاسی نیما یوشیج جنبش جنگل، انقلاب مشروطه و تاسیس جمهوری سرخ گیلان همه در دوران نوجوانی و جوانی نیما یوشیج اتفاق افتاد و او نمی توانست نسبت به این توفان های اجتماعی بی تفاوت باشد. وی از نظر سیاسی طرز فکری چپ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ که یکی از نشریه های حزب کمونیست ایران بود و در رشت چاپ می شد، همکاری قلمی داشت. او حتی تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی ملحق شود و با او به جنگ برود و جان خود را فدا کند. دوران کودکی و نوجوانی نیما یوشیج نیما یوشیج در ۲۱ آبان ۱۲۷۶ در منطقه ای به نام یوش در نزدیکی کوه البرز که از توابع شهر نور مازندران می باشد، متولد شد. پدرش ابراهیم خان اعظام السلطنه نام داشت و شغل او گله داری و کشاورزی بود. نیما از همان کودکی اسب سواری، تیراندازی و چند و چون زندگی روستایی را از پدرش فرا گرفت. وی ابتدا خواندن و نوشتن را نزد آخوند روستا یاد گرفت، ولی به خاطر آزار و اذیت های او، خیلی دل خوشی از معلم خویش نداشت. خانواده ی نیما در یازده سالگی به تهران نقل مکان کردند و در خانه ای اجاره ای روبه روی مسجد شاه که یکی از مراکز فعالیت مشروطه خواهان بود، و در کنار مدرسه ی دارالشفا ساکن شدند. نیما ابتدا در دبستان حیات جاوید درس می خواند ولی پس از مدتی به یک مدرسه کاتولیک که در آن زمان مدرسه «سن لویی» نام داشت، فرستاده شد. سپس مورد تربیت و تشویق یک معلم خوش رفتار قرار گرفت، او کسی نبود به جز «نظام وفا» که امروزه شاعر به نامی می باشد. او بود که نیما را به شعر گفتن ترغیب کرد. نیما ابتدا سرودن شعر را به سبک خراسانی آغاز کرد. آغاز فعالیت حرفه ای نیما یوشیج نیما یوشیج در ۲۲ سالگی استخدام وزارت دارایی شد، ولی پس از مدتی آن را رها کرد. او اولین شعر خود را در سن ۲۳ سالگی سرود که مثنوی بلند «قصه ی رنگ پریده» نام دارد. خود نیما این شعرش را اثری بچگانه نامیده است. در سال ۱۳۰۰ بود که اسم خود را عوض کرد و نام نیما را که به معنی کمان بزرگ است، برای خود انتخاب کرد. در دی ماه سال ۱۳۰۱ مجموعه شعر «افسانه» را سرود و شعرهایش را با نام نیما امضا کرد. او این اثر خود را که به نوعی سنگ بنای شعر نو بود را به استاد خود نظام وفا تقدیم کرد. سپس قسمت هایی از مجموعه ی افسانه را در مجله ی قرن بیستم که میرزاده عشقی سردبیر آن بود به چاپ رساند. همزمان با انتشار این مجموعه جمعی از شاعران پیروی سبک کهن شعر فارسی مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی به شدت با او به مخالفت پرداختند، و حتی برخی از شاعران سنتی به مسخره کردن و آزار او روی آوردند. نیما یوشیج در سال ۱۳۱۷ عضو هیات تحریریه مجله ی موسیقی شد و به فعالیت های مطبوعاتی مشغول شد. او در آن جا در کنار افراد شاخصی مانند محمد ضیاء هشترودی، عبدالحسین نوشین و صادق هدایت کار می کرد. سپس شعرهای «ققنوس» و «غراب» را که سروده بود را به همراه مقاله بلند «ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان» چاپ کرد. 🍏🍎🍃

AnimatedSticker.tgs0.49 KB

photo content

sticker.webp0.31 KB

خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم #حافظ