صائب تبریزی(شاعران سبک هندی)
Open in Telegram
بزرگترین شاعران سبک هندی : صائب تبریزی ،کلیم کاشانی، عرفی شیرازی، بیدل دهلوی، طالب آملی، هاتف اصفهانی و صابر کرمانی و..... لینک: https://t.me/saeb_e_tabrizi آیدی:
Show more2 485
Subscribers
-124 hours
+17 days
-1230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+16
in 5 channels
August '26
+46
in 7 channels
Get PRO
July '26
+53
in 6 channels
Get PRO
June '26
+52
in 6 channels
Get PRO
May '26
+23
in 5 channels
Get PRO
April '26
+13
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+52
in 15 channels
Get PRO
January '26
+37
in 0 channels
Get PRO
December '25
+128
in 14 channels
Get PRO
November '25
+152
in 15 channels
Get PRO
October '25
+236
in 15 channels
Get PRO
September '25
+177
in 16 channels
Get PRO
August '25
+181
in 16 channels
Get PRO
July '25
+40
in 3 channels
Get PRO
June '25
+28
in 13 channels
Get PRO
May '25
+32
in 2 channels
Get PRO
April '25
+33
in 2 channels
Get PRO
March '25
+38
in 10 channels
Get PRO
February '25
+34
in 1 channels
Get PRO
January '25
+58
in 14 channels
Get PRO
December '24
+76
in 74 channels
Get PRO
November '24
+147
in 15 channels
Get PRO
October '24
+187
in 20 channels
Get PRO
September '24
+189
in 25 channels
Get PRO
August '24
+161
in 1 channels
Get PRO
July '24
+122
in 4 channels
Get PRO
June '24
+126
in 0 channels
Get PRO
May '24
+165
in 4 channels
Get PRO
April '24
+255
in 51 channels
Get PRO
March '24
+108
in 74 channels
Get PRO
February '24
+96
in 1 channels
Get PRO
January '24
+88
in 10 channels
Get PRO
December '23
+68
in 2 channels
Get PRO
November '23
+47
in 59 channels
Get PRO
October '23
+91
in 90 channels
Get PRO
September '23
+161
in 0 channels
Get PRO
August '23
+55
in 0 channels
Get PRO
July '23
+72
in 0 channels
Get PRO
June '23
+52
in 0 channels
Get PRO
May '23
+35
in 0 channels
Get PRO
April '23
+26
in 0 channels
Get PRO
March '23
+69
in 0 channels
Get PRO
February '23
+94
in 0 channels
Get PRO
January '23
+94
in 0 channels
Get PRO
December '22
+121
in 0 channels
Get PRO
November '22
+121
in 0 channels
Get PRO
October '22
+96
in 0 channels
Get PRO
September '22
+63
in 0 channels
Get PRO
August '22
+55
in 0 channels
Get PRO
July '22
+74
in 0 channels
Get PRO
June '22
+79
in 0 channels
Get PRO
May '22
+131
in 0 channels
Get PRO
April '22
+91
in 0 channels
Get PRO
March '22
+133
in 0 channels
Get PRO
February '22
+128
in 0 channels
Get PRO
January '22
+115
in 0 channels
Get PRO
December '21
+164
in 0 channels
Get PRO
November '21
+373
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | +1 | |||
| 09 September | +1 | |||
| 08 September | +4 | |||
| 07 September | +3 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +2 | |||
| 04 September | +3 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
﷽
خوش آمدید🍃🌼
گروه دانشآموزی دبیران ادبیات کشور
لطفا قبل از طرح پرسش، در گروه و کانالهای مرتبط مطلب خود را جستجو کنید.
ساعات کار گروه:
16 _ 23
https://t.me/+3mxWOB2kEENmMTY8
| 2 | فنون و دانشهای ادبی:
بیان
بدیع
عروض و قافیه
تاریخ ادبیات
سبکشناسی و...
( برای دبیران، دانشجویان و دانشآموزان عزیز )
تبادل و تبلیغ:
@Rahaii_moha
@daneshhayeadabi
https://t.me/daneshhayeadabi | 46 |
| 3 | مخاطبان: دبیران، دانشجومعلمان، نویسندگان، شاعران، هنرمندان، ویراستاران و ...
(لطفا نام کاربری مشخص داشته باشید)
مسئول تبلیغ و تبادلات:
@Rahaii_moha
هماهنگی در گروهها:
@MaryamBehvandi
https://t.me/+yu8nY3AZ4-g4NmEx | 67 |
| 4 | به نام خداوند جان و خرد
گروهها و کانالهای تحت پوشش ابرگروه دبیران ادبیات کشور در تلگرام:
گروهها:
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه دو)
لینک گروه:
▶️https://t.me/+yu8nY3AZ4-g4NmEx
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه یک)
لینک گروه:
▶️ https://t.me/+E6kANg9F2sc3ZmE0
گروه دانشآموزی
لینک گروه:
▶️ https://t.me/+3mxWOB2kEENmMTY8
گروه تبادلات
لینک گروه:
▶️https://t.me/+vKWsBQ-E4HIyMWNk
کانالها:
آیدی تعدادی از کانالها که آرشیو گروه نیز محسوب میشوند:
ادبیات متوسطه اول (هفتم، هشتم، نهم)
🆔@adabiatemotevaseteh1
ادبیات متوسطه دوم (دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@adabiatemotevaseteh2
علوم و فنون ادبی
🆔 @daneshhayeadabi
دانشهای زبانی
🆔@daneshhayezabani
قلمرو فکری ادبیات
🆔@gherabatemanaei
تست ادبیات
🆔@test_adabiat
فارسیونگارش فنی
🆔@adabiatefani
بانک نمونه سوال ادبیات
🆔@bankesoaladabiat
نگارش(دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@negareshe10
کانال دانشآموزی گروه دبیران ادبیات کشوری
🆔@daneshamoziadabiat
کانال صائب و شاعران سبک هندی
🆔@saeb_e_tabrizi
کانال ادبیات حماسی(فردوسی و شاعران سبک خراسانی)
🆔@adabiatehemasi
کانال حافظپژوهی
🆔@hafezpajohi
کانال سعدی و شاعران سبک عراقی
🆔@saadieshiraz
داستانک
🆔@daastaanak
کتابخانه ادبی
🆔@ketabkhaneadabi
کانال تبادلات فرهنگیان
@FARHANGIAN_TABADOL
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
✅لینک گروه دبیران ادبیات کشور در روبیکا⏬
https://rubika.ir/joing/JCJDIFEH0HROGPLOABTRWRDRLDEBPFGX
✅آرشیو گروه در روبیکا:⏬
🆔@dabiraneadabiat
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅آرشیو گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
✅گروه دبیران ادبیات فارسی کشور در سروش:⏬
https://splus.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در سروش:⏬
https://splus.ir/adabiatemotevaseteh2
✅لینک گروه در پیام رسان بله:⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در پیام رسان بله⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiatarshiv | 78 |
| 5 | در حریم پاکبازان بی وضو رفتن خطاست
تا نشویی دست از دنیا، مرو در کوی صبح
عشق دایم دستبازی با دل روشن کند
آفتاب عالم افروزست دستنبوی صبح
#صائب | 248 |
| 6 | جهانی را زدم آتش سراغ دل نشد پیدا
روم اکنون غبار خاطر گیسوی او گردم
#بیدل_دهلوی | 231 |
| 7 | به نام خداوند جان و خرد
گروهها و کانالهای تحت پوشش ابرگروه دبیران ادبیات کشور در تلگرام:
گروهها:
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه دو)
لینک گروه:
▶️https://t.me/+yu8nY3AZ4-g4NmEx
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه یک)
لینک گروه:
▶️ https://t.me/+E6kANg9F2sc3ZmE0
گروه دانشآموزی
لینک گروه:
▶️ https://t.me/+3mxWOB2kEENmMTY8
گروه تبادلات
لینک گروه:
▶️https://t.me/+vKWsBQ-E4HIyMWNk
کانالها:
آیدی تعدادی از کانالها که آرشیو گروه نیز محسوب میشوند:
ادبیات متوسطه اول (هفتم، هشتم، نهم)
🆔@adabiatemotevaseteh1
ادبیات متوسطه دوم (دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@adabiatemotevaseteh2
علوم و فنون ادبی
🆔 @daneshhayeadabi
دانشهای زبانی
🆔@daneshhayezabani
قلمرو فکری ادبیات
🆔@gherabatemanaei
تست ادبیات
🆔@test_adabiat
فارسیونگارش فنی
🆔@adabiatefani
بانک نمونه سوال ادبیات
🆔@bankesoaladabiat
نگارش(دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@negareshe10
کانال دانشآموزی گروه دبیران ادبیات کشوری
🆔@daneshamoziadabiat
کانال صائب و شاعران سبک هندی
🆔@saeb_e_tabrizi
کانال ادبیات حماسی(فردوسی و شاعران سبک خراسانی)
🆔@adabiatehemasi
کانال حافظپژوهی
🆔@hafezpajohi
کانال سعدی و شاعران سبک عراقی
🆔@saadieshiraz
داستانک
🆔@daastaanak
کتابخانه ادبی
🆔@ketabkhaneadabi
کانال تبادلات فرهنگیان
@FARHANGIAN_TABADOL
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
✅لینک گروه دبیران ادبیات کشور در روبیکا⏬
https://rubika.ir/joing/JCJDIFEH0HROGPLOABTRWRDRLDEBPFGX
✅آرشیو گروه در روبیکا:⏬
🆔@dabiraneadabiat
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅آرشیو گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
✅گروه دبیران ادبیات فارسی کشور در سروش:⏬
https://splus.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در سروش:⏬
https://splus.ir/adabiatemotevaseteh2
✅لینک گروه در پیام رسان بله:⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در پیام رسان بله⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiatarshiv | 65 |
| 8 | هستی من تا به کی باشد حجاب جلوهات؟
آتشی در پنبه، ماهی در کتان دزدیدهام
و
جوش خزانم آینهدار بهار اوست
نظاره کن ز چاک کتان ماهتاب را
و
مژهای باز کن از چاک کتان هستی
نتوان دید به چشم دگر آن مهوش را
و
نفی ما، آیینهٔ اثبات اوست
گر کتان گم شد مه آوردیم ما
و
در پردهی دل غیر خیالت نتوان یافت
جولانکدهی پرتو ماهاند کتانها
و
خیال وصل تو پختن دلیل غفلت ماست
کتان چه صرفه برد در قلمرو مهتاب
و
ما و من بی نسبت است آنجا که اوست
با کتان ربطی ندارد ماهتاب
و
دگر چه چاره جز آتش زدن به کسوت هوش
فتاده است به فکر کتان من مهتاب
و
فسون عقل نگردد حریف غالب عشق
کتان، گرو بَرَد از ماهتاب، دشوار است
و
غفلت تحقیق بر ما تار و پود وهم بافت
ورنه در مهتاب احوال کتانها روشن است
و
در صفای حیرتم محو است نقش کاینات
این کتان گمگشتهٔ آغوش مهتاب من است
و
به عالمی که تو باشی کجاست هستی ما
کتان غبار خیال قلمرو ماه است
و
جایی که حسن یکتا، دارد نقاب غیرت
آیینهداری ما حرف کتان و ماه است
و
حسن خوبان که کتانِ مه تابانِ تواند
تا تو بیپرده نهای پرده نینداخته است
و
شوخی مهتاب و تمکین کتان پرظاهر است
بر بنای صبر ما شوقت کم از سیلاب نیست
و
بهقدر نفی ما آماده است اثبات یکتایی
کتان چندان که بارش بگسلد در ماهتاب افتد
و
گدازم آبیار جلوهٔ معشوق میباشد
کتان میسوزد و خاکسترش مهتاب میگردد
و
فنای ما چمنآرای بینقابی اوست
به قدر چاک کتان، ماهتاب میخندد
و
صفای خاطر ما آبیار جلوهٔ اوست
کتان شسته همان ماهتاب میریزد
و
عبرت حال کتان پُر روشن است از ماهتاب
غفلتی دارم که آخر پنبه گوشم میکشد
و
اگرنه رنگ از گل تو دارد بهار موهوم هستی ما
به پردهٔ چاک این کتانها فروغ ماه که میخرامد؟
و
ز لاف ما و من این بیخودان پوچقماش
کتان به کارگه ماهتاب میبافند
و
ای شعورت خیالباف جنون
این کتانها به ماهتاب فروش
و
خزان پیش از دمیدن بود منظور بهار من
کتان در پنبگی میداد عرض سیر مهتابم
و
خیال هستیام صد پرده بر تحقیق میبافد
ز ناموس کتان گر بگذرم مهتاب میگردم
و
ز چاک سینه آهی مینو بسم
کتانم، حرف ماهی مینویسم
و
پوچ مییابم سر و برگ بساط اعتبار
این کتانها را خیال پرتو مه میکنم
و
عیشها دارد عدمفرسایی اجزای من
جوش مهتابست هر جا پنبه شد تار کتان
و
پیش خورشیدش مرا از صبح بودن چاره نیست
هر کجا او ماه باشد من کتان خواهم شدن
و
به غیر از نفی خویش اثبات عشرت مشکل است اینجا
کتانم پنبه گردد تا ببالد ماهتاب من
و
گر تار و پود کارگه عشق پروری
جز پنبهزار وهم کتان نیست ماه او
و
در خیالش محو شد آثار من
این کتان را شست آخر نور ماه
و
هستی ما را سراغ از جلوهی دلدار پرس
این کتان آیینه پیش ماهتاب انداخته
و
جهان یکسر قماش کارگاه صبح میبافد
ندارد این کتان جز خاک حسرت تاری و پودی
و
کتان بابِ مهتاب چیزی ندارد
به هر جا تویی دیگر از من چه خواهی؟!
بر این باور بودهاند که کتان در ماهتاب میسوزد؛ این باور، کتان را وارد نمادهای محبوب بیدل میکند. برای آشنایی با این نماد باید با سه اصطلاح آشنا باشیم: عدم، هستی و نیستی. عدم زمانی است که روح از "او" جدا نشده و "ما"یی وجود نداشت، هرچه بود او بود. هستی از لحظهای شکل گرفت که او در خاک دمید و "ما" از "او" جدا شد، این هستی کاذب و دروغین است. نیستی زمانی است که سالک حجاب هستی کاذب را برمیدارد و در او فنا شود تا دوباره او شود.
کتان، ابتدا پنبه است. از لحاظ شکل و فرم و نرمی، پنبه به ماه میماند؛ در ماه نمیسوزد، انگار بخشی از ماه است. "پنگی" همان عدم است و در این ساختار، "ماه" نماد حق است. پنبه وقتی به کتان تبدیل میشود، هستیای کاذب میگیرد و این همان لحظهی دمیدن و جدا شدن روح است. کتان در مواجهه با ماه میسوزد و خاکستر میشود. فرم خاکستر به پنبه مانند است و پنبه هم که نمودی از ماه بود. پس در جلوهگری ماه، کتان دوباره هستیای واقعی میگیرد، در جلوهی ماه میسوزد، "نیستی" مییابد و ماه میشود.
✍️احمد علیپور | 49 |
| 9 | خطاپیمای جامِ بیخودی معذور میباشد
به یاد گردش چشمت فدای خویشتن گشتم
در "پیما" ایهامی هست:
الف) پیمودن به معنی اندازهگرفتن و سنجیدن. خطاپیمای جام بیخودی در این صورت به معنی کسی است که درک و سنجش خطایی از جام بیخودی دارد.
ب) پیمودن به معنی آشامیدن و نوشیدن؛ کسی که از جام بیخودی "خطا" مینوشد.
بیخودی با دو قرینه صفت جام قرار گرفته است:
الف) میانتهی بودن جام.
ب) تأثیر شراب بر اختلال هوشیاری؛ به عبارتی هرچقدر ناهوشیارتر، بیخودتر؛ اصلا بهخاطر همین ناآگاهی و مستی است که "معذور میباشد".
گردش چشمت؛ قطعا در کنار گردش مردمک و نطر انداختن، ایهام/استعارهای نیز دارد که فرم بیت را مستحکم میکند. تشبیه چشم به جام و ساغری که در گردش است تناسبی بین آن و جام در مصرع اول برقرار میکند.
در هر بیخودیای، خودی (خویشتنی) فدا میشود.
✍️احمد علیپور | 396 |
| 10 | بود سیر قمر در عقرب امّا ماه بیمهرم
دهد برعکس مه، سیرِ زلفِ همچو عقرب را
(دیوان حشمت شیرازی، تصحیح مهدی فاموری و غلامرضا خوشاقبال، ص ۷۷).
در شب گذرد ماه و باشد عجب از اینم
کز زلف تو میبینم در مه، گذر شبها
(دیوان آتش اصفهانی، بهکوشش سیّد علی نوربخش آزاد، ص ۳۳).
تصویر این بیت و صنایع ادبی آن بینظیر است! تصویر مدّ نظر شاعر در هالهای از صنایع ادبی و اشارات علمی پوشیده شده است.
•ماه در مصرع اول استعاره از معشوق است.
•مهر در واژهٔ «بیمهر» به معنی محبّت است و در معنی دیگر آن یعنی خورشید با ماه و قمر و عقرب ایهام تناسب دارد.
•قمر در زبان عربی به معنی ماه در زبان فارسی است ازاینرو میان قمر و ماه ایهام ترجمه برقرار است.
•عقرب در معنی اصطلاح نجومی، هشتمین صورت از صورتهای فلکی است که با عقرب در مصرع دوم که همان جانور معروف است جناس تام دارد.
•شاعر در مصرع دوم با تشبیه زلف به عقرب (دم عقرب مثل شکن زلف است) پیوندی میان آنها با صورت فلکی عقرب برقرار کرده است که دارای نوعی اسلوبالحکیم است.
•عکس در اصطلاح نجومی خود به معنی انتقال نقطهای است از اوّلین برجی به آخر برج دیگر که با مه، ماه، مهر و عقرب ایهام تناسب دارد.
•میان ماه و مه جناس زاید برقرار است.
•سیر در معنی اصطلاحی خود مراد دور کامل یک کوکب در منازل آسمانی خود است.
•واجآرایی حرف میم نیز کاملاً گوشنواز است.
خلاصه اینکه شاعران میگویند در عالم هستی، ماه است که در آسمان شب سیر میکند ولی در عالم ادبیات اینگونه نیست بلکه زلفان چون شبِ تیرهٔ معشوق در ماهِ چهرهٔ او سیر میکنند.
✍🏻امیرحسین حسینی. | 332 |
| 11 | بر درگه خلق، بندگی ما را کشت
هر سو پی نان دوندگی ما را کشت
فارغ نشویم یکدم از فکر معاش
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!
#واعظ_قزوینی | 301 |
| 12 | ناله را از دل به لب هرگز نمیآرد کلیم
شعله را از ابلهی تعلیمِ تمکین میکند¹
تعلیم تمکین کردن یعنی اطاعت و فرمانبرداری را به کسی آموختن.
+چرا تعلیم تمکین به شعله ابلهی است؟ چون شعله به سبب تصویر شعلهور شدنش، نماد سرکشی و طغیان است.
با همه سرکشی افتادگی از دست مده
گر همه شعله شوی، کار گیا باید کرد²
+نتیجه سرکشی و نافرمانی شعله چیست؟
عمرها شد که در اقلیم غم و درد، کلیم
پادشاه است ولی ناله به فرمانش نیست³
با وجود امپراتوری بر اقلیم غم و درد، تسلّطی بر ناله نمیتوان داشت یعنی شاعر نمیتواند ننالد و نالهٔ خود را حبس کند.
منبع
۱. دیوان ابوطالب کلیم همدانی، تصحیح محمّد قهرمان، ۱۳۶۹: ۳۹۸.
۲. همان: ۳۴۲.
۳. همان: ۲۵۴.
✍🏻 امیرحسین حسینی | 358 |
| 13 | یک بیت و یک نکته از صائب
نیست درمان مردم کج بحث را جز خامشی
ماهی لب بسته خون در دل کند قلاب را
#صائب
.
در این بیت صائب بار دیگر از فواید خاموشی و سکوت سخن می گوید و این بار با تصویر سازی متفاوت آن را به مخاطب یاد آوری می کند .
او کج بحثی را یک نوع مریضی و انسانهای کج بحث را بیمار می داند و همان طوری که برای هر بیمار و مرضی درمانی و دوایی وجود دارد ؛ بهترین راه برای درمان کج بحثی را خاموشی و سکوت می شناسد .
صائب با آوردن حرف قطعی (جز) در این بیت می خواهد به مخاطب بفهماند که تنها ترین راه و چاره در مقابله با کج بحثان ، سکوت است و سکوت ....و گرنه ادامه مباحثه با این افراد نه تنها به نتیجه ای نخواهد رسید بلکه موجب آزار و اذیت روحی و روانی خواهد شد.
در مصراع دوم صائب با آوردن معادل و مثالی زیبا فهم و درک این موضوع را بسیار آسان کرده و می گوید:
قلابِ ماهیگیری در داخل آب منتظر دهان باز کردن ماهی برای خوردن طعمه اش می شود ( صبر می کند که ماهی وسوسه شده و دهان باز کرده تا طعمه را بخورد و در دام بیفتد ) و ماهی تا دهان باز نکند، قلاب خون دل می خورد و بیتابی می کند . چون ماهی بدون باز کردن دهانش به هیچ وجه صید نخواهد شد و به دام نخواهد افتاد .
انسان کج بحث هم وقتی با سکوت طرف مقابل روبرو می شود، دیگر حرفی برای گفتن و سوژه ای برای ادامه دادن بحث نخواهد داشت و در نتیجه خلع سلاح شده و به هدف خود نخواهد رسید .
نکته ی جالب این بیت وجه شبهی (کج بودن وناراستی) است که صائب میان قلاب و کج بحث در نظر گرفته است . این گونه که شکل ظاهری قلاب ماهیگیری ذاتا کج می باشد که اگر راست بود هیچ وقت ماهی گرفتارش نمی شد.
انسان کج بحث هم چون صادق و رو راست نیست سعی می کند با این صفت زشت خود طرف مقابل را عمدا تحریک به مباحثه و مقابله ی بیشتر کرده و در نتیجه او را خسته کرده و مغلوب سازد. | 409 |
| 14 | ز نیرنگ تغافل برده است آن چشم فتانم
به بازی نیز نتوان یافتن در طاسم آوردی
چند ایهام و تناسب توی این بیت هست که اگر بهشون توجه نکنیم حق مطلب ادا نمیشه:
۱. "برده": الف) جابهجا کردن، حمل کردن، منتقل کردن و امثالهم. همان بردن توی "دلبری"؛ و اتفاقا در نخستین برخورد مخاطب همین معنی رو برداشت میکنه. بردن توی این معنی با "یافتن" در مصرع دوم در تناسبه.
ب) بردن معنی پیروز شدن و شکست دادن؛ برداشت دوم، این معنیه و با بازی و طاس در تناسبه.
۲. "آورد": الف) به معنی نبرد و مبارزه؛ توی این معنی با "بازی" تناسب داره.
ب) آورد، مصدر مرکب مرخم آوردنه، وقتی طاس رو زمین میاندازیم به هرحال یه شمارهای میاره. آورد توی این معنی با طاس و "برده" در مصرع اول تناسب داره و شاید کلیدیترین نکتهی فرمی این بیت همین تقابل "بردن" و "آوردن" باشه که ایهام رو متوازی میکنه.
۳. مهندسی تناسبهای بیدل واقعا بینظیره و هیچ واژهای "الله بختکی" بهکار گرفته نمیشه. مثلا به "فتان" توجه کنید؛ این همه صفت برای چشم وجود داره، چرا فتان؟ از فتنهای که توی این بردن و نیاوردنه بگذریم، با نیرنگ در تناسبه و مکمل نیرنگه.
۴. تغافل هم زیبا جاگیر شده، تغافل همون بیمحل کردن خودمونه، و اینجا در ارتباط با چشم به معنی نگاه نکردنه (معنی کنایی نطر بر کسی انداختن رو هم مد نظر داشته باشید)؛ اصلا چرا طاس من هیچ شمارهای نمیاره؟ چون او بهش نگاه نمیکنه و شمارهاش به چشم او نمیاد.
۵. به ارتباط چشم و طاس هم دقت کنید؛ هر دو میچرخند و در نهایت روی شمارهای، کسی چیزی "ثابت" میشن و دوباره میچرخند و ....؛ انگار چشم هم یه نوع طاسه. اگر به این تشبیه دقت نکنیم چی از فرم این بیت دستگیرمون شده؟ آره طاسِ مصرع دوم، در یک معنی ایهامی، همون چشم در مصرع اوله. چشمی که "برده" و قرار نیست برگردونه یا به رقابت ادامه بده (مثل قمار بازی که دست اول رو میبره و دیگه ادامه نمیده.)
✍️احمد علیپور | 322 |
| 15 | نظر به حیرت تصویر هند باختهام
کزین سیهقلمان برنخاست لیلایی
امشب مجذوب این بیت شدم، بیآنکه آنچنان که باید سر از سازوکارش در بیاورم.
نظر باختن یعنی چه؟
نظر به حیرت باختن یعنی چه؟
حیرت تصویر یعنی چه؟
تصویر هند کدام است دیگر؟
سیهقلمان همان هندیها هستند؟
آیا سیهقلم اشارهای به مردمک هم دارد؟
آیا حضور کاف تعلیل در اول مصرع دوم منطقی است؟ "چون" از این سیهقلمها لیلایی برنمیخیزد، پس نظرم را به حیرت تصویر هند باختهام.
آنچه که واضح است تناسب تصویر و سیاهقلم است. بیدل در چند بیت دیگر هم با قلم و سیاه بازی کرده است که خواندنیاند:
جهان قلمرو مشق سیاهکاری نیست
چو امتحان قلم نقطه جابهجا مگذار
(چقدر قلم در قلمرو خوش نشسته است.)
و
دلسیاهی یک قلم آیینهدار صحبت است
گر همه اهل خراساناند از بنگالهاند
(احتمالا اهل خراسان معادل لیلای بیت نخست باشد، همچنانکه بنگالهایها همان سیاهقلمان هندیاند.)
و
بیسیاهی نیست بیدل صورت ایجاد خط
یک قلم معنیطرازان تیرهبختی زادهاند
(شاید اگر در این بافت نمیخواندیمش متوجه تناسب سیاه در مصرع اول و قلم در مصرع دوم در قالب سیاهقلم نمیشدیم.)
و
به روی آب نوشتهست کلک رأفت او
درین قلمرو اگر نامهی سیاهِ کسی است (؟)
(باز هم تناسب قلم در قلمرو با سیاه)
و
به سواد نسخهی نیستی نرسید مشق تأملت
قلمی به خاک سیاه زن بنویس خط غبار ما
(سواد، نسخه، مشق، قلم، سیاه، بنویس، خط و غبار؛ مهندسی تناسبها دیوانهکننده است)
و
هرکجا عشق چهرهپرداز است
سایه هم صورت سیهقلمیست
(عشق، لیلی، سایه، سیهقلم؛ آیا میتوان ارتباطی میان این بیت با بیت نخست یافت؟)
✍️احمد علیپور | 440 |
| 16 | عزیزان همیشه نیازی نیست که تخصصمان ادبیات باشد شما خودتان را قاضی این داوریها کنید. | 337 |
| 17 | استاد عزیزمان دکتر شفیعی کدکنی نخست شهریار عزیز را بزرگترین پیرو حافظ میدانند؛ شما یک لحظه وجود جامی را در تاریخ ادبیّات ما تصوّر کنید.
بسیار طبیعی است که با این پایه از ارادت به حافظ، بسیاری از غزلهای شهریار به لحاظ وزن و قافیه، شبیه غزلهای حافظ باشند، امّا این امر به خودی خود شیفتگیِ واقعیِ او را به حافظ نشان نمیدهد؛ شاید شاعرانِ دیگری هم باشند که دیوانِ حافظ را طابقُ النعل بالنعل جواب گفته باشند از «اَلٰا یا اَیّها الساقی» تا «می خواه و گلافشان کن...». این کار به خودی خود نشانهای از دلبستگی عمیق آن شاعران به حافظ نیست، هرکدام از مقلدان حافظ در طول قرون و اعصار این امتیاز را دارند؛ شهریار در اینجا مقامی فراتر از دیگران دارد.
📚با چراغ و آینه؛ صص ۴۷۴_۴۷۷.
در وهله بعدی هم سایهٔ عزیزمان را هم تراز با حافظ و بلکه سعدی میدانند.
به عنوان یک معلم درس تاریخ ادبیات در دانشگاه به عرضتان میرسانم، سایه، بدون تردید، بدون تردید، شاعر تاریخِ «ادبیات» ایران است و در ترازِ سعدی و حافظ تا ملک الشعرای بهار.
🗓️شبِ سایه، تهران
چهارشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۲
البتّه ایشان روزگاری نظر دیگری در باب شعر حافظ داشتهاند:
آنان که جامی را آخرین حلقهٔ زنجیرهٔ شعر فارسی و خاتمالعشراء نامیدهاند، مرتکب اشتباهی بزرگ شدهاند. شاید درست این باشد که چنین عبارتی را برای حافظ به کار ببریم، زیرا پس از حافظ هیچ شاعری پدید نیامد که بتواند در سطح او یا در همترازان او چون فردوسی، مولوی و خیام قرار بگیرد.
📚از جامی تا روزگار ما؛ ص ۷. | 360 |
| 18 | درود دوستان؛ چند روزی بود که میخواستم نقدی بر کار ارزشمند دکتر مهری بهفر که به تصحیح و شرح شاهنامه پرداختهاند، بنویسم امّا هربار به دلیل اینکه دوستداران این اثر آزردهخاطر نشوند دست از این کار کشیدم لیکن باید بدانیم که نقد اگر منصفانه و خالی از غرض باشد چه بسا چراغ راه پژوهشگران این سرزمین باشد. همین ابتدا بگویم که در این نقد به دو بیت اکتفا کردهام، شاید بگویید ایشان هشت جلد از کار خود را منتشر کردهاند، چهگونه دو بیت میتواند نقدی بر کار ایشان باشد؟ در پاسخ میگویم که این دو بیت صرفاً دو بیت معمولی نیستند بلکه بیانگر آشنایی پژوهشگر با دنیای شاهنامه هستند و ما هم در این فرسته میخواهیم بگوییم که دکتر بهفر به نظر میرسد چنانکه باید و شاید با «بلاغت» شاهنامه آشنایی ندارند. دو بیت به ترتیب ذیل است:
کمان را به زه کرد زال سوار
خدنگی بدو اندرو راند خوار¹
در شرح بیت فوق نوشتهاند:
خوار: (صفت/قید) ۱. صاف، راست. ۲. درست، استوار، محکم. ۳. به سادگی، به آسانی.
زال دلیر زه کمان را وصل کرد (کمان را آماده کرد) و تیر خدنگی را محکم (صاف و درست/ به سادگی) در آن قرار داد.
•معنی واژهٔ «درست» در کنار واژگان استوار و محکم چیست؟
•چهگونه همزمان به همین راحتی به ایهام دستوری قائل شدهاند که یک معنی وصفی و یک معنی قیدی از چنین بیتی که مستعد نیست استخراج کنند!
و امّا نقدهای اصلی من:
•من تمام ابیاتی که واژهٔ «خوار» در آنها آمده است را بررسی کردهام در هیچ بیتی این واژه به معانی «صاف، راست، درست و محکم» نیامده است و برای من بسی تعجّبآور است که چهگونه میشود به تصحیح شاهنامه پرداخت وقتی ندانست که یک واژه خاصّ به چه معانیی در آن به کار رفته است!
•چهگونه در شرح بیت واژهٔ «محکم» را گزینهٔ نخست قرار دادهاند و گروه متمّمی «به سادگی» را در پرانتز آوردهاند! چرا این را میگویم؟
در سنّت پهلوانی ما یکی از نشانههای توانمندی شخص این بود که بتواند به راحتی زه کمان را به گوشهٔ آن وصل کند و تیر را به سادگی در آن قرار دهد؛ شاعران ما از این موضوع عبارت کنایی «کمان به بازوی کسی بودن» را ساختهاند به این معنی که اگر کسی نتواند زه را به کمان وصل کند یا تیر را در آن پرتاب کند قدرت لازم برای پهلوانی را ندارد:
تعلّقی است مرا با کمان ابروی او
اگرچه نیست کمانی به قدر بازویم²
فردوسی در داستان منوچهر خوار را در معنی «به آسانی» به کار گرفته است و آن هم دقیقاً در وصف نیروی زال که چنان قدرتی دارد که به آسانی حریف خود را از روی زین اسب بلند میکند:
چنان خوارش از پشت زین برگرفت
که شاه و سپه ماند از او در شگفت³
و امّا بیت بعدی:
یکی شیرخواره خروشنده دید
زمین را چو دریای جوشنده دید⁴
در شرح بیت نوشتهاند:
خروشنده: در حال خروشیدن، گریان، زاریکنان.
کودک شیرخوارهای را دید که میگریست (چنان شدید که) زمین (از خروش و زاری او) چون دریایی متلاطم شده بود.
•این چه اغراق نازیبایی است که گریهٔ کودکی بیابانی را مبدّل به دریا کند!
•برمبنای خود شاهنامه در چنین تصاویری شاعر به حجم آب توجّهی ندارد بلکه منظور صدای آب است به خصوص آنکه معنی اصلی خروشیدن، فریاد و ناله است.
برانگیخت رخش و برآمد خروش
بدانسان که دریا برآید به جوش⁵
منابع
۱. شاهنامهٔ فردوسی، تصحیح مهری بهفر، دفتر سوم، ص ۱۶۶.
۲. کلّیات سعدی، تصحیح محمّدعلی فروغی، ص ۱۱۰۰.
۳. شاهنامه، پیرایش جلال خالقیمطلق، بخش یکم، ص ۱۴۶.
۴. شاهنامهٔ فردوسی، تصحیح مهری بهفر، دفتر دوم، صص ۲۵_۲۶.
۵. شاهنامه، پیرایش جلال خالقیمطلق، بخش یکم، ص ۲۵۷.
✍🏻 امیرحسین حسینی | 367 |
| 19 | دوستان من شخصاً به این استخدام، میگویم استخدام تمیز! | 272 |
| 20 | شیشه کی باشد که در پیشت دلی خالی کند؟
شکوه ها دارد که ساقی سرگران افتادهاست¹
بیت بالا را از کلیم که میخواندم در دو راهی اینکه سرگران کدام یک از معانیِ مغرور یا مخمور را میدهد، قرارداشتم. نتیجه این شد که شاعر بهقدری فنّی استخدام را بهکار گرفتهاست که هردو معنی را میدهد!
دل خالی کردن کنایه از درد دل گفتن و دل را از غم خالی کردن است؛ بیدل دهلوی سرودهاست:
تو حرفی نذر لب کن تا دلی خالی کنم من هم
که بر خود همچو کوه از بیصدایی بار میگردم²
در این استخدام کنایی، این کنایه بهقرینهٔ واژهٔ گلایه اثبات میشود. در بُعد دیگر معنا، دل خالی کردن شیشه تعبیری است از خالی شدن شیشه از شراب. آنچه که به این تصویر لطیف قوّت میبخشد این است که بهحالت انسان در آن زمان که بهنهایت آزردگی خاطر و گلایهمندی میرسد، در اصطلاح دلخون شدن میگویند و شیشهٔ شراب بهواسطهٔ سرخی درون آن گویی دلی پر از خون است!
•تفسیر نخست بیت با معنای مغرور بودن از واژهٔ سرکش اینچنین است:
شیشه کی باشد که پیش تو گلایه کند؟ از تکبّر و غرور ساقی شکوهها دارد!
•تفسیر دوم بیت طبق تصویر حقیقی شیشه صورت میگیرد که گفتیم مراد خالی شدن شیشه از شراب است. شیشه تا زمانی که پر از شراب است گویی که دلی پر از خون دارد و گلایهمند و شاکی است! در این معنی باید گفت که سرگران بهمعنی مست و مخمور است؛ ساقی چون مست و خوابآلود است، قادر بهگرداندن شیشهٔ شراب نیست در این صورت شیشه از شراب خالی نمیشود و آنگاه که شیشه از شراب خالی نشود، دلی پر ز خون دارد و همواره شاکی میماند. و هماینکه شاعر در بیتی دیگر خالی شدن شیشه از شراب را بهمثابهٔ سخن گفتن شیشه میداند آن هم سخنانی که خون از آنها میچکد:
چون سر شیشهٔ می، بسته دهان آمدهام
سرِ حرفی که از او خون نچکد، وا نکنم
³
منبع
۱. دیوان کلیم همدانی، تصحیح محمّد قهرمان، ص ۳۰۹.
۲. کلّیات بیدل دهلوی، تصحیح خلیلالله خلیلی و خالمحمد خسته، جلد اول (بخش دوم)، ص ۱۰۹۸.
۳. دیوان کلیم همدانی، تصحیح محمد قهرمان، ص ۴۷۹.
✍🏻امیرحسین حسینی. | 379 |
