چامههای ناگهان.
Open in Telegram
خیالِ همصحبتی اگر بود: http://t.me/HidenChat_Bot?start=2140713340 نویسندهی نوشتههای بدون نامِ اینجا، منم. «این شعرها، ناگهانیاند. حادثهاند، حادثه.»
Show more1 146
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
1 146
سلام.
من یک چنل پرایوت زدم که محتواش قراره صرفاً چرت و پرتهای مربوط به خودم باشه.
بنابراین اگر دوست داشتید که با چرت و پرتهای من همراه باشید:
https://t.me/+BhpuM0DXFB05ZTZk
*لطفاً پروفایل داشته باشید.
1 146
دوستانی که در شهادت ما
دست دارند، دست هم دارند؟
از کجا میتوان نتیجه گرفت
چه کسانی، چه چیز کم دارند؟
حسین صفا.
1 146
خطر تا هست، ایشان جیرهخوارانِ امیرانند
چو آب از آسیا افتاد، ترسوها دلیرانند
همین تا بوی الرحمن ز کاخ شهر برخیزد
به اندک ماجرایی، ریزهخواران، خردهگیرانند
چو پیسی در سگان افتاد، جرأتها فراوان شد
شگفتا گربههای شهر میبینی که شیرانند!
همینان تا خطر باقیست، درد مصلحت دارند
به پستو رفتگان ناگزیر پند پیرانند!
به اینان اعتباری نیست، برجایند و میریزند
از ایشان دور باید بود، مشتی برج ویرانند
دریغ است از وطن امروز! اما میتوانی دید
که مشتی برج ویرانند و غمخواران ایرانند.
حسین جنتی.
