ch
Feedback
چامه‌های ناگهان.

چامه‌های ناگهان.

前往频道在 Telegram

خیالِ هم‌صحبتی اگر بود: ‏http://t.me/HidenChat_Bot?start=2140713340 نویسنده‌ی نوشته‌های بدون نامِ اینجا، منم. «این شعرها، ناگهانی‌اند. حادثه‌اند، حادثه.»

显示更多
1 146
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+430 天
帖子存档
سلام. من یک چنل پرایوت زدم که محتواش قراره صرفاً چرت و پرت‌های مربوط به خودم باشه. بنابراین اگر دوست داشتید که با چرت و پرت‌های من همراه باشید: https://t.me/+BhpuM0DXFB05ZTZk *لطفاً پروفایل داشته باشید.

قلبم داره می‌ترکه.

رها! آخ رها!

گفتم جمعی بگم چون پرسیدین.

اینم صدای راه‌پله می‌آید.

این وصف گل صوری منوچهر آتشی.

بچه‌ها این کتاب منجنیق حسین صفا هست.

جدی چند بدیم بمیری؟

دوستانی که در شهادت ما دست دارند، دست هم دارند؟ از کجا می‌توان نتیجه گرفت چه کسانی، چه چیز کم دارند؟
حسین صفا.

خطر تا هست، ایشان جیره‌خوارانِ امیرانند چو آب از آسیا افتاد، ترسوها دلیرانند همین تا بوی الرحمن ز کاخ شهر برخیزد به اندک ماجرایی، ریزه‌خواران، خرده‌گیرانند چو پیسی در سگان افتاد، جرأت‌ها فراوان شد شگفتا گربه‌های شهر می‌بینی که شیرانند! همینان تا خطر باقیست، درد مصلحت دارند به پستو رفتگان ناگزیر پند پیرانند! به اینان اعتباری نیست، برجایند و می‌ریزند از ایشان دور باید بود، مشتی برج ویرانند دریغ است از وطن امروز! اما می‌توانی دید که مشتی برج ویرانند و غمخواران ایرانند.
حسین جنتی.

برای تبادل موسیقی. http://t.me/HidenChat_Bot?start=2140713340

چنین رواست که هر صبح و شام گریه کنم در این عزا، دو سه قرن تمام، گریه کنم.

رها! هر روز برای تو گریه می‌کنم رها.