زینب بهرامی در ژاپن 🇮🇷
یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها کی پر کاهی بماند در میان بادها..؟!
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel زینب بهرامی در ژاپن 🇮🇷
Channel زینب بهرامی در ژاپن 🇮🇷 (@bahrami_zeinab) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 686 subscribers, ranking 2 765 in the Blogs category and 23 706 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 686 subscribers.
According to the latest data from 08 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 152 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 26.82%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 13.89% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 3 671 views. Within the first day, a publication typically gains 1 901 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 178.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها
کی پر کاهی بماند در میان بادها..؟!”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Blogs category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | +2 | |||
| 07 September | +3 | |||
| 06 September | +7 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +5 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +14 |
| 2 | گفتم بهتون این زوج، کمپانی مزدا رو عین بچه نداشته شون دوست دارن، اصلا اغراق نکردم!
هربار مسیر حرف رو به مزدا میکشونن
بعد ایندفعه عین این مادرا که پسرشون دانشگاه تهران دراومده، اومدن پیش خواهرشون که پسرش معتاد و لش دراومده، داشت به من پز میداد😅
اولش گفت ببخشید یه سوال! ایران کمپانی خودروسازی داره اصلا؟!😏
گفتم بله دوتا. ایرانخودرو و سایپا.
سریع به شوهرش گفت سرچ کن!
بعد پرسید ببخشید قدمتشون چندساله؟☺️
گفتم فک کنم ایرانخودرو حدود شصت سال.
گفت ولی مزدای ما دوبرابر قدمت داره😏
شوهرش آروم گفت البته کمی کمتر از دوبرابر😅
گفت خودروی اوریجینال تولید میکنن دیگه؟!
گفتم نههه تا حد زیادی اوریجیناله ولی بازم وابستگی قطعات به خارج دارن و صددرصد اوریجینال نیستن.
گفت میدونستی ژاپن همه از برندهای مشهورش از اول اول فقط اوریجینال تولید کردن؟!😎
بعد به شوهرش گفت رویو ها رو بخون!
شوهرش هم معلوم بود سعی میکرد افتضاح ها رو نخونه، هی می گفت میگن خوبه!
خلاصه که پز دادن با ماشین گرون قیمت خارجی شاید تو ایران شیک باشه، ولی تو خارج مخصوصا کشورهایی که خودروسازی دارن، پز دادن با اینکه خیابونهامون پر از ماشین تولید دیگرانه خیلی خیلی احمقانه اس! ولی اینکه بگیم خودروسازی داریم (هرچند درب و داغون) جایگاهتون در نگاه مخاطب خیلی خیلی فرق میکنه.
من بار اولم نیست، بارها خارجیها از کشورهای مختلف پرسیدن شما چه خودرویی سوار میشن؟ وقتی من میگم ایران خودروسازی داره، اصلا حیرت و تغییر نگاهشون دیدنیه! | 1 112 |
| 3 | امروز میکاسان از هیروشیما یه عکس دسته جمعی از سفرتابستون فرستاد، رفتم سراغ عکس و فیلما خاطره زنده شد
اون جزیره ای که سمت راست تصویره، یه جزیره شش کیلومتریه که دفتر مرکزی و کارخانه ها و خانه های سازمانی کمپانی مزداست.
این زن و شوهر بیش از چهل سال تو کمپانی مزدا بودن
آقا مهندس طراح جعبه دنده بوده
خانمه که دوبار قهرمان رالی کشور شده، راننده آزمایشی ماشینها و البته در بخش تبلیغات و فروش بوده
مزدا عین بچه نداشته شونه!
آقا نسل دوم قربانیان بمباران اتمیه
پدرش درزمان بمباران بیست و پنج ساله بوده. بعد که بچه هاش بدنیا میان، پشت سرهم انواع سرطانها رو میگیره و ازدنیا میره.
زن و شوهر خیلی ماهن
هربارمیرم هیروشیما حسابی منو میبرن اینوراونور و مهمونی خونشون و سفر
خانم بمب انرژی،
آقا مظلوم و مهربون و فقط میگه چشم😂
خانمش نمیذاره نفس بکشه اصلا😂
میزان عشقشون به کمپانی مزدا رو توهیجان تعریف کردنشون میبینید
خانمه واقعاً راننده رالیه! یعنی چشم بسته فقط میره! قشنگ یه جاهایی شهادتین میگم😂
این ماشین رو هم در زمان بازنشستگی، به پاس قدردانی ازشون با پانزده درصد تخفیف بهشون فروختن که تو ژاپن بیسابقه اس! | 1 418 |
| 4 | البته همسرم بهش توضیح داد که اون دوتا تقطه اضافی هستن و میتونن کل معنا و موضوع رو عوض کنن و حتی بحث به جاهای خطرناک بکشه😂 | 1 475 |
| 5 | یکی از همکاران همسرم،(ژاپنی)
رفته بخاطر علاقه شخصی، کلی درمورد تاریخ و فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی تحقیق کرده،
و
و به یکی علاقه مند شده که مشابه ژاپنی داره و پرینت کرده آورده به همکارا توضیح بده!
اگر گفتید چی؟!
مراسم «سیزده پدر»😂🤦🏻♀️😂 | 1 470 |
| 6 | دوستان میگن ظاهراً داستان اون معلم و دانش آموزان واقعیت نداره و شاید یجورایی سفید شویی جنایات باشه..
اما این تصویر قطعا واقعیه
این دختربچه و مادرش هم در غار پنهان بودن
پدرش سرباز بود و کشته شده بود
مادرش میاد بیرون دنبال غذا و کشته میشه (ننوشتن به دست کدوم طرف!)
خودش چندروز بعد از شدت ضعف و گرسنگی میاد بیرون و تسلیم آمریکایی ها میشه
یک عکاس آمریکایی ازش عکس میگیره چون بچه حتی وحشت داشت به آمریکایی ها نگاه کنه..
و وقتی بزرگ شد کتاب مشهوری مینویسه و همه اون روزها رو در اون کامل شرح میده.. | 2 271 |
| 7 | اینم لینک خبر کاملش به انگلیسی
Twenty-two-year-old Keiko Mori from Japan, a schoolteacher in Okinawa, was ordered to tell her 30 students to kill themselves with hand grenades rather than surrender in June 1945. She refused. She told her students, "Live. No matter what they say, live." She hid them in a cave for 12 days, while Japanese soldiers searched for them to force them to die for honor. She sang to them, taught them math with stones, when there was no food. When American soldiers found the cave, she walked out first with her hands up, holding a white shirt, to protect her students. An American soldier almost shot her, but saw the children behind her and lowered his rifle. He gave the children chocolate. Keiko was called a traitor by some Japanese for years after the war, but her 30 students all lived. In 1975, they built a small statue of her in Okinawa, a teacher holding a white shirt, with words, "She taught us the bravest lesson — to live."
She was ordered to accept death. Instead, one young teacher chose to fight for 30 children’s lives — discover the incredible story of the woman who taught the world the meaning of true courage. Click here to read the full story https://ifeg.info/2026/08/30/the-teacher-who-chose-life-the-okinawa-woman-who-stood-between-30-children-and-a-culture-of-death/ | 2 228 |
| 8 | یک معلم جوان به نام کیکو سان به همراه سی نفر از دانش آموزانش به یکی از همون غارها پناه برده بود.
ارتش بهش دستور میده باید به بچه ها کمک کنه تا همگی خودکشی کنن! اما اون سرپیچی میکنه و دوازده روز تمام با بچه ها داخل غار میمونه و به اونها ریاضی و آواز درس میده!
بلاخره بعد از دوازده روز از ناچاری و گرسنگی جلوتر از بچه ها از غار میاد بیرون و اول آمریکایی ها میخواستن بهش تیراندازی کنن که میبینن سی تا بچه پشت سرش از غار خارج شدن!
این خانم معلم تا آخر عمرش بین مردم به عنوان خائن و ترسو شناخته میشد اما بیست سال بعد، بعد از اینکه اوکیناوا دیگه مستعمره آمریکا نبود، همه اون دانش آموزان جمع میشن و مجسمه یادبود این خانم معلم رو جلوی همون غار میسازن.
خیلی از چهره های که الان در ژاپن به عنوان قهرمان شناخته میشن، اون زمان بین مردم بشدت منفور بودن.چه در اوکیناوا چه در هیروشیما چه ناگاساکی.
خوندن تاریخ فرهنگ های مختلف بسیار حیرت انگیزه!
(عکس بازسازی شده با هوش مصنوعی) | 2 169 |
| 9 | اول بگن که این پست کمی تلخه و اونهایی که حساسن نخونن.
برای کسانی که عاشق خوندن تاریخ بخصوص شرق آسیا هستن، خوندن تاریخ اوکیناوا رو توصیه می کنم. قبلا هم گفتم.
امسال وقتی تو هیروشیما بودم، به دوست ژاپنی، میکاسان که تورلیدر هست و برای خارجی ها تاریخ جنگ جهانی دوم رو میگه گفتم خیلی تازگی ها درمورد اوکیناوا میخونم و برام جالبه. خیلی از جنایات آمریکایی ها در این جزیره و اینکه چندماه قبل از بمباران اتمی سقوط کرده غافلگیر شدم.
میکا سان بهم چیزی گفت که حقیقتا شوکه شدم! گفت میدونی، اکثر کسانی که در اوکیناوا کشته شدن، به دست ارتش ژاپن کشته شدن نه آمریکا!
گفتم وا! مگه میشه؟!
گفت آره. موض کمی پیچیده اس و به فرهنگ ما ژاپنی ها ربط داره...
توی بریده های کتاب نبرد اوکیناوا خونده بودم که آمریکایی ها میخواستن از جنوب کم کم وارد ژاپن بشن و این کشور رو بگیرن. جنوبی ترین نقطه هم یعنی اوکیناوا. از حدود یک هفته مونده به سقوط این شهر، تمام ارتباطات با مرکز فرماندهی یعنی دفتر امپراتوری در توکیو قطع میشه.(یه چیزی شبیه سیاست زمین بدیم تا زمان بخریم. احتمالا)
شجاعت و وطنپرستی و دلاوری مردم اوکیناوا در این چندماه واقعا شگفت انگیزه! خوندنش حقیقتاا اشک آدم رو درمیاره!
از ماه ها قبل، یکی از شجاع ترین فرماندهان جنگی ژاپنی به نام اوشیجیما برای هدایت ارتش در اوکیناوا فرستاده شده بود.
وقتی که اوشیجیما میبینه که دیگه هیچ راهی نمونده، و به زودی شهر سقوط میکنه، و کوچکترین راهی برای مقاومت نمونده، رسما اعلام میکنه که میخواد شرافتمندانه خودکشی کنه.
نفر دوم ارتش هم میگه منهم به شما میپیوندم.
نفر دوم میره لباس ارتشی رو درمیاره و یک کیمونوی تمام سفید میپوشه و دوتایی به طرف خط ساحلی به راه میفتن.
آمریکایی که ناوهاشون خیلی نزدیک بودن، سربازان رو داشتن با قایق به سمت ساحل میفرستادن که میبینن دونفر فرمانده اصلی دارن میان لب آب و یکی لباس سفید پوشیده. فکر میکنن که اینا اومدن برای تسلیم. و به محضی که همه منتظر بودن اینها دستهاشونو بالا ببرن. هردو خودکشی میکنن.
به نظرم یکی از داراماتیک ترین صحنه های تاریخ بشره.
قبل از این، نفر سومی از فرماندهان ارتش به نام هیرومیچی یاهارا هم میخواد به اونها بپیونده اما اوشیچیما فریاد میزنه تو حق نداری خودکشی کنی، تو باید زنده بمانی و به مردم جهان بگی که چه اتفاقاتی در اوکیناوا افتاده!
یاهارا هم اطاعت میکنه، تسلیم آمریکایی ها میشه سالها زندان و محاکمه، و بلاخره بیست سال بعد از اون واقعه، قولش به فرمانده رو به جا میاره و کتاب نبرد اوکیناوا رو مینویسه که کاملترین و مستندترین گزارش از حوادث اوکیناواست.
من اینا رو در کتاب نبرد اوکیناوا خونده بودم.
اما میکا سان برام چیزهای بیشتر و کاملی گفت.
گفت که شهر اوکیناوا پر از کوه و تپه هست که همگی غارهای زیادی دارن.
در زمان اوج جنگ وقتی ناوهای آمریکایی به ساحل نزدیک میشدن، تمام مردم که اکثرا زن و بچه و پیرمرد بودن به غارها پناه برده بودن، در دسته های هزاران نفری یا تک خانواده.
زمانی که اوشیجیما برای خودکشی میره، و سقوط اوکیناوا مسجل شده بود، فرماندهان و امرای بعدی ارتش میان و به تمام مردم اعلام میکنن که الان وقت خودکشی دسته جمعیه! هیچ ژاپنی نباید به دست سربازان آمریکایی بیفته! هرکسی میتونه به اطرافیانش برای خودکشی کمک کنه!
خب بعضیها خودشون خودکشی کردند اما اکثر مردم یا میترسیدن و جراتش رو نداشتن و یا حاضر نبودن خودکشی کنن.
این شد که ارتش تصمیم سختی گرفت.
اومدن جلوی پرجمعیت ترین غارها رو با هیزم و خاشاک پر کردن و بعد اونها رو آتش زدن.
تمام مردمانی که داخل این غارها بودن از خفگی و سوختگی مردن.
الان هم تمام اسکلت ها درون همین غارها دستنخورده باقی مونده و بناهای یادبودی در مقابل غارها ساخته شده.
خیلی از ارتشی ها هم خودشونو تسلیم آمریکایی کردن و ماموریت داشتن که به عنوان مترجم و راهنما به آمریکایی ها کمک کنن اما در حقیقت ماموریت مخفیشون این بود که هر ژاپنی که توسط آمریکایی ها اسیر گرفته میشد رو مخفیانه میکشتن! تا یجایی بلاخره آمریکایی ها فهمیدن و جلوی اونها رو گرفتن. برای آمریکایی ها اسیر زنده بیشتر از تلفات اهمیت داشت!
البته در کتاب نبرد اوکیناوا هم تا جایی که من خوندم (همه شو نخوندم) از این امر ارتش به خودکشی عمومی مردم گفته شده.
وضعیت فرهنگی جامعه ژاپن و کلا شرق برای ماها قابل درک نیست و نباید قضاوتشون کنیم.
کسانی که خودکشی نکرده بودن و از دست ارتش فرار کرده بودن، تا آخر عمرشون در بین مردم به عنوان خائن و ترسو شناخته میشدن و مردم ازشون نفرت داشتن.
حالا چند روز قبل به ماجرای یکی از همون فراری ها در کانال تاریخ فیسبوک برخوردم که خیلی جالب بود.👇👇 | 2 160 |
| 10 | سلام قبل از اینکه کانال باز بشه، برای دوستانی که لینک این کانال در بله رو خواسته بودن
@bahrami_zeinab | 2 146 |
| 11 | قدرت پیدا کردن دست در نوشتن و رشد مغز و افزایش مهارت کنترل فقط و فقط از طریق تمرین مکرر و بیشمار اتفاق میفته
هیچ راه میانبری وجود نداره
معلمها و کادر مدرسه باید برای کار کم کیفیت اما انجام شده با دست
خیلی خیلی ارزش بیشتری قائل باشن تا برای کار باکیفیت اما انجام شده توسط والدین و هوش مصنوعی | 2 561 |
| 12 | قدرت پیدا کردن دست در نوشتن، با تمرین مکرر و بیشمار اتفاق میفته، هیچ راه میانبری وجود نداره
معلمها و کادر مدرسه باید برای کار کم کیفیت ولی انجام شده با دست
از کار باکیفیت اما انجام شده توسط والدین و هوش مصنوعی بیشتر ارزش قائل بشن | 73 |
| 13 | این تکلیف بانمک این پسره یادتونه؟
اینها ایده هایی هست که معلمها تلاش میکنن بچه ها تکلیف هونه رو بدون هوش مصنوعی انجام بدن!
چون تمام کارهای تیمی در ساعت مدرسه و درحضور دیگرانه و اکثر مدارس هوش مصنوعی فیلتر هست، مشکلی وجود نداره
اما تکالیف انفرادی رو بچه ها احتمال زیاد تو خونه با هوش مصنوعی انجام بدن
بخاطر همین معلمهای ژاپن درحال پژوهش و تحقیق درمورد ایده هایی هستند که بچه ها بجای هوش مصنوعی از مغز و مهارت دست استفاده کنن. | 2 441 |
| 14 | یکی از مطالبی که تو ورکشاپ ها اموزش میدادیم اسمش «طرح تفکر/تفکر طراح»(🤔) design thinking
بود که بچه ها در مرحله اول بعد از طرح مسئله، باید یه سری سوال برای جمع آوری داده های مورد نیاز طراحی کنن.
مرحله دوم مصاحبه هست که باید برن پیش همکلاسیها معلمها والدین همسایه ها، سوالات رو بپرسن
برای این ایده هم بچه ها باید سوال طراحی کنن از اطرافیان بپرسن بعد همه باهم مشورت کنن که چقدر اطلاعات بدست آوردن کجاها قابل ترکیبه یا چندایده جدید وجود داره | 2 418 |
| 15 | چرا هیچکس به کلمه «تیمی»دقت نمیکنه؟!
دوستان اصرار دارن بگن تو ایران هم داریم بهترشم داریم
بابا من میگم پروژه کار تیمی
ایده هایی که وظایف متعددی داشته باشه بچه ها همکاری کنن | 2 352 |
| 16 | اگر معلم هستید ایده یک کار تیمی تحقیق دارم براتون!
به دانش اموزاتون پروژه بدین برن غذاهای خاص هر شهر رو پیدا کنن با دوخط توضیح تو نقشه ایران نقاشی کنن
با دست
نه هوش مصنوعی:)
این نقشه تو سالن آشپزی مدرسه بود
کمی حسودیم شد دلم خواست که ما هم درست کنیم😅
البته این چاپیه ولی مدارس زیادی دیدم بچه ها خودشون درست کردن | 2 426 |
| 17 | مثلا قانون الزام دانستن زبان برنامه نویسی برای معلمهای مدرسه. معلمهای جدید همگی مهارت برنامه نویسی به روز دارن، اما معلمهای قدیمی فقط برای کار با سیستمهای قدیمی آموزش دیدن و مهارت دارن. اونها هم میتونن در این آزمونها شرکت کنن. البته برای معلمها بخش آموزش پرورش شهرداریها همیشه کلاسهای مهارت آموزی به روز رو داره که میتونن شرکتت کن. برای همه مهارتها شهرداری ها کلاسهای اینطوری دارن که خیلی هم شهریه ناچیزی دارن اما همیشگی و ثابت نیستند.
چندسال قبل مهدیه برای یادگیری یکی از مهارت های خاص کار با کامپیوتر در یکی از کلاسهای شهرداری ثبت نام کرد که بعد از ساعات کاری و هفته ای یبار برگزار میشد و یک کتاب درسی داشت. روز اول دیده بود که اکثر شاگردها افراد پیر و سن بالا هستن و تصور کرده بود چقدر کنار اومدن با چنین افرادی سخته! ولی بعد از شروع کلاسها فهمیده بود دانش و مهارت خودش خیلی خیلی از اونها عقب تره و اونها همگی عمری رو با مهارت های حرفه ای کامپیوتر کار کردن و البته بعدش تلاش زیادی کرد که حداقل در کلاس به سطح اونها برسه!
یا یه خانم بسیار فعال و زرنگ ایرانی رو اینجا میشناسم که همزمان که در رشته پرستاری درس میخوند در ببسیاری از آزمونهای مهارتی مرتبط شرکت کرد و با اون رزومه قوی تونست از لیسانس پرستاری، وارد ارشد و دکترای داروسازی بشه که کار خیلی سختیه.
(همه آزمونها ژاپنی هستن البته)
در بسیاری از این کلاسها و آزمونها شما حتی افراد هشتاد و نودساله رو هم میبینید! آزمونهای مروبط به زبان، تور لیدری، دانش مربوط به تاریخ و جغرافیا و اقتصاد شهر و محل زادگاه، و کار با موبایل و اپلیکیشن های مختلف از عناوین پرطرفدار بین سالمندان هستن.
گرفتن مدرک برای اینها اهمیت شغلی زیادی نداره، بلکه هدف تشویق به داشتن هدف و زنده و فعال نگه داشتن مغز و البته باسواد و به روز نگه داشتن جامعه هست. من خودم دیدم شدت شوق و شعفی که شرکت در این آزمونها و آماده شدن برای اون در افراد بخصوص سالمندان ایجاد میکنه چقدر زیاده و چه اثر معناداری بر افزایش امید به زندگی و هدفمندی داره! | 2 710 |
| 18 | امروز میخوام درمورد پدیده ای در ژاپن براتون بنویسم که جالبه و احتمالا جواب چندتا از سوالهای قدیمی درمورد پستهای قبلیه.
پای یکی از پست ها پرسیده بودین این چطور امکان داره که مثلا طرف کشاورزی خونده اما الان در کارخانه قطعات الکترونیک کار میکنه یا مثلا یکی معلمی خونده اما الان در شرکت داروسازی هست.
و هم اینکه چطور جامعه ژاپن میتونه همیشه آدمها رو وادار کنه که دنبال یادگیری و به روز رسانی خودشون باشن؟! مثلا کسی که پزشکه، معلمه، مهندسه ... یه دانشگاهی رفته و مدرکی گرفته و با همون دانش و البته تجربه ای که طی سالها کسب میکنه داره کار میکنه و دیگه دنبال به روز رسانی خودش نیست اما ژاپن برعکسه.
برای جواب این سوالها باید به ارجاع بدم به سازمان سنجش. ما در ایران یه سازمان مادر و قدرتمند به نام سنجش داریم که کارش برگزاری آزمون در سطح کشور برای ورود به دانشگاهه.
سازمان سنجش ژاپن متفاوته.
هر اداره و سازمانی برای خودش همکاری هایی با سازمان سنجش داره و آزمونهای مخصوص خودش رو طراحی و مدیریت میکنه تا سازمان سنجش ژاپن علاوه بر کنکور، اون رو اجرا کنه.
در طول سال صدها بلکه هزاران آزمون سراسری برگزار میشه. در هر رشته ای که فکرشم نمیکنید!
فرض میکنیم شما در دانشگاه شیمی خوندین اما علاقه دارین که در صنعت توریست یا مثلا بنگاه معاملات املاک یا شرکت صادرات و واردات مواد غذایی کار کنید.
سریع میرید در سایت سازمان یا وزارت خانه مربوطه که میخواید اونجا کارکنید و تاریخ آزمون سراسری اونها رو پیدا میکنید. ثبت نام میکنید و کتاب یا کتابهایی که سایت به عنوان منبع معرفی کرده میگیرید و میخونید و روز امتحان در اون محلی که کارتش رو دریافت کردین حاضر میشن و امتحان میدید.
این مدرک معادل یک مدرک دانشگاهی محسوب میشه!
شما اون رو در رزومه داشته باشید میتونید جایی که میخواین اپلای کنید و استخدام بشین، اصلا مهم نیست مدرک دانشگاهی شما هیچ ارتباطی نداره! این مدرک هم به اندازه مدرک دانشگاهی معتبر و ارزشمنده! کش.ر ژاپن به دانشگاه های خودش اعتماد داره، میدونه شما در هرشته ای درس خونده باشید، حتما مهارت های لازمه زیادی رو خوب فرا گرفتید، پس الان فقط آگاهی اختصاصی درمورد رشته جدید لازمه!
و نکته مهم اینه که برای شرکت در این آزمون و گرفتن مدرک، نیازی به هیچ کلاس رفتن و واحد گذراندنی نیست! بسیاری از زنان خانه دار یا افراد شاغل که به زمینه های مختلف علاقه دارند، معمولا همیشه دنبال اطلاعات هستند که ببینن هر سازمانی چه زمانی آزمون سراسری داره، ثبت نام میکنن و آزمون میدن.
البته که آزمون اصلا راحت نیست، و با این کارر، افرادی که سوابق مختلف دارن شغلهای متفاوت رو تجربه میکنن و این انباشت تجربه منجر به معرفی ایده ها و نگاه های جدید میشه و اون صنعت و سازامان پیشرفت می کنن.
حالا فرض کنید شما یک شغل خیلی خوب دارید و طی سالیان به تدریج ارتقا میگیرید. پزشک هستید معلمید مهندسید یا هرچی. حالا دلتون میخواد که سریعتر ارتقا پیدا کنید و به قول معروف دوتاپله یکی طی کنید.
شما هم در آزمون مهارتی و به روز رسانی دانش مرتبط با رشته خودتون ثبت نام میکنید و بعد از کار و وقت اضافی که دارید کتاب منبع رو میخونید و بعد آزمون میدین. اگر قبول بشید سریع ارتقا پیدا میکنید.
مهدیه در شرکت خودشون یک مدیر میانی هست. امروز در آزمون سراسری که برای مدیران در این شاخه برگزار میشه شرکت کرده بود که بتونه سریعتر ارتقا بگیره. این آزمون همونطور که گفتم راحت نیست و سال گذشته متاسفانه مهدیه قبول نشد. الان هم قبول نشه چیز زیادی از دست نمیده و اون ارتقا بجای اینکه امسال اتفاق بیفته مثلا دوسال دیگه رخ میده.
شما هرچیزی که به ذهنتون برسه اینجا آزمونهای سراسریش رو داره! هر شغلی که بخواین اپلای بکنید داشتن مدرک آزمون مهارتیش شما رو از رقبا جلو میندازه. مثلا مدرک آزمون مربیگیری مهدکودک یا حسابداری یا آرایشگری.
کسانی که این مدارک دانش و مهارتی رو در رزومه هایشون دارن خیلی راحت تر و سریعتر در جامعه ژاپن رشد می کنن.
این آزمونها سطح و سختی و آسانی های مختلف دارن و ارزش هر مدرک بسته به سطح آزمون هست.
چندسال قبل من خانم خانه داری رو دیدم که میخواست در یکی از بخشهای مدیریت قطارهای بین شهری کار کنه و داشت کتابی رو برای آزمون مرتبطش میخوند که اون کتاب حاوی اطلاعات جغرافیایی و بافت جمعیتی کل ژاپن بود. به جرات میگم اون کتاب شاید چکیده چهارسال لیسانس جغرافیای انسانی بود! اما این خانم نه نیاز به کلاس رفتن داشت و نه چیزی. میگفت این سومین باریه که در آزمون شرکت می کنه و امیدوار بود امسال حتما نمره خیلی خوبی خواهد گرفت.
حالا هدف اصلی این آزمونهای مهارتی چیه؟
پدیده ای وجود داره به نام life long learning یعنی یادگیری برای تمام عمر.
ژاپن میخواد جامعه خودش رو همیشه از لحاظ اشتیاق به یادگیری و ارتقا و به روز رسانی دانش و مهارت به روز نگه داره👇🏻👇🏻 | 2 612 |
| 19 | این هوشمندبودن تبلیغات اینترنت که میگن چیه؟!!
آقا هشت ٩ ساله که پوشک پمپرس منو ول نمیکنه🤦🏻♀️🤦🏻♀️
صدبار بهشون پیام دادم رپورت کردم توضیح دادم نه بچه کوچولو دارم نه علاقه به مبحث پوشک دارم نه از پوشک تو این سالها اصلا حرفی زدم!! اصلا تو خونه ما از زمانی که ساکن ژاپن شدیم تابحال کلمه پوشک استفاده نشده😅
یه هفته ناپدید میشه بعد دوبااااره میاد!!
چرا منو ول نمیکنن؟!😩😩 | 2 913 |
| 20 | یکی از کسانی که مطمئنم به زودی از این دمپاییها میخره، یکی از بچه های دپارتمان ماست!
یه پسر ریزنقش ژاپنی که فک کنم از همه اعضا سنش کمتره و از قیافه ش شیطونی میباره:)
مهندس علوم نرم افزاره و عاشق پوکمون!
بعد از علاقه اش استفاده کرده
داره یه نرم افزار از روی الگوی بازی پوکمون طراحی میکنه برای پیدا کردن مراکز اورژانس و خدمات امداد و جمع آوری داده های سلامت برای جوانترها
اینم دکور میزشه:) | 2 678 |
