1 498
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '26
July '260
in 1 channels
June '260
in 0 channels
Get PRO
May '260
in 1 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 5 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 3 channels
Get PRO
November '250
in 3 channels
Get PRO
October '250
in 7 channels
Get PRO
September '250
in 4 channels
Get PRO
August '250
in 6 channels
Get PRO
July '250
in 5 channels
Get PRO
June '250
in 3 channels
Get PRO
May '25
+57
in 1 channels
Get PRO
April '25
+45
in 4 channels
Get PRO
March '25
+67
in 4 channels
Get PRO
February '25
+66
in 5 channels
Get PRO
January '25
+57
in 0 channels
Get PRO
December '24
+78
in 4 channels
Get PRO
November '24
+54
in 2 channels
Get PRO
October '24
+81
in 5 channels
Get PRO
September '24
+63
in 6 channels
Get PRO
August '24
+105
in 5 channels
Get PRO
July '24
+195
in 14 channels
Get PRO
June '24
+444
in 9 channels
Get PRO
May '24
+172
in 5 channels
Get PRO
April '24
+203
in 3 channels
Get PRO
March '24
+192
in 6 channels
Get PRO
February '24
+143
in 4 channels
Get PRO
January '24
+158
in 4 channels
Get PRO
December '23
+222
in 6 channels
Get PRO
November '23
+68
in 3 channels
Get PRO
October '23
+587
in 2 channels
Channel Posts
از زندگی مضخرف احمقانه ام که وایب زندگی یه گربه تو جوبای پایین شهر تهرانو میده که جز کار خوابگاه و درس چیزی ندارم و حتی دیگه به معلوماتم اضافه هم نمیشه حتی دیگه قهوه هم نمیخورم و سیگارم نمیکشم و مست نمیکنم فقط یه چنل تئاتر منفرد مونده که منو یاد گذشته ایستتیکی که داشتم بندازه
| 2 | اون زن کار بلدیه ،، میدونه داره چیکار میکنه. براش سخت نیست وابستگی طرفشو از مرز جنون حال حاضرش هم بیشتر کنه. و اونجاست که فقط یه پایانبندی سینمایی کافیه تا کارما تبدیل بشه به یه واقعیت بامزه. | 286 |
| 3 | کسی که زمانی آگاهانه و حتی از سر سرگرمی به کسی آسیب زده قطعا لایق خون گریه کردنه ،، دقیقا از همون نقطهای باید بشکنه که قبلا خودش بقیه رو دچارش میکرد. | 281 |
| 4 | شاید در نگاه اول غیر اخلاقی بنظر برسه. ولی با فرض قطعی تخیلی بودن ایدهی بهشت و جهنم چرا همچین روایتی پیش نیاد؟ کارما میتونه صرفا یجور داستان کودکانه باشه اما تا قبل اینکه شخصا راجبش اقدام کنی. | 281 |
| 5 | Evanescence-Together-Again-Official-Audio_56293672.mp3 | 265 |
| 6 | ،، | 272 |
| 7 | دوست دارم تموم روند پیشرفت کارشو با حسی که از آسیب زدن به اون آدم داره بنویسم و تو قالب یکجور پادکست آمادش کنم. میشه تماشای روند بازیایی که دوسشون دارم ،، روایت گاییده شدن عواطف کسی که قبلا جایی به کسی آسیب زده ،، و نهایتا کاملا واقعیه. رادیو وایتلای؟ | 260 |
| 8 | ازش خواستم منو بیخبر نذاره تا بتونم یه نظارت و همراهی تو این داستان باهاش داشته باشم. یه لیست از وابستگیها و تموم جزیات زندگی طرف خواستم تا براش یه نمایشنامهی خوبو پر کنم. | 252 |
| 9 | نتیجتا هدف بعدیشو از بین آدمای اطرافش انتخاب کرد ،، منم یکم بهش مسیر دادم تا مشتاق بمونه. اون آدم به گفتهی خودش تو گذشته با خیانت کردن خودشو سرگرم میکرده ،، هرچند الان شدیدا تو “دام عشق” این دوستمونه. از این بهتر نمیشد. خیلی راحت میشه کاری کرد که خون گریه کنه. | 253 |
| 10 | ،، | 261 |
| 11 | هم اون کنار کشیده بود هم من. این اوج فاجعه بود و طبیعتا نمیخواستم اینجوری بمونه. وقتی دوباره راجبش باهاش حرف زدم یه لبخند از سر شیطنت بهم تحویل داد. گفت این مدت انگار از خودش دور شده بوده و الان دیگه دوست داره برگرده. اون سیستمش با من یکم فرق داشت ،، به طور کلی از اسیب زدن لذت میبرد. | 262 |
| 12 | جفتمون اهل اینجور بازیا بودیم. بازی که توش آدمایی که گذشتهی جالبی ندارن و عموما به باقی آسیب زدن میشن طعمهی یجور وابستگی احساسی که نهایتش قراره از همون راه ضربه بخورن. کار جالبی بود قبلا برام. اون حتی گاها بهتر از من انجامش میداد. | 254 |
| 13 | من خیلی وقت بود از اینجور بازیا کنار کشیده بودم ،، برام جذابیت گذشته رو نداشت. وقتی شنیدم اونم مثل من تا این حد خسته کننده و عامیانه گذرونده چند ماهیو یکم ناامید شدم. انتظار داشتم دست پر برگشته باشه. | 251 |
| 14 | No text... | 27 |
| 15 | منم همینطور | 221 |
| 16 | Voice message | 220 |
| 17 | The-Beatles-While-My-Guitar-Gently-Weeps-192.mp3 | 384 |
| 18 | New Recording 73.m4a | 15 |
| 19 | ،، | 393 |
| 20 | این مدت انقدری که به قوطی کنسرو درحال جوشیدن خیره موندم به هیچ دختر و گیتار و تصادفی خیره نشدم. بامزهست برام که بعد بیست و چهار ساعت پارگی مطلق بشینم و با یه قوطی کنسرو حرف بزنم. بعضی شبا این شیفتگی تا حدی میشه که پیکمو به همون قوطی کنسرو میزنم و تشکر میکنم که تا این ساعت شب منتظر مونده حرفامو بشنوه. | 386 |
