en
Feedback
بومیِ‌کهکشان‌راه‌ِ‌شیری!

بومیِ‌کهکشان‌راه‌ِ‌شیری!

Open in Telegram

دوست دارِ ارتباط، دم دمی مزاج ، نِرد بین دوستام، فاقد جذابیت ، خیلی بلوچ.

Show more
Iran175 600The category is not specified
176
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
خیری از همیشه در دسترس بودن ندیدم؛ شاید رستگاری در اینه که همیشه دست نیافتنی باشی.

Repost from Emily
مرگ خیلی عجیبه منظورت چیه که از اون آدم الان فقط عکسا و خاطره هاش مونده.

منم همینطور.
منم همینطور.

یک روچی ھاک ھور ءِ کدر ءَ زانت بلے آ روچ ءَ دگہ ھور نہ گوار ایت.
+1
یک روچی ھاک ھور ءِ کدر ءَ زانت بلے آ روچ ءَ دگہ ھور نہ گوار ایت.

‏فقط یه نور مونده برای این جوونی، اونم سیانوره.

حرفی ندارم؛ با خونواده، دوستام و حتی با خودم هم قطع رابطه کردم. ساعت‌ها می‌شینم و به درو دیوار، ظرف غذا، لیوان آب، صفحه‌ی خاموش تلویزیون و تصویر تاریک خودم درش زل می‌زنم. شبیه یه جسم بی‌جون، بی‌صدا، بدون حرکت. توو وجودم خلأ بزرگی حس می‌کنم. خالی‌ام؛ خالی‌تر از همیشه.

@behiin1 رفقا میخوام این چنلو بفروشم سه تومن اگر خواستید برام پیام بذارید @crbehin

Video message00:04

این تنگیِ نفس که میکشم در این قفس کفران نعمتیست که در باغ کردم!!!

ولی دلم برای بهلول گفتنات تنگ شده.

شما که غریبه نیستید، هیچ حسي نمونده توی وجودم جز حس علاقه به مادیات.

فرزندِ زنی دیگر،چشمان مردی را خواهد داشت که من اقیانوس ها برایش اشک ریختم..

گفت: غم‌انگیزترین نوع سکوت؟ گفتم: سکوتِ بعد از پذیرفتن. پذیرفتنِ اینکه دوستت نداشت، پذیرفتنِ تنهایی، پذیرفتنِ مرگِ عزیز، پذیرفتنِ نشدن‌ها.

غم‌های بزرگ، مدت‌ها بعد، به صورت ارواح، به ما روی می‌آورند، وقتی آنها را در دوردست‌ها باور می‌کنیم، آنگاه می‌آیند، لغزش می‌کنند، غیرقابل تشخیص، دردناک، به اشکال غیرقابل درک، به سرگیجه، به درد سینه تبدیل می‌شوند.

کاش من را می‌کشتند و همه‌چیز تمام می‌شد‌. خون در برابر خون. برگ عمرم را وقتی که سبز بود دست دراز می‌کردند و از درخت روزگار می‌چیدند و خزان را وقت و بی‌وقت به جانش نمی‌انداختند تا ذره ذره جان بدهد و خشک شود.