دختری که رهایش کردی.
📈 Analytical overview of Telegram channel دختری که رهایش کردی.
Channel دختری که رهایش کردی. (@d_rhyshkrdi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 116 003 subscribers, ranking 1 025 in the Technologies & Applications category and 2 531 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 116 003 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 3 355 over the last 30 days and by 188 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 3.21%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.76% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 3 719 views. Within the first day, a publication typically gains 5 520 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as کانفیگ, npvtunnel, وصل, همش, npvtunnel².
📝 Description and content policy
Channel description not provided.
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Technologies & Applications category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +188 | |||
| 06 September | +119 | |||
| 05 September | +61 | |||
| 04 September | +41 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +110 | |||
| 01 September | +544 |
| 2 | با همسرم قرار گذاشته بودیم تا شب عروسی رابطه نداشته باشیم یعنی حتی قسمت خصوصی همدیگرو ندیده بودیم
دوره عقد
شب عروسی واسه اینی که خاطره انگیز باشه بالای اونجارو.....
مشاهده خاطره | 1 |
| 3 | پشماممممم ریخته 😐 | 92 |
| 4 | تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم گفت باید بیای خونه ما و به مادرم کمک کنی...اکثرا میرفت ماموریت کاری...من و مادرشوهرم تنها بودیم...اونروزم برای مأموریت رفته بود شمال ...از مادرشوهرم اجازه گرفتم به مادرم سربزنم...یادم اومد گوشیمو با خودم نیاوردم و فورا برگشتم ..کلید انداختم ودرُ باز کردم...ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی نمیتونستم حرف بزنم👇
ادامه خاطره اینجا بخون | 182 |
| 5 | پسرای مذهبی 😐😐😐😐 | 243 |
| 6 | دوران نامزدی همیشه دوست داشتم نامزدم دستمو بگیر یا منو بغل کنه ولی نامزدم از اونجایی که خیلی مذهبیه میگفت تا محرم نشدیم بهم دست نمی زنیم.
اون روزا من دانشجو بودم و خوابگاهی. نامزدم دو هفته ای یه بار می اومدم پیشم . منم چون دلم بغل عشقولانه می خواست ونامزدم هم مذهبی میدونستم که منتفیه.
خلاصه دو سه روز بعد یه ماجرایی زنگ زد گفت میخام عقد کنیم(منم تو دلم عروسی بود) بهش گفتم نمیدونم هر کاری که دوس داری بکن. مقدمات عقد فراهم شد و تو خونه ی ما مراسم عقد برگزار شد. منم بر اساس تجربه ی نامزدیمون هیچ امیدی به آقامون نداشتم گفتم به این باشه میگه بعد عروسی... ولی روز عقد من برای یه کاری رفتم اتاقم. وقتی وارد اتاقم شدم دیدم...
ادامه پست... | 333 |
| 7 | با همسرم قرار گذاشته بودیم تا شب عروسی رابطه نداشته باشیم یعنی حتی قسمت خصوصی همدیگرو ندیده بودیم
دوره عقد
شب عروسی واسه اینی که خاطره انگیز باشه بالای اونجارو.....
مشاهده خاطره | 1 |
| 8 | پشماممممم ریخته 😐 | 1 |
| 9 | تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم گفت باید بیای خونه ما و به مادرم کمک کنی...اکثرا میرفت ماموریت کاری...من و مادرشوهرم تنها بودیم...اونروزم برای مأموریت رفته بود شمال ...از مادرشوهرم اجازه گرفتم به مادرم سربزنم...یادم اومد گوشیمو با خودم نیاوردم و فورا برگشتم ..کلید انداختم ودرُ باز کردم...ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی نمیتونستم حرف بزنم👇
ادامه خاطره اینجا بخون | 303 |
| 10 | پسرای مذهبی 😐😐😐😐 | 334 |
| 11 | دوران نامزدی همیشه دوست داشتم نامزدم دستمو بگیر یا منو بغل کنه ولی نامزدم از اونجایی که خیلی مذهبیه میگفت تا محرم نشدیم بهم دست نمی زنیم.
اون روزا من دانشجو بودم و خوابگاهی. نامزدم دو هفته ای یه بار می اومدم پیشم . منم چون دلم بغل عشقولانه می خواست ونامزدم هم مذهبی میدونستم که منتفیه.
خلاصه دو سه روز بعد یه ماجرایی زنگ زد گفت میخام عقد کنیم(منم تو دلم عروسی بود) بهش گفتم نمیدونم هر کاری که دوس داری بکن. مقدمات عقد فراهم شد و تو خونه ی ما مراسم عقد برگزار شد. منم بر اساس تجربه ی نامزدیمون هیچ امیدی به آقامون نداشتم گفتم به این باشه میگه بعد عروسی... ولی روز عقد من برای یه کاری رفتم اتاقم. وقتی وارد اتاقم شدم دیدم...
ادامه پست... | 605 |
| 12 | دختریکهرهایشکردی | 1 986 |
| 13 | با همسرم قرار گذاشته بودیم تا شب عروسی رابطه نداشته باشیم یعنی حتی قسمت خصوصی همدیگرو ندیده بودیم
دوره عقد
شب عروسی واسه اینی که خاطره انگیز باشه بالای اونجارو.....
مشاهده خاطره | 1 |
| 14 | من درحال خوندن خاطرات ها سمی و سوتی های یه ملت 😂 اگر ۶روزه نخندیدی بیا اینجا:
@khatereh | 1 |
| 15 | پس لیزر اینجوریه و به ما نگفتین 😐😐 | 333 |
| 16 | فقط اونی که جلسه اول لیزرش بوده😂😂😂 | 303 |
| 17 | خاطرات پشم ریزون اولین جلسه لیزرتون رو تعریف کنید :
@khatere | 545 |
| 18 | با همسرم قرار گذاشته بودیم تا شب عروسی رابطه نداشته باشیم یعنی حتی قسمت خصوصی همدیگرو ندیده بودیم
دوره عقد
شب عروسی واسه اینی که خاطره انگیز باشه بالای اونجارو.....
مشاهده خاطره | 1 |
| 19 | پشماممممم ریخته 😐 | 1 |
| 20 | تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم گفت باید بیای خونه ما و به مادرم کمک کنی...اکثرا میرفت ماموریت کاری...من و مادرشوهرم تنها بودیم...اونروزم برای مأموریت رفته بود شمال ...از مادرشوهرم اجازه گرفتم به مادرم سربزنم...یادم اومد گوشیمو با خودم نیاوردم و فورا برگشتم ..کلید انداختم ودرُ باز کردم...ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی نمیتونستم حرف بزنم👇
ادامه خاطره اینجا بخون | 334 |
