1 959
Subscribers
-324 hours
-127 days
-3730 days
Posts Archive
1 958
Dear me,
I know you are lost, but you can handle it.
I know you are scared, but you can handle it.
I know you are confused, but you can handle it.
I know you are anxious, but you can handle it.
YOU CAN HANDLE IT.
منِ عزیزم،
میدونم که سردرگم و درماندهای اما از پسش برمیای.
میدونم که ترسیدی و وحشتزدهای اما از پسش برمیای.
میدونم که بههم ریختهای اما از پسش برمیای.
میدونم که مضطربی و دلت آروم نیست اما از پسش برمیای.
تو میتونی از پسش بربیای.
1 958
نوشته بود:
هرچقدر بیشتر بخشیدمش، از اون
به بعد همونقدر کمتر دوسش داشتم
من این جمله رو زندگی کردم.
1 958
یه مرحلهم هست به اسم سر شدگی
یعنی نه ناراحت میشی،
نه بحث میکنی،
نه گله و شکایت میکنی،
نه برات اهمیت داره دیگه،
فقط انگار بدون سروصدا یه گوشهای برای خودت پیدا میکنی و از همونجا میری…
1 958
"وقت گذاشتن"
روجدى بگیرید...
براى خانواده تون، خودتون
كاراتون، پارتنرتون
وخيلى چیزای دیگه ...
چون
"وقت نداشتن"
هیچ توجيهى نداره ...
1 958
«وقتی سعی میکنم وانمود کنم برام مهم نیست، ولی انگار یه گلوله درست وسط سینهم خورده.»
1 958
Self-respect is when you stop being easily available to people who never prioritise you.
عزت نفس زمانی بهدست میاد که دیگه به راحتی در دسترس آدمایی که تو رو اولویت خودشون قرار نمیدن قرار نمیگیری.
1 958
امیدوارم تا عمر دارید دور باشید، از رابطههای بیپناه، سوالهای بیپاسخ، امیدهای بیجان...
روزت بخير دوستم🫂
1 958
ایرادی نداره اگه یه وقتایی ناراحت باشی یا حس ناکافی بودن داشته باشی؛ آدمیم دیگه، نمیشه که همیشه حالمون خوب باشه...
1 958
من در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار میزنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
1 958
تهش یه جایی بالاخره قبول میکنی که باید رها کنی ، نه چون نخواستی، چون نمیشد....
گاهی علیرغم همه تلاشهات ، نمیتونی بعضی چیزا رو تغییر بدی...
