en
Feedback
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag

تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag

Open in Telegram

📜Aškānān ōhibbūd! بازبینی و بررسی آکادمیک تاریخ اشکانیان/سلوکیان و عناصر مربوط به آن(هخامنشی-کوشانی-ساسانی) از این کانال حمایت کنید: t.me/boost/Arsacid_Chronicle گروه: https://t.me/Arsacid_Chronicle_GP همچنین بنگرید به : @Achaemenid_Heritage

Show more
5 873
Subscribers
+224 hours
+347 days
+11130 days
Posts Archive
🐘رابطه سلوکوس، بنیانگذار دودمان سلوکی با شرق ایران و سیاست او در فتح بلخ و سغد 📌باختر/بلخ در باختر سلوکوس با مقاومت شدیدی روبه‌رو شد، اما منابع اندک موجود درباره جزئیات آن اطلاعات چندانی ارائه نمی‌کنند. یوستین (15.4, 12) می‌گوید سلوکوس در این مسیر به زور متوسل شد:
«Bactrianos expugnavit» «باختریان را به زور مغلوب کرد»
او اصطلاح Bactriani را هم برای باختریان بومی و هم برای یونانی-مقدونیان ساکن شده در باختر به کار می‌برد. اوروسیوس نیز می‌نویسد:
Bactrianos novis motibus adsurgentes perdomuit یعنی «باختریان را که در شورش‌های تازه سر برآورده بودند، مطیع کرد» (3, 23, 44).
ظاهراً یونانیان باختری حاضر نبودند حاکمیت سلوکوس را بپذیرند؛ بنابراین محتمل است که سلوکوس ناچار شده باشد با ساتراپ یونانی محلی وارد جنگ شود. از سویی دیگر کاملاً محتمل است که بخشی از باختریان بومی از استاسانور در برابر سلوکوس حمایت کرده باشند، همان‌گونه که پیش‌تر در برابر رقیب سلوکوس یعنی آنتیگونوس چنین موضعی گرفته بودند. بنابراین سیاست ماهرانه سلوکوس که در بابل و ایران غربی بسیار مؤثر بود، در باختر با شکست مواجه شد. یونانیان باختری و بخشی از باختریان بومی آشکارا به سوی ایجاد قلمروی مستقل خود گرایش داشتند. تهدید نظامی سلوکوس باختریان را به تسلیم واداشت؛ اما احساس خودمختاری و استقلال در باختر همچنان نیرومند باقی ماند. حدود شصت سال پس از آناباسیس سلوکوس، یونانیان باختر پادشاهی مستقل خود را بنیان نهادند. 📌سغدیان و نقش آپامه به نظر می‌رسد حضور یونانی ـ مقدونی در سغد پس از مرگ اسکندر در ابتدا محدود بوده یا تقریباً زیر فشار ایرانیان بومی و کوچ‌نشینان از میان رفته باشد. اما باید توجه کرد که همسر سلوکوس آپامه، دختر رهبر پیشین سغدی سپیتامن، بود. این امر احتمالاً مذاکرات سلوکوس با فرمانروایان محلی و جلب حمایت آنان را آسان‌تر کرده بود. هرچند با وجود این مسئله قطعاً عملیات نظامی نیز انجام گرفت. دِموداماس سردار سلوکی از رود سیردریا عبور کرد و ضربه‌ای به قبایل کوچ‌نشین مستقر در مناطق مرزی مناطق یکجانشین وارد ساخت. حکومت سلوکوس در شرق تا باختر(بلخ)، سغد، پارت، هرات، کرمان و احتمالاً درنگیانا گسترش یافت.‌ در مقابل آراخوزیا، پاروپامیسادای و گدروزی همچنان در حوزه حکومت هند باقی ماندند. پس از پایان لشکرکشی شرقی، سلوکوس به رویارویی با آنتیگونوس پرداخت. او در سال ۳۰۲ ق.م همراه با بطلمیوس، کاساندر و لوسیماخوس ائتلاف نیرومندی تشکیل داد.
Olbrycht, M. J. (2004). CREATING AN EMPIRE: IRAN AND MIDDLE ASIA IN THE POLICY OF SELEUKOS I. 231-233.
@ARSACID_CHRONICLE

🔶پاکسازی نظامی و حکومت خشن دمتریوس دوم در سال ۱۴۷ ق.م، دمتریوس دوم جوان با سپاهی از مزدوران وارد سوریهٔ سلوکی شد و در نزدیکی انطاکیه بر رود اورونتس(رود عاصی)، هم رقیب سلوکی خود (اسکندر یکم بالاس) و هم دشمن بطلمیوسی خود (بطلمیوس ششم فیلوپاتور) را شکست داد. پس از این پیروزی بزرگ، او لقب نیکاتور (Nicator)، به معنای «پیروز» یا «فاتح» را برای خود برگزید؛ اما پس از این پیروزی او پاکسازی هواداران و حامیان دیرینه اسکندر را آغاز کرد. به نظر می‌رسد شخص او یا فرماندهان مزدوری که اطرافیان سیاسی او بودند، دربارهٔ وفاداری ارتش سابق سوریه به حکومت جدید نگران بودند. در نتیجه تقریباً بلافاصله پس از آنکه دمتریوس بر تخت نشست، او دست به اقدام نسنجیده‌ای زد و تلاش کرد سربازانی را که نسل‌ها در خدمت خاندان سلوکی بودند را منحل و خلع سلاح کند؛ اقدامی که ناگزیر به خشونت در شهرها انجامید. هنگامی که تمام سربازان مستقر در انطاکیه «هر یک به جای خود فرستاده شدند» (idios topos)، شهروندان انطاکیه نارضایتی خود را به شیوهٔ معمولشان یعنی با شورش و آشوب خیابانی نشان دادند. اما دمتریوس حاضر نبود چنین چیزی را به‌عنوان آزادی مدنی شهروندان بپذیرد و بلافاصله شورشیان را سرکوب کرد. او کمانداران مزدور را در مواضع مرتفع مستقر کرد و آنان را واداشت از آنجا به سوی معارضان در خیابان‌ها تیراندازی کنند. از سوی دیگر در شهر «لائودیکیه کنار دریا» (Laodicea-ad-Mare) زندگی شهروندان به‌شدت تحت تأثیر چیزی قرار گرفت که یوسف فلاوی با تعبیری کلی، آن را «تجاوزها و تعدی‌های خودسرانه» می‌خواند؛ اعمالی که دمتریوس و مأمورانش مرتکب می‌شدند. 📚| Hoover, O. D. (2001). Quasi-municipal coinage in Seleucid Apamea : Countermarks and counterrevolution. pp. 28-30. @Arsacid_Chronicle

🔶حاکمیت مغشوش و پرآشوب دمتریوس پس از حذف اسکندر یکم سلوکی با فرارسیدن حکومت دمتریوس دوم در سال ۱۴۵ ق.م، آرامش نسبی که شهرهای
+3
🔶حاکمیت مغشوش و پرآشوب دمتریوس پس از حذف اسکندر یکم سلوکی با فرارسیدن حکومت دمتریوس دوم در سال ۱۴۵ ق.م، آرامش نسبی که شهرهای سلوکی سوریه دوران سلطنت اسکندر(الکساندر) اول بالاس به پایان خود رسید. اسکندر در مبارزه با دیمیتریوس جوان (اولین سلطنت ۱۴۵-۱۳۹ ق.م) شکست خورد و توسط افسران خودش به قتل رسید و دیمیتریوس تنها حاکم قلمرو سلوکی شد. پس از پیروزی، دیمیتریوس حمله به پارتیزان‌های باقی‌مانده اسکندر را آغاز کرد تا از خیانت‌های آینده جلوگیری کند.
📚| Hoover, O. D. (2001). Quasi-municipal coinage in Seleucid Apamea : Countermarks and counterrevolution. pp. 28-30.
@Arsacid_Chronicle

👑 پیوند های فارناک پادشاه پنت و اشکانیان ؟ میدانیم فارناک از سلسله اشکانیان تقلید هایی کرد مثلا استفاده از عنوان شاهنشاه؛ او
+2
👑 پیوند های فارناک پادشاه پنت و اشکانیان ؟ میدانیم فارناک از سلسله اشکانیان تقلید هایی کرد مثلا استفاده از عنوان شاهنشاه؛ او حتی نام یکی از پسرانش را ارشک گذاشت است. هیچ مدرکی برای اثبات دلایل خاص انتخاب این نام اشکانی توسط او نداریم. در واقع می‌توانیم از وجود نوعی خویشاوندی میان مهردادیان و اشکانیان بدون رد احتمال ازدواج بین یکی از اعضای خاندان سلطنتی اشکانی و شاهزاده‌ای (یا شاهدختی) از سلسله مهردادیان حرف بزنیم. نباید رابطه نزدیک اشکانیان با مهرداد اوپاتور دستکم گرفت: در معبد دلوس، نیم‌تنه‌های دو فیلوی(فرستاده) مهرداد دوم اشکانیان به چشم می‌خورد و اتحاد اوپاتور با این پادشاه توسط پوزیدونیوس و آپیان گواهی شده است. همانطور که البریخت گفته، نقش اشکانیان عامل کلیدی برای درک جنبه‌های مختلف سیاست مهردادیان است. به هر حال اگر رویکردی به اشکانیان از جانب فارناک وجود داشته باشد، می‌تواند به نگرش او در قبال روم مربوط باشد. LUIS BALLESTEROS PASTOR. (2017). PHARNACES II AND HIS TITLE ‘KING OF KINGS’. AWE 16. pp. 297-303. @ARSACID_CHRONICLE

⚓ سکه های سلوکی و بطلمیوسی کشف شده در جمهوری آذربایجان (آلبانیا قفقاز) مشارکت صاحبان آنها در تجارت در امتداد آبراه خزر بود. ظ
+1
⚓ سکه های سلوکی و بطلمیوسی کشف شده در جمهوری آذربایجان (آلبانیا قفقاز) مشارکت صاحبان آنها در تجارت در امتداد آبراه خزر بود. ظاهراً اربابان آنها از انطاکیه با کشتی‌های رود اورونتس(عاصی) و اسکندریه به شاراکون در جمهوری آذربایجان کنونی رسیدند؛ آنها قصد داشتند از طریق دریای کاسپین و از طریق جیحون به بلخ یونانی برسند. آنها تصمیم گرفتند که سکه‌های برنزی خود را در آنجا جا بگذارند، زیرا نه تنها این سکه ها در این مکان بی اعتبار بودند؛ بلکه برای نقل نیز بسیار سنگین نیز بودند. بنابراین بازرگانان می‌توانستند آنها را نزد فردی قابل اعتماد در شهرک شاراکون بگذارند، یا آنها را در مکانی خلوت دفن کنند تا در راه بازگشت آنها را بردارند. با این حال ظاهراً قرار نبود آنها به شاراکون بازگردند. از این رو بخشی از سکه های بطلمیوسی به دلیل وزنشان مورد توجه ساکنان محلی بودند و به عنوان منبعی برای ریخته‌گری تبدیل شدند. 📌سکه متعلق به آنتیوخوس چهارم و بطلمیوس پنجم هستند.
📚| BALAKHVANTSEV, A. S. & GADJIEV. M. S. (2022). FINDINGS OF SELEUCID AND PTOLEMAIC COINS IN DAGESTAN AND THE PROBLEM OF THE CASPIAN WATERWAY.
@ARSACID_CHRONICLE

🔶ارشک پادشاهان سوفنه: حاصل ازدواج دودمانی اشکانیان با یرواندونیان آناتولی؟ میدانیم نام یکی از شاهان سوفن ارشک بود، این نام د
+1
🔶ارشک پادشاهان سوفنه: حاصل ازدواج دودمانی اشکانیان با یرواندونیان آناتولی؟ میدانیم نام یکی از شاهان سوفن ارشک بود، این نام در این دوره نام سلسله‌ای پادشاهان اشکانی بود، به گفته البریخت در این دوره، اشکانیان بدون شک قدرت غالب بودند که تحت حکومت مهرداد دوم بزرگ، به اوج قدرت رسید. این احتمال وجود دارد که این پادشاه تأثیرگذار اشکانی، احتمالاً از طریق یک اتحاد زناشویی که هنوز دقیق مستند نشده بر سوفن حکومت تحت الحمایه منصوب کرده باشد. در دهه‌های پایانی قرن دوم ق.م، اشکانیان، ارمنستان، ایبریا، گوردینه، آدیابن و آتروپاتن را به عنوان خراجگزار خود درآورده بودند؛ حتی تقویت روابط بین مهرداد اوپاتور پادشاه پنت و سوفن، تحت درخواست و نظارت هوشیارانه مهرداد دوم برای گسترش نفوذ خود رخ داده.
📚| Pastor. L. B. (2023). Zeitschrift für Papyrologie und Epigraphik 227, P. 111.
📚| Overtoom, N. L. (2020) Reign of Arrows. The Rise of the Parthian Empire in the Hellenistic Middle East, Oxford, pp. 257–274.
📚| Dąbrowa, E. (2018). ARSACID DYNASTIC MARRIAGES. in ELECTRUM, Vol, 25. (n 23).
@Arsacid_Chronicle

🔶دیدگاه البریخت درباره حکومت تیگران (دوم) کبیر: دست نشانده مهرداد دوم اشکانی ؟ در سال ۹۵ ق.م، تیگران بر تخت ارمنستان نشست. او پس از گذراندن حدود ۲۵ سال در دربار اشکانی، توسط مهرداد دوم، آزاد شد و به پادشاهی ارمنستان منصوب گردید. سال ۹۵ ق.م برای به تخت نشستن تیگران را می‌توان از نوشتهٔ پلوتارک استنباط کرد؛ او دیداری میان تیگران و آپیوس کلودیوس پولخر را در زمستان سال‌های ۷۱/۷۰ ق.م توصیف می‌کند و می‌گوید که در آن زمان تیگران ۲۵ سال حکومت کرده بود؛ بنابراین، حکومت او باید حدود سال ۹۵ ق.م آغاز شده باشد. استرابون می‌نویسد که تیگران «امتیاز بازگشت به سرزمین خود» را به دست آورد؛ عبارتی که بر جایگاه دست‌نشاندگی او تأکید می‌کند. در این مناسبت پادشاه اشکانی منطقه‌ای موسوم به «هفتاد دره» را از او به پارت واگذار کرد؛ این واگذاری نوعی پاداش یا گروگان/وثیقهٔ ویژه بود. واگذاری آن منطقه و عبارت استرابون که در بالا ذکر شد، نشان می‌دهد که تیگران قرار بود کاملاً تحت کنترل اشکانیان بوده است. این امری رایج است که پژوهشگران جایگاه تیگران را در آغاز حکومتش بیش از اندازه قدرتمند ارزیابی می‌کنند. درحالی که شاهنشاهی اشکانی در این زمان در اوج قدرت خود بود و نباید قدرت آن در ارمنستان را دست کم گرفت، در واقع از همان آغاز نمی‌توان تیگران را فرمانروایی مستقل از اشکانیان دانست. آشکارا باید دست‌کم دو مرحله را در کارنامهٔ تیگران از یکدیگر متمایز کرد. در مرحلهٔ نخست، که از سال ۹۵ ق.م آغاز می‌شد، او همچنان دست‌نشاند‌ه‌ای وفادار به ایران باقی ماند. این وفاداری به شاه اشکانی تا پایان دههٔ ۸۰ ق.م ادامه داشت. در سال ۸۳ ق.م، تیگران هنوز به‌عنوان دست‌نشاندهٔ اشکانیان شناخته می‌شد. پیش از سال ۸۰ ق.م هیچ مدرکی دال بر اقدام ضد اشکانی تیگران وجود ندارد. مرحلهٔ دوم شاهد سیاست مستقل تیگران و تشکیل یک امپراتوری ارمنی جدا از اشکانیان بود؛ امپراتوری‌ای که بخشی از قلمرو خود را با فتح مناطقی از ایران به دست آورد. شواهدی از ایران دربارهٔ ارتباط نزدیک میان پارت و تیگران وجود دارد. بر اساس پوست‌نوشته‌ای از اورامان در کردستان ایران، متعلق به سال ۸۸ پیش از میلاد، همسر دوم میتریدات دوم، آریازاته، ملقب به اوتوما، دختر «شاه بزرگ تیگران» بود. از آنجا که فرمانروای اشکانی در این متن «شاه بزرگِ شاهان» نامیده شده است، سلسله‌مراتب حفظ شده و تیگران به‌عنوان یک دست‌نشانده ظاهر می‌شود. بااین‌حال، عنوان او نشان می‌دهد که فرمانروایش برای او احترام قائل بوده است؛ ظاهراً به دلیل دستاوردهایی که در هماهنگی کامل با سیاست اشکانیان به دست آورده بود؛ در غیر این صورت، شاه اشکانی آریازاته را از این ازدواج کنار می‌گذاشت. یوستینوس اشاره‌ای ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد بر تخت نشستن تیگران رویدادی تصادفی نبوده، بلکه اقدامی حساب‌شده از سوی شاهنشاه اشکانی بوده است (حمایت از مهرداد اوپراتور ششم پنت، فتح سوفنه و دخالت در کاپادوکیه علیه آریوبرزن)
Olbrycht, M. “Mithradates VI Eupator and Iran.” Mithridates VI and the Pontic Kingdom. Aarhus, 2009. pp. 168-170.
@Arsacid_Chronicle

Olbrycht, M. “Mithradates VI Eupator and Iran.” Mithridates VI and the Pontic Kingdom. Aarhus, 2009. pp. 168-170 @Arsacid_Chr
+3
Olbrycht, M. “Mithradates VI Eupator and Iran.” Mithridates VI and the Pontic Kingdom. Aarhus, 2009. pp. 168-170 @Arsacid_Chronicle

🔶آیا استفاده از عناصر یونانی توسط اشکانیان، سبب میشد آنها یک دولت «یونانی» تعریف شوند؟ میدانیم اشکانیان از زبان یونانی استفاده می‌کردند، سکه‌هایی با الهام از نمادهای سلوکی ضرب می‌کردند که روی آنها عناوینی به سبک یونانی نقش بسته بود، اولین کاخ-پایتخت آنها میثردات‌کرت(مهرداد‌کرد) که در زمان سلطنت مهرداد اول ساخته شده، با مجسمه‌های مرمری و فلزی نمایانگر ایزدان یونانی مزین شده بود؛ ریتون‌های عاجی مزین به صحنه‌های دیونیسی نیز در آنجا یافت شده‌اند. علاوه بر این مهرداد اول لقب «فیل هلن» را روی سکه‌های خود برگزید و جانشینان او نیز از او پیروی کردند. همه اینها نشان از وام‌گیری آنها از سنت یونانی-مقدونی است؛ اما این باعث می‌شد آنها در دیدگاه مورخین باستان و حتی امروزی واقعاً به عنوان یک دولت یونانی مآب تلقی شوند؟ نباید از این مسئله چشم پوشی کرد، که دقیقاً در لحظه‌ای که به نظر می‌رسد اشکانیان از طریق استفاده از این سنت های یونانی بستر مشترکی با دیگر سلسله‌های یونانی مآب دارند، نمود و کارکرد حقیقی این سنت ها به طرز چشمگیری متضاد از دیدگاه یونانی، آشکار و نمایان می‌شود. مثلاً آنچه از خواندن قطعات پوزیدونیوس برمی‌آید این است که در میان اشکانیان، کلمات همان معنای جاهای دیگر را ندارند، مثلا نهاد هلنیستی «دوستان شاه» میان آنها کارکرد کاملا متفاوتی با دیگر سلطنت های هلنیستی داشت. واقعیت این است که جهان اشکانی در مقایسه با سایر جهان هلنیستی، جهانی وارونه است. اشکانیان قطعاً از همان عناوین هلنی استفاده می‌کردند، اما معنایی که به آنها می‌دادند، آشکار می‌کند درک و تفسیر متفاوتی داشتند. علیرغم میراث هلنی به ارث رسیده آنها از سلوکیان، آنها معنایی مغایر با معنای اصلی آن به آن بخشیدند! بنابراین به هیچ وجه نمی‌توان آنها را متعلق به جهان یونانی، حتی به معنای وسیع کلمه، دانست. Charlotte Lerouge-Cohen (2013). Le banquet des Arsacides d’après les sources grecques. Le banquet du monarque dans le monde antique. C. Granjean, Chr. Hugoniot, Br. Lion éd., Tours.‌ P. 208. @arsacid_chronicle

🔶همذات پنداری خدای لووی تارهونت با زئوس نقش معروف زئوس نیکفوروسِ بر تخت نشسته که توسط سلوکیان استفاده می‌شد زئوس بر تخت نشست
🔶همذات پنداری خدای لووی تارهونت با زئوس نقش معروف زئوس نیکفوروسِ بر تخت نشسته که توسط سلوکیان استفاده می‌شد زئوس بر تخت نشسته، نوعی تایپوگرافی آشنا بود و ممکن است برای نشان دادن مشروعیتی که از اقتدار سلوکیان ناشی می‌شد، به کار گرفته شده باشد. با این حال، همانطور که سلوکیان متأخر از زئوس به دلیل مقبولیتش در میان رعایای بومی خود به عنوان تصویر هلنی‌شده‌ی بعل بومی استفاده می‌کردند، زئوس نیز به همان اندازه اعتبار داشت که ترهونت، خدای آسمان کیلیکیان‌های لووی

🔶پاسخ منفی بالاخوانتسف به سوال «آیا ارتش اشکانیان از فیل استفاده میکرد ؟» بعضی پژوهشگران به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهند، و پیش از هر چیز به تصاویر فیل بر روی سکه‌های اشکانی استناد می‌کنند و آن‌ها را دلیلی بر وجود این یگان در ارتش اشکانی می‌دانند. با این حال، چنین رویکردی بیش از حد ساده‌انگارانه است. در واقع، در سنت سکه‌زنی سلوکیان، برخلاف اشکانیان، تصویر فیل نه‌تنها بر سکه‌های مفرغی، بلکه بر سکه‌های زرین و سیمین نیز به کار رفته است (Houghton, Lorber, 2002, pp. 207–213, 216؛ Houghton et al., 2008, pp. 450, 452, 454–458, 462). اما آیا صرف همین نکته اجازه می‌دهد نتیجه بگیریم که فیل‌های جنگی در ارتش سلوکیان نسبت به ارتش اشکانی نقش مهم‌تری داشته‌اند؟ بدیهی است که خیر. صرف وجود (دیمیتریف، ۲۰۱۳، ص. ۱۶۰) یا نبود تصویر فیل بر روی سکه‌ها،گ به‌تنهایی هیچ چیزی دربارهٔ نقش واقعی آن‌ها در جنگ اثبات نمی‌کند. برای نمونه، بر سکه‌های ساسانیان با وجود آنکه ارتش آنان به‌طور گسترده از فیل‌های جنگی استفاده می‌کرد حتی یک بار نیز تصویر فیل دیده نمی‌شود. با این حال، باید توجه داشت که هرچند سکه‌های مفرغی به نام شاه ضرب می‌شدند، اما در عمل این شهرها بودند که آن‌ها را ضرب می‌کردند؛ همچنین انتخاب نوع نقش و تصویر روی سکه نه بر عهدهٔ مأموران سلطنتی، بلکه در اختیار مقامات شهری مسئول ضرب سکه‌های مفرغی بود (بالاخوانتسف، ۲۰۱۷، ص. ۹۴). ازاین‌رو، بررسی شمایل‌نگاری سکه‌های مفرغی اشکانی برای تعیین اهمیت سپاه فیل‌های جنگی در میان اشکانیان، عملاً هیچ ارزش استنادی ندارد. اکنون به منابع مکتوب می‌پردازیم. در هیچ‌یک از این منابع حتی یک اشاره نیز به استفادهٔ اشکانیان از فیل‌های جنگی نشده است. علت این امر آن بود که اشکانیان از هند تنها تأمین‌کنندهٔ فیل برای دولت‌های آسیای غربی و آسیای مرکزی به‌وسیلهٔ کمربندی از دولت‌های مستقل و دشمن جدا شده بودند؛ از جمله یونانی‌ـ‌باختری‌ها، قلمروهای دودمان‌های هندو-سکا و هندو-پارتی و نیز امپراتوری کوشانیان بزرگ (دیمیتریف، ۲۰۱۳، صص. ۱۵۵–۱۵۷). اما در این صورت، تنها گزارشی را که نویسندگان باستان دربارهٔ استفادهٔ یک شاه اشکانی از فیل ثبت کرده‌اند چگونه باید توضیح داد؟ منظور عبور بلاش یکم از رود آرسانیاس (آراکسانی) بر پشت فیل، پس از تسلیم شدن ارتش روم در راندیا در سال ۶۲ میلادی است (Tac. Ann. XV, 15, 3؛ Dio Cass. LXII, 21, 4). به احتمال زیاد، فیلی که در اختیار بلاش قرار داشت، بخشی از غنایمی بود که اشکانیان در نتیجهٔ لشکرکشی موفق وردان یکم به سواحل رود سند در سال‌های ۴۴ تا ۴۵ میلادی به دست آورده بودند (بالاخوانتسف، ۱۹۹۸، ص. ۱۵۹). اما اشکانیان نه پیش از آن و نه پس از آن، هیچ لشکرکشی مشابهی انجام ندادند. بر پایهٔ آنچه گفته شد، باید با پژوهشگرانی هم‌نظر بود که کاربرد فیل‌های جنگی توسط اشکانیان را رد می‌کنند (دیمیتریف، ۲۰۱۳، ص. ۱۶۸؛ : دریایی ۲۰۶, ص. ۳۹). Balakhvantsev, A. S. (2024).Seleucid Nisa: facts and interpretations

🔶استفاده اردشیر اول هخامنشی از نیروهای داهه برای سرکوب شورش مصر پس از مرگ خشایارشا اول در ژوئن ۴۶۵ ق.م، پسرش اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴ ق.م) بر تخت هخامنشی نشست. با این حال ادعاهایی نیز برای تاج و تخت توسط پسر دیگر خشایارشا، ویشتاسپ، که در رأس ساتراپی باختر(بلخ) قرار داشت مطرح شد. ویشتاسپ شورش کرد و پادشاه تنها با تلاش‌های فراوان موفق به سرکوب شورش شد. در این دوره، زمانی که دولت پارس به طور جدی تضعیف شده بود، قیامی در مصر رخ داد. ایناروس لیبیایی که در رأس شورشیان قرار داشت و آمیرتئوس سائیتی که با او همکاری می‌کرد، ابتدا بخش غربی دلتا و سپس تمام مصر سفلی را تصرف کردند. هخامنش ساتراپ مصری، پسر داریوش اول برای سرکوب قیام بیرون آمد. با این حال ایناروس موفق شد ارتش ایران را در نبرد پاپرمیس در سال ۴۶۰ ق.م کاملاً شکست دهد و خود هخامنش کشته شد. شورشیان با الهام از موفقیت‌های خود، با آتن که در آن زمان علیه قبرس فعالیت می‌کرد، وارد اتحاد شدند. در سال ۴۵۹ ق.م یک اسکادران آتنی متشکل از دویست کشتی به مصر رسیدند. مصری‌ها و آتنی‌ها پایتخت ساتراپی (ممفیس)را تصرف کردند و محاصره ارگ آن یعنی «قلعه غرب» را آغاز کردند، جایی که بقایای سربازان ایرانی در آن پناه گرفته بودند. قدرت ایناروس حتی به واحه خارگا واقع در جنوب گسترش یافته بود، جایی که «اوستراکونوم دموتیک»، مربوط به سال دوم سلطنت او از آنجا سرچشمه می‌گیرد. وضعیت مصر برای اردشیر بحرانی شد؛ ایرانیانی که در «قلعه غرب» محبوس شده بودند، نه تنها می‌توانستند قیام را به تنهایی سرکوب کنند، بلکه حتی شورشیان را مجبور به لغو محاصره کردند. پادگان‌های ایرانی مستقر در مصر علیا هیچ اقدامی علیه ایناروس‌ها انجام ندادند و آشکارا از اینکه طعمه‌ی برنده شوند، ابایی نداشتند. در این شرایط، اردشیر تصمیمی گرفت که برخلاف رویه معمول هخامنشیان بود؛ او هیئتی را با مبلغ هنگفتی پول به اسپارت فرستاد تا اتحادیه پلوپونز را به حمله به آتیکا و مجبور کردن آتنی‌ها به ترک مصر ترغیب کند. این سوال پیش می‌آید که چرا پادشاه به جای تشکیل و اعزام یک ارتش تنبیهی به مصر، به دیپلماسی متوسل شد؟ به نظر می‌رسد که اقدامات او ناشی از پیامدهای قیام در بلخ بوده است. واقعیت این است که امیرگان سکا نیز از ساتراپ بلخ اطاعت می‌کردند. باختری‌ها(بلخیان) و سکاها از بهترین جنگجویان ایرانی محسوب می‌شدند. اما اردشیر جرأت نکرد سرنوشت امپراتوری خود را به دست شورشیان حامی برادرش بسپارد و هنگامی که امیدها برای مداخله اسپارتان از بین رفت و منابع خودش، علیرغم تمام اقدامات انجام شده به وضوح کم بود، پادشاه مجبور شد به کمک داهه‌های اورال جنوبی متوسل شود، که اواخر پاییز و زمستان را در بخش غربی دلتای ساریکامیش آمودریا می‌گذراندند و در اوایل بهار به اردوگاه‌های تابستانی خود در دره اورال در شمال می‌رفتند. رهبران داهه با دریافت هدایا و وعده قدرت حتی بیشتر موافقت کردند که به پادشاه کمک کنند. دسته‌های عشایری در لشکرکشی تنبیهی ارتش ایران به فرماندهی مگابیخوس در مصر شرکت کردند. در سال ۴۵۶ ق.م، مگابیکسوس ایناروس را شکست داد، شورشیان را به همراه آتنی‌ها مجبور به فرار به جزیره پروسپیتیس در دلتا کرد و پس از محاصره‌ای طولانی در سال ۴۵۴ ق.م، آن را تصرف کرد. بیشتر شورشیان مردند، ایناروس دستگیر و اعدام شد و تنها آمیرتائوس توانست پادشاهی خود را مستقل از ایرانیان در باتلاق‌های بخش غربی دلتا حفظ کند. رهبران داهه به خاطر کمکشان از اردشیر پاداش‌های سخاوتمندانه‌ای دریافت کردند. علاوه بر این، طعمه‌های فراوانی به دست جنگجویان عادی افتاد که آثار آن امروز کشف شده است.
Balakhvantsev, A. (2023). Achaemenid Imports in the South Urals: Time and Circumstances o f Appearance.
@Achaemenid_Heritage

Repost from N/a
درود بر همهٔ همراهان گرامی؛ به درگاه جهان‌گشودگی «وِلترشلیسونگ» خوش‌آمدید. گروه پژوهشیِ ما،‌ در این پروژه، با دانش‌بخشی و تعل
درود بر همهٔ همراهان گرامی؛ به درگاه جهان‌گشودگی «وِلترشلیسونگ» خوش‌آمدید.
گروه پژوهشیِ ما،‌ در این پروژه، با دانش‌بخشی و تعلیم صحیح، در لوای هم‌کاری جمعی از دانش‌جویان مربوطه، می‌کوشد تا مطالبی را با روش‌شناسیِ پذیرفته و آکادمیك در حوزه‌های چون؛ فلسفه، علوم تجربی، تاریخ، علوم شناختی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و نقد ساختاری جمهوری اسلامی، در راستای سازندگی و ارتقاءی اندیشهٔ گوهر ایرانی ارائه داده و ایشان را بدان‌سوی سوق دهد.
𝑾𝒆𝒍𝒕𝒆𝒓𝒔𝒄𝒉𝒍𝒊𝒆𝒔𝒖𝒏𝒈 | جهان‌گشودگی

Colledge, M. A. R. (1986). The Parthians. P. 179.
Colledge, M. A. R. (1986). The Parthians. P. 179.

خداوکیلی قوی تر فارس نداریم تو تاریخ ایران

🔶روایت کلیشه ای پلوتارک از وحشی گری «پارسی» اشکانیان در برابر مدنیت «یونانی» بمانند روایت پوسیدونیوس از کتک زدن ظالمانه چاپلوسان دربار در حین ضیافت غذا توسط شاه اشکانی؛ روایت معروفی پلوتارک از کشته شدن کراسوس توسط اشکانیان در نبرد در حران نمونه دیگری از تاریخ نگاری رومی-یونانی است که در آن به وجود میراث یونانی اشکانیان اشاره می‌شود سپس در همین روایت به با رفتار تضاد اشکانیان با اخلاق یونانی «متمدنانه» اشاره می‌شود، سر کراسوس برای ارد پادشاه اشکانی فرستاده شد که خودش حتی در نبرد شرکت نداشت. در زمانی که قاصد با سر در دست وارد شد، ارد در حال جشن گرفتن با پادشاه ارمنستان بود و به یک هنرپیشه یونانی به نام یاسون ترالس گوش می‌داد که نقش آگاو را در باکای اوریپید می‌خواند: پلوتارک توضیح می‌دهد که در جشن‌هایی که پادشاهان اشکانی و ارمنی می‌دادند «اغلب نمایش‌هایی از یونان معرفی می‌شدند.» πο‌λλα παρειση‌γετο τῶν ἀπὸ τῆς Ἑλλα‌δος ἀκουσμα‌των هرچند «ارد نه از زبان یونانی و نه از حروف یونانی بی اطلاع بود» ἦν γάρ οὔτε φωνῆς οὔτε γραμμάτων ὁ Ὀρώδης Ἑλληνικῶν ἄπειρος. با این حال وقتی پیک وارد اتاق می‌شود، این نمایش زیبا به سرعت خراب می‌شود: بازیگر صحنه‌ای را که در آن آگاوه می‌گوید چگونه پنتئوس را با سر کراسوس در دست خود کشته است، بازسازی می‌کند، سر کراسوس به گفته پلوتارک «همه را افسون کرده بود». «تماشاگران» (καὶ ταῦτα μὲν πάνταϛ ἔτερπε) سپس قاتل کراسوس، اگزاترس، به جلو می‌پرد و سر را به نوبت می‌گیرد و اعلام می‌کند که باید این کلمات را بر زبان آورد. پادشاه، خوشحال، یاسون اگزاترس را پاداش می‌دهد. در این روایت درست در همان لحظه‌ای که پلوتارک به آشنایی اشکانیان با فرهنگ یونانی شهادت می‌دهند، فاصله حقیقی آنها از همین فرهنگ دوباره آشکار میکند، زیرا آنها صحنه آگاوه را به شیوه‌ای مغایر با یونانیان تفسیر می‌کنند و صحنه‌ای که قرار است وحشت و انزجار را برانگیزد، در آنها شور و شوق و لذت ایجاد می‌کند. برای پلوتارک و همچنین برای پوزیدونیوس، ذکر پیوندهایی که اشکانیان با جهان در ارتباط هستند. زبان یونانی فقط آنها را از این جهان طرد می‌کند. این توصیفات صرفاً شباهت‌های قوی بین اشکانیان و روایت قدیمی رایج یونانی از پارسیان هخامنشیان را نشان می‌دهد. این شباهت‌های واقعی، آشکارا منجر به توسل به متونی برای توصیف اشکانیان می‌شود که به پارسیان اختصاص داده شده است و ایجاد تمایز بین مشاهدات واقعی و خاطرات ادبی در متنی که ما مطالعه کردیم، دشوار است. به هر حال، در میان اشکانیان و همچنین در میان پارسیان، ضیافت در نظر یک یونانی، به عنوان مکانی به نظر می‌رسد که استبداد ایرانی به شکلی ممتاز در آن ابراز می‌شود. ادغام بین اشکانیان و اسلاف پارسی، نقش مهمی در تلاش‌های آینده برای فتح روم در شرق ایفا کردند.
Charlotte Lerouge-Cohen (2013). Le banquet des Arsacides d’après les sources grecques. Le banquet du monarque dans le monde antique. C. Granjean, Chr. Hugoniot, Br. Lion éd., Tours.‌ P. 209
@arsacid_chronicle

🔶وحشی گری «پارسی» اشکانیان در برابر مدنیت «یونانی» نگاهی به کلیشه نگاری قومی روایت پلوتارک
+1
🔶وحشی گری «پارسی» اشکانیان در برابر مدنیت «یونانی» نگاهی به کلیشه نگاری قومی روایت پلوتارک

🔶گوشواره های کاذب تاج ونن اول این گوشواره ها در واقع بخشی از تاج بودند و واقعا به گوش آویزان نبودند؛ این گوشواره ها گونه هار
🔶گوشواره های کاذب تاج ونن اول این گوشواره ها در واقع بخشی از تاج بودند و واقعا به گوش آویزان نبودند؛ این گوشواره ها گونه هارا می‌پوشاندند و تصویر زیبایی از چهره شخص از نمای روبرو ایجاد میکردند. (Coin)

🔶شباهت قابل بحث میان شمایل نگاری تاج و‌ گوشواره شاهان اشکانی و زنان سلطنتی یهودی در مجسمه زنان یهودی روستای بیت ناتیف گوشوار
+3
🔶شباهت قابل بحث میان شمایل نگاری تاج و‌ گوشواره شاهان اشکانی و زنان سلطنتی یهودی در مجسمه زنان یهودی روستای بیت ناتیف گوشواره هایی دیده می‌شود که در واقع بخشی از کنار تاج هستند و گونه‌ها را در بر می‌گیرد. در این مجسمه ها ما ترکیبی از نمای جانبی و جلویی داریم؛ چیزی که فقط از پهلو قابل مشاهده بوده، به صورت جلویی نمایش داده شده است. پدیده مشابهی از نمای جلویی را می‌توان در سکه‌های اشکانی ردیابی کرد. به عنوان مثال، سکه‌های مهرداد دوم (۸۸-۱۲۳ ق.م) پادشاه را در سمت چپ، با تاجی آراسته نشان می‌دهند؛ در گونه می‌توان قسمت‌های کناری تاج را دید. سکه‌های اشکانی بعدی، به عنوان مثال سکه‌های ونن دوم (حدود ۵۱ میلادی)، نیم‌تنه پادشاه را رو به جلو نشان می‌دهند. او همچنین تاج مشابهی بر سر دارد، اما اکنون قسمت‌های جانبی تاج از پهلو به صورت جلویی نمایش داده می‌شوند و بسیار شبیه به «گوشواره‌های» مذکور هستند. Lichtenberger, A. (2017). Jews and Pagans in Late Antique Judaea: The Case of the Beit Nattif Workshop.