en
Feedback
سَمی

سَمی

Open in Telegram

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
اخرین بخش مینور دوره ی استاجریم رو میگذرونم. اون روزی استاد ازمون پرسید اولای دوره اتونه یا اخرای دوره؟ وقتی گفتیم اخرای دوره، یاد روزهای اول استاجریم افتادم. دختر کوچک و امیدوار و ساده ای که تو بخش نورولوژی راه میرفت و زیر کپشن تجربه هاش مینوشت "روزهای خوش خوشان استاجری"، امروز و روزهای اینده "اخرین ها" ی هر چیزی رو تجربه میکنه.

کمتر قضاوت کنم و کمتر قاطع صحبت کنم.

دنیا درس خیلی مهمی بهم یاد داد. کمتر قضاوت کنم. کمتر کمتر کمتر کمتر و کمتر قضاوت کنم.

تو واقعا نمیترسی؟

دوست ندارم که برام عادت بشه.

اوووم جوش زدن که روتین من بوده:))) البته الان تحت درمانم. هر کدومش اذیتت میکنه قابل درمانه و اونقدری ام هزینه ندارند. 😽

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ به صورت کلی خوشگلما ولی چند وقتیه که زشت شدم زشتتتتتت جوش زدم موهام میریزه موهام خشک شده پولم ندارم اعصابم ندارم پریودم هستم😂 منتظرم زود این دوره بگذره خوشگل شم نمیدونم تاحالا ازین بحرانا داشتی🥲😂

سوالاتون کم و سخته. اسون و زیاد دوست دارم:)))

اوووم به نظر من طبیعی نیست که از کسی خوشت نیاد. اول اینو باور کن هیچ کس پرفکت نیست و همه تو وجودشون چیزای بد زیاد دارن. حالا باید بین این چیز بد ها ، ویژگی های ارزنده و مثبت پیدا کنی. همه ی ادما ازش درجاتی دارند. نهایتا که تمرین اعتماد به نفس، تمرین احترام به خودته و به معنی دوست داشتن خودته و به نظر من همونه که ادمارو جذاب میکنه و باعث میشه دوست داشته بشی. داشتنش واقعا سخته و تمرین میخاد. منم بلدش نیستم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سمی خیلی دلم گرفته ادمای اطرافم تو خوابگاه رو مخمن اعتماد بنفس ندارم هیچکسم دوستم نداره محیط کلاس و دانشگاه برام حوصله سربره چون از کسی خوشم نمیاد و کسی از من خوشش نمیاد اوضاع بکام نیست خیلی تهی ام حیلی

چیو ببخشم. چه اشکالی داره. جزوه بهترین راه حل فیزیوپاته. برای درسایی که منطبق با پره انترنی ان مثل داخلی ها میشه از گایدلاین استفاده کرد. دوره ی قشنگی نیست. مخصوصا برا درس خوندن. استاجری بیشتر میتونم توصیه کنم تا فیزیوپات😅

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ببخشید که درسیه🙈 میشه لطفا یکم درباره نحوه مواجهه با فیزیوپات توضیح بدی؟ چیکار کنیم؟ چی کار نکنیم؟!

اووووم چیزای زیادی هست. واقعیت تلخ دنیا. اینکه بر پایه ی خواسته های ما نیست. اینکه چیزای زیادی هست که درک نشده باید خاک بشن. اینده. میدونین دنیا برام به قشنگی قبل نیست. قبلا نگاه مثبتی به ادما و زمین داشتم اما الان نه. کلا قبلا ادم خوشحال تری بودم. الان احساس میکنم هیچی سر جاش نیست. احساس میکنم چیزی به مرحله ی عمیق شدن نمیرسه دیگه و همه چی ظاهری و سطحی باقی میمونند. از اون چیزی که میخواستم باشم فاصله دارم و انرژی و دیسیپلین و انگیزه ی کافی برای حتی نزدیک شدن بهش هم ندارم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ چی ذوق دختر توی آینه‌رو کور کرده؟ :(

ذوق نداره.

دختر توی اینه شادابی و طراوت قبل رو نداره.

از پنجره ی اتاقم که بیرونو نگاه میکنم برگ ریزه های درخت توی حیاط میخوره تو شیشه و صدا میده، اینجا طبقه ی اول عه و راحت کوچه خیابون دیده میشه. برگ ها دونه دونه دارن زرد میشن. همه چیز در گذار عه. سکون نداره. ثابت نمیشه. روزها و شب ها و ادم ها و حس ها و تجربه ها. ماندگاری ساخته نشده.همه چیز موقتی عه و اینده یه معمای واقعی. حتی نمیتونم مطمئن در مورد فردام صحبت کنم چه برسه به اینده دورتر.

قبول ندارین که تو ناامیدی، "ارامش" رو داریم؟

حالا بهتر شد.

من عادت ندارم عکس پروفایلمو از تلگرام پاک کنم. این طوریه که از ۲۰۱۵ که اولین عکسامو گذاشتم تا الانی که ۲۰۲۳ شده، هیچ کدومو پاک نکردم. توشون میگشتم و اینو دیدم مال خیلی وقت پیشه. به نظرم رسید که میتونه بازم بیاد جلو و اول از همه قرار بگیره. وقتشه که این مود برگرده. سمیرایی با موهای خرگوشی بافته که پشت میزشلوغش نشسته و درس میخونه در حالی که رو به روش هم که منظره ی طبیعت عه. احتمالا یه سکوتی هم همه جا هست و این عالیه. درس، طبیعت، سکوت و سادگی قسمت های مورد علاقه ی زندگیم تو یه تصویر کارتونی.