en
Feedback
سَمی

سَمی

Open in Telegram

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
ممنونم🥲🥲

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام خوشگلم روزت مبارک💙

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام روزتون مبارک خانم دکتر 🙏🌸 پیروز باشید همیشه 💚

امروز دختر خوشحالی بودم. پیامی برای روز های تیره و تار اینده که فکر میکنم دنیام در حال تموم شدنه: روزهایی وجود دارند که غرق سادگی اند اما عمق دارند که مایه ی لبخند اند.

جلوی خودمو میگیرم و فعلا عکسی نمیذارم.

گالریم سبز شده🌱

یه جاهایی هست تنها میمونی، ولی یه جاهایی هست که تنهایی رو انتخاب میکنی.

اندازه ی سلول های مغزم حرف دارم که باید بنویسم، اندازه ی سلول های مغزم حرف نوشته شده دارم که باید بذارم.

چهار تا امتحان🥶

نفس های اخر دوره ی استاجریمه. میتونم با انگشت های یه دستم بشمرم و بگم که فقط چهار تا امتحان دیگه تا ازمون پره انترنیم مونده. میتونم به مسیرم نگاه کنم و بگم بیشترش گذشته. از صفر تا صد چقدره فرق عه؟ همون قدر من تغییر کردم. تو دوره ی استاجری ارتباط یاد گرفتم. یاد گرفتم که با همه ی ادما صحبت کنم. یاد گرفتم که خشم و نفرت و غم ام رو توی مکالماتم پنهان کنم. یاد گرفتم که از مسائلی که یه ربع دیگه تو زندگیم اثر ندارند، رد شم.

دیدین که امتحان دادم و بازم زنده موندم.

که این روز ها خاطره میشن.
+1
که این روز ها خاطره میشن.

فردا امتحان ماژور دارم و با هیچ کس میل سخن ام نیست.

هعی به نظرم که سخت نگیر. کل گذران عمر ما به واسطه ی چیزایی که انتخاب ما نبوده. مثل کشور و خانواده و دین و سطح زندگی و اینا. کل گذران عمر که میگم تازه بیست سال اول از بقیه وقتا بیشتر تحت تاثیر اینا میگذره. امیدوارم که ۶۸سال باقی مونده اون جوری که میخای بگذره.😅😅

یه سایتی هست که تایم مرگ آدمو میگه ، نمیدونم درست میگه یا نه ، همینطوری رفتم توش به سوالاش جواب دادم گفت سال 2091 خواهم مرد (
یه سایتی هست که تایم مرگ آدمو میگه ، نمیدونم درست میگه یا نه ، همینطوری رفتم توش به سوالاش جواب دادم گفت سال 2091 خواهم مرد ( 68 سال دیگه ) گفت 89 سال عمر میکنم 😂🫠 نمیدونم درست گفته یا نه ولی اگر فرض رو بر این بزاریم که 89 سال زندگی خواهم کرد 20 سالشو بی کیفیت گذروندم و میخوام این 60 سال بعدی رو با کیفیت زندگی کنم واقعا خسته ام از دست این 20 سال مسخره این سال ها دو دهه مزخرفی بودن که منو زخمی کردن با همه چیو درست کنم

مدرسه تو زندگی من یه ژانر عجیبیه. میتونم ازش یه کتاب بنویسم. اسمشم بذارم "می ارزید؟".

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/samiraing/1392 سمی ، بی نهایت دقیق حال منو توصیف کردی ، اصلا تو از کجا خبر داری ؟! برگام ! علاوه بر همه اینا یک حس عمیق غصه و حسرت میاد سمتم و به زور تحملش میکنم اصلا به جزئیات گذشته ، دبیرستان ، معلم ها ، هم کلاسییام ، هم مدرسه اییام ، شرایط اون روز ها اینکه چه فرصت های خوبی بودن که فکر میکنم دوست دارم خودکشی کنم ، خیلی دلم تنگ میشه واسه همه چیه اون دوران حتی واسه بغضای صبحگاهیم تو سرویس و مدرسه که همش تو دلم غر میزدم که چرا این موقع صبح باید هلک و هلک پاشم برم مدرسه و همش استرس پرسش ها و امتحان های معلم های مختلفو داشته باشم اگر حق برگشت به گذشته رو بهم میدادن قطعا برمیگشتم به دهم که حداقل الآن پر از غم نباشم ، من میخوام کنکور بدم دوباره ، الآن این خاطره ها ، پاییز ، مدرسه ، هوای سردش ، لرزیدن ها ، استرس ها ، حس و حال خوب ، بارون ، حیاط نا هموار مدرسه که وقتی بارون میومد دریاچه ایجاد میشد تو حیاط و بچه فکر میکردن رفتن لب ساحل و میرفتم وایمیستادن کنار اون دریاچه ایجاد شدا تو حیاط البته این اتفاق تو پاییز و زمستون میوفتاد ، هی روزگار .

مودم شبیه عصر های مهر ماهه دبیرستانمه. اون تایمی که مدرسه تازه جون گرفته و هوا زود تاریک میشه. دقیقا اون روزی که ساعت شیش ، شیش و نیم بعد از سه چهار ساعت خواب مداوم بیدار شده بودم و خونه امون تاریک و خلوت بود و منم با یکمی گرفتگی گلو در حالی که استرس پرسش زیست فردام تمام وجودمو گرفته بود، احساس سر خوردگی میکردم.

اولا لطف دارین. بسیار ممنونم. خوشحال شدم. دوما ترجیح میدم یه جوری که بهم بچسبه درس بخونم. لذت بردنی باشه برام. سوما این قضیه نمودار و خلاصه و فلان واقعا سختهههه. تور‌خدا اگه بدون نوشتن یاد میگیرین همین الان خداروشکر کنین.🥲

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/samiraing/1389 اونقدر خوشگل درس میخونی که هربار که عکس میزاری من دوستدارم‌برم درس بخونم خوشگل منظورم جینگیلی های اینستایی نیستاا خوشگل نمودار درختی میکشی پشت اون نموداره اول درک کردن مطلبه همین درک کردنه واسم خیلی خوشگله