مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
Open in Telegram
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Show more715
Subscribers
-124 hours
+27 days
-430 days
Posts Archive
بزرگترین بردی که تو انتخاب واحد داشتم حذف کردن کارگاه نویسندگی خلاق با برآبادی بود خدایاشکرت❤️
با گیلمور گرلز باید قهوه خورد. نمیدونم چطور ثابتش کنم ولی میدونم که از واجباته.
به قدری ترجمه چیزی که حس میکنم، فکر میکنم، تجربه میکنم و به خاطر میارم برام سخت شده که الان نمیتونم بهتون بگم دقیقا چه مرگمه ولی میتونم بهتون بگم دردم در صحنه چندم فلان فیلم و دقیقه چندم فلان آهنگ بیان شده. من برای مصرف هنر اینجام نه برای خلقش چون اگه بخوام بشینم در سکوت بشینم و وضعیتم رو در کلمه بگنجونم، تا ده سال آینده فقط درموردش گریه میکنم.
احمقانه و مضحکه ولی روزی نیست که به روز مرگت فکر نکنم. مطمئنم که اون روز بالاخره میتونم یه نفس راحت بکشم.
عزیزم معلومه ناراحت میشم و کینه به دل میگیرم و نمیبخشم. وا. دیوونه شدی؟
دانش بر میرا بودن احتمالا دلیل این میل تموم نشدنی به خاتمه دادن به زندگیه. کاری هم نمیشه کرد. گاهی پیش میاد.
آیا برای شما هم پیش اومده که با کسی در ارتباط باشید و بعدا قطع ارتباط کنید و بعد از کمی گذر زمان، خجالت بکشید از اینکه با همچین شخصی حتی آشنا بودید؟ چه برسه به اینکه ارتباط هم داشتید.
نمیدونم چطور بگم ولی امیدوارم میل غیر عادیم به تموم کردن زندگیم زودتر خاتمه پیدا کنه. حالا در آخر یا اون موفق میشه من رو راضی به انجام این کار کنه یا من موفق میشم مخالفت کنم ولی درنهایت مهم اینه که تموم شه. هرچه زودتر بهتر.
