سبز خواهم ماند🌱
Open in Telegram
سلام من معصومه ام و اینجا از چیزهایی میگم که باعث رشدت میشه 🌱 راستی مشاور تحصیلی ام و فارغالتحصیل مشاوره خوارزمی 💚 پیچ اینستاگرامم : @masoom_study ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=922f6995ddff
Show more224
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
هنوزم میشه امید داشت
تا وقتی که خورشید نورش رو بتابونه
و تا وقتی که درخت ها جوونه بدن 🌱
اگر به صحبت کردن جلو آیینه بود اگر به تجسم کردن بود
اگر به خیالبافی کردن بود!
که همه میتونستد بهترین خودشون باشند!
به اینا نیست!
به ساختنه،به قدم برداشتنه! به حرکت کردن و زیر پا گذاشتن بهانه هاست
#اتاق_سبز
Repost from ریشه|مشاورتحصیلی|توسعه فردی
تا فردا جزییات دوره رو اینجا میذارم
هر سوالی داشتی میتونی زیر همین پیام کامنت کنی 🌱
+1
این #کتاب رو سالها قبل چند صفحه ای خونده بودم و ارتباط نگرفته بودم
و حالا شده یکی از محبوب ترین کتابهای وجودم 🌱
مثل خیلی چیزهای دیگه که زمان معنا رو تغییر میده و احساسات و افکار رو متفاوت میکنه
یه روزی ی فکری داری ی هیجانی داری نسبت ب چیزی و
ممکنه زمان تو رو به سمتی ببره که ی روزی نسبت ب همون چیز فکر و هیجان متضاد داشته باشی
برای همینه ک زندگی جذاب شده
اواخر ۲۴ سالگی چه شکلیه ؟! پر از ترس
اولین باره اینقدر قبل از تولدم از بزرگ تر شدن میترسم
و مدام پناه میبرم به ژورنال و حرف زدن با هوش مصنوعی
و نتیجه ؟! همراه با اشک های ک نمیدونم از کجا پیداشون میشه و حرف همیشگی هوش مصنوعی که میگه تو از نظر ذهنی خسته ای …
و من چطور به این ربات بی احساس بفهمونم این روزها این قسمت از زمین همه خسته ان و سوگواری تا الان فقط برای آرزوهای نرسیده بود ولی الان فراتر رفته
چطوری بهش بفهمونم پر از دوراهی هایی هستم که نمیدونم کدوم درسته و کدوم غلط
عنوان این کتاب زیادی جذابه و دردناک
باید یکی توی ایران همت کنه کتابی بنویسه خطاب به کودک هایی که هیچ وقت بدنیا نیومدن این قسمت از زمان و مکان جای مناسبی برای بدنیا اومدن نیست .
سلام
کسی اینجا اللن خوابگاه دانشگاه فردوسی هست ؟
ممنون میشم ی پیام بهم بده ی سوال دارم
نهمین میتینگ پژال🌱 با محوریت مهارت کنترل ذهن و افکار
زمان: پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۶ الی ۱۷:۳۰
مکان: کافه دیوان
انتهای باهنر شمالی، بلوار اباصلت
لطفا درصورت قطعی بودن ثبت نام بفرمایین
ایدی جهت ثبت نام:
@sara_sar80
⛔️ظرفیت محدود⛔️
✅ رایگان
میبینی بابا ؟! دخترت خیلی بزرگ شده اون روزی ک دختر لوس و حساس و خجالتی ات رو فرستادی وسط جامعه عجیب و غریب و ازون کنج اتاق و منطقه امنی ک برا خودش درست کرده بود بیرون بردی بزرگ شداون روزی ک تو خوابگاه تنها موندم و فهمیدم درسته همیشه هستی همیشه حامی میمونی ولی دیگه باید خودم از عهده همه چی بربیام اون روز بزرگ شدم بابا من بهت نگفتم بعد اون روز خیلی روزها خیلی دردها کشیدم و تو نبودی تا بغلت کنم گریه کنم
البته خیلی جاها هم تا بهت رسیدم بغلت کردم و ناخودآگاه گریه ام گرفت دخترت خیلی وقته به خودش آفرین نگفته از خودش راضی نیست از خودش بدش میاد ازون روزی ک تو دیگه نمره هامو ندیدی ک بگی آفرین
ازون روزی ک همه چیو تو دلم ریختم ک ی درد رو دردات نباشم
ازون روزی ک فهمیدم درد داری
من فرار کردم حتی از تو هم فرار کردم ک نبینم بابا دیگه اون بابای قوی نیست ولی نه ! تو هنوزم برای من قوی ترینی تو هنوزم برای من امیدی تو هنوزم حامی هستی
من نمیخوام پیر بشی برای همینه ک نمیخوام ازت بشنوم درد داری ازت بشنوم وقت دکتر داری نمیخوام قرص های توی دستت رو ببینم
بابا من کم مونده ۲۵ سالم بشه و تو ۱۰ ساله بهم مثل اون روزها آفرین نگفتی من ۱۰ ساله نخواستم باور کنم تو درد داری و ازت دور شدم دور شدن از تو دور شدن از خودم بود
من گم شدم بابا
من ۱۰ ساله گم شدم …
Repost from ریشه|مشاورتحصیلی|توسعه فردی
+9
اونروز توی دفترم نوشتم خسته ام کاش نشونه ای برام بفرستی
یاد پارسال افتادم که ازش نشونه خواسته بودم و بارون فرستاده بود
با خودم گفتم کاش نشونه امسالمم بارون باشه و
امروز چشام قلبم همه وجودم زندگی رو تجربه کردن
با دونه دونه قطره های بارون جون گرفتم امید تزریق کردم ب دلم
و حالا آدم خوشحال تری ام
حالا میتونم برای رویاهام هر سختی رو به جون بخرم چون امروز بارون نشون داد که هنوزم زندگی ارزششو داره (:
https://t.me/rishehakademi
مناینجام 👀🫶🏻🤝
اگه دوست داشتید بیاید🥰
و تا اطلاع ثانوی این کانال نیستم کرکره رو میدم پایین ولیییییییی برمیگردممم 😌🥰
الان باید از پسِ زندگی بر بیام.
بعداً یادم بنداز برات تعریف کنم که چقدر
همهچیز پیچیده و دور از دسترس بود؛
چطور یهسری چیزا رو به ناچار تحمل کردم،
و فهمیدم بعضی مسیرها نه انتخابِ من بودن،
و نه چیزی که دلم میخواست.
اما مجبور بودم ادامه بدم و ازشون رد بشم؛
الان فقط باید از پسِ زندگی بر بیام…
با شرایط سخت کنار میام.
ولی حسرت اینکه همه چیز میتونست طور دیگه پیش بره همیشه تو دلم میمونه.
Repost from خونه شماره ۸
کاش گفتن فقط نمک روی زخمه؛ چیزی رو تغییر نمیده. نه میتونی گذشته رو برگردونی، نه میتونی خودت بری عقب چیزی رو درست کنی، و نه حتی میتونی جلوی رفتن روزها رو بگیری.
Repost from خونه شماره ۸
یه چیزهایی توی زندگی من شروع نشده، تموم شدن. عمیقاً نسبت به تکتک اونها یه گوشه از قلبم حسرت دارم. شاید اگر ادامه پیدا میکردن، تبدیل به قشنگترین خاطرههای زندگیم میشدن.
