en
Feedback
#شعر_و_دکلمه_ راز عاشقی

#شعر_و_دکلمه_ راز عاشقی

Open in Telegram

میخوام بهت بگم: وقتی هستی همه چیز فرق داره همه چیز قشنگ تره #لینکدونی @Liink_4uoy #خدمات_مجازی @tigerspamCmd #کانال_تکست @sokotdel

Show more
658
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+230 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+15
in 0 channels
August '26
+36
in 1 channels
Get PRO
July '26
+41
in 1 channels
Get PRO
June '26
+39
in 2 channels
Get PRO
May '26
+16
in 0 channels
Get PRO
April '26
+12
in 1 channels
Get PRO
March '26
+6
in 1 channels
Get PRO
February '26
+31
in 2 channels
Get PRO
January '26
+39
in 2 channels
Get PRO
December '25
+53
in 3 channels
Get PRO
November '25
+73
in 1 channels
Get PRO
October '25
+58
in 1 channels
Get PRO
September '25
+44
in 2 channels
Get PRO
August '25
+56
in 1 channels
Get PRO
July '25
+44
in 1 channels
Get PRO
June '25
+46
in 1 channels
Get PRO
May '25
+41
in 2 channels
Get PRO
April '25
+49
in 0 channels
Get PRO
March '25
+62
in 0 channels
Get PRO
February '25
+40
in 0 channels
Get PRO
January '25
+38
in 0 channels
Get PRO
December '24
+37
in 0 channels
Get PRO
November '24
+44
in 0 channels
Get PRO
October '24
+46
in 0 channels
Get PRO
September '24
+54
in 0 channels
Get PRO
August '24
+78
in 2 channels
Get PRO
July '24
+66
in 1 channels
Get PRO
June '24
+50
in 0 channels
Get PRO
May '24
+46
in 1 channels
Get PRO
April '24
+82
in 1 channels
Get PRO
March '24
+167
in 0 channels
Get PRO
February '24
+282
in 0 channels
Get PRO
January '24
+393
in 0 channels
Get PRO
December '23
+266
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September0
09 September+3
08 September0
07 September+1
06 September0
05 September+2
04 September+1
03 September0
02 September+5
01 September+3
Channel Posts
من اگر گاهی عاشــــــــــــقانه مینویسم، نه عاشــــــــــــقم! نه شکــــــــــــست خورده... فقط مینویســــــــــــم تا عــــــــــــشق, یاد قلــــــــــــبم بماند..! در این غوغای خیانتــــــــــها و دروغها و دل کنــــــــــــدن ها و عادتــــــــــــها و هوس ها... من تمــــــــــــرین آدم بودن میــــــــــــکنم...!

2
🌹🌷فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما می‌گُذَری بر حذر باش، که سر می‌شکند دیوارش آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود نازپروردِ وصال است، مجو آزارش سلام درووووود برشما عصر پنج شنبه تان سرشار از عشق و محبت و مهربانی باد روزگارتون بر وفق مراد دلتون
12
3
✨یه غروب قشنگ♥️ ✨یه لب خندون♥️ ✨یه دل شااااد♥️ ✨یه دورهمی صمیمی♥️ ✨و یه عالمه یهویی‌قشنگ♥️ ✨براتون آرزو دارم 🤲🌸 ✨غروبتون دل
✨یه غروب قشنگ♥️ ✨یه لب خندون♥️ ✨یه دل شااااد♥️ ✨یه دورهمی صمیمی♥️ ✨و یه عالمه یهویی‌قشنگ♥️ ✨براتون آرزو دارم 🤲🌸 ✨غروبتون دل انگیز👌 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌺
82
4
🧡صدای پای پاییز می آید ... 🍁حواست هست 🧡که شهریور هم گذشت .. 🍁و باید دل خوش کنیم 🧡به آمدن پاییز... 🧡یک پاییز خوشرنگ 🍁یک
🧡صدای پای پاییز می آید ... 🍁حواست هست 🧡که شهریور هم گذشت .. 🍁و باید دل خوش کنیم 🧡به آمدن پاییز... 🧡یک پاییز خوشرنگ 🍁یک پاییزی که مهر و آبان 🧡و آذرش تو را ، 🍁به یاد هیچ خاطره ای نیاندازد .. 🧡یک پاییز دوست داشتنی 🍁و پر از عشق .. 🧡که شاید مال من و تو باشد .. 🍁می مانیم به امید پاییزی که،،، 🧡نه از فاصله ..نه درد ...نه جنگ ،، 🍁نه فقر ،،، فقط عشق، باشد . 🧡پاییزی وقتی به آخرش رسید ،، 🍁جوجه ای از جوجه هایش 🧡کم نشده باشد .. 🍁به امید عشق ... 🧡به امید شیرین ترین 🍁لحظه های زندگی اش ..
148
5
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻠﻮﺹ ﺍﺳﺖ ﺭنگاﺭنگ ﺷﺪن ﻧﯿﺴﺖ ﺻﻔﺎی ﺩل ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻫﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ بيﺭﯾﺎ، ﭘﺎک ﻭ ﺑﺎ ﺗ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻠﻮﺹ ﺍﺳﺖ ﺭنگاﺭنگ ﺷﺪن ﻧﯿﺴﺖ ﺻﻔﺎی ﺩل ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻫﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ بيﺭﯾﺎ، ﭘﺎک ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ... K🌺
106
6
🌹سلام‌صبح پنجشنبه تون پُر انرژی 🌹براتون صبحی زیبا 🌹پرازرحمت و 🌹کرامت الهی پراز 🌹خیر و برکت 🌹پراز عشق و مهربانی 🌹و خالی
🌹سلام‌صبح پنجشنبه تون پُر انرژی 🌹براتون صبحی زیبا 🌹پرازرحمت و 🌹کرامت الهی پراز 🌹خیر و برکت 🌹پراز عشق و مهربانی 🌹و خالی ازغم 🌹وغصه و نامهربانی‌ آرزومندم🙏 K🌺
90
7
تو از تنهایی شب های آغوشم خبر داری؟ از اندوهی که مانده بر سر دوشم خبر داری؟ صدایت بهترین آرامش این قلب زخمی بود از آوای به جا مانده در این گوشم خبر داری؟ هنوزم عطر دستانت میان موی من مانده مثال آتشی در کوره می جوشم ! خبر داری؟ بدون تو شبم سرد و سیاه و بی سحرگاهم به یاد چشم مستت باز مدهوشم خبر داری؟ نمی دانم کجایی و کنار کیستی ، اما ؛ خیالت را به روی بغض میپوشم خبر داری؟ همیشه مزه ی شیرین تلخی های من بودی و حالا زندگی را ، تلخ می نوشم خبر داری؟ سکوتی تلخم از بی همزبانی تا نفس دارم نباشی چون تنوری سرد و خاموشم ، خبرداری؟ دلم با بی کسی هرگز نمی گیرد قرار ای عشق برای وصل تو عمریست می کوشم خبر داری؟ تقدیم شما 🙏🙏🙏🙏
92
8
🎇 #شعر 🎇 ‍ بسم چشمانت که من را تا ابد بی تاب کرد شد سرآغاز جنون و عاشقی را باب کرد گفته بودم عاشقی کردن دگر از ما گذشت چشمت از راه آمد و با خنده دقّ الباب کرد.  . با طلوع حضرت چشمت غم از اوقات رفت چشم هایت لحظه ها را جرعه هایی ناب کرد من که بودم؟ من پس از تو آدمی دیگر شدم موج دریای نگاه تو چه با مرداب کرد؟ درکلیسا، دِیر و مسجد حرف چشمان تو بود چشم تو زیباپرستی را به دین ایجاب کرد شاعر چشمش، اسیر یک نگاه و دیده دوست چشم هایت شاعرت را صاحب القاب کرد بسم چشمانت شروع و بسم چشمانت تمام وصف چشمان تو اشعار مرا جذاب کرد #حمیدرضا_گلشن 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401
93
9
🔮 شعر 🔮 *مزن  زخم زبان جبران ندارد* *دلی چون بشکند  درمان ندارد* *خدا باشد همیشه شاهدِ ما* *زاعمال همه دانا و بینا* *دلم خون است از این نامردمی ها* *از این نیش و زبان گژدمی ها* *از این دیدِ  سیه بیدادُ بیداد* *زحرف ناکسان  فریادُ فریاد* *مکن جانم قضاوت بنده ای را* *مکن گریان لب پر خنده ای را* *خداوندا شدم بی تاب و خسته* *کسی زخم مرا مرهم نبسته* *از این نامردمی و کینه و قهر* *از این گفتار های تلخ چون زهر* *خدا رنجیده خاطر گشته ام من* *به مرگ خویش حاضر گشته ام من* *زبان نقش تبر دارد عزیزان* *به عمق جان اثر دارد عزیزان* *نگه داریم زبان و فکر خود را* *نگوییم مابه زشتی ذکر خود را* *مکن غیبت مزن تهمت عزیزم* *شوی شایسته ی جنت عزیزم* *چشیدم طعم دردی زین گمان ها* *چنان دردی که ترس آرد به جان ها* *چه گویم من ازین رسم زمانه* *از این نا آشنای بی نشانه* *هوای دل چنان افسرده گشته* *بسانِ  غنچه ای پژمرده گشته* *بنی آدم اگر اعضای هم بود* *میانِ ما کدورت ها چه کم بود* *یکی باید بیاید بین مردم* *که باشد اهل احساس و ترحم* *یکی که آشنای زخم و درد است* *چو دل خسته ازین گفتارسرد است* *هزاران درد دارد در دل خویش* *دلی افسرده وخون گشته و ریش* *چنان دردی که درمانش محال است* *که خورشید وجودش در زوال است* *خدایا این منِ افسرده جانم* *غریب وبی نوا وبی نشانم* *صبوری ده مرا صبرم سر آمد* *نفس از سینه و جانم بر آمد* *بیا زین خسته دستی گیر یارب* *کزین زخم زبانم سیر یارب* *من از خاکم خدایا خاکی ام کن* *صبوری  را نشان  پاکی ام کن* #عبدالله‌جاسمی 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401
91
10
sticker.webp
81
11
#هرگز_نمیشد_باورم✨ @Ihaamiss
80
12
sticker.webp
83
13
📚 شعر 📚 دل از دستم می‌رود، ای صاحبان دل، خدا را! درد این است که راز پنهان، آشکار خواهد شد. ای بادِ شُرطِه، برخیز، ما کشتی‌شکسته هستیم، شاید دوباره دیدارِ آشنا را ببینیم. ده روزه، مهرِ گردون، افسانه و فسون است، به جای یاران، نیکی را فرصت شمار، ای یار. دیشب، بلبل در حلقهٔ گل و مل، خوش می‌خواند: «هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُّکارا» (صبح‌زده‌ها برخیزید، ای مست‌ها). ای صاحبِ کرامت، شکرانهٔ سلامتی، یک بار به حالِ این درویشِ بی‌نوا، نگاهی بفرما. آسایشِ دو جهان، در این دو حرف خلاصه است: با دوستان، با مُرُوَّت، و با دشمنان، با مدارا. در کویِ نیک‌نامی، راه ما را ندادند، اگر تو را خوش نیاید، سرنوشت را تغییر بده. آن تَلخ‌وَش که صوفی، "اُمّ الخبائث" می‌خواند، برای ما، از شهدِ بوسهٔ معصومان، بهتر است. در زمانِ تنگ‌دستی، در عیش و نشاط بکوش و مست باش، چون این کیمیایِ هستی، قارون را هم فقیر می‌کند. سرکش مشو، زیرا که چون شمع، از غیرتت می‌سوزد، دلبر، کسی است که در کفش، موم است، نه سنگِ خارا. آینهٔ اسکندر، جامِ می است، بنگر، تا احوالِ ملکِ دارا را به تو نشان دهد. خوبانِ پارسی‌گو، بخشندگانِ عمرند، ساقی، بشارتِ رندانِ پارسا را بده. حافظ، این خرقهٔ می‌ْآلود را به خود نپوشان، ای شیخِ پاک‌دامن، ما را ببخش. حافظ غزل شماره۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟
83
14
  ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی تو که آتشکده عشق و محبت بودی چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را که خود از رقت آن بی‌خود و بی‌هوش شدی تو به صد نغمه زبان بودی و دل‌ها همه گوش چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی ناز می کرد به پیراهن نازک تن تو نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی چنگی معبد گردون شوی ای رشک ملک که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی شمع شب‌های سیه بودی و لبخندزنان با نسیم دم اسحار هم‌آغوش شدی شب مگر حور بهشتیت به بالین آمد که تواش شیفته زلف و بناگوش شدی باز در خواب شب دوش ترا می دیدم وای بر من که توام خواب شب دوش شدی ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت به چه گنجینه اسرار که سرپوش شدی ای سرشگ اینهمه لبریز شدن آن تو نیست آتشی بود در این سینه که در جوش شدی شهریارا به جگر نیش زند تشنگیم که چرا دور از آن چشمه پرنوش شدی شهریار 🍂🩶🍃🖤 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
75
15
sticker.webp
62
16
بابای خوبم... بابا امروز از تو مینویسم ... از تو ڪه ندارمت ولی هنوز احساس میڪنم ڪنارمی... راستش امروز داشتم به باغچه حیاط نگاه میڪردم ، درختچه ای ڪه ڪاشته بودی هر روز بزرگتر و زیبا تر میشه ولی خودت نیستی ببینی ... من هر روز باهاش حرف میزنم ،از تو براش میگم ،از همه ی خوبیات ، مهربونیات ... انگار هر روز ڪ باهاش از تو حرف میزنم زیباتر میشه ... بابا تو چی بودی ڪه وصف خوبیات هنوز هم همه جارو زیبا میڪنه ...؟؟ شاید قبلا نفهمیدم ،شاید نتونستم خوبیات و ببینم ،شاید نتونستم هیچوقت بغلت ڪنم و بگم چقدر دوست دارم .. .. نمیدونم شاید خجالت میڪشیدم وسختم بود ، ولی من اشتباه ڪردم ... بابا  من به خاطر تمام روزایی ڪه دلت میخواست بغلم ڪنی و بگی نگران نباش من پشتتم و من بخاطرش خجالت ڪشیدم معذرت میخوام .... بابا منو ببخش ڪه تا بودی ،بیشتر ڪنارت نبودم .. .. منو ببخش ڪه خودت و هیچوقت نه ، ولی جنازه عرق خونت رو  بغل ڪردم ... من اونجا دیگه خجالت نڪشیدم ... بابا من اونجا ڪه دیگه نفس نڪشیدی مُردَم... من اونجایی ڪه دیگه صدام نڪردی مُردَم... حالا من چیڪار ڪنم بعد تو ؟؟؟ به ڪجا پناه ببرم بابا؟؟؟ یه وقتایی  تو جاده ها زیر بارون،قدم میزنم ،هی با خودم حرف میزنم ، هی تورو صدات میڪنم  یهو میبینم ڪلی از جاده رو اشتباه رفتم و گم شدم تو خیال خودم و پرت شدم از زندگی .... بابا بعد تو من شدم شونه برای گریه های ابجی و درمون دردای مامان ... خیلی بهونتو میگیرن و من مجبورم برای تسڪین درداشون محڪم باشم ، مجبورم صبور باشم ... راستش خیلی وقتا درد داشتم ولی چون تو یادم دادی برای ڪسایی ڪه بهت تڪیه ڪردن باید محڪم باشی ،بابا من مثل تو تڪیه گاه شدم ... نیستی ولی توروخدا پشتم و خالی نڪن از همونجا ، اونجا ب خدات بگو بابا بهش بگو من تنهام.... بگو چجوری تنهام گذاشتی ... بگو چقدر پشتم خالیه.... هی...هرچقدر از تو و این قلبم بگم باید ڪلی بنویسم ،باید هی بنویسم ... رفتی و من معنی واقعی درد و حس ڪردم ،خیلی درد ڪشیدم ولی این دختر لوس و بی مسئولیت و خوب بار اوردی بابا ... دوست دارم ،برای همیشه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌   
64
17
🎭 شعر 🎭 تا نشسته‌ام، همچون کبوتر بی‌خبر، بر بام دوست، از شرارش سوخته‌ام، با اینکه خامِ دوست بوده‌ام. همیشه سرنوشتم روشن است، حس آزادی را به قلبم هدیه می‌دهد، دوست. تا از لعلِ لبش سیراب شوم، دیوانه‌وار، کاش جرعه‌ای از زندگی را از جامِ دوست بنوشم. به کویرِ تشنه‌ام، الطافی بی‌مانند او می‌رسد، مانند چشمه‌ای، هر بار از کرامت دوست. در هوای عشق پاکش، مانند دریا می‌شوم، گاهی طوفانی و گاهی آرام، دوست. حجّ من، سپردنِ دلم در صفای چشمان اوست، تا جانم را فدا کنم در شبِ احرامِ دوست. با حضورش، فصلِ غم به پایان می‌رسد، علی_خوش‌قامت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌟
74
18
sticker.webp
61
19
شعر من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟ آفرین! معرفت این است که ز من می گذری طعنه ی غیر ندیدی که بسوزد دل تو که بدانی که چه سخت است به خدا در به دری خلوت عشق گزیدن هنر لب زدن است لب من تر کن از آن جام لبان شکری معرفت نیست من اینجا و تو آنجا و دلی بگذاریم به امید نگاه دگری درد و اندوه مرا تا قلم مرگ نوشت قلم افسوس بخورد از من و این بی نظری ما که رفتیم ولی این دل ناقابل ما هست هست گرو پیش لبانت بخری یا نخری شهریار     
101
20
📒 شعر 📒 🦋 من گرفتارِ همان دردم که درمانش تویی ساکنِ ویرانه ای هستم که دربانش تویی 🦋 چشمهایت واقعاً دریاست، طنازے نڪن غمزۀ چشمت پر از رویاست طنازے نڪن 🦋 بر خلافِ برگ های خیسِ باران خورده ام من همان ابرِ بهارانم که بارانش تویی 🦋 لحظه هایت مملو از عشق است بیا با من بمان قامت رعنـــــــــــــــــاے تو زیباست طنازے نڪن 🦋 هر کسی با خاطرات خوب و بد سر میکند سردِ سردم مثلِ پاییزی که آبانش تویی 🦋 ڪار هر ڪس نیست وصف جلوۀ زیباے تو وصف تو چون بیت ناپپداست طنازے نڪن 🦋 پرسه میزد یک نفر در کوچه های شهر عشق خوش به حالِ هر کسی که ماه تابانش تویی . 🦋 من لبانم دوختم ، بر غنچۀ اشعار تو بزم تـو مهمانے گل هاست طنازے نڪن 🦋 کوچه گردی کردم اما با دلی غمگین و تنگ جسمِ بی جانی شدم که جانِ جانانش تویی 🦋 منتظر ماندم ڪـه از باران مِهرت پر شوم مستے از جام لبت رویاست طنازے نڪن 🦋 راه ما را از دل و تقدیرِ ما  دزدیده اند یوسفِ گم گشته ای هستم که کنعانش تویی 🦋 شاه بیت شعر من ، تصویرے از یاس خیال شعر مــن ، مجنون بے لیلاست طنازے نڪن 🦋 از یکی باشد یکی هرگز نباشد خسته ام میروم دنبالِ آن راهی که پایانش تویی نازنینم... ناشناس ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@sherhaynab900
76