تاریخ باستان جزیرة العرب 𐎠𐎼𐎠𐎲𐎡𐎠𐎴
Open in Telegram
اين کانال به بررسی تاریخ و تمدن عرب باستان میپردازد و هیچ گونه سمت و سوی نژادپرستانه و مسائل سیاسی و مذهبی ندارد. ✅کانال اول ما : تاریخ و تمدن طلایی اسلام @tamadone_islami 🔴آدرس ما در اینستاگرم Instagram.com/tamadone_arab
Show more1 801
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-630 days
Posts Archive
Repost from دکتر عبدالنبی قیّم
تصحیح و اصلاح اطلاعات نادرست و کذب
بعضی وقت ها افرادی یا از روی ناآگاهی یا برای به کرسی نشاندن دیدگاه خود و یا برای بر حق نشان دادن گرایش های سیاسی یا ایدئولوژیک خود در برنامه های تلویزیونی مهم و پربیننده شرکت می کنند و اطلاعات نادرست و کذب بیان می کنند، سخنانی که باعث گمراهی شنوندگان می شود.
تصحیح سخنان نادرست و کذب در چنین برنامه هایی لازم و بلکه واجب است. همچنان که بیان کذب و مغرضانه بودن کتاب های تاریخ لازم و ضروری است.
یک نمونه از سخنان خلاف واقع احدی از شرکت کنندگان در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، با تشکر از مجری فهیم برنامه آقای داریوش کریمی.
معجم أسماء سيوف العرب وأصحابها (معانيها ، ما قيل فيها أو في أسمائها من الشعر والنثر القديم) ۲۰۷ صفحه | نویسنده : د. زيد عبد الله الزيد | نشر : مؤسسة الرسالة و الدارالعمارة ۱۴۳۰ هقواژه نامه شمشیر های عرب و صاحبان آن و معانی نامشان و توضیحاتی که در مصادر درباره آن ها ذکر شده است . @tamadone_arab
اجزاء شمشیر در #زبان_عربی :
در عربی بیش از سیصد نام برای شمشیر با گونه و کاربرد مختلف وجود دارد ، خود آن از دو بخش ۱ ) القائم و ۲ ) النصل تشکیل شده است و۳ ) الغِمد که غلاف آن است .
قائم شمشیر شامل بخش های زیر است : الف )المَقبِض: بخشی از شمشیر که در دست گرفته میشود خود شامل طعوس وسواطر است . ب ) القبيعة(الثومة): کلاهک بالایی شمشیر برای اینکه شمشیر از دست خارج نشود . ج ) العارضة( الواقية/البرشق ): بخش فاصل میان بخش بران و دست است که از حرکت دست به طرف بخش برنده جلوگیری می کند .النصل بخش دیگر که به آن المتن والسلة هم می گویند .
شامل اجزاء زیر است : الف )الحَدّ: بخش برنده آن را حد می گویند که ظُـبَـة نیز نامیده میشود . ب )السِّيلان: بخشی از تیغه که وارد مقبض میشود . ج )المَضرِب: یک سوم نخست و پر کاربرد تیغ و الشفرة دو سوم باقی مانده آن است . د )الفِرند: بخش صیقلی بدنه تیغ است و گاه رو آن نوشته یا نقش هاییست که به آن السَّفَاسِقُ و الأثر می گویند . ه )الذبیة: نوک شمشیر را می گویند .غلاف شمشیر را غمد می گویند که جفن و عقرب و فطية و بنود ، عجب و... گاه مرصع دارد . السیف العربي : النميري : ص ۹ @tamadone_arab
دور آل الجلندى في عمان pdf
( قبل السلام حتى نهاية العصر النبوي )
د.مريم سعيد البرطمانية @tamadone_arab
+1
قسمت پایانی ( ۳ ) نام مشترک :
درباره بنی جلندی از ملوک عمان سخن گفتیم اما خاندانی دیگر با همین نام در سواحل جنوب ایران در تا سده چهارم سلطه داشته اند .
خاندان پادشاهی عمان از نسل جلندی بن مستکبر بوده که تا قرن دوم هجری نفوذ سلطه سیاسی داشته المسیب الضبی در مدح جلندی شاه عمان نام پدر او را مستکبر ذکر می کند :
یا جلندی یا بن مستکبر یا خیر من یمشی من الذکوردرحالی که خاندان های سواحل فارس از جلندی بن کرکر بوده اند و تا قرن چهارم هجری ادامه یافتند الجهضمی در مدح این خاندان گوید :
ان خیر الملوك آل الجلندى معشرا ومحتدا وجدودا تلك أبناؤهم تخر لهم الفرس الى اليوم في الهزو سجودا وترى الكرز في جويم وفي السيف لها اليوم سوقة وعبيدااصطخری آنان را کهنترین پادشاهان اسلامی فارس و از نظر قدرت سیاسی، بیهمتا توصیف میکند. آنان کنترل دیدهبانیهای دریایی واخذ عُشور کشتی را در دست داشتند واز نفوذ گسترده سیاسی و تجاری برخوردار بودند او نمونهای از قدرت آنان را ناتوانی عمرو بن لیث در شکستشان طی دو سال ذکر میکند ، یاقوت حموی نیز از قلعهٔ هرمز متعلق به آل عماره در برابر جزیرهٔ کیش یاد میکند . @tamadone_arab
Repost from تاریخ و تمدن طلایی اسلام
🚨 اعلام رسمی: آغاز ماه مبارک رمضان
بر اساس گزارش رؤیت هلال ماه در مراکز رصدی عربستان سعودی، روز چهارشنبه ۲۹ بهمن (۱۸ فوریه) بهعنوان اولین روز ماه مبارک رمضان تعیین شده است.حلول این ماه پربرکت بر تمامی مسلمانان گرامی باد. @tamadone_islami
+1
نامه پیامبر ﷺ به جیفر و عبد پسران جلندی علاوه بر اینکه از سوی مورخین متواتر نقل شده ، اصل آن امروزه در موزه صحار در عمان نگهداری میشود ، متن نامه به صورت زیر است :
“بسم اللّٰه الرحمن الرحيم، من محمد بن عبد اللّٰه إلى جيفر وعبد ابني الجلندي، سلام على من اتبع الهدى، أما بعد: فإني أدعوكما بداعية الإسلام، أسلما تسلما، فإني رسول اللّٰه إلى الناس كافة؛ لأنذر من كان حًيّا ويحق القول على الكافرين، وإنكما إن أقررتما بالإسلام وليتكما، وإن أبيتما أن تقرَّا بالإسلام فإن ملككما زائل عنكما، وخيلي تحل بساحتكما، وتظهر نبوتي على ملككما“. [خاتم :] ( الله ) ( رسول ) ( محمد )کاتب نامه اُبیّ بن کعب بوده اند و پیامبر ﷺ آن را مُهر کرده به دست عمرو بن العاص سپرده تا با دعوت اسلام ذی قعده سال هشتم به سوی عمان برود .
تاريخ ابن خياط،ج۱ص۴۸/ تاريخ اليعقوبي. ج ۱ص۸۷ / الطبري، تاريخ ،ج۲ ص۴۴۸ / المسعودي : التنبيه والإشراف ص۲۵۶ و...@tamadone_arab
+1
قسمت دوم ( ۲ ) پس از اسلام .
گسترش صلح آمیز اسلام در عمان :
جلندی ششمین پادشاه معولي عمان بود که به دلیل کهولت سن دو فرزندش جیفر و عبد هم زمان با بعثت پیامبر ﷺ بر عمان حکومت میکردند.
پیامبر ﷺ نامهای به جیفر وعبد گسیل داشته وعمرو بن العاص را فرستاده خویش قرار داد و نامه هایی به اهالی عمان نیز فرستاد ،آن ها دعوت اسلام را پذیرفتند، وجلندی گفت :
أتاني عمرو بالتي ليس بعدها من الحق شيء والنصيح نصيحُ فقلت له ما زدت إن جئت بالذي جلندى عمان في عمان يصيحُ فيا عمرو قد أسلمت بعد جهرة ينادي بها في الواديين فصيحُبنی جلندی اسلام را در عمان با دعوت گسترش دادند ،اينگونه مردم عمان با صلح وارد اسلام شدند ( جز اقلیت زرتشتیان فارس ونیروهای ساسانی مسلط بر برخی مناطق ساحلی که مسلمان نشدند ) پادشاهی این خاندان پس از اسلام نیز ادامه یافت :
۶-۲ ملك عمان الجلندى بن المستكبر ۷ ملك عمان جيفر بن الجلندى ۸ ملك عمان عبد بن الجلندى ۹ ملك عمان عباد بن عبد ۱۰ ملك عمان سليمان بن عباد ۱۱ ملك عمان سعيد بن عباد* برخی ائمة عمان نيز از اين خاندان بودند . فتوح البلدان ص۴۳۸ تاريخ اليعقوبي. ج ۱ص۸۷ الطبري، تاريخ ،ج۲ ص۴۴۸ و... @tamadone_arab
+1
قسمت نخست ( ۱ ) پیش از اسلام .
پادشاهان المعولي عُمان :
آل معولة از مهمترین خاندانهای سیاسی عُمان در دوران پیش از اسلام و اسلام به شمار میآیند ، خاندان آل جلندى* در زمان ظهور اسلام و پس از آن ، از همين خاندان بودهاند .
پس از مالک بن فهم و حکومت طولانی فرزندانش ، قدرت در عمان به تدریج به خاندان معولة بن شمس منتقل شد.
پایه گذار پادشاهی بنی معولة عبدعَزّ بن معولة بود که توانست اقتدار خود را در سراسر عُمان تثبیت کند و نفوذش را تا بحرین و یمامه گسترش دهد والي او در يمامه باقل بن شاري بن اليحمد نام داشت. قدرت نظامی وسیاسی او در منابع تاریخی واشعار عرب بازتاب یافته که نشاندهنده شکلگیری دولتی منسجم در عُمان پیش از اسلام است ،پادشاهان پیش از اسلام ایشان به ترتیب زیر بودند :
۱ ملك عمان عبد العز بن معولة ۲ ملك عمان المستكبر بن عبدالعز ۳ ملك عمان الجرار بن عبدالعز ۴ ملك عمان مسعود بن الجرار ۵ ملك عمان المستكبر بن مسعود ۶ ملك عمان الجلندى بن المستكبر* متفاوت از بنی جلندی بن کَرکَر در سواحل ایران . الأنساب للصحاري : ص ۸۰۶ / إسعاف الأعيان للسیابي : ص ۱۰۹ / الغيالني، أزد عمان :ص ۱۳ و... @tamadone_arab
Repost from تاریخ و تمدن طلایی اسلام
نقشهای که مسیر سفر سلمان فارسی رضی الله عنه در طی حیات خود را نشان میدهد
از ایران به شام و عراق و عموریه و حجاز
ایران (اصفهان/جی) به سوی شام (سوریه امروزی، مرکز مسیحیت در آن زمان)همراه کاروانی به شام رفت و در کلیسا/بیعت نزد اسقف/راهب زاهد خدمت کرد و سالها ماند.
شام به موصل (عراق امروزی، شمال غربی) پس از مرگ راهب شام، به توصیه او به موصل رفت و نزد راهب دیگری در آنجا سالها عبادت و خدمت کرد.
موصل به نصیبین (Nusaybin، اکنون در ترکیه نزدیک مرز سوریه و عراق) پس از مرگ راهب موصل، به نصیبین رفت و نزد راهب دیگری ماند.
نصیبین به عموریه (Amuriyya/عموّریه، شهری در مرز روم شرقی/بیزانس، احتمالاً نزدیک آناتولی مرکزی ترکیه امروزی)آخرین مرحله قبل از حجاز؛ نزد راهب عموریه سالها ماند. این راهب در بستر مرگ به او بشارت داد که پیامبری در حجاز (سرزمین عرب) ظهور خواهد کرد با نشانههایی خاص (هدیه میپذیرد اما صدقه نمیخورد، مهر نبوت بین دو شانه دارد) عموریه به حجاز (به سوی یثرب/مدینه) این مسیر طولانی چندین سال طول کشید و سلمان در هر مرحله نزد راهبان زاهد مسیحی بود تا به حجاز رسید. @tamadone_islami
معبد ننماخ (یا معبد نینماخ / Ninhursag Temple)
یکی از قدیمیترین معابد سومری، اختصاص یافته به الهه ننماخ (نینماخ یا نین هورساگ)، الهه خلقت، زایش و باروری.
در این معبد، قدیمیترین اسطورههای خلقت انسان از گل (طین) با کمک و همکاری اله انکی (Enki) ثبت و مستند شده است.این معبد در شهر کیش (Kish) واقع شده بود و مرکز اصلی آیین ها و مراسم مرتبط با مادری، زایمان و باروری به شمار میرفت.
الهه ننماخ (نین هورساگ) در دوران سومری مرکز پرستش اصلیاش در شهر کِش (Kesh) نزدیک کیش بود و معبد معروف او در آنجا قرار داشت. بعدها در دوران بابل نو (مانند زمان نبوکدنصر دوم) معبدی به نام ننماخ در شهر بابل نیز ساخته شد
@tamadone_arab
شجرة الحياة الآشورية
درختی مقدس که در هنر آشوری خیلی دیده میشود. معمولاً نماد زندگی، باروری، ارتباط بین آسمان و زمین است (احتمالاً موجودات محافظ یا apkallu) در دو طرفش ایستادهاند و دارند به آن دست میزنند یا گردهافشانی میکنند.الإله شمش (اله الشمس البابلي)
خدای خورشید در اساطیر بابلی (Shamash). معمولاً با دیسک خورشیدی بالدار نشان داده میشود، گاهی روی تخت نشسته، با اشعههای نور از شانههایش و اغلب نماد عدالت و قانون (چون حمورابی هم قانوننامهاش را از شمش دریافت کرده).@tamadone_arab
مقرری و یارانه؛
ستون اصلی امنیت مرزها اما این اتحاد نظامی، بدون شرط و هزینه نبود. پرداخت مقرری و یارانهها بخش جداییناپذیر سیاست رومی در قبال متحدان و حتی دشمنان بهشمار میرفت. قطع پرداختهایی که انتظار دریافت آنها وجود داشت، میتوانست پیامدهای خطرناکی بهدنبال داشته باشد. آمّیانوس اشاره میکند که ژولیان در جریان لشکرکشی خود این پرداختها را قطع کرد؛ اقدامی که به بروز مشکلات و تنشهای متعدد انجامیدادعای لیبانیوس و مرگ ژولیان توسط یک عرب ناراضی در
همین زمینه، لیبانیوس ـ خطیب و نویسندهی معاصر ژولیان ـ روایتی قابلتوجه نقل میکند: بنا بر ادعای او، نیزهای که ضربهی مرگبار را به کبد ژولیان وارد کرد، ممکن است از سوی یک ساراسنِ ناراضی پرتاب شده باشد. هرچند این روایت بهصورت قطعی تأیید نمیشود، اما بازتابدهندهی فضای تنشآلودی است که پس از قطع مقرریها میان دولت روم و متحدان عرب آن شکل گرفته بود.نمونهای دیگر از امتیازگیری عربها
این الگو به این مورد محدود نمیشود. در دورهی ژوستین دوم، اختلاف بر سر پرداخت طلای امپراتوری به مُنذِر، رهبر جفنیان، به گسستی خطرناک میان او و امپراتور انجامید؛ گسستی که پیامدهای سیاسی و مرزی جدی بههمراه داشت و نشان داد توازن میان امپراتوری و متحدان عرب تا چه اندازه شکننده است..جمعبندی: امنیت قراردادی، نه دائمی در مجموع، شواهد کتاب نشان میدهد که ناامنی مرزها در بسیاری از موارد نه نتیجهی آشوب تصادفی، بلکه حاصل برهم خوردن توازنِ قراردادی میان امپراتوری و متحدان عرب آن بود. امنیت مرزهای روم تا حد زیادی به استمرار پرداختها و امتیازدهی وابسته بود، و هرگاه این تعادل به هم میخورد، پیامد آن ناامنی و بحران سیاسی میشد. Greg Fisher (ed.), Arabs and Empires Before Islam, Oxford University Press, 2015. فصل ۱: Arabs and Empires before the Sixth Century صفحات ۷۶–۷۷ نسخهی چاپی (معادل حدود PDF صص. 122–123 در فایل دیجیتال
+2
ساماندهی عربها در سیاست نظامی روم
در دوران کنستانتیوس دوم و سپس ژولیان، امپراتوری روم شیوهی استفاده از عربها ـ که در منابع اغلب با عنوان «ساراسنها» شناخته میشوند ـ را بهعنوان متحدان نظامی بهطور جدی ساماندهی و نهادینه کرد. در این دوره، برخی قبایل عرب در قالب متحدان تابع سازماندهی شدند؛ نیروهایی که در برابر دریافت مقرری منظم، شامل آذوقه یا پرداختهای نقدی و جنسی، موظف به ارائهی خدمات نظامی بودند.عربها بهعنوان نیروی تخصصی جنگهای چریکی
بهگفتهی آمّیانوس مارسلینوس، این سازوکار تا زمان حکومت ژولیان کاملاً تثبیت شده بود. ژولیان بهویژه بهدلیل مهارت عربها در جنگهای چریکی، تحرک بالا و توانایی عمل در محیطهای بیابانی، از حضور آنان استقبال میکرد. همین ویژگیها سبب شد عربها به یکی از عناصر کلیدی در سیاستهای مرزی امپراتوری روم تبدیل شوند.
Repost from تاریخ باستان جزیرة العرب 𐎠𐎼𐎠𐎲𐎡𐎠𐎴
نامهای عربی (فصل ۱۱) - نامهای شخصی در متون میخی از بابل (حدود ۷۵۰–۱۰۰ ق.م)
احمد الجلاد
@tamadone_arab
اسم قبائل باستانی عرب در کتیبه های آشوری
کتیبههای آشوری متعددی وجود دارد که بهطور مستقیم به قبایل عربی اشاره میکنند. این اسناد عمدتاً از سالنامههای پادشاهان آشوری مانند شلمنسر سوم، تیگلتپیلسر سوم، سناخریب، اسرحدون و آشوربانیپال به دست آمدهاند. این کتیبهها معمولاً به زبان اکدی (آشوری-بابلی) نوشته شدهاند و در مکانهایی مانند نینوا، نمرود و کورخ یافت شدهاند.
حدود ۱۰–۱۵ قبیله اصلی به طور مکرر ذکر شدهاند ، بیشتر این نامها در متون آشوری به صورت جمع یا مکان/قبیله و شخص هم آمدهاند (مثل mat Qidri = سرزمین قیدار، یا LÚ Ta-mu-di = مردم تمود).
📌قِدْری / قیدَری / قِدْرایا (Qidri / Qīdri / Qidrāya / Qidari / Qadari) → قیدار / قَيْدَر
📌تا-مو-دی (Ta-mu-di / Tamudi) → تمود / ثَمُود
📌حَیَپا / اِیَپا (Ḫaiapa / ʿAyapa / Ephah) → عِفا / حَیْفا
📌اِدی-با-ئی-لو / عبْدی-ایل (Idiba’ilu / Abdi-il / Ibadidi / Abdeel) → عبادیل / عَبْدَئِیل
📌مَر-سی-ما-نی (Mar-si-ma-ni / Marsimani) → مارسیمانی
📌مَسْا / ماسْا (Massa / Mas’a) → مَسّا
📌تِ-ما / تَیْما (Tema / Tayma) → تِیما / تَيْماء
📌نَبَیاتو / نَبایَتو (Nabayatu / Nabatu / Nebayoth) → نَبایوت / نَبَط (احتمالاً اجداد نبطیها)
📌اَدُمّاتو (Adummatu / Dumah) → دُومَة / دومة الجندل
📌شُمو-ئی-لو (Šumu’ilu / Shumu’il) → شُمُوئیل (اتحادیه اسماعیلی، شامل چند قبیله)
📌گیندِیبو (Gindibu) → گیندیبو (نام یک رهبر عرب در نبرد قَرْقَر)
📌زا-بی-به (Zabibe) → زَبیبه (ملکه اعراب)
📌شَمْسی (Šamši) → شَمْسی (ملکه اعراب بعدی)
📌تِئِلْخُنو (Te’elhunu / Te’elkhunu) → تِئِلْهُنو (کاهنه قیدار)
📌حَزا-ئِل (Hazael) → حَزائِل / حزائل (پادشاه قیدار)
📌یَعو-تا / یا-عو-تا (Yauta / Ya’uta) → یَعوثَع / یَعْثَع (پسر حزائل)
📌عَمّو-لَدّین (Ammu-laddin) → عَمّولادین (از قیدار)
📌(بدنا) → بادانا / بَدَنا » Badana / Ba-da-na (ذکر شده در کمپینهای سارگون دوم تیگلتپیلسر سوم؛ احتمالاً قبیله کوچ نشین شمالی عربستان)
📌(حَتیا) → حَطیَه / هَتیه » Hatiya / Ḫa-ti-ya (در برخی سالنامهها بهعنوان یکی از قبایل پرداختکننده خراج یا شکستخورده؛ کمتر شناختهشده)
📌(مُعُونیم) → مَعُون / مَعِین Me’unim / Mu-’u-ni (در تیگلتپیلسر سوم؛ مرتبط با تجارت جنوب عربستان و گاهی در کنار اعراب شمالی)
📌(سموئیلو) → شُمُوئیل / شموئیل Šumuʾilu / Šu-mu-ʾi-lu(اتحادیه قبیلهای اسماعیلی؛ شامل قیدار و دیگران؛ در تیگلتپیلسر سوم و سناخریب)
📌(پُقودو) → پُقُود / پِکُود Puqudu / Pu-qu-du (بخشی از قبایل آرامی-عربی در جنوب بینالنهرین)
📌(اَخلامو) → آخلامو Aḫlamû / Aḫ-la-mu(اصطلاح کلی برای کوچ نشینان سامی غربی؛ پیش از آرامیها و گاهی مترادف اولیه عربها)
📌(سوتو) → سوتو Sutû / Su-tu (کوچنشینان بیابانی؛ اغلب با عربها و آرامیها هم پوشانی)
📌(کَلْدو) → کَلْدانیها Kaldu / Kal-di/ Chaldeans (گروه آرامی-سامی در جنوب بینالنهرین؛ بعدها با عربها آمیخته شدند)پس از سقوط امپراتوری نو-بابلی (۵۳۹ ق.م)، نام "کلدانی" به معنای قومی محو شد و فقط برای ستارهشناسان/کاهنان بابلی استفاده شد
📌(بیتعَدینی) → بیتعدن Bīt-Adini / Bit-A-di-niجنوب شبه جزیره عرب:
📌(سَبا) یا Saba (سَبا / سَبَأ) گاهی Sa-ba-a یا Sa-ba-'a (با نشانههای اضافی برای تأکید بر نام سرزمین) مردم آن را Sa-ba-a-ya یا Sabaeans (سَبائیها) مینامیدند، اما آشوریها بیشتر روی نام سرزمین تمرکز داشتند.
📌بیتیاکین / بیتآموکانی / بیتداکوری (Bīt-Yakin / Bīt-Amukani / Bīt-Dakkuriقبایلی که اسمشان آرامی است، ولی رفتارشان عربی
📌 جمبولو /گمبولو Gambulu / Gambūluدر جنوب بابل و نیمهبیابانی و دشمن مزمن آشور و ساختار قبیلهای، نه شهری ، اینها اسامی آرامی ناماند، اما دقیقاً همان الگویی را دارند که بعداً در قبایل عرب جنوبی عراق میبینیم
📌ربعو Rubuʾ / Rubuʾu در متون آشوری بهعنوان واحد قبیلهایِ سیال می آیند
📌قبایلی که اسمشان فقط یکبار آمده و بعد ناپدید شدهاند Baṣiru / Ba-ṣi-ru /Ḫa-ru-bu / Yaʾdiḫu.نکته در متون کهن آکدی ، نام بیابان مهمتر از نام قبیله است:
📌 Māt Aribi / KUR a-ri-bi مات عریبیدر برخی متون بابلی متأخر هزاره دوم: نه قوم نه پادشاه فقط «سرزمین بادیهنشینان» آورده شده تطبیق با کتاب مقدس: بسیاری از این نام ها (قیدار، تمود، عفا، ابادیل، تماء، نبایوت، مسا) در کتاب پیدایش (فرزندان اسماعیل و قتوره) آمدهاند و نشاندهنده همپوشانی تاریخی است.نویسندگان تورات نام های واقعی جغرافیای عرب شمالی را میشناختند نه اینکه نسب نامه اسماعیلی الزاماً گزارش تاریخ باشه @tamadone_arab
