Cooped up
Closed channel
شل کن و Let them be . . . خواستید به کسی دیلی رو معرفی کنید لینک رو از اینجا بردارید @haniisalive چون گاهاً اینجا پرایوت میشه . آرت چنلم : @hanidoesarts 👀 . و ناشناس : https://t.me/HarfChatBot?start=63cc429028f0 (سال تا سال چک میکنم یک دنیا معذرت)
Show more656
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
656
از شانس خوبش هم من به عنوان کِیس جدید انتخاب شده بودم اون شب، یعنی رسما هر چی کیره مال کونِ منه بمولا
656
من تازه اون وسط سر و صداها فهمیدم اون بنده خدای توی پارتی با این بنده خدای تازه اضافه شده به جمعِ ما، یه رابطهی طولانیِ تاکسیکِ آن و آفِ شدید داشتند و از قضا توی اون پارتی، جفتشون با هم دعوت بودند ولی باز تایمی بوده که به هم زده بودند. به همین خاطر اون بنده خدا تنها اومده بود و اون یکی هم نیومده بود. اینی که تنها اومده بود هم این وسط دنبال کِیس جدید میگشت لایک ودف
656
بعد دیگه دیدم داد و بیداد بالا گرفت و اوضاع جدی جدی داشت خراب تر میشد، پا شدم دیدم اون یارو اومد پایین، تا جلوی در خونه رفت و بچه ها اونجا نگهش داشتند که "نههههه، نکننننن، بیااااااا، بیا حرف بزنیمممم"
656
اونم از بالای پله ها رفته بود تو نقش داد میزد میگفت "میخوام برم یه جایی که دیگه اینقدر کصشعر نشنوم!"
656
اونم یهو قاطی کرد بلند شد رفت طبقهی بالا که مثلا لباساشو از اتاق برداره و بره... رفیقای احمق من هم اینقدر فیلم ترکی دیده بودند جدی جدی فاز برشون داشته بود، پشت سرش راه افتاد بودند داد میزدند "فلانیییی! فلانی کجا میری؟! چی شدهههه؟!"
656
ما اول هنگ بودیم نمیدونستیم چرا رفته تو خودش... بعد همون رفیق اوسکولم که اولین نفر بحث اون شب رو کشید وسط و قاه قاه بهش خندید، انگار مثلا یهو اون وسط چیزی یادش اومده باشه، برگشت رو به اون آدم جدیده گفت "عهههه راستی اون دختره که اون شب به هانی چسبیده بود، دوست دختر تو نیست؟!"
656
دیدم اون آدم جدیده که بهمون اخیرا اضافه شده بود و سر همهی موضوع های قبلی میخندید، دیگه نمیخنده.
656
برگردیم سر اون روز دورهمی-
همینجوری که نشسته بودیم حرف میزدیم و یاد خاطرات میکردیم و میخندیدیم و اینا، یه جایی اون وسطهاش مشخصا به خاطرهی اون شب پارتی و اون بنده خدا هم اشاره شد و سر اون هم مثل قبلیا شروع کردیم به خندیدن-
656
بچه ها الان که یادم اومد بذارید خودمو خیلی قدیسه جلوه ندم. راستشو بگم وسط اون رقصیدنا یه که جا رفته بودم وسط و فهمیدم رفیقام حواسشون نیست، یه رییییییزه یه کوچووووولو موچووووولووووو کرمِ کونم گرفت و شاید فقط یکمممممم واقعا در حد دو ثانیه اون وسطای رقص با موهای دختره بازی کردمشچشمشجکشجش؟!؟!؟!؟!؟؟!!
656
نشسته بودیم دور هم چرت و پرت میگفتیم و واقعا هم داشت خوش میگذشت... اینجا هم پلن اسلیپ اور بود بعدش و ایندفعه همه هماهنگ بودند با ننه باباهاشون و اوکی بودند. حتی یادمه رفیقم رفته بود مشروب های ننه باباش رو هم پیدا کرده بود که شب قبل خواب بخوریم دور هم.
656
ایندفعه تعداد مشخصا خیلی کمتر بود... ده نفر هم نمیشدیم. فقط جمع خودمون بودیم ولی؟! یه بنده خدایی که اخیرا خیلی باهاش وایب میکردیم رو دعوت کرده بودند. که خب من هم باهاش هیچ مشکلی نداشتم واقعا. کول بود طرف تا جایی که من میدونستم.
656
این قضیه رفت تا وقتی که یکی دیگه از بچه های اکیپ خودمون ایندفعه یه دورهمی گرفت. کنکورهامون رو داده بودیم اگه اشتباه نکنم... میخواست قبل اینکه هر کی بره یه شهر دیگه، دور هم باشیم.
656
میم شده بود رسما...
دیگه جوک میگفتیم دربارهی اون بنده خدا و تخم کردنهای من ازش بین خودمون.
656
آقا خلاصه من تا وقتی بیان دنبالم تو اتاق موندم و بعدش رسما فرار کردم از اون پارتی کذایی-
