|خستههایبالا|
Open in Telegram
با آیکیو پایین جوین ندید. حرفها شوخیه لطفا جدی بگیرید. @saothaziin / @hanzferri جهت فحاشی یا غمپاشی: https://t.me/HarfChatBot?start=d5de6aabdf16
Show more619
Subscribers
+224 hours
+17 days
+1330 days
Posts Archive
فحش دادن به دولت راحتترین و آبکیترین و سادهانگارانهترین کار ممکنه. دولت پزشکیان در بهترین حالت ترسیمکننده خطوط حاشیه این اثر و تابلو باشه.
این شجره الان زمان برداشت محصولش رسیده و محصولی جز بدبختی و سیاهی نداره. دیگه زمان اصلاح و ویرایش گذشته، زمان توان و توانایی گذشته، زمان مرثیههای فصلی و گریههای جناحی گذشته؛ زمان تاوان همه راههای غلط رسیده.
شما بخوای هر جای این پیکر رو دستگیری کنی، جسم ارباارباش از جای دیگه میریزه؛ از نیروهای نیابتی، از جنگ و صلح و سیاست داخلی و فرهنگ و اقتصاد و خودروسازی، همهچیز. همهچیز به انتها رسیده.
این پایان در گرو یک شخص نیست؛ گرو مسیر کلیایه که از قدیم پایهگذاری شده، نه یه راننده بلهقربانگو.
ایول، پس ما صبح، ظهر، شب حرف جنگ میزنیم و وقتی وارد جنگ شدیم، زیرساخت پالایشگاه فنا رفتن و وارداتمون به مشکل خورد و بنزین تولیدشده پاسخگوی مصرف نیست و دولت طبق معمول برای عقب نموندن از تورم و کمبود ذخایر مجبور به گرونی شد. ما بریم به دولت فحش بدیم تا بلکه مسیر غلطمون به چشم بقیه نیاد. و یکبار خودمون توسط مردم بازخواست نشیم چون فحش دادن به دولت راحت ترین کار ممکنه.
آنچه قلب منو به رنج میاره، این ظلمه، این استبداده، این خفقانیه که سالها به ملت تحمیل شده، به اسم امیرالمؤمنینه.
این برداشت غلط از دین و جهاد، این دروغگوییها و وعدهها در مورد عدالت و بهتر شدن وضعیت مردم، همگی به نام امیرالمؤمنین صورت گرفته و میشه. مردم اون رو به نام دین و امیرالمؤمنین مینویسن.
این دعوای اصلاحطلب و اصولگرا سر اینکه کی لولوتره، کی یهشبه گرون کرد، کی دوشبه گرون کرد، کی اَختره و کی پُختر هم جالبه.
گویی دو بدکارهٔ بدسابقه برات از پاکدامنی میگن. جندهگانِ دروغگو.
«ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
پلی شده در انفرادی اوین از ساعت ۱۲ به بعد ( یواشکی تو زندان از باند تتلو اینا MP3 پلیر رم خور با هندزفری قرض گرفتم)
ایران تنها جاییه تو جهان که زندانهاش فرهیخته بیشتر از دانشگاهش دارند ( با اضافه شدن بنده حکم تایید میخوره)
آقای مهاجر، آقای وطندوست، آقای کوه غیرت، آقای دغدغهمند، مگه نمیگی اروپا بده، آمریکا بده، کانادا بده، ایران غرور داره، ایران سربلنده؟ خب بلندوالاوالد، بلند شو بیا ایران. بلند شو بیا شریف، شو توام. به خدا روحم آزار میبینه تو غیرشریف باشی، منِ ناچیز شریف و مغرور.
ترکها یه زمانی قزلباش بودن، با ازبکها و عثمانی میجنگیدن، امپراتوریها ازشون حساب میبردن، میرفتن یه شهر رو کور میکردن؛ الان با خنده به قند میگی «گند»، ناراحت میشن، بغض میکنن، قهر میکنن. هعب.
پدرم پدرش رو در ۱۹ سالگی از دست داد و همیشه برام از خاطرهٔ مرگ پدرش میگه؛ اینکه زمانی که از خدمت ارتش در بیرجند راهی میشه به سمت خونه، چجوری برگهٔ مرخصی گرفت، کجا ناهار خورد و وقتی رسید خونه، هفتم هم رد شده بود مراسمی نبود گریه کنه و...
همهٔ ریزجزئیات اون روز هارو رو با دقت یادشه و بارها تعریفش کرده.
وقتی حرف از پدرش میشه، غیر از خاطرهٔ مرگش، یه خاطرهٔ دیگه هم داره که معمولاً تکرارش میکنه. اون هم اینه که در زمان قدیم، حداقل اواخر دورهٔ رضاشاه یا اوایل دورهٔ محمدرضاشاه، دو ماه و نیم تابستون رو به درو کردن برای مردم اختصاص میداده و مزد این ۷۵ روز کار، یه بارِ گندم بوده!
خب، قاعدتاً به علت عدم رفاه و اینکه زندگی کشور بر پایهٔ کشاورزی بوده، این موارد شایع بوده؛ یعنی مزد کار فقط برای زنده موندن طرف بوده و اون هم نه با مواد مغذی، بلکه با کمترین غلات و صرفاً ادامه دادن در جهت عدم مرگ.
و اما آنچه من امروز بهش برخوردم، قیمت یه موبایل میانردهست؛ چیزی که مثل نان جزو لاینفک زندگی انسان شده و بهش نیاز داره. گمون نکنم کسی شیائومی رو تجمل و مصرفگرایی بدونه.
قیمت ناقابل: ۸۲ میلیون؛ که با هزینهٔ جانبی تا ۸۵ هم میره.
۸۵ تومنی که با پایهحقوق ۲۲ تومن در ایران، حداقل ۵ ماه لازم داری کار کنی تا بتونی اون رو بخری؛ در صورت وجود کار با این میزان حقوق و عدم افزایش قیمت.
داشتم به این فکر میکردم: دستوپا زدن پدربزرگم برای لقمهٔ نان در دههٔ ۳۰ شمسی غمبارتر بوده یا دستوپای من برای بدیهیات در قرن ۲۱؟ قابل مقایسه است؟ نمیدونم اما برام جالب بود.
