en
Feedback
Miladfallah.ir

Miladfallah.ir

Open in Telegram

لینک سایت (توضیحات، سرفصل‌‌ها و ثبت‌نام دوره‌ها) https://miladfallah.com صفحه اصلی اینستاگرام: https://instagram.com/miladfallah.ir پاسخ به سوالات و پشتیبانی در تلگرام: @miladfallah_info

Show more
8 554
Subscribers
+3324 hours
+3417 days
+32030 days
Posts Archive
راه‌های دسترسی به ناخودآگاه

📒انسان و سمبل هایش 👤کارل گوستاو یونگ انسان و سمبول‌هایش نام کتابی فلسفی از کارل گوستاو یونگ می‌باشد که به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌است. یونگ در این کتاب به نقش فرهنگ و اساطیر هر ملت در شخصیت افراد تشکیل‌دهندهٔ آن جامعه می‌پردازد و مفهوم کهن‌الگو را مطرح می‌کند. پس از مرگش این کتاب در سال ۱۹۶۴ به چاپ رسید. این کتاب را نخستین بار ابوطالب صارمی به زبان فارسی ترجمه کرده و انتشارات امیرکبیر منتشر کرده است. امروز، ۲۶ ژوئیه، سالروزِ تولد کارل گوستاو یونگ @honartohi

ابن عربی معتقد بود رابطه‌ی ما با خداوند مثل رابطه‌ی مردمک چشم با چشم می‌مونه... که چشم از طریق نردمکش می‌بینه... به این معنا خداوند از طریق ما حیات و عشق رو تجربه می‌کنه در حالی که ما موجودی جدا از او نیستیم: ... موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است

کتاب گاه ناچیزی مرگ؛ رمانی درباره زندگانی محی الدین ابن عربی نویسنده:محمدحسن علوان مترجم:امیرحسین الهیاری

از راه‌های دیگر صدای چکمه‌های یاَس می‌آید ایثار... ایثار... این تنها راه نرفته است...

این جمله تکان دهنده از رام داس هست که: اگر فکر می‌کنی به آگاهی رسیدی یک هفته با خانواده‌ت زندگی کن! رام داس با نام واقعی ریچارد آلپرت استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد بود که بعد از تجربه‌ی معنوی‌ای که داشت در هند با نام رام داس بیشتر به عنوان یک معلم معنوی شناخته شد. این جمله رام داس بیانگر عمیق‌ترین کمپلکس‌های به جا مانده از مادر و پدر به عنوان زمین اصلی رشد ناخودآگاهه که هیچ گریزی ازش نیست. معیاری که رام داس برای تجربه‌ی واقعی آگاهی معرفی می‌کنه در واقع موفقیت در شفای زخم‌های به جا مانده از مادر و پدر بر تن ناخودآگاه انسانیه ، طوری که معتقده در غیر این صورت دعوی آگاهی چیزی فقط در اندازه‌ی یک ادعای بی‌اساس باقی خواهد ماند. از نظر رام داس شفای رابطه با والد پیش‌فرض و پیش‌نیاز آگاهی تلقی میشه؛ چون در غیر این صورت فرد همه‌ی حقایق رو از پشت عینک زخم‌ها و ترس‌هاش تماشا می‌کنه که تصویر معوجی از حقیقته ... تصاویر از فیلم عزیز سونات پاییزی ساخته اینگمار برگمان و درخت زندگی ساخته ترنس مالیک وویس شامل بخشی از دوره ۱۲ منزل سفر قهرمانی یونگ با موضوع کمپلکس مادر | کمپلکس پدر

ادبِ حضور : طریق به جا آوردن حقِ هر لحظه دوره آتی به زودی حضوری و آفلاین پاییز ۱۴۰۵ . در کانال اطلاع‌رسانی دوره‌ها در اینستاگ
ادبِ حضور : طریق به جا آوردن حقِ هر لحظه دوره آتی به زودی حضوری و آفلاین پاییز ۱۴۰۵ . در کانال اطلاع‌رسانی دوره‌ها در اینستاگرام عضو باشید تا به محض لانچ شدن دوره مطلع بشید (دسترسی از طریق بایو اینستاگرام)

این خیلی نمادگرایانه‌ست که می‌بینید دری باز نمیشه... یا شیئی گم میشه یا چیزی می‌افته یا می‌شکنه یا ماشین‌تون مدام خراب میشه و... آنچه در بیرون مشاهده‌ می‌کنیم آینه‌ای از آن چیزی‌ست که در درون ماست. طبیعت به صورت طبیعی، هر لحظه شما رو مملو از آگاهی می‌کنه مگر اینکه شما از درون کوک نباشید؛ چون همه‌ی عناصر طبیعت در درون کوک و متوازن هستن و فقط انسانه که به خاطر اختیاری که داره می‌تونه ناکوک و نامتوازن باشه در این صورت عناصر طبیعت با دیدن شما روبر‌می‌تابن، سکوت می‌کنن و آگاهی‌های لحظه‌به‌لحظه‌ای که به صورت طبیعی باید شما رو هر لحظه ازشون سرشار کنن رو از شما دریغ می‌کنن. به قولی از مولانا که زبان حال طبیعته: ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم با شما نامحرمان ما خامشیم مولانا

آنک خودت را شکستی تا من خودم را ببینم تا باز هم سجده آرم سوی خدایی شکسته

صدای مولانا از انتهای مسیری میاد که کسی که به انتهای خط رسیده نمی‌تونه صادقانه به خودش بگه که من این مسیر رو هم رفتم و از پوسته‌ش گذر کردم و به مغز حرف‌‌های مولانا رسیدم و همچنان احساس می‌کنم ته خط هستم! بلکه بالعکس کسی که احساس می‌کنه به ته خط رسیده اگر صادقانه به این صدا که از انتهای مسیری نرفته به گوش می‌رسه گوش بده متوجه میشه که نه تنها ته خط نیست بلکه سر خطه! سر خط مسیری که باید رفت... آزمودم عقل دور اندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را مولانا ... وویس شامل بخشی از دوره ۱۲ منزل سفر قهمانی یونگ با موضوع منزل فرزانه miladfallah.com

افلاطون توضیح میده که چرا شخصیت‌هایی که به بیداری می‌رسن توسط مردمی که به بیداری نرسیدن تحمل نمیشن و حتی در مواردی به دست اون‌ها کشته میشن

منم و تنبور و شورم مدد از تنبورم مدد از مهنه از ماهان از نیشابورم مدد از نور از نور از نور از نورت از نورم مدد از شیخ خرقانى ز دم ربانى مدد از پیر بسطامى مدد از سلطانى مدد از فیض کاشانى از غوث گیلانى به الف به الف، الف الله، الف الله یا هو هو حى هو حق هو مولا هو مولانا هو یا من لیس الا هو الله هو الله هو یا من لیس الا هو الله هو الله هو مدد از شمس از خون‌الحق از یحیى از هابیل مدد از صور اسرافیل مدد از میکائیل مدد از وحى از اوحینا مدد از جبرائیل مدد از من از تو از ما مدد از نُه عالم مدد از انفاس قدسى مدد از دم تا دم مدد از ظاهر از باطن از آدم تا خاتم به الف به الف، الف الله، الف الله یا هو هو حى هو حق هو مولا هو مولانا هو یا من لیس الا هو الله هو الله هو یا من لیس الا هو الله هو الله هو مدد از زرتشت الله هو مدد از بودا هو مدد از نوح از ابراهیم مدد از موسى هو مدد از عیسى بن مریم مدد از عیسى هو مدد از احمد از محمود مدد از طاها هو مدد از صفدر از حیدر على اعلىٰ هو مدد از ساقى کوثر مدد از مولا هو

توی برنامه‌ی روزانه و هفتگی و ماهانه و فصلانه و سالانه و عمرانه تو هر برنامه‌ای سلامتی‌تو اولویت اول قرار بده اول برنامه‌تو با وقتی که باید برای ورزش‌ات و برای تغذیه‌ی مناسب‌ات و برای تفریحات سالم‌ات و برای معاشرت با خانواده و برای عبادت‌ات بذاری پر کن و بعد باقی‌مونده‌ی وقتت رو به کار اختصاص بده در غیر این‌صورت تو ناگزیر از انرژی منفی در درون هستی و از انرژی منفی درون چیزی جز اثر منفی تولید نمیشه چطور میشه اثر مثبت بر دیگری بذاری وقتی دوسش نداری! چون چطور میشه تو خودت رو دوست نداشته باشی و دیگری رو دوست داشته باشی! هیچ گریزی از این قانون نیست: سلامتی جسمی و روانی و روحی خودت رو اولویت قرار بده... اگه می‌خوای اثر مثبتی بر جهان بیرون داشته باشی!

JJQSBDuufMG2Qg5TwFyd+1hx89na2NYw.m4a3.39 MB

عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم دید مرا که بی تو ام گفت مرا که وایِ تو! مولانا .
عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم دید مرا که بی تو ام گفت مرا که وایِ تو! مولانا .

ژورنا‌ل‌نویسی یعنی به بند کشیدن آگاهی‌هایی که در جهان سرعت و تکثر امروز هر لحظه از ذهن و برنامه‌مون خارج میشه در حالی که مانیاز داریم نگه‌شون داریم تا بتونیم بهشون عمل کنیم و نتایج عمل به اونها رو تو زندگی‌مون ببینیم

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی مردی از خویش برون آید و کاری بکند

دوستم تعریف می‌کرد می‌گفت یه شب یه خواب خیلی خیلی طولانی دیدم خواب دیدم عمری دنبال پیرم می‌گشتم هر جا نشانی ازش می‌گرفتم به اونجا سفر می‌کردم تا پیداش کنم و این شد که تمام عالم رو زیر و رو کردم اما خبری ازش نبود که نبود... اما در نهایت بعد از سالها جستجو نشانی‌ای به من دادن بالای یکی از کوه‌های تبت... و من بعد از یه سفر طاقت‌فرسا خودمو با هزار سختی رسوندم به اونجا... گفتن این پیری که پشت در این اتاق نشسته پیر توئه و من هم می‌دونستم که بالاخره لحظه‌ی وصال داشت فرا می‌رسید... در رو باز کردن... من وارد شدم... و پیرم رو دیدم که اونجا نشسته هیچ اثری از اضطراب درونش نبود... آرام و مطمئن نشسته بود... و اون پیر خودم بودم!