731
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1930 days
Posts Archive
731
کار کردن تو آزمایشگاه تنها تا ساعت نه شب اگه هیچی هم از پیش نبره، صبرمو خوب افزایش میده. جدی کی حوصله می کنه ساعت نه شب جمعه در حالی که از صبح زود دانشگاه بوده بره تو یه آزمایشگاه بشینه صد بار سمپل بذاره، اسکن کنه، اندازه بگیره خراب شه بعد دوباره از نو؟
731
Repost from ماهبُد
قاب بگیر و قدر بدون حضور اون آدمی رو که حضورش تو زندگیت باعث پرورش شجاعت و شهامت در درون تو میشه. اونکه حضورش باعث میشه جا نزنی، عقب نکشی، تسلیم نشی. اونکه وجودش قدمهات رو محکمتر، سینهتو سپر و سرت رو بالا نگه میداره.
و چه شیرینه، همچین آدمی بودن تو زندگیِ بعضیها. اینکه بدونی حضورت دلگرمیه. اینکه به بعضی نفرات، بتونی توان دوچندان بدی برای ادامهدادن.
731
من اگه بخوام برم یه چی روی تنم تتو کنم احتمالا همین اسمیت چارت باشه :))
بس که همه چی توی رشته من بر اساس این نمودار به ظاهر ساده ست.
731
یه جوری زمستون کش اومده بود که فکر می کردم قرار نیست هیچ وقت تموم شه. اما تموم شد. روزای روشن اومد. درختا سبز شد و قلب من دوباره جوونه زد 🌱
731
این چند روز گذشته کمی درگیر مهمون داری بودم. دوستان دیگرم هم به تازگی از مریلند اومدن و چندروز آینده هم احتمالا به مهمونی بازی بگذره. یه سری کارها دارم که دارم سعی میکنم به موقع تمومشون کنم. یه سری کارها دارم که فکر نمیکنم به این زودیا بتونم تمومشون کنم و لازمه خیلی صبور باشم و نمیدونم از پسش برمیام یانه. این وسط متناوبا و بیشتر از قبل اخبار ایران رو چک میکنم. حرص میخورم، غصه میخورم و در نهایت به این نتیجه میرسم دنیا عادلانه نیست و خیلی هم زشته و کاری هم متاسفانه از من بر نمیاد.
731
امروز داریم میریم شهر بغلی که یه reunion با دوستای همسر داشته باشیم. همشون از بچه های دانشگاه تهرانن که الان دانشگاه های نزدیک ما درس میخونن.
از هرکس که حرف میزنیم، تهش میگیم آره فلانی هم رفت فلان جا.
راستش هم خوشحال میشم که دوباره داریم دور هم جمع میشیم و هم دلم میگیره از این همه آوارگی مون.
731
Repost from گلبو
ما شانس این رو داشتیم که در نوار گرفت، یک خورشیدگرفتگی کامل رو ببینیم. تاریک شدن آسمان وسط روز، صحنهی حیرتانگیز و عجیبی بود.
تمام مدت به این فکر میکردم که بخش بزرگی از افسانهها، از جایی اومدن که انسان برای اونها با علمِ حاکم پاسخی نداشته و این شده که تبدیل شده به ماورا و افسانه، برای مثال انسان پنج هزارسال پیش حتی نمیدونسته زمین گرده، چه برسه بدونه خورشید و ماهگرفتگی چیه، وقتی چنین پدیدهای رخ میداده فکر میکرده و به نتیجهای نمیرسیده و این پدیدهها رو ربط میداده به ماورا و نیروهای پنهان و خدایان و به این شکل افسانههای قشنگ شکل میگرفتن.
Indianapolis, April 8th 2024
731
عکسای خورشیدگرفتگی دیروز
چون دیدنش خیلی برام هیجان انگیز بود، گفتم برای شما هم بفرستم ببینید.
731
هر وقت زنگ میزنم ایران یکی هست که بگه عه موهاتو نمیخوای رنگ کنی، هایلایت چی هایلایت نمیخوای بکنی؟ بیا برون کراتین کن موی صاف بهت بیشتر میاد
ولم کنید تورو خدا :))
731
البته این به این معنی نیست اینکار هارو بد/ زشت میدونم یا هیچ وقت نمیخوام انجام بدم.
فقط از زیبایی طبیعی دستکاری نشده هم لذت می برم. خصوصا از وقتی اومدم اینجا و اکثر آدما این شکلین.
731
ازچیزای طبیعی خوشم میاد.
مثلا ناخن های ساده ی کوتاه بدون لاک، بدون کاشت، بدون ژلیش.
مثلا موهای ساده با فر، وز و رنگ طبیعی، بدون کراتین، بدون اکستنشن، بدون هایلایت، بدون شسوار و اتو.
مثلا صورتهای بدون آرایش . بدون ابروی فیبروز شده، بدون مژه ی لیفت و اکستنش شده، بدون بینی عمل شده. بدون فیلر و بدون بوتاکس و بدون دندون لمینت شده.
731
تا حالا هیچ عمل زیبایی، اعمم از عمل بینی، بوتاکس، لیفت ابرو، اکستنشن و … نکردم. حتی یه هایلایت مو یا ژلیش ناخن هم انجام ندادم. چرا؟ واقعا نمیدونم
ساده زشت بیشتر دوست دارم :))
731
اگه بیاین بگین مهندس بشو قرتی بودنم کنارش ادامه بده، یاد مامان باباها میفتم که میگفتن تجربی بخون کنارش هنرم ادامه بده.
731
تو وجودم دوتا شخصیت متفاوت زندگی می کنند که صد و هشتاد درجه با هم فرق می کنن و همش در حال جنگن.
یکیشون میخواد یه خانم مهندس جاه طلب، کار بلد و مستقل باشه که صبح تا شب کار میکنه و کلی تخصص داره تو کارش و داره برای شغل رویاییش آماده میشه.
یکیشون هم میخواد یه زندگی معمولی داره باشه و یه دختر قرتی باشه که تا دیر وقت میخوابه و تمام روزشو جلوی آینه وقف ترگل ورگل شدن خودش و نهایتن خونش و غذا پختن میکنه.
731
ده سالی که پیش روی یه آدم ۱۸ ساله هست خیلی ارزشمند و مهمه. ده برابر مهم تر از دهه های بعدش. نمیدونم چرا بعضی ها با این تفکر که “دنیا دو روزه برو خوش باش” تباه میکنند این روزاشونو.
731
من همش فکر می کردم مهاجرت کنم دیگه خوشبخت میشم و داستان تمومه. همونطور که فکر می کردم کنکور بدم دانشگاه قبول شم دیگه خوشبخت میشم و تمومه. ولی در واقع تازه شروع داستانه
