en
Feedback
هارمونی‌های ورکمایستر

هارمونی‌های ورکمایستر

Open in Telegram

Photography My Playlist Books #سرانجام

Show more
494
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
آشویتس مهدی یراحی ترانه سرا: حسین شنبه زاده ❤️ @nost_music

ببخشید... گوش بدید می‌فهمید چی‌رو ببخشید... #موسیقی ⛈🖤 @Garajetadayoni | گاراژ

حسین منزوی از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم آوار ِ پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم؟ هنگامه‌ی حیرانی‌ست، خود را به که بسپاریم؟ تشویش ِ هزار «آیا»، وسواس ِ هزار «امّا» کوریم و نمی‌بینیم، ور نه همه بیماریم دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته است امروز که صف در صف، خشکیده و بی‌باریم دردا که هدر دادیم، آن ذاتِ گرامی را تیغیم و نمی‌بّریم، ابریم و نمی‌باریم ما خویش ندانستیم، بیداریمان از خواب گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم! من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته امید ِرهایی نیست، وقتی همه دیواریم

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم زان پیش که از زمانه تابی بخوریم کاین چرخ ستیزه‌روی ناگه روزی چندان ندهد زمان که آبی بخوریم خیام

01. Fadaei - Mahal.mp37.64 MB

آزادی "پل الوار ترجمه‌ی محمد تقی غیاثی" روی دفترهای دانش‌آموزی خود، روی میز تحریرم، روی درختان، روی ماسه، روی برف، نام ترا می‌نویسم. روی همهٔ صفحه‌های خوانده‌شده، روی صفحه‌های سفید، روی سنگ و خون و کاغذ یا خاکستر نام ترا می‌نویسم. روی تصویرهای طلایی، روی سلاح مردان جنگی، و بر تاج پادشاهان، نام ترا می‌نویسم. روی جنگل و کویر، بر آشیانه‌ها و گل‌های طاوسی بر بازتاب کودکی خود، نام ترا می‌نویسم. بر شگفتی‌های شب‌ها، روی نان سفید روزها، روی فصل‌های نامزد، نام ترا می‌نویسم. روی همهٔ تکه‌پاره‌های آسمان لاجوردی خود روی مرداب، این آفتاب پوسیده، روی دریاچه، این ماه زنده، نام ترا می‌نویسم. روی کشتزاران، روی افق، بر بال مرغان هوا، و بر آسیاب سایه‌ها، نام ترا می‌نویسم. بر هر جرعهٔ سپیده‌دمان، بر دریا، بر قایق‌ها، روی کوه دیوانه، نام ترا می‌نویسم. بر کف ابرها، بر عرق‌های طوفان، بر قطره‌ٔ درشت و بی‌طعم باران، نام ترا می‌نویسم. روی اجسام نورافشان، بر زنگ‌های رنگ‌ها، روی حقیقت جسمانی، نام ترا می‌نویسم. بر کوره‌راه‌های بیدارگشته، بر راه‌های باز به هر سو، بر میدان‌های طغیانی، نام ترا می‌نویسم. روی چراغی که روشن می‌شود، روی چراغی که خاموش می‌گردد، روی همهٔ خانه‌های خود، نام ترا می‌نویسم. روی میوهٔ بریده از میان، میوهٔ آینه و اتاق من، روی بسترم، این صدف خالی، نام ترا می‌نویسم. روی سگ شکمباره و مهربانم روی گوش‌های تیزشده‌ٔ او، روی پای نااستوار او، نام ترا می‌نویسم. روی تخته‌شنای درم، روی اشیاء آشنا روی موج آتش مقدس نام ترا می‌نویسم. بر هر تنی که عطا گشته، بر جبین دوستان خود، بر هر بامدادی که چون دست دوستی دراز می‌شود، نام ترا می‌نویسم بر شیشهٔ شگفت‌زدگی‌ها، بر لب‌های آمادهٔ دقیق، بسیار بالاتر از سکوت، نام ترا می‌نویسم. روی پناهگاه‌های ویران‌شده‌ام روی فانوس‌های افتاده‌ام بر دیواره‌های غم و درد خود، نام ترا می‌نویسم. بر غیبت‌های اشتیاق بر تنهایی عریان، بر پله‌های مرگ، نام ترا می‌نویسم. بر سلامت بازگشته بر گزند گم‌گشته بر امید بی‌خاطره، نام ترا می‌نویسم. و به نیروی یک واژه، زندگی از سر می‌گیرم، من برای شناختن و نامیدن تو، پا به جهان گذاشته‌ام، ای آزادی

روزی سه بار به قبرستان بگذر؛ تا سرانجام آدمی بینی! - بهرام بیضایی؛ مجلس قربانی سنمّار. @Archivesbahram

مرا جشنی نیست تا شکست آن جشن! اشتباه از من بود که پنجم دی‌ماه آمدم! چهل‌هزار – زیر آن آوار؛ و دوستی که مرگش نبود پایان دوستی! زیر چتر مهرتان ایستاده‌ام؛ تندبار سیاه می‌بارد! از ابر می‌چکدم اشک خاطره! زیر بار محبتِ‌تان خرد می‌شوم! درود به آن خاک سوخته و هرکه سوخت بر آن خاک! درودم به آنکه ماند یا‌ رمید! سپاسم به هر کی و هرکجا! کرنش به هرکه در بند است! حرف دلم می‌ماند برای آنهایی، که نگفته می‌شنوند! - بهرام بیضایی | ۵ دی ۱۳۹۲. @Archivesbahram | #poem

از وقتی که ویدیوی جاویدنام امیر احمدوند درحال هم‌خوانی با شب‌گریه‌ی ابی رو دیدم، دائما بهش گوش میدم و بند به بند وجودم در هم فشرده می‌شه. حتی نتونست شاهد تولد پسرش باشه. الان اون همه زندگی کجاست؟ یعنی زندگی از خودش شرمنده نیست برای نبود آدم‌هایی که می‌خوندن واژه رنگِ زندگی بود؟

+3
The Köln Concert Piano. Jazz @saranjam_ma

تو میندیش که پیروز گشته ای، تو وحشت داده ای به فرشته‌ی زیستن ما تو میندیش چنان آسمان سیاه غرّان گشته ای، بخشیده ای به ما در مرگ حتی بینشی ناممکن را @saranjam_ma

Repost from Samuel Beckett
غزل غزل‌ها یاکووس کامپانل‌لیس ترجمه‌ی: احمد شاملو صدا: ماریا فارانتوری موسیقی: میکیس تئودوراکیس @beckett_samuel

پرسش من این است: هرگز به فکرتان رسیده است که این سرزمین مال ماست؟ مال کسی‌ست که بخش بزرگی از آن را در اختیار دارد؟ پرسش من این است: هرگز به فکرتان رسیده است دست‌هایی که در این زمین کار می‌کنند مال ماست؟ و حاصل آن نیز، مال ماست؟ حصارها را ویران کن! آن‌ها را در هم بکوب! این سرزمین، مال ماست. به «پدرو» و «ماریا» به «خوان» و «خوزه» اگر آوازم کسی را آزار می‌دهد اگر کسی باشد که تحمل شنیدن آوازم را نداشته باشد اطمینان داشته باشید که او یک «یانکی» است یا که یک مالک و فئودال بزرگ کشور است حصارها را در هم بکوبید. پرسش|ویکتور خارا|ترجمه:احمد شاملو؛ محمد زرین‌بال @adabyate_digar

گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد خون می دمد از خاک شهیدان وطن‌ وای ای وای وطن وای گلگون کفنان را چه بهـــار و چــــه زمستــــان خونین جگران را چه بیابـــان چـــه گلستــــان در کشور آتـــــش‌زده در خـــــانــــه ویــــران کس نیست زند بوسه به رخسار یتیمان کس نیست که دوزد به تن مرده کفن‌ وای ای وای وطن وای از سینه هر سنگ تو خون می دمد امروز از خاک تو مستی و جنون می دمد‌ امروز آن لاله چی دیده که نگون می‌دمد‌ امروز وآن سبزه چرا زرد و زبون می دمد امروز سرخ است به خون پا و سر و سرو و‌ سمن‌ وای ای وای وطن وای خليل الله خلیلی

Composed by: Saeed Karimi Spotify, Apple Music, YouTube &...: https://linktr.ee/dyingserenade Spotify @Dying_Serenade