en
Feedback
📛 شعر ممنوعه ⛔️

📛 شعر ممنوعه ⛔️

Open in Telegram

ارتباط با ما» ارسال اشعار @mr_Mantern

Show more
1 844
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-230 days
Posts Archive
یـاد بـاد آن روزها ؛ قهــرمانـی داشتیــم پوریــا و رستــم و پهلــوانــی داشتیـــم یـاد بـاد آن روزها ؛ گـل ز خارش بیشـتر گلشنـــی از دولــت باغبــانــی داشتیـــم یــاد بــاد آن روزها ؛ داد بود سرمشقـمان پادشــاهـی چون انــو شیروانـی داشتیم یادبادآن‌روزها؛خانه ،صاحب‌خانه داشت .. در کتـاب و سفــرمان ، آب و نانی داشتیم یـاد بـاد آن روزها ؛ در گـــذار زنـــدگی : لحــظه‌های بی‌غم و شـــادمانـی داشتیم یـاد بـاد آن روزها ؛ اشتیــاق علـــم بــود درس و مشـــق و مکتـب رایگانی داشتیم یـاد بـاد آن روزها ؛ از زمــانش پیـش بود پادشــاهی عاقــل و مهـــربانـــی داشتیم یاد بـاد آن روزها ؛ پشت میز عقل و هوش در خــور زیبنــدگی ، نخبگــانی داشتیــم یـاد بـاد آن روزها ؛ در امــان بودیــم همه حفــظ و نظـم امنیـت ؛ شهربانی داشتیم یــاد بــاد آن روزها ؛ ارز مـا ارج و بهـــا : داشت ؛ حتّـی اعتبــار در جهانـی داشتیم یـاد بـاد آن روزهـا ؛ جانــب نامــوس مــا یا تجاوز یا مگـر : چشـم چـرانی داشتیم؟ یـاد بـاد آن روزهـا ؛ دیــن جدا و دِیــْن ادا ۲۴ ساعـت مگر روضه خوانی داشتـیم ؟! یـاد بـاد آن روزهـا ؛ در قبــال دغــدغــه : عیـــش و نــوش و لذّت زندگانی داشتیم یـاد بـاد آن روزها ؛ روزخوش و شبهاصفا مـا وفـــور شوکــتی در جـوانـی داشتـیم یـاد بـاد آن روزهـا ؛ سایـه‌های مهـر و ماه بــر ســر مـا مستــدام ، دودمانی داشتـیم یاد باد آن روزها ؛ چشم و هم‌چشمی نبود همـدل و هـم‌سـازِوار مــردمـانی داشـتیـم یـاد بـاد آن روزها ؛ هدیـه و کادوی عشق : مـا بــرای همـــدگر ارمغـــانــی داشتـــیم #ارمغان‌خوش #یزدان_ماماهانی #سرایش۱_۷_۱۳۹۹ #فاعلاتن_فاعلن_فاعلاتن_فاعلن _🎼🎸گیـــتار بـی‌تــــار🎸🎼_

به نام یزدان پاک این جنگِ عقاید به کناری بگذاریم عقل و خرد خویش به دشمن نسپاریم کاین حیله ننگین ز دشمن به میان است این ناوک نیرنگ ز شیطان به کمان است در جنگ عقاید سر ما گرم نمودند وانگه همه ثروت این خاک ربودند بر خیز که هنگامه جنگ است و شهامت کافیست ز دشمن دگر این رنج و ملامت گر باورمان نیست به یک رنگ و به یک سان هم میهن و هم ریشه ما هست در ایران ایران چو نباشد که در آن خانه گزینی توفیق ندارد به چه باور به چه دینی قومی که در این خاک ندارد وطن از خویش بی ریشه بخوانند به هر دین و به هر کیش دِینی که از این خاک تو را هست ادا کن گر مهر نداری به وطن بهر خدا کن زان رو که تو را خاک وطن هست چو مادر بی مِهر به مادر به مذاهب ره کافر کافر نرود در حَقِ مادر ره کفران ننگ است رود آنکه به دین است و به قرآن در راه وطن کشته شدن خود رهِ دین است گر جان برود در ره میهن بِه از این است تا آنکه چنین بی صفتان حکم برانند بذری ز نفاق و شرر و ظلم فشانند آن برّه نما کو به دلش گرگ نهان است دیدی که دگر ذات خرابش به عیان است دارم عجب از آنکه تو خاموش نشینی از وحشتِ جانت عرقِ سردِ جبینی شرم است که از وحشت جانت بهراسی حال آنکه تجاوزگرِ میهن بشناسی همت کن و بر خیز و بزن در دل وحشت جز این نَبُوَد شیوه  مردی و شرافت #صادق_مبارکی

🎈 شیخک سروده بابک اسحاقی

برق آمد،رفت،آمد،رفت،آمد،باز رفت آب کم کم قطع شد،تا برق آمد گاز رفت آسمان آتش به سر شد،دود بندر را گرفت آب صادر شد به لبنان،برق در اهواز رفت مقصد ما شهرِ رؤیا بود،اما شیخ شهر اینقدر این پا و آن پا کرد،تا پرواز رفت وقت استیلایِ اسکندر بر این سامان نرفت آنچه در دورانِ فعلی بر سرِ شیراز رفت خویِ حیوانیش می چَربد به خُلقِ آدمیش هر که عمری در پیِ ادیانِ انسان ساز رفت هرچه شاهان قرنها بر ما ستم کردند،شیخ جمع بندی کرد و بر این خاک،بی اغماض رفت شرح حالی بود تکراری و قدری درد دل آنچه در این شعر،صد البته با ایجاز رفت #برق #آب #مصطفی_علوی

در باغ گذاشتند مترسکی شیخ تو خود نماد وحشتی نیاید به این باغ کلاغکی تو خود در این باغ آفتی پیرو کدام دین و مذهبی تو خود تولد
در باغ گذاشتند مترسکی شیخ تو خود نماد وحشتی نیاید به این باغ کلاغکی تو خود در این باغ آفتی پیرو کدام دین و مذهبی تو خود تولد یک جنایتی در لباس پیامبر چقدر با عنایتی دچار توهم کاذب و جهل و خریتی تو مثل حدیثی روایتی واقعیتی برای تحلیل پیامبران بهترین موقعیتی کینه ای هستی مثل عقربی افکارت سمی تو خود کثافتی فاحشه مغزی تو آخر خطی تو برده قدرت و سیاستی تو لکه ننگ در تاریخ بشریتی بیچاره در این بازی تو مترسکی #علی_آتشبت

به نام یزدان پاک کجا دیدی عرب با نام بهرام دلارام ،آریا ،ماهان و شهرام کجا دیدی عرب را با اَوستا به زیر لب براند نام مزدا  ؟ تو از تازی درودَش کِی شنیدی چه وقتی سجده اش بر ما تو دیدی کجا تازی غمِ صحراب دارد ز رستم صورتی در قاب دارد کجا در سوگ بابک در فغانند ز داغش نامدارانِ جهانند؟! کجا شاهانِ ما را پاس دارند گرامی همچنان الماس دارند که تو اینگونه تازی میپرستی ز نام تازیان گوئی که مستی قدیر و فطر و بعثت آنِ ما نیست که اینان در خورِ ایرانِ ما نیست جوانمردی در ایران پا گرفته است تمدن ریشه اش اینجا نهفته است از آن مکتب که از بیگانه بر ماست بجز جنگ و سیه بختی چه بر ماست خرد ورزی ندارد جای در آن خردمندان نباید پای در آن که این بی حرمتی ها بر نیاکان بُوَد آموزه ای در رسمِ قرآن چرا خواهی چنین بی ریشه باشی به اصل و ریشه ات چون تیشه باشی ز تاریخت چرا بیگانه هستی چرا از ظلمت بیگانه مستی هجوم تازیان در خاک ایران دیار شاه و شاهان و دلیران سر آغاز غم و رنج و ستم بود که آئینی بَتَر از زهر و سَم بود ز دختر کُشتن و اشتر سواری ندارد قوم تازی افتخاری چرا ایران و ایرانی نهادی به خاکِ درگهِ تازی فتادی تو را این مذهبت ارث پدر بود که از او بی خبر تر هم پسر بود به دوشش میکشد این بارِ ارزان نداند ضربتی باشد به ارکان  ..! همه عمرت دویدی در پیِ نان شدی اندر خم تن فارق از جان ندانستی که میهن همچو جان است که نامش بهتر از هر آب و نان است ازین رو گشته ای دشمن بر ایران به دست تازیان همچون اسیران عرب را گر درونِ سینه داری بدان در ذات آنان ریشه داری که بر ایرانیان ننگی گران است بپندارد عرب برتر از آن است #صادق_مبارکی

قسم بر نام پاک و نیک ایران من این دیر کهن را دوست دارم اگر افسانه بوده یا حقیقت یلان پیلتن را دوست دارم کنون صدپاره شد گر پیک
قسم بر نام پاک و نیک ایران من این دیر کهن را دوست دارم اگر افسانه بوده یا حقیقت یلان پیلتن را دوست دارم کنون صدپاره شد گر پیکر تو من این صدپاره تن را دوست دارم شدی غرق هزاران محنت و درد چو جانم این محن را دوست دارم به تاریخ پر از مهر تو سوگند چو سرباز این وطن را دوست دارم من از خاکت گرفتم جان شدم من نگویم بی تو من را دوست دارم ز فردوسی و خیام، پورسینا نجوم انجمن را دوست دارم ز یوتاب آرتمیس تا شهربانو دلیر شیرزن را دوست دارم چو شاخاب فراتاریخی پارس خزر نه کاسپین را دوست دارم دماوندت نماد استواری است من آن سرو چمن را دوست دارم نه دل بر تازیان دارم نه اغیار شَه نیکوسخن  را دوست دارم چنان مهرت به دل دارم که حتی به عشق تو کفن را دوست دارم #یوسف_منزوی

آگاه نـشـد هـیـچـکـس از حــال پـریـشــم ..! در گـور تـنـم دفـن و کـنـون مـردهٔ خـویـشـم لـذّت به چه امـیّـدی و امـیّـد به چـه لـذّت ؟ شـوربـختـم و بستـه شده راه پس و پـیشـم گـفتـم : بِـدَمـم دودودمی ، وابِـرَهـم ، لـیک : وابـسـتــهٔ سـیـگـار و گـرفــتـار حـشـیـشـم ! تا بی‌سر و سامانـم و زیـستـن به چه علّت ؟ در چـنتـهٔ تقـدیـر خـودم نیسـت کم و بیشم روی بـدنـم ، مــانْــد اثــر زخــم و تــوّرم ..؛؛ بـی چـون و چـرا ؛ مـار دیـانـت زده نـیـشـم گفـتم : ز سـیاسـت تو گـزارش بـده سـیّـاس گفـت : صـورتک گـرگم و در پـوشش میشـم پرسیـدم از آخونـد که هستی و جواب داد : پـشـمـینـهٔ خـاخـامـم و پـوسـتیـن کـشیشـم #صورتک #یزدان_ماماهانی #سـرایـش۲۰_۱۱_۱۴۰۱ _🎼🎸گیـــتار بـی‌تــــار🎸🎼_

رویِ گُهِ کَس، سرسره‌بازی مکُنید تازی‌منشانه دست‌یازی مکُنید آنچه ز شما نیست، ازآنِ دگری‌ست با جامه‌‌سپرده سرفرازی مکُنید #تو
رویِ گُهِ کَس، سرسره‌بازی مکُنید تازی‌منشانه دست‌یازی مکُنید آنچه ز شما نیست، ازآنِ دگری‌ست با جامه‌‌سپرده سرفرازی مکُنید #تورج_آریامنش

به نام یزدان پاک مژده ای دل که دگر آن شه شاهان آید در دلِ این ظُلَمات آن مه تابان آید شب هجران و فراق و غم دل آخر شد که بهاری ز پسِ فصل زمستان آید چشم بد دور از آن هیبت و آن شاه سوار مقدمش خیر که چون سروِ خرامان آید در کَفَش بیرق عشق است مسیحا نفس است وَه که در کشور ما مظهر ایمان آید گرچه آشفته شد این مرز ز دیوان ستم شاه خوبانِ وفا از پیِ سامان آید اختر عشق به گیتی چه فروزان شده است به بنای ستم این موج خروشان آید دلِ غمدیده خود قرص نگه دار به می چون سحر شد پیِ آن صبح ، شتابان آید شعر و گوینده : #صادق_مبارکی

برخیز دگر که دیر شد ایرانم! یا بخت تو کور و پیر شد ایرانم!؟ برخیز که گرگِ ترک و کفتارِ عرب در غیبت شیر، شیر شد ایرانم! #مهران_خدری

‌دردا که خاک ایران کوروش نهان ندارد از آرش و سیاوش هم یک نشان ندارد دارا و بردیا هم گویی فِسانه بودند کیخسرو و فریدون در لامکان ندارد اسپندیار و رستم سهراب گیو و بیژن در چاه غفلت ما کس هم گمان ندارد افراسیاب و ضحاک پر در دیار نیکان کو کاوه ای که با او دشمن امان ندارد ایران کنام شیران از ابتدای خلقت بودست و لیکن اینک شیر ژیان ندارد؟ شد بیشه ی دلیران جای شغال و کفتار از نقش شیر پرده کس خوف جان ندارد در هر ندای سهراب فریاد نوش دارو کاووس از این خیانت ترس بیان ندارد برپا به کین یاران ما جمله کاوه گردیم باشد عدو نگوید ری کاویان ندارد هان در کمان آرش تیر خرد گذاریم کاینگونه حد و مرزی تا بیکران ندارد ما وامدار "کوروش" هستیم با همین نام هر چند مهر تأیید از تازیان ندارد با یاری "اهورا" ایران ز نو بسازیم کس ترس ینگه دارد کو باستان ندارد یک نکته هم بگویم با تازیان گستاخ شاخاب کهنه ی پارس نامی جوان ندارد #یوسف_منزوی T.me/josephmonzavi

Repost from علم و خرد
میکروب چیست؟ انواع و ساختار میکروبها چیست میکروب‌ها (Microorganisms) گروهی از موجودات زنده بسیار کوچک هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند و تنها با میکروسکوپ قابل مشاهده‌اند. این موجودات می‌توانند تک‌سلولی یا چندسلولی باشند و نقش مهمی در محیط زیست، سلامت انسان، صنعت و کشاورزی ایفا می‌کنند. برخی از میکروب‌ها مفید هستند، در حالی که برخی دیگر می‌توانند بیماری‌زا باشند. --- انواع میکروب‌ها میکروب‌ها شامل گروه‌های مختلفی از موجودات زنده می‌شوند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: 1. باکتری‌ها (Bacteria): تک‌سلولی و پروکاریوت (فاقد هسته واقعی) هستند. می‌توانند در محیط‌های گوناگون، از جمله خاک، آب، بدن انسان و حتی شرایط سخت مانند چشمه‌های آب‌گرم زندگی کنند. برخی از آن‌ها مفید هستند (مانند باکتری‌های روده)، در حالی که برخی دیگر بیماری‌زا هستند (مانند Escherichia coli و Staphylococcus aureus). 2. ویروس‌ها (Viruses): موجوداتی غیرسلولی هستند که برای تکثیر به یک میزبان زنده نیاز دارند. دارای ماده ژنتیکی (DNA یا RNA) هستند که درون یک پوشش پروتئینی قرار دارد. 💥 ادامه ویدیو ...

به نام یزدان پاک خلیج فارس یک نام و نشان نیست که تنها مرز بر ایرانیان نیست خلیج فارس فرهنگ و هویت مقدس تر ز هر دین و شریعت هویت را ز ایران کِی تواند که هر بوزینه ای از ما ستاند خیال خام در سر پروراندند همان قومی که بز را میچراندند رسیده کار تا جایی که تازی بگیرد نام ایران را به بازی شما هم بسترانِ اُشتر و خر شما گوساله های پای منبر بیابان گردهای لااُبالی زده بر کله هاتان خوش خیالی گمان کردی که لبنان است اینجا؟ وَ یا شام و فلسطین است اینجا؟ نزاده مادری بر ما بتازد نشان و نام و ناموسش نبازد تمدن بود در ایران زمانی که در دنیا نبود از آن نشانی کنون بنگر ملخ خورهای صحرا به سر دارند خیال خام دریا خلیج فارس الماس جهان است که آن در حیطه ایرانیان است #صادق_مبارکی

خلیجِ سرافرازِ نام‌آور است، کهن‌زادبومِ دلِ داور است. نه نامی دگر زین سزاوار نیست، که این موج، جز فارس‌ْ‌پندار نیست. 👤 #علی_
خلیجِ سرافرازِ نام‌آور است، کهن‌زادبومِ دلِ داور است. نه نامی دگر زین سزاوار نیست، که این موج، جز فارس‌ْ‌پندار نیست. 👤 #علی_بهشتی

مرا در کنج این کلبه دیدار میخانه نیست! اخر نفهمید دین من،بیمار چایخانه نیست! حضرت عشقم مولانا،شنیدارِ سفره خانه نیست! ضامن اه
مرا در کنج این کلبه دیدار میخانه نیست! اخر نفهمید دین من،بیمار چایخانه نیست! حضرت عشقم مولانا،شنیدارِ سفره خانه نیست! ضامن اهوی من!سپیدارِ سقاخانه نیست! #بداهه_شعر #مرسده

دارا تو بیا و نام دریا بستان زین ننگ عرب خلیج ما را برهان ما آدمکان بی وجودی شده ایم ما را تو از این حضیض بر اوج رسان #یوسف_م
دارا تو بیا و نام دریا بستان زین ننگ عرب خلیج ما را برهان ما آدمکان بی وجودی شده ایم ما را تو از این حضیض بر اوج رسان #یوسف_منزوی

وقتی که سلام و والسلامت عربی است شعر و ادب و فقه و کلامت عربی است درحیرتم از تو که تمامت عربی است پرسی که چرا خلیج نامت عربی
وقتی که سلام و والسلامت عربی است شعر و ادب و فقه و کلامت عربی است درحیرتم از تو که تمامت عربی است پرسی که چرا خلیج نامت عربی است؟ #یوسف_منزوی

دروغ بهترین حقه بازی در دین است آیه و احادیث توهمات سنگین است دیگری به اعمال خود بدبین است ذهن شرطی شده این دین است بهشت و جه
دروغ بهترین حقه بازی در دین است آیه و احادیث توهمات سنگین است دیگری به اعمال خود بدبین است ذهن شرطی شده این دین است بهشت و جهنم برای تلقین است آزادی در اینجا  ممنوع است حاکم شهر ما چقد با دین است مثل یک جلاد در کمین است سربریدن اصالت این دین است تاریخ اسلام چقد خونین است #علی_آتشبت

از خایه‌مَنی، نبوده اپْیونی‌تر کونی نبُوَد زِ کونِ او خونی‌تر گَر گِردِ جهان به جست‌وجو برخیزی؛ پیدا نکُنی کَسی از او کونی‌تر
از خایه‌مَنی، نبوده اپْیونی‌تر کونی نبُوَد زِ کونِ او خونی‌تر گَر گِردِ جهان به جست‌وجو برخیزی؛ پیدا نکُنی کَسی از او کونی‌تر #تورج_آریامنش