en
Feedback
‌ ‌ ‌ ‌ ♱‌‌ ‌ ‌ ‌𝒩ᥱ𝗋𝗂᥆ (close)

‌ ‌ ‌ ‌ ♱‌‌ ‌ ‌ ‌𝒩ᥱ𝗋𝗂᥆ (close)

Open in Telegram

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ︒⚬‌ ‌ ‌∙︓‌ ‌ ‌ ⋅⠄✯‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌🦈 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ↳︎‌ @Oceanllx ⭒ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🥥 ‌ ‌ 我爱月亮‌‌ ‌ ‌ ‌‌ 📹 ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 𐙚

Show more
256
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-5430 days
Posts Archive
૮₍´˶• . • ⑅ ₎ა

Repost from N/a
͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ᡣ𐭩ྀིྀིྀི ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏เɱ ∂𝗈𝗇𝗂𝗀 𝗂𝗍 ωσ𝗋𝗌ε
+4
͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ᡣ𐭩ྀིྀིྀི ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏เɱ ∂𝗈𝗇𝗂𝗀 𝗂𝗍 ωσ𝗋𝗌ε

اگه دوباره برگردیم رو ۲۰۰ واقعا پاک‌ میکنم اینجارو

✿ پسـت ریپلای شده و همـین پیام و داخـل سرزمـین هاتون فوروارد کنـید تا من بگـم اگر یک کلـمه بودید اون چـی بود
جوین باشید لطفا

چند روز پیش، اولین برف سال بارید درست همان لحظه که چشم‌هایم را باز کردم، نگاهم به دانه‌های سفید برف که از پشت پنجره مشغول رقص
چند روز پیش، اولین برف سال بارید
درست همان لحظه که چشم‌هایم را باز کردم، نگاهم به دانه‌های سفید برف که از پشت پنجره مشغول رقصی آرام شده بودند برخورد کرد. لبخند کوچکی روی لب‌هایم نشست، اما چشمانم هنوز سنگین از خواب بود. با این حال، صدای برف‌ها را شنیدم؛ صدای آرامش برف ها که لبریز از حس آرامش بود در گوشم زمزمه می‌شد. میخواستم با دانه برف ها صحبتی کنم و از حس درونم که قلبم را منجمد می‌کردند به آن ها بگویم، به برف های سفید رنگ گفتم که دلم برایت تنگ شده، به آن‌ها گفتم که هر ثانیه بیشتر دلتنگت می‌شوم، انگار تک تک نفس هایم برگی به گلبرگ یخ زدهِ دل‌تنگِ قلبم اضافه می‌کرد. به برف ها پیغامی دادم، گفتم به گلبرگ یخی اما گرمم بگویید که من منتظرشم تا در این روز های زمستانی دوباره ببینمش. گرمای وجود من گمگشته است در میان هوای مه‌آلود و سکوتِ سرد شاخه های یخ‌زده.