en
Feedback
💔دل نوشته های من 💔

💔دل نوشته های من 💔

Open in Telegram
183
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-830 days
Posts Archive
. کجایی ... که در این آسودگی تلخ لحظه ها در این تکرار بی بهانهء زندگانی دلتنگتم میگذرد عمر باقی و "افسوس که با میگذرد ، میگذرد" کجایی ... که دلم تنگ تر از بیان دلتنگی ست راه نفسم بسته ست فریاد دلم خاموش بیزارم ، بیزارم و بیزار از این عمر ... 🌺💔💔🥀

دیگر آن دیوانه‌ی رسوای شیدا نیستم خلوتی دارم ولی غم هست تنها نیستم تو نماندی تا کنارم عشق را معنا کنی گر تو یوسف نیستی من هم زلیخا نیستم! گفته بودی مثل مجنون زار و بیمارم شوی نه! نمیخواهم جنون من مثل لیلا نیستم... بغض و تنهایی و دلتنگی و بی‌خوابی و شب از صبوری خسته‌ام ، دیگر شکیبا نیستم لاف ماندن میزنم بی تو ولی باور نکن جان به آخر میرسد تا صبح فردا نیستم... امشب از تنهایی‌ام شاعر شدم چون بعد تو " آنقدر پنهان شدم در غم که پیدا نیستم " دلنوشته... 🌺💔💔🥀

قلمم را برمی‌دارم و از عشق می‌نویسم؛ از نوری که در دل تاریکی می‌تابد و از مهری که مرزها را در هم می‌شکند. هر واژه‌ام پلی است میان دل‌ها و امیدی برای فرداهای روشن‌تر. قلمم را برمی‌دارم و از عشق می‌نویسم؛ از لبخندهایی که میان اشک‌ها جوانه می‌زنند و از امیدی که حتی در سخت‌ترین روزها دست از سر دل برنمی‌دارد. واژه‌هایم را به نسیم می‌سپارم تا شاید دل خسته‌ای را آرام کند و جانی دوباره ببخشد. قلمم را برمی‌دارم،  از عشق می‌نویسم،  در کوچه‌های تاریک،  چراغی می‌افروزم.  واژه‌هایم امید است،  در دل هر شب سرد،  شاید که سحر آید،  با قصه‌ی یک لبخند. به قلم‌هایی که حقیقت را بی‌واهمه می‌نویسند و صدای بی‌صدایان می‌شوند، سلام و درود باد.، سلام و درود باد. شما فانوس‌های روشن شب‌های تاریک این سرزمینید؛ واژه‌هایتان نه‌تنها زخم‌ها را روایت می‌کند، بلکه مرهمی برای جان‌های خسته و جرقه‌ای برای بیداری و امید است. قلمم را بر می دارم و از عشق می نویسم.. قلمم را برمی‌دارم و از دوست داشتن می‌نویسم؛ از لحظه‌هایی که دل به دل نزدیک می‌شود و مهربانی در نگاه‌ها جاریست. واژه‌هایم را به امید لبخند تو می‌نویسم، شاید دلت گرم‌تر شود. دلنوشته..... 🌺💔💔🥀

تو که می آیی عاشقانه ها برایت صف میکشند گنجشک ها دیگر روی درخت بند نمیشوند خورشید مهربان تر میشود باد مردم را نوازش میکند.... زمین آرام تر میچرخد که مبادا ثانیه ها زود بگذرند و وقت رفتن تو فرا برسد! تو که می آیی شب مهربان تر میشود و روز بخیر تر از همیشه می شود! تو که می آیی همه چیز خوب میشود! خوبِ خوب... 🌺💔🥀

. شروع روزی دیگر در سکوت و تنهایی عمیق‌تر به خورشید که نگاه می‌کنم نه آفتابش گرمم می‌کند نه تابش نورش چشمم را روشن. در این سکوتِ سردِ صبح، تنها چیزی که مرا در بر می‌گیرد یاد توست یاد دست‌هایی که حالا در دوردست‌اند و تمام دنیای من در فاصله‌ای محو میان ماست. دل را به چه چیزی دلخوش کنم؟ وقتی هر لحظه‌ی این روز خالی از توست. حتی صدای باد که به پنجره می‌خورد صدای قدم‌هایت را در خود ندارد دست‌هایم در این فضای بی‌تو گم می‌شوند. دلم برای یک نگاه، یک لبخند، برای تنها یک کلام که تو بگویی: «هستم» چنان تنگ شده که گویی تمام هستی‌ام در همین کلمه‌ی بی‌صدا گم می‌شود. در این تنهایی همه‌ی رنگ‌ها به خاکستری می‌روند. و روز، با هر قدمی که بر می‌دارد مثل خیال آغوش تو دورتر و دورتر و بعید می‌شود. 🌺💔💔🥀

. صبح وقتی صدای تو در گوشم می‌پیچد مثل اولین نسیمِ خنک  صبحگاهی ست که از یک خواب سنگینِ شب دلم را بیدار می‌کند. این صدا نه از دور است نه از دنیای دیگری که هر کلمه‌اش مثل لمس دستان توست وقتی که در تاریکی پیش من می‌نشینی. حس می‌کنم وقتی آوای دلنشین تو را می‌شنوم تمامِ رگ‌های بدنم به نام تو تپیدن را آغاز می‌کنند. لب‌هایم، خود به خود نامت را می‌گویند گویی این صدا در خونِ من جریان دارد. این ملودیِ باران مثل تکه‌ای از قلبِ خود توست که به گوش من می‌رسد. چطور باید بگویم؟ که هر بارش کلمه‌اش عشق است هر لحظه‌ جان می بخشد به دل من. 💔💔🥀

. عشق در لحظه پدید می آید دوست داشتن در امتداد زمان این اساسی ترین تفاوت  میان عشق و دوست داشتن است عشق معیارها را درهم می ریزد دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود  عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد... #شبتون_بدورازتنهایی 🌺💔🥀😔

‏آدم های زیادی هستند که هر روز یواشکی دلشان میگیرد برای کسی که هیچوقت قرارنیست‌ به‌همـ برسند و بدتر از آن هیچ وقت نمیتوانند دلتنگیشان را فریاد بزنند و این خودش بد حالت‌ترین حالت یک حال خراب است .... #شبتون_بدورازدلتنگی... 🌺💔💔😔

برای پیدا کردنت همه جا را گشتم... نه در ییلاق بودی..... نه در قشلاق... کمی دیر فهمیدم....... که من تابستان بودم و گرم.. تو زمستان بودی و سرد!...... هر دو یک "سال" بودیم با دو "فصل" متفاوت... 🌺💔🥀😔

‍ آهنگ صدایی در گوشم جاودانه شد که هر وقت زبان به سخن می گشود دلم میخواست زیر تمام بارانهای جهان خیس شدن و رقصیدن را  در تمامی سواحل دریاهای هستی از شور و شوق دویدن و بعد ایستادن و غرق ِ در صدایش نفس کشیدن را ،،، جان ِجانانم دلتنگ شنیدن نامم شده ام با همان مالکیت خاص از زبان تو باز هم دلم پرواز میخواهد در هوای حنجرهء طلایی تو .. 🌺💔🥀😔

همه از درد می نالند و من از پاییز ..... درد من غبار غم گرفته ی این ابرهای نا به سامان پاییزیست که گویی از دالانهای اندوه عمیق قلبم بارور شده اند و میبارند چگونه بیان کنم آوار کلمات فرو ریخته بر دلم را که چون ریزش برگ لخت و تهی می کنند شاخه های درخت آرزوهایم . درد من از این هوای گرفته ست این خزان رنگین که هرچه او رنگ میبازد  من به تنگنای غروب برنایی ام نزدیکتر می شوم ... دلنوشته.... 🌺💔😔🥀

اینروزها همدم سکوتم شعرهایی ست که از تو می نویسم و در سطر سطر آنها  دلتنگ تر می شوم چه ناباورانه نیستی در کنارم چقدر نبودنت دردناک ست  کاش... کاش.. این واژه ها قدرت پرواز داشتند تا به جای نشستن بر بیخ گلویم و خیس کردن چشمانم پر می گشودند و در دل و جان تو می نشستند؛             دلنوشته.... 🌺🥀💔😔

صدایت را هزاران بار در بیتابی های سکوتم دوره می کنم با طنین خنده هایت عشقی می آفرینی که تاعمق قلبم روان می شود با شنیدن آوایت آنچنان محو در خیال و رویای بودنت می شوم که هر نفست نفس می شود برایم و آرامشی می شوی برای چهارگوشه ی تنهاییِ دلم شعری می شوی روان بر رود زلال احساسم و به برکه ی بی جان قلبم جانی دوباره می بخشی از عشق و آنهنگام که غرق در شور کلامت چشمانت را به تصویر می کشم رنگ غم کم رنگ می شود در هجوم این دلتنگی ها..... 🌺💔🥀😔

دلتنگ که میشوم " یادت " رسوب می کند در خاطرم.. " قلبم " بهانه ات میگیرد و " فاصله ها " بغضی می شود در گلوی احساسم.. نمی دانی دوست داشتنت آنقدر شیرین است که جهان برایم زیبا می کند عشقت آنقدر دلنشین است که حتی غرورم را حاشا می کند نمی دانی باتو بودن زیباترین آرزوی من است مرا به دستانت برسان که دستانت مرهم غمهای من است... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌🌺💔😔🥀

. ای زیباترین غزل عاشقانه هایم ای پرشکوه ترین جلوه ی عشق ای آشناترین غریبه ی من ای که بودنت عین زندگی ست ... تو و تبسم زیبای لبانت  آن دلربایی چشمانت را بر گوشه گوشه ی قلبم ترسیم کرده ام ... ای همه ی آرامشم ... دوستت دارم ، به رسم عشق به رسم دلدادگی وبه رسم تمام دنیا فراتر از رویا به توان ابدیت به اندازه ی تمام چیزهایی که نداشته ام و داشته ام دوستت دارم؛ من تو را بر عکس همه ی آدمیان که در آغاز می خواهد دوست داشته شوند بعد دوست بدارند می پرستمت به جان و دوست میدارمت .... تا ابد ویک روز عشق ابدیم... 🌺💔😔🥀

. سهم من هر روز صبح به وقت بیداری پنجره ی نیمه بازی است رو به جاده انتظار اینجا هر روز از تو می نویسم سر قرار صبح بخیر هایم از دوستت دارم هایی می نویسم که هر جای آن مرا در بندِ خیالی شیرین از عشق تو می کشد .... منم آن پرنده ی اسیر پشت پنجره ی انتظار   که در آسمان عشقت جستجو می کنم نگاه خورشیدوار تو را ...... 🌺💔🥀😔

. امروز هم لبخند خورشید سهم من و توست  دلت که گرم شد در فنجان چای آدمها لبخند بریز تا صبح بوی زندگی بوی صداقت ، بوی دوست داشتن و بوی عشق و مهربانی بگیرد الهی زندگیتون مثل صبح پراز عطر خوش مهربانی باشد و روز روزگاری خوبی در پیش داشته باشید دلنوشته.... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌🌺💔😔🥀

. یک روز که بانگاهت واژه های شعرمرا نوازش کنی، برایت مینویسم که هنوز تنها آشنای قلبم تویی... مینویسم که هنوز وجود تو برایم بهشتی ترین مکان زمین است... که تنها آرزویِ باقیمانده ام از دنیا تویی.... مینویسم تا راه خانه ات را گم نکنی که فراموش نکنی تنها ساکن قلب منی... دلنوشته.... 🌺💔😔🥀

. نیمه‌های شب زمانیکه سکوت همه جا را فرا میگیرد ملودی ِ آرامش بخشی در آرامگاه سینه‌ام پخش میشود که فقط به عشق تو مینوازد هرگاه احساس کردی آشوب و اضطراب در وجودت بلوا میکند کافیست سرت را بر پهنای سینه‌ام بگذاری و به نجوای آن گوش جان بسپاری تا معجزهء آرامش را در این بستر امن تجربه کنی ... #شبتون_بدورازدلتنگی 🌺💔🥀

. دل تنگ ِ چشمانی هستم که هرگز ندیده ام اما ، هر سپیده دمان صبح که از خواب بیدار میشوم و پلک از هم میگشایم در قاب خیالی چشمانم تبسم آمیز مرا نظاره میکنند و چقدر آشنا به نظر می آیند گمان میبرم همان چشمانی هستند که هرشب در رویاهای شبانه ام خموشانه بامن به گفتگو می پردازند  ... #شبتون_بی_غم 🌺💔💔🥀