en
Feedback
فلسفه‌‌ ورزی

فلسفه‌‌ ورزی

Open in Telegram

درس‌گفتارها، مصاحبه‌ها و نوشته‌های فلسفیِ «دکتر حمیدرضا سعادت نیاکی» تماس با ادمین: @Doing_Philosophy بازنشر مطالب با ذکر منبع مجاز است.

Show more
Iran152 673The category is not specified
1 589
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
📌عنوان جلسہ پنجشنبہ این هفتہ ٢٧ خرداد ١٤٠٠ ساعت ٢٣:٠٠ دمکراسے غیرلیبرال و اقتدارگرایے دمکراتیک Illiberal democracy and democ
📌عنوان جلسہ پنجشنبہ این هفتہ ٢٧ خرداد ١٤٠٠ ساعت ٢٣:٠٠ دمکراسے غیرلیبرال و اقتدارگرایے دمکراتیک Illiberal democracy and democratic authoritarianism 11 PM, Thu, 21/06/17 با پیوستن بہ کلاب "انجمن فیلسوفان ایرانے"، رأس ساعت ١١ پنجشنبہ وارد جلسہ مےشوید. 🔻 https://bit.ly/3pIC99H

Italian political philosopher, #Norberto_Bobbio (1909- 2004): “to pass a judgement today on the development of democracy in a
Italian political philosopher, #Norberto_Bobbio (1909- 2004): “to pass a judgement today on the development of democracy in a given country the question must be asked, not ‘Who votes?’ but ‘On what issues can one vote?’” (The Future of Democracy, 1989, 157). فیلسوف سیاست ایتالیایی، #نوربرتو_بوبیو (1909- 2004): «امروزه در مورد قضاوت دربارۀ پیشرفت دموکراسی در یک کشور معین، پرسشی که باید مطرح شود این نباید باشد که "چه کسی رأی می دهد؟"؛ بلکه باید این باشد که "در مورد چه موضوعاتی می‌توان رأی داد؟"» (آیندۀ دموکراسی، 1989، 157). @DoingPhilosophy

✍🏻 دلایل مردود برای رأی دادن / گَری گالس 💥 گری گالس (Gary Galles) استاد دانشگاه پپردین (Pepperdine University) یادداشتی با عنوان "!Reasons to Vote Debunked" (دلایل مردود برای رأی دادن) نوشته که در سایت مؤسسۀ میزِس منتشر شده است. بخش‌هایی از این یادداشت را با ترجمۀ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی می‌خوانیم. 🔻با نزدیک‌شدن به روز انتخابات، تلاش‌های دیوانه‌وار... برای افزایش مشارکت رأی‌دهندگان، در حال افزایش است، می‌کوشند با استدلال‌های گوناگون رأی‌دهندگان را به‌منظور به‌کاربندی حق رأی‌شان وادار کنند (آنها را مجاب کنند که رأی بدهند). متأسفانه این استدلال‌ها به‌طور جدی منطق مخدوشی را بازتاب می‌دهند: ✅ «اگر رأی ندهید، صدایی در حکومت نخواهید داشت». این یکی از استدلال‌های متعددی است که بر این فرضِ نادرست مبتنی شده است که رأی‌تان بر مصوبات یا بر کسی که پیروز می‌شود، تأثیر می‌گذارد. اما رأی شما نتیجه را تغییر نخواهد داد. چه به پیروز انتخابات رأی بدهید چه به شکست‌خورده چه [اصلاً] رأی ندهید، تحت همان قوانین... کامیاب خواهید شد یا رنج خواهید کشید [چندان فرقی نمی کند]. ✅ 《اگر رأی ندهید، حق گله و شکایت از حکومت را نخواهید داشت》. این نیز همان فرض نادرست را منعکس می‌کند. حتی اگر شما نتیجه را تعیین کنید، گزینه‌های دوگانه میان کاندیداهای 《قابل انتخاب》و رأی آری یا نه به طرح‌های ابتکاری نوشته شده بر اساسِ منافع خاص، به‌سختی به شما قدرت دستیابی به اولویت‌هایتان را می‌دهد. ... ✅ 《بسیاری... برای دفاع از حق رأی شما جان داده‌اند》. حتی اگر این فرض معیوب را بپذیریم، کسانی که برای... حفظ کشورمان جنگیدند، برای آزادی ما و 《محافظت و دفاع از قانون اساسی...》 چنین کردند، نه برای حق رأی‌مان. ... و اگر اشخاصی به‌خاطر حق رأی جان باختند، چرا هرگز مشارکت مردم به ۱۰۰ درصد نرسیده است؟ ✅ 《رأی دادن وظیفه شماست》. رأی‌دادن یک حق شهروندی است که شامل حق امتناع از رأی‌دادن هم می‌شود، نه یک وظیفه. من حق دارم مست شوم، طلاق بگیرم و مستمند باشم؛ اما این [حق] وظیفه‌ای را برایم ایجاب نمی‌کند که هرکدام آنها را انجام بدهم.... آیا استدلال‌های نامعتبر متعدد برای مجاب‌کردن به دادن رأی حاکی از این است که شما نباید رأی بدهید؟ خیر. ولی بدین معنی است که نباید به دلایل نامعتبر رأی بدهید. 📚📖📝 @DoingPhilosophy

صفحۀ توییتر دکتر حمیدرضا سعادت نیاکی راه‌اندازی شده است. نام پروفایل: Hamidreza Saadat-Niaki نام کاربری: @Saadat_Niaki در صور
صفحۀ توییتر دکتر حمیدرضا سعادت نیاکی راه‌اندازی شده است. نام پروفایل: Hamidreza Saadat-Niaki نام کاربری: @Saadat_Niaki در صورت تمایل، برای مشاهدۀ توییت‌های ایشان صفحه را دنبال بفرمایید.

دیکتاتوری‌های توتالیتر امروزی، تقریباً بدون استثنا از بطن دموکراسی، ولی بر ضد آن برمی‌خیزند (ولو بنیان دموکراسی ضعیف باشد). بنابراین،《باند》ی که می‌خواهد دیکتاتوری توتالیتر ایجاد کند، چاره‌ای ندارد جز اینکه به‌ شکل و شمایل نهضتی دموکراتیک درآید و حتی پس از بر سر کار آمدن نیز در حفظ این ظاهر بکوشد و به عبارت دیگر، آداب و مناسک دموکراسی را به‌جا بیاورد، ولو جوهر و محتوای آن را به کلی نفی کند. 《یادداشت‌هایی در زمینۀ نظریۀ دیکتاتوری》، آزادی و قدرت و قانون. گردآوری، ویرایش و پیشگفتار از #هربرت_مارکوزه ، ترجمۀ عزت‌الله فولادوند، چاپ دوم ۱۳۹۰، ص. ۳۴۳ https://t.me/DoingPhilosophy

✍️ راه رهایی‌بخش جوامع تحت حاکمیت رژیم‌های هیبریدی/ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی / قسمت سوم (پایانی) 💎 با توجه به مطالب بالا، به نظر می‌رسد نخبگان جامعه اعم از روشنفکران و کنشگران سپهر سیاست برای گذار از یک حکومت خودکامه و گونۀ نوین آن (رژیم هیبریدی) به دموکراسی بهتر است زاویۀ دید خود را به‌صورت زیر تغییر دهند: 1. دست از نگاهی که حکومت را کانون سیاست می‌داند، بردارند و بدین ترتیب، حتی به‌انگیزۀ اصلاح نیز ابداً مشارکتی در رویۀ فریبندۀ ظاهراً دموکراتیک رژیم هیبریدی مانند حضور در صحنۀ انتخابات مهندسی‌شده نداشته باشند و مدام تکرار نکنند که بدیل صندوق، دیکتاتوری است؛ به این دلیل که هستۀ اقتدارگرا هیچگاه به آنها اجازۀ تغییر وضع اسفبار موجود را نمی‌دهد و صرفاً از آنها به‌نفع همراه‌کردن بخش غیرطرفدار مردم با خود بهره کشی می‌کند و بالاتر از آن باید تأکید کرد که در رژیم‌های هیبریدی، صندوق نه بدیل دیکتاتوری، که خود، روکش به‌ظاهر زیبایی است که در بطن آن دیکتاتوری نهفته است. 2. به‌جای نگاه حکومت‌محور به سیاست، باید #حوزۀ_عمومی را کانون سیاست قرار داد و آن را کار صرفاً فرهنگی که ربطی به سیاست ندارد و به جایی نمی‌رسد، تلقی نکرد؛ زیرا همان‌طور که #آرنت می‌آموزاند، قدرت زادۀ کنش جمعی انسان‌هاست؛ ولی «آنچه از لولۀ تفنگ بیرون نمی‌زند، قدرت است». تأثیرگذاری قدرت در این نگاه نمونه‌های عینی نیز داشته است که جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکا و جنبش‌های سرتاسری و مقاومت مدنی در اروپای شرقی که نتیجۀ آن به زیر کشیدن رژیم‌های کمونیستی بود، از جملۀ آن است. 3. برای شکل‌دادن و تحقق این عرصه، باید روحیۀ شجاعت در پاره‌کردن غل‌وزنجیرهایِ ذهنیِ برآمده از افکارِ پوسیده را تقویت کرد و استدلال‌ورزی و #دیالوگ مبتنی بر عقل بشری- نه هیچ منبع دیگر- و تفکر انتقادی (critical thinking) را با نشان‌دادن فکت‌های ملموس، تنها راه نجات جامعه معرفی کرد. دیالوگ در معنای حقیقی آن، به‌خودی‌خود، خشونت و نفرت موجود در جامعه را می‌زداید؛ زیرا خشونت و نفرت محصول خودحق‌بینی مطلق است؛ در حالی که عنصر بنیادی دیالوگ، پذیرش این اندیشه است که تمام حقیقت نزد ما موجود نیست، ممکن است طرف مقابل نیز وجوه دیگری از حقیقت را بداند و گفت‌وگو پنجرۀ ذهنیت هر دو طرف را به سوی حقایق جدید می‌گشاید. نهادینه‌شدن این امور گرچه بسیار زمان‌بَر و طاقت‌فرسا، اما نتیجۀ آن، پایدار و ریشه‌ای‌ است و همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، به نظر می‌آید راه میانبُری وجود نداشته باشد. @DoingPhilosophy قسمت اول از اینجا قسمت دوم از اینجا

✍️ راه رهایی‌بخش جوامع تحت حاکمیت رژیم‌های هیبریدی/ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی / قسمت دوم ❇️ راه رهایی‌بخش در چنین وضعیتی با توجه به مطالب زیر تاحدی روشن می‌شود: 1. معمولاً کانون سیاست از منظر کنشگران سیاسی و روشنفکران در جوامع استبدادی، «حکومت» تلقی می‌شود که درواقع، متأثر از نگاه هابزی به سیاست است. در این نگاه، هر تأثیری در سیاست، فقط از رهگذرِ حفظ یا اصلاح یا برانداختنِ حکومت امکان‌پذیر دانسته می‌شود. در مقابل این تلقی، دیدگاه دیگری وجود دارد که کانون سیاست را نه حکومت و انواع مواجهه‌های ذکرشده با حکومت، بلکه #حوزۀ_عمومی می‌‌داند؛ عرصه‌ای که در آن بر پایۀ گفت‌وگوی عقلانی- انتقادی (دیالوگ) دربارۀ امر عمومی، عقیدۀ عمومی (public opinion) به‌مثابۀ امری مشترک شکل می‌گیرد که زندگی جمعی را سامان می‌بخشد. 2. محصول کنشِ کنشگران حوزۀ عمومی، قدرت سیاسی است که با ایجاد عقیده‌ای عمومی، در موضع هم‌‌زورِ قدرتِ رژیم حاکم، کارکرد مهار قدرتِ [حکومت] را دارد. 3. در رژیم‌های استبدادی و گونۀ اخیر آن، یعنی رژیم‌های هیبریدی دو مشکل اساسی وجود دارد: الف. انواع خشونت حکومت دیکتاتور علیه کنشگران حوزۀ عمومی. ب. فقدان فرهنگ دیالوگ در بین افراد جامعه و وجود فضای تنفر و خشونت میان آنها که نتیجۀ آن عدم تشکیل حوزۀ عمومی است (حجم بالای خشونت را با نگاهی گذرا به کامنت‌هایی که زیر برخی پُست‌ها در فضای مجازی گذاشته می‌شود، می‌توان مشاهده کرد). مسبب اصلی خشونت، همان رژیم هیبریدی حاکم است؛ چراکه چنین رژیم‌هایی بخش ایدئولوگ طرفدار حکومت را به «هم‌وطن‌فروشی» تحریک و با به جان هم انداختن مردم، دوام حکومت را تضمین می‌کنند. ادامه دارد... @DoingPhilosophy قسمت اول از اینجا

✍️ راه رهایی‌بخش جوامع تحت حاکمیت رژیم‌های هیبریدی/ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی / قسمت اول 🔻#رژیمهای_هیبریدی (دو بُنی) (hybrid regime) (که متشکل از یک هستۀ سخت و غالب اقتدارگرا و یک پوشش صوری و پوشالی از ظواهر دموکراتیک- اما خالی از عناصر برسازندۀ دموکراسی واقعی- نظیر برگزاری انتخابات مهندسی‌شده هستند،) جان‌سخت‌تر از آنند که برخی تصور کنند بساطشان با مبارزۀ رودررو برچیده می‌شود. دلیل روشن آن این است که رژیم‌های هیبریدی بخشی از مردم را با ایدئولوژیِ پشتیبانِ هستۀ سختِ اقتدارگرا و برخی دیگر را از راه فریب به‌وسیلۀ پوشش صوری و ظاهری سازوکار دموکراتیک، با خود همراه می‌سازند. این حقیقتی تلخ، اما واقعی است که روشنفکران چنین جوامعی به‌خاطر فرورفتن در فضای ذهنی خود از آن غفلت می‌ورزند. 💥روشنفکران جوامع موردنظر نمی‌توانند تا ابد خود را با تکیه بر مصادیق مبهم واژۀ «مردم» بفریبند؛ واژه‌ای که رژیم‌های هیبریدی حاکم نیز با آنان (روشنفکران) در این مسئله مشترکند که خود را پشت‌گرم به مصادیق آن می‌دانند. این دسته از روشنفکران به‌واسطۀ ابتلا به #آرزواندیشی مصداق این سخن #هانا_آرنت هستند که: «شکل‌گیری حکومت‌های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته‌بین و حقیر ممکن نیست. اینگونه روشنفکران در عمل، به رژیمی خدمت می‌کنند که مدعی مبارزه با آن هستند». 🔅پشت‌سرگذاشتن تجربۀ شکست‌های پی‌درپی در وضعیت شبه‌انسدادی ـــــ (وضعیتی که از یک طرف، انقلاب به‌صلاح نیست و از طرف دیگر، نفوذ در بدنۀ یک رژیم هیبریدی و اشتغال در مناصب تأثیرگذار به انگیزۀ رفرم ممکن یا مؤثر نیست) ـــــ لگام شتابزدگی‌های ناشی از آرزواندیشی را می‌کِشد و این نکته را گوشزد می‌کند که راهی میانبر و در عین حال، پایدار وجود ندارد و عبور از استبداد به دموکراسی واقعی راهی پُرپیچ‌وخم و بلندمدت است. کدامین راه احتمالاً رهایی‌بخش خواهد بود؟ ادامه دارد... @DoingPhilosophy

امتداد سیاسی- اجتماعی فلسفۀ اسلامی؛ امکان‌ها و امتناع‌ها- #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی @DoingPhilosophy

⚫️ ادموند گتیِه (Edmund Gettier) (31 اکتبر 1927، بالتیمور ایالت مریلند آمریکا) بنابر اخبار منتشره در شبکه‌های اجتماعیِ امروز،
⚫️ ادموند گتیِه (Edmund Gettier) (31 اکتبر 1927، بالتیمور ایالت مریلند آمریکا) بنابر اخبار منتشره در شبکه‌های اجتماعیِ امروز، سه‌شنبه 24 فروردین 1400، دو هفتۀ پیش، 28 مارس 2021 در بی‌خبری رسانه‌ای در سن 93 سالگی از دنیا رفت. 🔺شهرت او به‌خاطر طرح اشکالی است که در 1963 با مقاله‌ای سه‌صفحه‌ای تحت عنوان «Is Justified True Belief Knowledge» در مجلۀ Analysis به تعریف رایجِ سه‌بخشی (تعریف #افلاطون در محاورۀ تئوتتوس) از معرفت گزاره‌ای (باور صادق موجه) وارد ساخت و پس از 25 قرن، آن را به زیر کشید. این اشکال به «مسئلۀ گتیه» (Gettier problem) شهرت یافت. #گتیه با دو مثال‌ نقض نشان می‌دهد باور صادق بودن شروط لازم‌اند؛ نه کافی. بنابراین، می‌توان به حکمی باور داشت و برای آن باور دلایل موجّهی ارائه کرد؛ اما بدان معرفت و شناخت نداشت. تمامی رهیافت‌هایی که کوشیده‌اند معرفت و شناخت را تحلیل کنند، به‌نحوی اشکال #گتیه را وارد دانسته‌اند. بدین ترتیب، #گتیه تحولی اساسی در معرفت‌شناسی قرن بیستم ایجاد کرد. یادش گرامی. @DoingPhilosophy

حقوق بشر بر مبنای فلسفۀ کانت در جهان عصر روشنگری سر برآورده که بر پایۀ عقل خودبنیاد سوژه (سوبژکتیویته) سامان یافته است. پایۀ
حقوق بشر بر مبنای فلسفۀ کانت در جهان عصر روشنگری سر برآورده که بر پایۀ عقل خودبنیاد سوژه (سوبژکتیویته) سامان یافته است. پایۀ حقوق بشر در فلسفۀ او، غایت‌بودن بشر است که ریشه در خودآیینی دارد. داعیۀ کانت نیز متأثر از عصر روشنگری، جهان‌شمول است. حال اگر این اندیشه را به زمینه و زمانۀ کنونی و جهان‌بودگی فعلی ترجمه کنیم، کانت در بحث حقوق بشر چه ارمغانی برای «ما» می‌تواند داشته باشد؟ بیان دو مطلب برای نیل به پاسخ به این پرسش لازم است: یکی، تبیین ویژگی گلوکالیِ جهان‌‌بودگیِ کنونی ایرانیان و دیگری، یافتن دستگاهی مفهومی و روشی هرمنوتیکی به‌منظور برقراری گفت‌وگو با کانت و قراردادن فلسفۀ حقوق بشر وی در افق جهانِ انسان معاصر ایرانی. بخشی از کتاب حقوق بشر در فلسفۀ کانت: جهانمندی خاص ما و حقوق بشر تألیف #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی

✍️ در ردّ استدلال به تناسب یا عدم تناسب با هنجارهای فرهنگی جامعه/ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی 💎 انسان‌شناسان معمولاً فرهنگ را به مجموع آرمان‌ها (ideals)، ارزش‌ها (values)، هنجارها (norms) و معیارهای (standards) مقبول جامعه تعریف می‌کنند که از بدو تولد فرد را در بر گرفته و هر فرد به‌مثابۀ عضوی از جامعه آنها را در روند فرهنگ‌پذیری (enculturation) می‌آموزد و بدین ترتیب، درونی و نهادینه (internalized) می‌شوند و افکار، عقاید، باورها و رفتارهای فرد را جهت‌دهی می‌کنند. (مراجعه کنید به: Haviland , W. A. 1989, Anthropology. P. 278) 🔻 بسیاری اوقات شنیده می‌شود که در تأیید، تحسین و یا تقبیحِ ابراز باور و عقیده و نیز سرزدنِ رفتاری مشخص به تناسب یا عدم تناسب آن با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی جامعه استناد می‌شود؛ برای مثال، در اثبات مطلوب‌بودن نوع خاصی از پوشش و نامطلوب‌بودن نوع دیگری از پوشش نظیر برهنه‌بودن سر زنان در اجتماع یا نمونه‌های بسیار دیگر به سازگاری یا عدم سازگاری آنها با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی جامعه استدلال می‌شود. پرسش این است که این نحوه دلیل‌آوری چه وزنی در ترازوی #فلسفه‌ورزی دارد. 💥 در پاسخ توجه به چند نکته لازم است: 1️⃣سخن بر سر درستی یا نادرستی شیوۀ استدلال به طریق مذکور است، نه رد یا دفاع محتوای آنچه با روش گفته‌شده به سود یا زیان آن استدلال می‌شود. 2️⃣پروسه‌ای که با اصطلاح «فرهنگ‌پذیری» از آن یاد می‌شود، تنها جنبۀ توصیفی (descriptive) از واقعیتی دارد که برای هر فرد به‌سبب عضویتش در جامعه‌ای خاص روی می‌دهد و هیچ دلالتی بر درستی و صدق (truth) یا بر روایی اخلاقیِ (moral permissibility) چیزی که در این پروسه درونی و نهادینه می‌شود، ندارد و چه بسا آن چیز در ترازوی عقل نادرست یا اخلاقاً ناروا باشد؛ بنابراین، موافقت یا عدم موافقت با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی یک جامعه نمی‌تواند معیار قضاوت اخلاقی در مورد باور، عقیده یا رفتار فردی که در آن جامعه زندگی می‌کند قرار بگیرد. 3️⃣گرچه فرهنگ جامعه افکار و رفتارهای فرد را از کودکی جهت‌دهی می‌کنند؛ اما انسان به‌دلیل برخورداری از عقل و قدرت استدلال می‌تواند از ریلی که با جریان فرهنگ‌پذیری در نهاد او گذاشته شده است خارج شود و مسیر دیگری را برگزیند؛ هرچند تعداد انسان‌هایی که از قدرت فراروی برخوردارند بسیار بسیار اندک است و معمولاً انسان‌ها تا پایان عمر در همان چهارچوب ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی (cultural norms) باقی می‌مانند یا حداکثر آنها را به اشکال گوناگون در نهاد خود بازمی‌آرایند و در عین حال گمان می‌کنند که از چهارچوب هنجارها و ارزش‌های فرهنگی عبور کرده‌اند. https://t.me/DoingPhilosophy

عنوان یادداشتِ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی در نشریۀ تقریرات (شماره دهم)، «امتداد سیاسی- اجتماعی فلسفۀ اسلامی؛ امکان‌ها و امتناع
عنوان یادداشتِ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی در نشریۀ تقریرات (شماره دهم)، «امتداد سیاسی- اجتماعی فلسفۀ اسلامی؛ امکان‌ها و امتناع‌ها» است. @DoingPhilosophy

🔸انتشار دهمین شماره مجله تقریرات به لطف خدا شماره دهم مجله تقریرات در آستانه نوروز ۱۴۰۰ منتشر شد. در این شماره به دو پرسش اص
🔸انتشار دهمین شماره مجله تقریرات به لطف خدا شماره دهم مجله تقریرات در آستانه نوروز ۱۴۰۰ منتشر شد. در این شماره به دو پرسش اصلی پرداخته‌ایم: 1️⃣دیدار پاپ و آیت‌الله‌ سیستانی چه اهمیتی داشت؟ 2️⃣آیا از آثار فیلسوفان مسلمان می‌توان نظریات سیاسی و اجتماعی برداشت کرد؟ ✅همچنین متن رساله‌ای منسوب به شیخ بهایی درباره فرقه‌های صوفیه و مقاله‌ای درباره برخی مبانی و آرای فقهی و اصولی مرحوم آیت‌الله‌ شریعتمداری در آستانه سی و پنجمین سالگرد درگذشت وی از دیگر مطالب شماره دهم تقریرات است. ❇️مراکز فروش: 1⃣قم: ✅دکه‌های مطبوعاتی شهر ✅کتاب‌فروشی خانه کتاب در چهارراه بیمارستان(شهدا) 2⃣تهران: ✅کتاب‌فروشی اسم (بین خیابان‌های ابوریحان و فلسطین، نبش بن‌بست سروش، پلاک ۱۱۲۶) ✅دکه روزنامه‌فروشی روبه‌روی در اصلی دانشگاه تهران (جنب انتشارات خوارزمی) 3⃣دیگر خوانندگان عزیز هم پس از پایان تعطیلات نوروزی می‌توانند به اینجا پیام دهند تا مجله را با پست برای آنها بفرستیم. @taqriraat

به نظر شما کدام‌یک از اهالی فلسفۀ زیر در پانزده (15) سال اخیر بر فضای فرهنگی فارسی‌زبانان تأثیرگذارتر بوده است؟
Anonymous voting

#Schopenhauer : Die Wahrheit ist keine Hure, die sich Denen an den Hals wirft, welche ihrer nicht begehren: vielmehr ist sie
#Schopenhauer : Die Wahrheit ist keine Hure, die sich Denen an den Hals wirft, welche ihrer nicht begehren: vielmehr ist sie eine so spröde Schöne, daß selbst wer ihr Alles opfert noch nicht ihrer Gunst gewiß seyn darf. Die Welt als Wille und Vorstellung #شوپنهاور : حقیقت فاحشه نیست که بازوان خود را به گردن هر بی‌سروپایی بیاویزد؛ برعکس، زیباروی مستوره‌ای است که حتی مردی که همه چیز را فدای او کند باز نمی‌تواند از دست‌یافتن به او اطمینان‌ِخاطر داشته باشد. جهان همچون اراده و تصور

منتشر شد: 📚 حقوق بشر در فلسفۀ کانت؛ جهانمندی خاص ما و حقوق بشر| نویسنده: حمیدرضا سعادت نیاکی | چاپ اول | نقد فرهنگ | 1399 |
منتشر شد: 📚 حقوق بشر در فلسفۀ کانت؛ جهانمندی خاص ما و حقوق بشر| نویسنده: حمیدرضا سعادت نیاکی | چاپ اول | نقد فرهنگ | 1399 | ♦️خرید آنلاین از فروشگاه اینترنتی انتشارات نقد فرهنگ 🛵 ارسال از طریق پست 🛒برای خرید کتاب روی این لینک کلیک کنید🛒 🟠به اینستاگرام نقد فرهنگ بپیوندید🟠

📝 به بهانۀ روز عشق/ #دکتر_حمیدرضا_سعادت_نیاکی 💥با قطع‌نظر از آنچه برخی هویت‌طلبان وطنیِ مُصِر بر قراردادن تقابل آشتی‌ناپذیر میان سپندارمذگان (جشن اسپندگان) ایرانی با ولنتاین "غربی" می‌گویند و هویت سیال بشر را نادید می‌گیرند؛ جدا از نظر چپ‌مسلکانی که ولنتاین را زاییدۀ دنیای سرمایه‌داری برای حقنه‌کردن ارزش‌های فردگرایانۀ بورژوازی، برندسازی و سود اقتصادی حاصل از فروش اقلام ابراز #عشق‌ برمی‌شمرند و سوای نظر آن دسته از منتقدان مدرنیته که با تحلیل ریشه‌های #عشقِ «رمانتیک»، روزگار مدرن را روزگار بر صدر نشستنِ «عشق اروسی» در برابر «عشق آگاپه‌ای» و «فیلیایی» می‌‎انگارند و معتقدند باید بر آن شورید و افسانۀ بی‌نام‌ونشان والنتینوس، قدیس رومی، را به کناری افکند و نمادهای این نوع عشق‌ورزیِ بی‌ریشه، از جمله روز ولنتاین را به سبک شعر «ولنتاینِ» کرول ان دافی،شاعر مشهور بریتانیایی، به سخره گرفت، به نظر می‌رسد - فارغ از اینکه تمامی ایده‌های اشاره‌شده در جای خود قابل نقد است- نباید کارکردهای ارزشمند #عشق در توجه به #دیگری و در نتیجه، رقم‌زدن جهانی بهتر، خوش‌تر و زیباتر را از نظر دور داشت. 💌#ژان_لوک_نانسی (Jean-Luc Nancy) فیلسوف 80سالۀ فرانسوی، متأثر از #لویناس بر این باور است که #عشق اتونومی و در-انحصار-بودگی فرد را درهم می‌شکند؛ در آن گشایشی ایجاد می‌کند و فرد رو به #دیگری گشوده می‌شود. #عشق همواره نوعی از شکستگی است؛ چراکه هر عشقی -حتی مسرّت‌بخش‌ترین آن- «من» را درهم می‌شکند. #عشق نوعی کردار اعتلاجویانه است. این «اعتلا» به‌معنای گونه‌ای برتریِ «خود» یا «دیگری» نیست؛ مقصود از آن، گشودگی «خود» است،نه به‌حالت زخم‌خوردن، بلکه به‌صورت آشکارشدن و بیرونِ «خود» را تجربه‌کردن. نانسی در Shattered Love، صفحۀ 260، می‌نویسد: «از آنگاه که #عشق به وجود می‌آید، از آن زمان که ناچیزترین تأثیر #عشق پدید می‌آید، این شکاف هستی‌شناختی پدیدار می‌شود که رشته‌های دل او را می‌بُرد و جدا می‌کند. تنها یک #بوسه کافی‌ست،... مشروط به آنکه برخاسته از #عشق باشد. ...» روز جهانی #عشق مبارک ❤️💞💝♥️🌹🌹🌹 https://t.me/DoingPhilosophy

sticker.webp0.62 KB