حسین جمالی پور /تفکر فلسفی
Open in Telegram
📚نویسنده و پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اگزیستانسیال/ 📍مشاور فلسفی ارتباط با من جهت رزرو وقت؛ 👉 @Existential_Counselor
Show more4 484
Subscribers
-224 hours
-57 days
-6030 days
Posts Archive
🔻 نه عه اعدام
تکلیف روحانیون و علمای شیعه که معلوم است! آنها از اعدام استقبال میکنند!
اما پرسش من این است که این همه استاد دانشگاه که هر کدام یک کانال شخصی و صفحه ی مجازی دارند، چرا صدای کسی در برابر این همه اعدام بلند نمی شود؟!
این روشنفکران که در حقیقت تاریکفکرانِ روزگارِ ما هستند، چرا بزدلی خود را کنار نمی گذارند!
مردی از خویش برون آید و کاری بکند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
غم انگیزترین وضعیت این است که می بینی، متولدین دهه ی ۳۰ و ۴۰، جوانانی که متولد دهه ی ۷۰ و ۸۰ هستند را اعدام می کنند!
یعنی همان هایی که رای "آری به جمهوری اسلامی" دادند، و خود باعث و بانی سالها شکست، فقر، بحران سازی و نابودی جامعه ی ایران بودند، حالا فرزندانِ خود را اعدام می کنند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
اگر تمام درختان خیابانها را چوبهی دار کنید،
و اگر تمام طنابها را طناب دار،
نمیتوانید حقیقت را اعدام کنید!
اگر تمام خانه ها را زندان کنید،
و اگر مردمان را پشت پنجره ی اتاق شان زندانی کنید،
نمی توانید آزادی را در بند کنید!
خون، پاکشدنی نیست؛ این خشمِ تراکم یافتهی یک ملت را نمیتوانید با گورهای گمنام دفن کنید.
کِل کشیدن، امروز کارِ شماست! شادی می کنید! اما در حقیقت این کل کشیدن ها، نشانه ی ترسِ شماست!
هر طنابی که میبافید، حلقهای است بر گردن آیندهی خودتان؛
و هر چوبهی داری که برپا می کنید، میخِ دیگری است بر تابوتِ ظلمتان.
بکُشید، سرکوب کنید و گورها را عمیقتر بکنید،
اما بدانید از خون هر بیگناه، هزاران فریادِ بیدار بیرون خواهد زد.
شما حاکمانِ ترسیدهای هستید که از سایهی خود نیز می لرزید؛
چرا که خوب میدانید هیچ جلادی نتوانسته است از قانونِ تاریخ بگریزد!
تاریکی شما رو به پایان است؛
چوبههای دارتان بهزودی آتش خواهند گرفت،
و از خاکسترِ این ظلمت، انتقامِ حقیقت نازل خواهد شد!
#ابوالفضل_سپاهی
#امیرحسین_صفری
🖋 #حسین_جمالی_پور
آیا #خودکشی در راه است؟!
یک ابزورد و پوچیِ سیزیف وار در نسل جدید درحال شکلگیری است!
پوچیِ حاصل از موقعیتِ تاریخی و اجتماعی-سیاسیِ ما.
آنهایی که امید میدهند که توافق با جمهوری اسلامی ما را از بحران نجات میدهد، باید به این مسئله نیز بیندیشند که اگر در دوران پساجنگ، سرکوبها تشدید بشود، سیلی از خودکشی و مرگ های غیر طبیعی، در جامعه به راه خواهد افتاد...
آنهایی که نتوانند صدای شان را بلند کنند، به زندگی پایان خواهند داد!
حالا تو بنشین و تماشا کن!
✍️#حسین_جمالی_پور
اگر آدمی بیمار شود و طبیبی نباشد، اگر تحمل درد را نداشته باشد، یا خودش زندگی را تمام می کند یا در آخر درد او را می کشد؛
ما در این عالمِ سراسر درد و رنج، تنها، رها شده ایم؛ هیچ پناهی نداریم و هیچ چاره ای نداریم مگر هریک از ما طبیب و شفایِ همدیگر باشیم!
من طبیبی دارم به نام #حافظ و شفایِ من، دیوانِ اوست!
گاهی به او پناه می برم!
در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کن
که همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است
مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهر
که صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است
اگر حافظ زنده بود و میخواست به زبانی ساده سخن بگوید، می گفت؛
رندی و یک رنگی، پرهیز از ریا و تکبر، عمل در محدوده ی توان، سخن از زندگی و عشق و دمیدنِ امید در روحِ انسانِ دردمند، شفایِ یک طبیبِ جهان دیده است!
چنین ویژگیهایی در خود بپروریم تا پناه و شفایِ همدیگر باشیم!
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻این آشفته بازارِ ایران!
به وضعی دچاریم که آنکه از آزادی و آزادگی سخن می گوید، خود دیگران را اسیر کرده است!
آنکه از دموکراسی سخن می گوید، خود تحملِ تفاوتها و نگرشهای متفاوت با خود را خفه می کند!
آنکه از بهشت سخن می گوید جهان را جهنم کرده است!
آنکه حق سخن می گوید، توانِ شک بر باورِ خود را ندارد!
آنکه دعوت و به روشنی می کند، خود در تاریکی گرفتار است!
و آنکه از عدالت دم میزند، ترازو را به نفع خود سنگین میکند!
آنکه از عشق و صلح میگوید، در خلوت خود خنجر کینه تیز میکند!
آنکه سنگ محرومان را به سینه میزند، بر شانه ی مردم همچون تختِ غارتِ آنان تکیه زده است!
آنکه خود را طبیبِ دردهای جامعه میداند، خود ریشهٔ اصلیِ بیماری است!
و آنکه ادعای هدایتِ خلق را دارد، خود سالهاست که راهِ خانه اش را گم کرده است!
و آنکه پیام آورِ معنایی برای زندگیست، خود در اعماقِ پوچی و بی معنایی، دست و پا می زند!
گویی در عصرِ «نقابها» زیست میکنیم؛ جایی که واژهها زیباترین جامه ها را بر تن دارند، اما رفتارها عریانتر از هر زمان دیگری، زشتی و پلشتیِ باطنِ مدعیان را فریاد میزنند. در این آشفته بازار، حقیقت مظلومترین واژهای است که دست به دست میشود تا تنها ابزاری باشد برای توجیهِ منفعتِ صاحبِ قدرت.
🖋 #حسین_جمالی_پور
آیا کسی هست که بگوید ما تاوانِ کدام گناهِ کبیره و سرپیچی را می دهیم؟
شما که روزشمارِ نابودی اسرائیل را بر در و دیوار شهر فریاد می زدید!
چه شد؟
چرا نسل شما گرفتارِ چنین جهلی شده است؟
چرا این نسلِ مفلوکِ پیشانی سیاهِ ما باید این همه تاوان بدهد؟
کشتن نیکا و مهسا و خدانور و هزاران جوان، کم بود؟
سال ها غارت خاک و سنگ و چوب و آب و زندگی کم بود؟
حالا که ایران برای تان جای ماندن نیست، می خواهید مزرعه را آتش بزنید؟
مرگ بر شما...
🔻 ما بی حس شده ایم؛
وقتی سالها دروغ میگویی، حاصلش ملتی است که بیتفاوت و بی حس ایستاده و در حال تماشای ویرانی وطنش میگوید: «فقط بذار اینها برن!»
وقتی برای بیگانگان میلیاردها دلار هزینه میکنی اما کودکان خودت دارو ندارند، ترک تحصیل می کنند، رها می شوند؛ وقتی زیر زمین خرج جاهطلبیِ هستهای میکنی و روی زمین میلیونها نفر را بیخانمان می کنی، یعنی حکومت را فقط برای غارت میخواهی.
و " نتیجه اش می شود بی حسی و بی تفاوتی"
وقتی پاسخِ شکم گرسنه و جوانِ ناامید را با گلوله میدهی، یعنی مردمت را برده میخواهی، نه شهروند آزاد.
و " نتیجه اش می شود بی حسی و بی تفاوتی"
وقتی در دو شب هزاران جوان معترض را در کفن می پیچی و فریادِ معترضان بیدفاع را خفه می کنی، با هر قطره خون، دیواری از کینه میسازی که دیگر هیچ پُلی از آن عبور نخواهد کرد.
" نتیجه اش می شود بی حسی و بی تفاوتی"
وقتی نخبگان را فراری میدهی، فقر را حاکم میکنی و راههای تغییر مسالمتآمیز را میبندی، جامعه را به جایی میرسانی که فروپاشی را تنها راهِ خلاصی بداند.
" نتیجه اش می شود بی حسی و بی تفاوتی"
مردم ما وطن را دوست داشتند و دارند، اما می دانند که با شما این وطن وطن نمی شود؛ آنها تماشاگرانی بی حس شده اند، چون شما زندگی را از آنها گرفتید. آنها اکنون تنها کاری که می توانند بکنند، تماشای این صحنه ی تراژیک است!
وقتی مردم چنین بی حس شده اند، انگار آنها به این نتیجه رسیده اند که ایرانِ ویرانِ بدون شما، بهتر است!
و این بزرگترین فاجعه است که مردمی به چنین وضعی دچار شوند!
حکومتها پیش از آنکه با جنگ یا بحران سقوط کنند، در ذهن و قلب مردمانشان سقوط میکنند. بیتفاوتیِ امروزِ جامعه، پاسخ به سالها جنایت، غارت و سرکوب است. وقتی مردم با سکوت به تماشای سوختن خانه مینشینند، یعنی کارِ آن ساختار تمام شده است.
🖋 #حسین_جمالی_پور
راه دیگری باید یافت!
برای یک دیکتاتور و برای یک ساختارِ مافیایی، بین یک سرباز در ایرانشهر، با یک جوانِ معترض در مشهد و رشت، هیچ تفاوتی نیست!
از نگاهِ آنها، همه زائد اند!
همه باید فدایِ بقای حکومت بشوند!
در عجبم از آن دسته ای که تصور می کنند اگر در این شرایط از جمهوری اسلامی حمایت کنند، حمایت شان مساوی با خدمت به کشور است!
نه بزرگوار ؛ کسی که امروز هم معترض را اعدام میکند و هم سربازان را گوشت جلوی توپ؛ فردا که از این مخمصه بیرون آمد، به هیچ کس رحم نخواهد کرد!
راه دیگری باید یافت!
🖋 #حسین_جمالی_پور
یکی از نشانه های خردمندی این است که من درک کنم، هر انتخابی و تصمیمی که در فضای سیاسی می گیرم، سرنوشت بسیاری را تغییر می دهد!
آنچه امروز به آن نیاز داریم، از جنس چنین خردمندی است!
ما بسیار حرف می زنیم و ادعای بسیار داریم!
اما واقعیت چیزی نیست جز فلاکت و نابودی؛ که حاصل تصمیمات مدعیانی است که تصور می کنند صاحب خرد هستند!
دردآور این است که اکثریت این مدعیان عواقب رنج آور تصمیم خود را تجربه نمی کنند و مردم کوچه و بازار هستند که هزینه و تاوان می دهند!
بیایید کمتر حرف بزنیم، بیشتر فکر کنیم!
برای زندگی ارزش قائل باشیم!
این مردم عروسک خیمه شب بازی نیستند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻دردِ خودشیفتگی!
پرسید چرا این همه درد پایان نمی یابد!؟
گفتم چون این ساختار و حکومت، بر دوشِ روشنفکرانی است که نیازمندِ دیده شدن هستند! آنها نیاز دارند در برنامه ها و رسانه ها دیده شوند تا مردم آنها خیره شوند و نیاز و شهوتِ شهرت را ارضا کنند!
آنها برج عاج نشسته اند و خود را داناتر می دانند، حال که کشور به ویرانی رفته است، مردم از زندگی خسته شده اند و اما طایفه ی روشنفکران همچنان مدعی هستند که عاقلان این ملت و قوم هستند.
آنها حقیقت را در لای کتابهای قطور و نظریههای جستوجو میکنند، کانت و هگل می خوانند، از جملات پوپر و آرنت مایه می گذارند، مقالات و گزارش می نویسند!
حال آنکه حقیقت امروز در سفرهای خالیِ سفرهنشینان و چهرههای درهمکشیده از فقر تپش میزند. ویرانیِ ملک را با واژههای شیک و اتوکشیده توجیه میکنند و از عمقِ فاجعه، تنها برای خود ردیفی از جملاتِ فیلسوفانه میسازند تا در محافلِ اشرافیشان به رخ یکدیگر بکشند.
روشنفکرِ برجنشین، درد را نمیفهمد؛ او تنها «نظریهٔ درد» را بلد است. برای او، مردمی که زیر بارِ تورم، تبعیض و ناامیدی کمر خم کردهاند، نه انسانهایی با گوشت و پوست و استخوان، که صرفاً آمارهای یک مقالهٔ سیاسی یا جامعهشناختی هستند.
باید به این طایفهٔ مدعی گفت؛
عقلانیتی که نتواند چراغی در تاریکیِ یک ملت برافروزد و مرهمی بر زخمِ ناسورِ جامعه باشد، عقلانیت نیست؛ اسارت در پیلهٔ خودشیفتگی است.
عاقلِ واقعی آن کسی نیست که از دور دستارِ مصلحت بر سر میبندد و برای ویرانهها مرثیه میسراید؛ عاقل آن است که دستِ کم یک آجر از روی دوش این مردم خسته بردارد. ملتی که از «زندگی» خسته شده، به تئوریهای انتزاعی شما نیازی ندارد؛ به شجاعت، صداقت و همدلیِ واقعی نیاز دارد. تا زمانی که چشم بر این واقعیت عریان بستهاید، شما نه مغز متفکر این قوم، که تماشاگران بیدردِ سقوط آن هستید.
روشنفکری که هر روز از همدردی،همبستگی، دموکراسی، وطن و توسعه سخن می گوید، اما به مخالفانِ خود " ایرانیانِ بی شناسنامه" می گوید؛ بی تردید یک خودشیفته است که تمنای دیده شدن دارد، نه تمنایِ توسعه ی وطن!
این مدعیان که خود را مغز متفکر تصور می کنند، دچارِ " کوریِ اخلاقی" شده اند! از نگاه آنها، راه و روشِ خودشان تنها راهِ نجات ایران بوده است؛ حال آنکه خود هزینه ی راه و روش خود را ندادند و تنها تماشاگرانِ خون های ریخته شده ی خیابان بودند! و جوانان وطن بودند که در کفن پیچیده شدند!
آنها فقط تماشاگرانی خوبی بودند و هستند! خودشیفتگان همیشه تماشاگرِ فقر و فلاکتِ دیگران بودند! چرا که بالا نشینی برای آنها لذتی بس فراتر از هرچیزی دارد!
🖋 #حسین_جمالی_پور
اثری ارزشمند در باب تصوف _ مشایخ نقشبندیه
نویسنده: احمد احمدی
جهت تهیه و خرید اثر مزبور از طریق آیدی مٶلف کتاب اقدام فرمایید:
@ahmadi_1423
🔻فراخوانِ داستانِ کوتاه
تصمیم دارم روایت های شما را از ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ بشنوم و در قالب داستان کوتاه منتشر کنم.
شما اگر در آن دو شب در کنار فردی بودید که کشته شده است، می توانید روایت و مشاهدات خودتان را با من به اشتراک بگذارید.
این مجموعه داستان تلاش میکند روایت های مختلف را از زبان دوست، همسر، فرزند، برادر، خواهر یا هر فردی که در آن شب عضوی از خانواده اش را از دست داده است را روایت کند.
اگر مایل هستید شما مشاهدات خودتان را روایت کنید و من بنویسم، لطفا از طریق آی دی زیر به من اعلام کنید.
@Existential_Counselor
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻معنویت یا توهم؟!
بزرگترین فاجعهٔ اخلاقی زمانی رخ میدهد که از "ایمان" و حتی «معنویت» هم، به عنوان ابزاری برای فرار از مسئولیت انسانی استفاده کنیم. جایی که فرد آنچنان روحِ سرد و کرختی دارد که از رنجِ اطرافیانِ خود هیچ درکی ندارد!
آنجا حتی معنویت نیز می تواند دیواری باشد بین من و دیگران؛ یعنی من در درون خود، احساس میکنم بسیار معنوی و اهل سلوک هستم، اما آن معنویت صرفا تصوری ذهنی و کاملا توهمی است که من از خودم دارم!
می خوام بگویم، برخی چنان در جهانِ ذهنی خود و پشت اندیشه ی معنوی و فلسفی گیر افتادهاند که رنجِ زندهٔ همنوع را در چند قدمی خود نمیبینند و کرختیِ عاطفیشان را «آرامش درونی» تفسیر می کنند!
ایمانی که نتواند قلب ما را در برابر دردِ دیگری به تپش وا دارد، چیزی جز یک خودخواهیِ پنهان نیست. ما پیش از هر چیز انسانیم و در برابر رنجِ یکدیگر مسئولیت اجتماعی و عاطفی داریم؛
کمال واقعی در پیلهٔ ذهنی ما نیست، بلکه در پُل زدن و پیوند خوردن با وجودِ دیگران است!
اگر من نتوانم رنجِ دیگران را درک کنم، هرگونه تصوری از خودم به عنوان یک انسان معنوی داشته باشم، بی تردید توهم است!
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻نگاهی اجمالی به بحرانِ زندگی در ایران؛
🖋 #حسین_جمالی_پور
اگر بخواهیم زیرلایه های اجتماعی و روانی جامعه ی ایران را بکاویم و درک درستی از بحرانِ زندگی داشته باشیم، آمارهای رسمی و غیر رسمی به ما کمک میکند، قضاوتی بدون پیش داوری داشته باشیم! این روزها که بسیاری از اهل دانشگاه و پژوهشگران و روشنفکران تنها به دفاع از وضع موجود می پردازند لازم است نگاهی به این آمار و ارقام بیندازند تا درک بهتری از عمق فاجعه در جامعه ی ایرانی داشته باشند!
۱. بحران خودکشی: ثبت سالانه بیش از ۷,۰۰۰ خودکشی موفق و تخمین تکاندهنده ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار اقدام به خودکشی در سال بر اثر ناامیدی و فقر مفرط.
۲. اعدام قضایی: اجرای مستند ۱۵ تا ۲۰ هزار حکم اعدام در طول ۳۷ سال و کسب رتبه اول سرانه مجازات مرگ در جهان.
۳. منع واکسن کرونا: دستور مستقیم ممنوعیت ورود واکسنهای معتبر که به قیمت جان نزدیک به ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار ایرانی که برخی منابع آن را ۳۰۰ هزار نفر اعلام کرده اند، تمام شد.
۴. مرگ و معلولیت بر اثر تصادفات جادهای: کشته شدن بیش از ۵۰۰,۰۰۰ نفر در چند دهه اخیر، تحمیل سالانه ۶۰,۰۰۰ معلول حرکتی جدید و بیش از ۳,۰۰۰ قطع نخاع دائمی.
۵. مازوتسوزی و آلودگی: ناترازی شدید انرژی و آلودگی هوا که سالانه باعث ۳۰,۰۰۰ مرگ زودهنگام (قلبی و ریوی) میشود.
۶. بحران دارویی: کمبود حاد بیش از ۳۰۰ قلم داروی حیاتی و مرگ قطعی ۱,۳۵۰ بیمار تالاسمی (شامل ۲۰۰ کودک) در سالهای اخیر به دلیل نبود داروی خارجی.
۷. هزینههای کمرشکن درمان: سقوط ۵۰٪ جمعیت به زیر خط فقر مطلق و رها کردن داوطلبانه درمان (انصراف از بقا) توسط هزاران بیمار سرطانی به دلیل مخارج نجومی.
۸. سقط جنین: شکلگیری آمار هولناک ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار سقط جنین زیرزمینی در سال و مرگ صدها مادر جوان به دلیل ممنوعیتهای غربالگری و پیشگیری.
۹. کشتار و بازداشت مدنی: قتلعام حدود ۱,۵۰۰ نفر (آبان ۹۸)، بیش از ۶۰۰ نفر (سال ۱۴۰۱)، ۴۰ هزار نفر (دی ۱۴۰۴)، بازداشت تودهای ۲۲,۰۰۰ نفر تنها در خیزش ۱۴۰۱ و بازداشت بیش از ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۴.
۱۰. نوزادان رهاشده: رهاسازی صدها نوزاد در سال در معابر و سطلهای زباله به دلیل فقر مطلق که بخش عمده آنها پیش از پیدا شدن، بر اثر سرما و گرسنگی جان میبازند.
۱۱. حوادث کارگری: فقدان شدید ایمنی کار و ریزش مکرر معادن که سالانه منجر به مرگ رسمی و مستند بیش از ۱,۹۰۰ کارگر میشود.
۱۲. ترک تحصیل کودکان: بازماندگی از آموزش و ترک تحصیل سالانه بیش از ۹۰۰,۰۰۰ کودک و نوجوان به دلیل فقر ساختاری و ورود به چرخه کار اجباری.
۱۳. مسمومیت الکل تقلبی: بازار سیاه مشروبات حاوی متانول که سالانه ۶۰۰ تا ۸۰۰ مرگ مستند و هزاران مورد نابینایی دائمی و دیالیز همیشگی رقم میزند.
۱۴. فروپاشی درمان: خروج تودهای سالانه هزاران پزشک و پرستار از کشور و افزایش چشمگیر مرگومیر در بخشهای مراقبت ویژه (ICU) به دلیل کمبود نیرو و فرسودگی تجهیزات.
۱۵. مهاجرت : آمارها نشان می دهد سالانه ۶۰,۰۰۰ نفر به صورت قانونی و بیش از ۵۰ هزار نفر به صورت قاچاق و غیر قانونی از ایران مهاجرت می کنند!
۱۶. طلاق: سالانه بیش از ۲۰۰ هزار طلاق در ایران ثبت می شود. در سال های اواخر دهه ی ۸۰ این عدد حدود ۶۵ هزار طلاق در سال بود که نشان میدهد در ۱۵ سال گذشته بیش از ۳ برابر رشد داشته است!
۱۷. ازدواج و تجرد: بیش از ۱۳ میلیون نفر در سن ازدواج هستند که ۱.۵۰۰.۰۰۰ هزار نفر را دختران بالای ۳۰ سال تشکیل می دهد.
فراموش نکنیم که اینها فقط عدد نیستند؛ اینها انسان هایی هستند که زندگی شان از صبح تا شب در دلِ همین بحران ها گذشته و می گذرد!
شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا
تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟
#حافظ
آدمی نمی تواند با هیچ نقابی، درد و رنج های درونش را پنهان کند! ما هر نقابی بر صورت بزنیم، باز هم در تنهایی، با وجودِ نفرتانگیز خودمان مواجه می شویم!
آدمی می تواند عمل زیبایی کند، لباس شیک بپوشد، با دارایی و ثروتی که دارد تظاهر کند که از زندگی لذت می برد؛ حتی فراتر از اینها آدمی می تواند تظاهر به معنویت و اخلاق کند، اما در درونِ خود چنان از خود متنفر باشد که لحظه ای نتواند خود را تحمل کند!
ما باید یاد بگیریم که هیچ نقابی، رنج های آدمی را شفا نمی دهد!
تنها انسان است که شفایِ انسان است؛ تنها رابطه و پیوندِ وجودی بین انسان هاست که انسان را نجات می دهد!
عجیب است که انسان می داند که نقاب زدن امری دم دستی و آسان است اما رنجِ او را کم نمی کند و می داند که پیوندِ انسانی و وجودی، که البته امری دشوار است، او را نجات می دهد؛ اما باز هم به نقاب زدن میل بیشتری دارد!
بیایید با خودمان تکرار کنیم که " تنها انسان شفایِ انسان است و پیوندِ وجودی ما را نجات می دهد "!
🖋 #حسین_جمالی_پور
... گاهی با خودمان خلوت کنیم و نقاب از صورت خود برداریم. خلوت کردن به ما مجال میدهد که خودِ حقیقیمان را ببینیم و در هجمة روزگارِ پر از نقاب بین خودِ حقیقی و آنچه در ظاهر هستیم شکافی ایجاد نشود و یک شخصیت یکپارچه داشته باشیم. پیش از این گفتم که ما هرچه بیشتر نقاب بزنیم بیشتر خود حقیقی را فراموش میکنیم و بیشتر رنج میکشیم. چرا که ریشه اصلی رنجِ ما فاصله گرفتن از خودمان و ندای درونی است. در خلوت شما خودتان آینة خودتان میشوید و میبینید که چقدر زندگی کردهاید. فرصتهای از دست رفته به شما تلنگر میزند و فرصتهای پیش رو و زمان برایتان ارزشمندی خودش را آشکار میکند. مهمترین مسئله این است که تصمیمهای بزرگ در خلوت است که گرفته میشود. چراکه خودِ حقیقیتان تصمیم میگیرد و زمانی که خودِحقیقی تصمیم میگیرد، معیارها، هنجارها و نظرات دیگران کمتر بر تصمیم شما اثر میگذارد. اینجاست که آغاز خودشکوفایی است و شما به دو چیز پی میبرید و آن اینکه باید در زندگی هدف و آرمان داشت و انرژی روانی را برای تحقق آن به کار بست.
📒 از کتاب: معمایِ معنا
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻گداصفتان!
قصه ی پر درد ما این است که جمهوری اسلامی آنچنان همه را در فقر نگه می دارد که بتواند هرکسی را مفت بخَرد!
وقتی یک نفر سال های قبل برای نان شب محتاج بوده و حالا می گوید این جمعیتی که برای تشییع خامنه ای آمده، یک رفراندوم است؛ ثابت میکند که ما گرفتارِ گداصفتان هستیم!
وقتی در جامعه همه در فقر و فلاکت باشند، حتما عده ای برای فرار موقت از بدبختی، خودشان را به حکومت می فروشند! حتی استاد دانشگاه و نویسنده اش!
متاسفانه ما با مجموعه ای از روشنفکرانی مواجه هستیم که در برابر دوربین سخن از آزادی می زنند، اما در پشت صحنه همانند بی خانمان ها دست گدایی به سمت حکومت دراز می کنند تا بلکه نان و اجاره ی خانه ی شان تامین بشود!
رژیم خوب می داند که اگر ایرانیان را در فقر نگهدارد، می تواند عده ی زیادی را بخَرد!
🖋 #حسین_جمالی_پور
