en
Feedback
Tehran_wikibook

Tehran_wikibook

Open in Telegram

#تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم

Show more
991
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
خانه‌های قدیمی یادهای جمعی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

▪️ادامه مطلب پیشین ... هفت شرکت و تجارتخانه در این مناقصه شرکت کرده بودند که از میان آنها شرکت بلژیکی «والانتین» در درجه اول و بعد از آن شرکت «لافا» برنده مناقصه شدند شرکت اولی ٣,٤٩ درصد از هزینه‌ها حق العمل خواسته بود و دومی ۳٫۸۰ درصد و براین قرار صورت مجلس و گزارشی تهیه و به نخست وزیری ارسال شد.(محبوبی اردکانی، ۱۳۶۸: جلد سوم. ۵۲۳/ ۵۲۴) منبع: محبوبی اردکانی، حسین. ۱۳۶۸. تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران. ۳ جلد. تهران: دانشگاه تهران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_wikiBook

✍داستان لوله‌کشی آب تهران (بخش دوم) #بهداشت_شهر_تهران #آب_رسانی_در_شهر #آب_تهران #مدرنیته_و_تهران #مظاهر_تمدنی_جدید ▪️«شرکت رژی عمومی راه آهن فرانسه» از ۲۰ تیر ۱۳۲۰ عملیات را شروع کرد ولی در اثر وقایع شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران این کار نیز متوقف گشت. بنابراین یکبار اشغال فرانسه و یکبار اشغال ایران در کار لوله کشی تهران ایجاد اشکال و مانع کرده است. منتهی با اشغال ایران و ورود سربازان خارجی به کشور ما، با همۀ آشفتگی‌هایی که پیدا شد، رفت و آمد مسافرین خارجی بخصوص خبرنگاران در تهران زیادتر شد و ناچار از وضع زندگی در تهران و علی‌الخصوص ناسالم بودن آب آن انتقادهایی شد که از همه مشهورتر اظهار نظر «ویندل ویلکی» نامزد ریاست جمهوری آمریکا و دکتر میلیسپو مستشار آمریکایی مالیه است که آب تهران را «مایه‌ی ننگ بین المللی» و گرنه «مایه‌ی ننگ ملی» خواند. والبته با این وضع لازم بود که فکر اساسی برای لوله کشی آب تهران بشود. در اواسط خرداد ١٣٢٤ عده‌ای از بازرگانان معروف و معتبر تهران حاضر شدند که برای لوله کشی تهران به تأسیس شرکتی بپردازند. این عده پیشنهاد خود را به اطلاع شهرداری رسانیدند و شهرداری نیز از آن استقبال کرد و به اطلاع انجمن شهر رسانید و توانست بر طبق ماده‌ای اختیار مذاکره و عقد قراردادی با آن شرکت در شرف تأسیس بگیرد. اما چون موضوع شایع شد در جراید نسبت به آن اعتراضاتی شد به حدی که مؤسسین شرکت که به نام «شرکت سهامی آب تهران» خوانده شده بود - اعلام کردند که هر گاه شرکت‌های صلاحیت دار حاضر باشند این منظور را انجام دهند مؤسسین شرکت بکمال مطلوب خود رسیده‌اند، و از شهرداری هم تقاضا نمودند که در ظرف یکماه از شرکت‌های صلاحیت دار دعوت نماید که هر کدام با شرایط مساعدتری حاضر به اقدام هستند شرایط خود را اعلام دارند تا قراردادی که در تاریخ پانزدهم مرداد هزاروسیصد بیست و چهار شهرداری با «شرکت سهامی آب تهران» بسته است به آنها انتقال یابد. علاوه براین شهرداری بازهم آگهی مناقصه‌ای منتشر کرد ولی در پایان مدت(۷ مهر ١٣٢٤) هیچ پیشنهادی نرسید و شهرداری ناچار به وزارت کشور اطلاع داد که شرکت سهامی آب تهران برای عقد قرارداد صلاحیت و شایستگی دارد، ولی چون وزارت کشور این امر را موکول به اجازه هیئت وزیران دانست آنقدر در این امر تعلل و تأخیر شد که شرکت از تعقیب موضوع منصرف شده در ۴ بهمن ۱۳۲٤ انصراف خود را از لوله کشی طهران اعلام کرد و صاحبان سهام هم تصمیم به انحلال شرکت گرفتند. این شرکت با پنجاه میلیون ریال سرمایه تاسیس شده بود. در فروردین ۱۳۲۵ کمیسیونی در شهرداری تهران مأمور مطالعه در اطراف «طرق مختلف انجام امر لوله کشی» شد و این کمیسیون گزارشی به شهردار وقت ظاهراً (مهدی مشایخی) داد که شهردار بر اساس آن گزارشی به نخست وزیر داده کسب تکلیف نمود. نخست وزیر وقت (قوام السلطنه) در زیر گزارش دستور داد که اعلان مناقصه به کمپانی خارجی داده شود احمد قوام ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۲۵ برای تامین اعتبار لوله کشی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۲۵ تصویب نامه‌ای بشرح زیر صادر شد: ۱_ برای هر انشعاب ۱۵۰۰ ریال (در سه قسط هر قسط یکسال) ولی برای خانه‌های تا دویست متر پانصد و هفتاد ریال در سه سال یعنی سالی دویست و پنجاه ریال حق انشعاب گرفته شود. ۲_ برای هر متر مربع عرصه و اعیان یا باغچه چهار ریال (درسه قسط هر قسط یکسال) و برای ساختمان‌ها تا هزار متر و هرمتر چهار ریال و بیش از هزار متر سه ریال و بیش از سه هزارمتر نسبت به مازاد تا سه‌هزار متر سه ریال و بیش از سه هزار متر نسبت به مازاد دو ريال حق انشعاب گرفته شود. ۳_ در مورد پرداخت حق انشعاب تا سه ماه تأخیر ۲۵ درصد جریمه علاوه بر حق انشعاب گرفته شود و در صورتی که تأخیر بیش از سه ماه شود ۵۰ درصد. ۴_ پرداخت حق انشعاب به عهده مالک ملک است. ۵_ از خانه‌های چند طبقه برای هر طبقه و هر قسمت مستقل از هر طبقه و دکان حق انشعاب جداگانه گرفته خواهد شد ولی زیرزمین طبقه محسوب نمی‌شود. تصویب نامه دیگری نیز گذشت که بموجب آن تشکیل دو هیئت نظارت مالی و فنی و اداری برای لوله کشی تهران در نظر گرفته و اجازه داده شده بود و بنابراین اداره‌ای به نام لوله کشی در شهرداری تهران تأسیس شد و در نیمۀ تیرماه ۱۳۲۵ آگهی مناقصه لوله کشی آب تهران برای عملیات زیر: ١- تهیه پروژه لوله کشی و دستگاه‌های تصفیه و مخازن آب و پروژه‌های مجاری فاضل آب. ۲- نظارت در خرید کلیه لوازم مربوط به عملیات لوله کشی ۳- نظارت در اجرای ساختمان لوله کشی و دستگاه تصفیه و مخازن آب. از طرف شهرداری تهران صادر گردید و انتشار یافت و در شرایط قید شده بود که کلیه عملیات اساسی لوله‌کشی از تاریخ شروع به ساختمان بایستی در مدت سه سال انجام شود. مدت شرکت در مناقصه نیز تا ساعت ده صبح روز ۲۳ مهرماه ۱۳۲۵ معین شده بود. ▪️ادامه دارد ...

داستان لوله‌کشی آب در تهران (بخش نخست) #بهداشت_شهر_تهران #آب_رسانی_در_شهر #آب_تهران #مدریت_شهری #مظاهر_تمدنی_جدید #مدرنیته_و_تهران ▪️فکر لوله کشی تهران، نخستین بار در ۱۳۰۱ شمسی به میان آمد و در ابتدا بصورت توصیه و اظهار نظر بود. دو سال بعد يک تن آلمانی بنام «اسر» پیشنهادی در اینباره و بعضی موضوعات دیگر به دولت داد که مورد توجه واقع شد ولی در مقام اجراء چون نتوانست سرمایه کافی فراهم کند پیشنهاد او معوق ماند در اواسط همان سال ۱۳۰۳ کمیسیونی مرکب از نمایندگان وزارت فوائد عامه اعضاء فنی قشون و بلدیه و عده ای دیگر برای چاره کم آبی تهران در بلدیه تهران تشکیل شد و این کمیسیون اظهار نظر کرد که: « ... این نقیصه جز به کشیدن لوله که مانع از اتلاف آب و دارای هزاران محسنات دیگر است امکان پذیر نخواهد بود...» در سال ۱۳۰۸ چند تن از مهندسین کامپساکس طرحی راجع به لوله کشی آب تهران به کفالت شهرداری وقت ظاهراً (سرتیپ بوذرجمهری) تسلیم کردند ولی اولیای شهر تهران آن را متناسب با وسعت شهر و احتیاجات مردم تشخیص ندادند ولذا عملی نشد در اواخر سال ١٣١٤ چند کمپانی خارجی پیشنهادهایی راجع به لوله کشی آب تهران به شهرداری دادند و برحسب دستور شهردار وقت، در تاریخ دوم خرداد هزاروسیصد پانزده کمیسیونی مرکب از نمایندگان وزارت راه، اداره کل صناعت اداره کل فلاحت و رئیس فنی شهرداری در شهرداری تشکیل شد و بالاخره نظر داد که: «چون لوله کشی آب شهر بایستی با توجه به وسعت و جمعیت و سایر جهات کنونی و آینده بعمل آید، لهذا شهرداری باید پس از تبادل نظر و مشاوره با اهل فن شرایط فنی و دفتر مشخصاتی برای لوله کشی تهیه نموده و انجام آن را به مناقصه بگذارد. از اینرو شهرداری به نشر آگهی مناقصه اقدام و مهلت تسلیم پیشنهادها را روز ۲۳ اسفند ۱۳۱۵ تعیین کرد ولی این مهلت دوبار و تا ۱۳ خرداد ١٣١٦ تمدید شد. این مناقصه با وجود شرکت سه کمپانی خارجی در آن، بجایی نرسید و دوباره در ۱۵ اسفند ۱۳۱۷ آگهی مناقصه لوله کشی‌آب تهران از طرف شهرداری انتشار یافت و مهلت تسلیم پیشنهادها تا ظهر ۲۱ مرداد ۱۳۱۸ معین شد، ولی این مهلت هم تا روز ۲۰ شهریور ۱۳۱۸ تمدید گردید. متأسفانه این تاریخ با شروع جنگ جهانی دوم مصادف گشت چه در روز نهم شهریور ۱۳۱۸ آلمان به لهستان حمله برد. ناچار به دستور نخست وزیر وقت (محمود جم) موضوع مسکوت ماند تا وسایل ارتباط و حمل و نقل بین ایران و اروپا نظمی بخود بگیرد...» ناگفته نماند که از میان شرکت‌های خارجی تنها شرکت «رژی عمومی راه آهن فرانسه» با وجود شروع جنگ حاضر به قبول این کار شد وحتی به وسیلهٔ وزارت امور خارجه هم به دولت ایران اطمینان داده بود و پس از وصول این اطمینان شهرداری در صدد تهیه سرمایه و ترتیب استهلاک آن برآمد. اما موضوع تهیه و تامین اعتبار لوله کشی کار آسانی نبود و تا در صدد انجام دادن تشریفات و تهیه مقدمات فراهم کردن پول برآمدند جنگ در اروپا شدت یافت و فرانسه اشغال گشت و با این نتیجه شرکت فرانسوی نتوانست به این کار اقدام کند. شهرداری هم چون میدانست با بروز جنگ نمی‌تواند مصالح خارجی لازم را تهیه کند، به فکر ساختن منبع و تصفیه خانه که محتاج به مصالح ماشینی خارجی نبود افتاد و این کار را به مسابقه گذارد و از شرکت‌های با سابقه دعوت نمود که در این مسابقه شرکت نمایند تاریخ مسابقه ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ بود و به هريک از شرکت کنندگان (ظاهراً بشرط بردن مسابقه) پانزده هزار ریال وعده داده شده بود. شرکت «رژی عمومی راه آهن فرانسه» با توجه به مطالعاتی که از سابق داشت نقشه و پیش طرح تصفیه خانه آب تهران را براساس «روش آهسته» تسلیم نمود و توضیحات کافی در اطراف آن داد و در نتیجه برنده مسابقه تشخیص داده شد. بهای پیشنهادی این شرکت سه و نیم درصد کل هزینه ساختمانی منبع تصفیه خانه آب بود که سه درصد آن به ریال باشد و نیم درصد دیگر به ارز. پس از اعلام نتیجه مسابقه از شرکت مزبور درخواست شد که بهمان قیمت پیشنهادی سال ۱۳۱۸ ساختمان منبع آب و تصفیه خانه را پذیرفته شروع بکار نماید. شرکت نیز پذیرفت به این شرط که آهن و سیمان مورد نیاز از طرف دولت تأمین شود و به همان بهایی که به اشخاص می‌فروشد با شرکت حساب کند. چون هیئت وزیران كابينه (منصور) موافقت نمود که این کار را بدون تجدید مناقصه و بر اساس بهای مناقصه سال ۱۳۱۸ به یکی از مؤسسات شرکت کننده در مناقصه سابق واگذار گردد.(محبوبی اردکانی، ۱۳۶۸: جلد سوم ۵۲۱ / ۵۲۲) منبع: محبوبی اردکانی، حسین. ۱۳۶۸. تاریخ موسسات تمدنی جدید ایران. ۳ جلد. تهران: دانشگاه تهران. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

بی‌پروا از آبی می‌آشامند که برای اروپایی‌ها مهلک و کشنده است. ۱۳۲۷ هجری قمری #آب_تهران #آب_رسانی_در_شهر #بهداشت_شهر_تهران #وضعیت_اجتماعی_شهر ▪️ايرانی‌ها نه از کثافت باکی دارند و نه از بیماری‌ها، گویی نوشدارو خورده‌اند و هیچ سمی به وجودشان کارگر نیست. بی‌پروا از آبی می‌آشامند که برای اروپایی‌ها مهلک و کشنده است. مثلی دارند که می‌گوید آب جاری همیشه پاک است. آب نهر روان است و بنا بر این پاک است و بی‌عیب...(آنه، ۱۳۶۸: ۳۴) منبع: آنه، کلود. ۱۳۶۸. اوراق ایرانی: خاطرات سفر کلود آنه در آغاز مشروطیت. برگردان به فارسی ایرج پروشانی. تهران: معین. ✍ آب تهران یک افتضاح بزرگ بین المللی است تهران پس از جنگ بین‌الملل دوم ▪️ويندل ویلکی دربارۀ آب تهران گفته بود: «آب تهران که درجوهای سرباز جاری است تنها يک نقیصه عادی نیست بلكه يک افتضاح بزرگ بین المللی است.» (اطلاعات هفتگی ش ۱۲۱۶ ص ۵۵) ✍ میلسپو و آب تهران تهران ۱۳۳۳ ▪️آرتور میلسپو نیز گفته بود: «آنچه در جوی‌های شمال شهر جاری است آبی است به کثافت آلوده و آنچه در جوی‌های جنوب شهر می‌رود کثافتی است به آب آلوده» (اطلاعات ش ۸۵۳۰، ۲۵/ ۸ / ۱۳۳۳) ✍معزالدین مهدوی و آب تهران ▪️این توصیف میلسپو گویی در آن دوره‌ی تهران معمول بوده زیرا معزالدین مهدوی در کتاب خاطرات خود تخت عنوان داستان‌هایی از پنجاه سال از قول ظریفی می‌نویسد: «اعیان طهران آبی می‌خوردند مخلوط بِگُه و فقرای طهران گهی می‌خورند مخلوط به آب»(مهدوی، ۱۳۴۸: ۳۱۲/۳۱۱) منبع: مهدوی، معزالدین. ۱۳۴۸. داستان‌هایی از پنجاه سال. تهران: معزالدین مهدوی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

▪️کهن دیارا خاطرات فرح دیبا پهلوی ۱۳۸۳ فرانسه #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

این تاجگذاری به بقای کاخ گلستان کهنه ما كمک می‌کرد. تهران سال ۱۳۴۶ خورشیدی #تهران_تک_بنا ▪️از سال ١٣٤٤ به خاطر آشکار شدن نخستین نتایج انقلاب سفید وبسیج عمومی حاصل از آن در سراسر مملکت پادشاه به فکر تاجگذاری رسمی خود افتاد. خصوصاً که رضا، ولیعهد به سن هفت سالگی رسیده بود و می‌توانست در این مراسم که جنبه نمادین آن اهمیت بسیار داشت شرکت کند. نظر به این که ولادت سومین فرزندمان علیرضا برای بهار ۱۳۴۵ پیش بینی شده بود، لذا تاریخ مراسم تاجگذاری ۴ آبان ۱۳۴۶ تعیین گردید که ضمناً تاریخ چهل و هشتمین سال ولادت پادشاه نیز بود. از نظر پادشاه همه ایرانیان می‌بایست بتوانند در مراسم تاجگذاری شرکت کنند زیرا این واقعه آغاز دوره جدیدی در تاریخ ایران به شمار می‌رفت و لازم بود بازتاب قابل توجهی داشته باشد. بنابراین کمیته تاجگذاری برای سازمان دادن این روز تاریخی به ریاست تیمسار مرتضی یزدان پناه تشکیل شد. او از همراهان رضاشاه و از هواخواهان دائمی سلطنت بود و در انجام این وظیفه مهدی سمیعی رئیس بانک مركزی او را همراهی می‌کرد. رضاشاه در سن ٤٨ سالگی و شش ماه پس از رأی مجلس مؤسسان مراسم تاجگذاری خود را در پنجم فروردین ماه ۱۳۰۵ برگزار کرده بود. مراسم در کاخ گلستان انجام گرفته بود وطی همین مراسم همسر آینده من که در آن زمان هفت سال داشت، رسماً به مقام ولیعهدی نائل شده بود . کمیته تاجگذاری این بارنیز کاخ گلستان را برای اجرای مراسم برگزید و بدینسان همسرم ۴۱ سال بعد از پدر همان مراسم رسمی وحتی تعیین رضا به مقام ولیعهدی را تکرار می‌کرد رضا نیز به سن هفت سالگی رسیده بود. قرار براین بود که برای شرکت در مراسم صدها نفر زیر سقف‌های گچ‌کاری شده و آیینه‌های تالار گلستان گردهم آیند. بنابراین تصمیم گرفته شد که ساختمان کاخ به دقت مورد بازرسی قرار گیرد. هنگامی که تابلوی رضا شاه را جابجا کردند، شکاف بزرگی بر دیوار تالار پدیدار شد که نشان می‌داد کاخ در خطر فروریختن است. معماران با بررسی محل به این نتیجه رسیدند که دیوارهای اصلی کاخ دیگر توانایی تحمل وزن سقف را ندارند. در طول سال‌ها با اضافه کردن کاهگل، بدون توجه به وزن آن سقف‌ها را تعمیر کرده بودند. بنابراین جای تأمل نبود. هر آن ممکن بود ساختمان برسر میهمانان فروریزد. تعمیرات فوراً آغاز شد و من آن را به فال نیک گرفتم زیرا این تاجگذاری به بقای کاخ گلستان کهنه ما كمك می‌کرد.(دیبا پهلوی، ۱۳۸۳ : ۱۴۸ / ۱۴۹) منبع: دیبا پهلوی، فرح. ۱۳۸۳. کهن دیارا. فرانسه: بی‌جا. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

▪️ادامه ... کاخ جهان‌نما که یکی از کاخ‌های قدیمی سلسله قاجار بود، برای دفتر همسرم در نظر گرفته شد. سالن پذیرایی این کاخ که در زیر زمین قرارداشت، به سبک دوره‌ی قاجار توسط صدها صنعتگر و هنرمند بازسازی شد. این کاخ که درمیان باغ قرار داشت مشرف به شهر تهران بود و از همین مکان بود که دوازده سال بعد پادشاه شاهد شورش مردمی گردید که همه عمر تمام نیروی خود را صرف بهبود وضع آنان کرده بود.(دیبا پهلوی، ۱۳۸۳ : ۱۵۸ / ۱۶۰) منبع: دیبا پهلوی، فرح. ۱۳۸۳. کهن دیارا. فرانسه: بی‌جا. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

من نیاوران را به سعدآباد که کاخی تاريک وغم‌انگیز بود و باغی دلگیر داشت ترجیح می‌دادم... #تهران_تک_مکان ▪️ولادت علیرضا موجب شد که به طور جدی به فکر تغییر منزل بیفتیم. کاخ اختصاصی که از زمان ازدواج در آن زندگی می‌کردیم دیگر گنجایش خانواده ما را نداشت این کاخ فقط دارای دو اطاق خواب بود: یکی برای پادشاه و دیگری برای من. رضا را در ساختمان کوچکی که ضمیمه کاخ بود، جاداده بودیم. هنگام ولادت فرحناز ناچار يک طبقه به این ساختمان اضافه کردیم. ولی پس از تولد علیرضا دیگر امکان اضافه کردن اطاقی برای او نبود. بنابراین دفتر کارم را که در کنار اطاق‌های خواب قرار داشت به او اختصاص دادم. اما این وضع قابل دوام نبود فضا برای ما به معنای واقعی تنگ شده بود زیرا کاخ اختصاصی که در زمان رضا شاه واحه ای از هوای پاک و فضای سبز به شمار می‌آمد و در مرکز شهر قرار گرفته بود، در طول زمان، به علت توسعه شهرتهران و دراثر رفت و آمد اتومبیل‌ها هوای آن آلوده بود. گذشته از این باغ این کاخ نیز بزرگ نبود. بارها به فکر نقل مکان به کاخ وسیع نیاوران افتاده بودیم، اما به خاطر مشغله زیاد، انجام این امر را به بعد موکول می‌کردیم این قصر که در آغاز سال‌های چهل برای پذیرایی میهمانان دولت ساخته شده بود، درکوه پایه‌های البرز در ارتفاع ۱۷۰۰ متری و دور از هوای غبارآلود مرکز شهر قرار داشت. علاوه براین در میان باغ مشجر بزرگی جای گرفته بود پس از بازدید کاخ عملیات ساختمانی لازم را برای زندگی بچه‌ها و پذیرایی‌های رسمی آغاز کردیم. من که قسمتی از روزم را صرف گردآوری پول برای سازمان‌های زیر نظرم می‌کردم همواره نگران بالارفتن هزینه‌های شخصی بودم، و به همین جهت با ایجاد تأسیسات تهویه مطبوع در این کاخ مخالفت کردم به خصوص که تابستان‌ها معمولاً به کاخ سعد‌آباد که خنک‌تر بود می‌رفتیم. مخالفت من کار درستی نبود و مهندس معمار نیز این موضوع را به من گوشزد کرد. هرچند من در نهان از این سرسختی خود در مقابل تجمل راضی و خوشنود بودم اما چون دیوارهای کاخ در مقابل حرارت عایق بندی نشده بودند ما تابستان‌ها از گرما رنج می‌بردیم و این فرصتی بود برای پادشاه که باطعنه‌ای محبت آمیز «حس وظیفه شناسی زیاده از حد مرا ریشخند کند». من نیاوران را به سعدآباد که کاخی تاريک وغم‌انگیز بود و باغی دلگیر داشت ترجیح می‌دادم نیاوران جدید ساز وروشن بود. در جنوب قصر منظره باشکوه تهران به چشم می‌خورد، در شمال کوهستان‌های البرز و در شرق کوه دماوند با قله پربرفش نیاوران برای زندگی ساخته شده بود و شکوه و جلال قصور سلطنتی اروپا را نداشت شگفت‌زدگی تسلی بلانش را که برای تهیه کتابی درباره من به قصر آمده بود به یاد دارم: نخستین احساسی که از دیدن این کاخ به انسان دست می‌دهد، تعجب و شگفتی است زیرا از لحاظ شکوه و جلال وحتى وسعت به هیچوجه قابل مقایسه با کاخ‌های اروپایی نیست نه عظمت افسانه‌ای ویندسور(Windsor) را دارد، نه بزرگی و کمال ورسای (Versailles) و نه هاله رمانتيک قصر لویی دوم باویر (Baviere) را و فقط از این جهت که نمودار زندگی ساده و معاصر يک خانواده سلطنتی است اهمیت دارد. این مکعب بزرگ که نمای ورودی آن به طرز غریبی فاقد پنجره ره است محقر تر از آن است که به تواند چارچوب زندگی روزانه پادشاهی به قدرت شاهنشاه باشد حتی در ورودی این کاخ هم جلوه چندانی ندارد برخلاف نمای بیرونی کاخ که هیچ خصوصیتی را القاء نمی‌کند. درون آن به طرز دلپذیری جنبه‌ای شخصی و دلپذیر دارد. درمیان کاخ سرسرای چهارگوشی به چشم می‌خورد و در طبقه بالای آن دالانی که به قسمت خصوصی قصر منتهی می‌شود. قسمت پذیرایی در طبقه هم‌کف است.» من به کتابخانه شخصی خود که در یکی از اضلاع کاخ و زیر نظرم ساخته شده بود، علاقه بسیار داشتم این کتابخانه تنها مکانی بود که دقیقاً طبق سلیقه و من ساخته و تزیین شده بود و دارای نیم طبقه‌ای بود که در آن مجسمه ها اشياء جدید وقدیم در کنار هم قرار گرفته بودند در این فضای روشن و وسیع آثاری که مورد توجه خاص من بود، جمع آوری شده بود. آثار نویسندگان جهان و شعرای ایران کتاب‌های هنری و کتب قدیمی و نیز تابلوهای نقاشی و مجسمه‌های هنرمندان معاصر ایرانی از قبیل زنده رودی اویسی، محصص و تناولی و در کنار آنها آثار اندی وارهال (Andy Warhol)، سزار (César) و آرنولدو پومودورو (Amoldo Pomodoro). باغ نیاوران با آن چنارهای عظیم خود مرا به یاد تعطیلات دوران کودکی در دهکده شمیران می‌انداخت که امروز جزیی از شهر تهران شده است. ▪️ادامه دارد ... #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

اعیان طهران آبی می‌خوردند مخلوط بِگُه و فقرای طهران گهی می‌خورند مخلوط به آب #وضعیت_اجتماعی_شهر #ساختار_اجتماعی_تهران #تهران_در_نگاه_دیگری #بهداشت_شهر_تهران #آب_رسانی_در_شهر #آب_تهران ▪️در تمام شهرهای بزرگ و کوچک آمریکا آب مشروب لوله‌کشی و تصفیه شده است. حتی در بعضی مهمانخانه‌های بزرگ که وارد شدیم سه لوله آب داشتند آبگرم، آبسرد و آب یخ. ولی در ایران تا این تاریخ (دهه ۴۰ شمسی سدهٔ حاضر) در شهرها لوله‌کشی نشده است. مخصوصاً طهران که شهری است بزرگ و لوله‌کشی آب آن قطع نظر از هزینه‌های فوق‌العاده، اصولاٌ شهر نقشه‌کشی حسابی نشده است و ایجاد لوله‌کشی برای آب مستلزم وقت زیاد و پول هنگفت است. پس از آن که از آمریکا بایران مراجعت کردم برای آب شرب دچار زحمت بودم. زیرا باید از آبی که در نهرهای کنار خیابان عبور می‌کند استفاده کنم. نهری که هزارها کثافت در روز در آن دیده می‌شود. این نهرها محل زبالهٔ مغازه‌دارها و مستراح عمومی صاحبان مغازه و سگان ولگرد است. حتی بعضی ساکنین شمال شهر که باصطلاح متمدن شده‌اند سگان خانگی خود را هر روز صبح به خیابان می‌آورند که در فضای آزاد بگردند و قضای حاجت کنند. زیرا در منزل جایی برای این کار ندارند. ناچار از نهرهای کنار خیابان‌ها استفاده می‌کنند. در وقت عبور آب هم هزاران زن کهنه‌شوی کنار نهرها مشغول کهنه شستن و کثافت‌کاری هستند. چنانچه سی چهل سال قبل گفته‌اند: بر لب هرجوی بوده کهنه‌شوی / قاتل این ملت و مسئول نیست خواست کفیل بلدی بهر آب / لوله کشد دید فقط پول نیست (در زمان کفالت بلدیه سرتیپ بوذرجمهری گفته شده است) و بقول ظریفی: اعیان طهران آبی می‌خوردند مخلوط بِگُه و فقرای طهران گهی می‌خورند مخلوط به آب. با این کثافت‌کاری‌ها بهمین آب هم راضی بودیم. ولی بدست نمیآمد زیرا اسماً هر بیست‌روز یکبار باید آب از کوچه ما عبور کند و خانه‌ها را مشروب نماید. ولی عملاٌ اختیار با میراب بود که کی مصلحت بداند که آب بدهد. غیر از آب بهای شهرداری که سالیانه به موجب قبض گرفته می‌شد اقلاٌ ده برابر آن بعنوان انعام به میراب داده میشد. معذلک بمناسبت کمبود آب همسایگان با یکدیگر برسراین آب کثیف هم مرافعه میکردند حق هم داشتند. زیرا اگر در نوبت خود آب نمیگرفتند تا یکماه دیگر آب نداشتند که اقلاٌ آفتابه برای مستراح ببرند. از یکی از دوستان پرسیدم روابط شما درباره آب با همسایگان چطور است؟ گفت: هیچ! با کمال محبت زندگی میکنیم. زیرا آنها حوض خود را در نهر خالی می‌کنند عین آن آب را ما بآب انبار میاندازیم برای خوردن و چون ما حوض خانه را در نهر خالی میکنیم همسایه زیر دست عیناً آن آب را برای خوردن بآب‌انبار خود می‌اندازد. این وضع و مقایسه آب طهران با آمریکا مرا بسیار ناراحت میکرد. گاهی بخود می‌گفتم کاش این مسافرت کوتاه را بامریکا نکرده بودم و آنجا را ندیده بود و با زندگی که خو گرفته بودم خوب یا بد سر میکردم. این افکار موقعی مرا بیشتر زحمت میداد که نیمه شب خواب را بر خود حرام کرده در کوچه و خیابان دنبال آب بودم و با دادن انعام بمیراب برای منزل آب می‌خواستم. آنهم آن آب کثیف کذائی و فراهم نمی‌شد. اگر هم آب را از خیابان تا کوچه خود می‌آوردم غالباً همسایگان مزاحمت فراهم می‌کردند که من هیچگاه با آنها در این باره گفتگوئی نکردم. (مهدوی، ۱۳۴۸: ۳۱۲/۳۱۱) منبع: مهدوی، معزالدین. ۱۳۴۸. داستانهایی از پنجاه سال. تهران: معزالدین مهدوی. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikBook

خطر بزرگ از آب تهران ناشی می‌شد. تهران حوالی دهه‌ی بیست #وضعیت_اجتماعی_شهر #آب_رسانی_در_شهر #آب_تهران #تهران_در_نگاه_دیگری ▪️اما خطر بزرگ از آب تهران ناشی می‌شد، آبی که بسیار گران‌بها و پرارزش بود و خرید و فروش آن از وقایع روزانه شهر تهران آن زمان به شمار می‌رفت. آب آشامیدنی نادر بود و فقط از دو چشمه پایتخت به دست می‌آمد. آب درون بشکه‌هایی که بر ارابه‌های اسبی قرار داشت در سراسر شهر توزیع می‌شد. همانند فروشندگان ،سبزی توزیع کنندگان آب نیز شعر خاص خود را با صدای بلند می‌خواندند و مردم کوزه‌هایشان را در برابر چند سکه پول پر می‌کردند. برای شستشو و مصارف خانگی از آب کوهستان البرز استفاده می‌شد که از راه جوی‌های جاری در شهر به خانه می‌رسید هر محله روز خاصی برای استفاده از آب جاری گل‌آلود داشت. آب نهرها را توسط سدهای كوچک به سوی خانه‌ها گرداندند و چند ساعتی آب در آب انبارها و حوض‌هایی که در میان باغچه قرارداشت ذخیره می‌شد مايک آب انبار و يک حوض داشتیم، به خاطر دارم که با کنجکاوی بسیار به جریان این آب که در سرراه خود پوست هندوانه، برگ‌های خشک، ته‌سیگار، قطعات چوب و غیره جمع کرده بود خیره می‌شدم. پس از یکی دو روز که آب ته نشین می‌شد و می‌توانستیم آن را از طریق تلمبه زدن به منبع آب که در پشت بام قرار داشت منتقل کنیم. برای مصارف آشپزخانه و حمام از این آب استفاده می‌شد. علیرغم آهکی که به آب اضافه می‌کردیم، کرم‌های كوچک در آب میلولیدند و والدینمان مرتباً تأکید می‌کردند که از آب شیر نباید بنوشید.(دیبا پهلوی، ۱۳۸۳ : ۳۰/ ۳۱) منبع: دیبا پهلوی، فرح. ۱۳۸۳. کهن دیارا. فرانسه: بی‌جا. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍فروختن كاشی‌ها به فرنگی‌ها ۱۳۱۶ هجری قمری #میراث_فرهنگی مسجد بسیار خوبی بود كه چند پله خورده پائین می‌رفت با صحن و كتیبه‌های بسیار اعلی كه از گچ بیرون آورده بودند. تمام كاشی‌های این مسجد و بقعه شیخ را كنده و به قیمت‌های گزاف به فرنگی‌ها فروخته‌اند كه الان یک خشت كاشی برای نمونه و تماشا نداشت. این خلق بی‌تربیت برای چهار غازی این‌طور سرقت و وحشیگری می‌كنند. متولی در قیمت كاشی‌ها خیلی اغراق می‌گفت. در این‌كه فرنگی‌ها پول زیاد در این راه مایه می‌گذارند شكی نداریم. (سالور، ۱۳۷۴: ج۲، ۱۳۹۳) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_wikibook

✍خانم‌هایی كه ضدحجابند بمانند سایرین بروند! تهران 1310 خورشیدی #وضعیت_اجتماعی_شهر #تهران_در_نگاه_دیگری #حجاب_تهران #زن_و_مسئله_حجاب #حیات_شهری_زنان #مدرنیته_و_تهران #تجرد_تجدد #حضور_زن_در_شهر ▪️در كُلب ایران شب‌های جشن وزیر دربار می‌گوید خانم‌هایی كه ضدحجابند بمانند سایرین بروند. در بالماسكه‌ها آنها كه با چادر بروند مبلغی اضافه پول باید بدهند. اخیرا هم در تیاترها زن‌های ایرانی مسلم را به رقص و تقلید داخل می‌كنند. غالب هم قمر الملوک وزیری و ملوک خانم [ضرابی] كه آوازه‌خوان معروف عهد هستند در صحنه تیاتر نمایش می‌دهند. از همه آنها گذشته چون لباس‌های خانم‌ها بكلی اروپایی شده شب‌ها در خیابان یا قلهک یا كافه‌های بزرگ وقتی داخل شوند تمیز با اروپایی‌ها و ارامنه داده نمی‌شود. خود خانم‌ها هم چندان عشق به برداشتن چادر ندارند زیرا با یک پیراهن چند ماه می‌توانند در زیر چادر نمایش بدهند كه اگر چادر سیاه نباشد متصل باید عوض كنند و برای آن‌كه فقیرند صرفه ندارد. چادر حكم عبای سابق ما را دارد. (سالور، ۱۳۷۴: ح ۱۰، ۷۷۰۱) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

✍صاحب، طوری نشده او یک الاغ‌سوار را که به ما راه نداد كتک زده است ... تهران ۱۲۷۷ هجری قمری. #تهران_در_نگاه_دیگری #ساختار_اجتماعی_تهران #وضعیت_اجتماعی_شهر #هرج_و_مرج_شهری ▪️در موقع بازگشت از بازار به طرف منزل، فرصتی پیدا کردیم که نوعی اختلاف طبقاتی و امتیازی را که طبقهٔ اعیان نسبت به طبقهٔ ضعیف دارند مشاهده کنیم. یکی از سربازان گارد محافظ سفارت که تازه این شغل را پیدا کرده بود و با مقررات ما آشنایی نداشت هنگام عبور از بازار چندبار با چوبدستی خود بشدت به یک الاغ و پیرمردی که سوار آن بود و راه عبور اسبان ما را بسته بود زد به طوری که فریاد پیرمرد از درد بلند شد و من که ناراحت شده بودم به آن سرباز تعرض کردم که چرا این کار را می‌کند در جواب تعرض و بازخواست من، پیشخدمتی که همراه بود جواب داد: «صاحب، طوری نشده او یک الاغ‌سوار را که به ما راه نداد كتک زده است.» این طرز فکر حاکم بر جامعهٔ ایرانی است که اصولاً یک خرسوار آدم مهم و محترمی نمی‌تواند باشد به همین جهت وقتی یک اسب‌سوار که حتماً شخص محترم و بزرگی است از عقب سر به او نزدیک شود، باید بلافاصله از الاغ پیاده گردد و الاغ را کنار ببرد و راه را برای اسب‌سوار باز کند. (هینریش، ۱۳۷۶: ج۲، ۵۵۵/۵۵۴) منبع: هینریش، بروگش. ۱۳۷۶. سفری به دربار سلطان صاحبقران، دو جلدی، ترجمهٔ مهندس کردبچه. تهران: انتشارات اطلاعات. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

می‌خواهم هشداری به خودمان بدهم… پیر خردمند و دانشمند فرزانه جناب آقای دکتر کریم مجتهدی، ساعتی پیش در سن ۹۳ سالگی درگذشت و جمع بزرگی از دوستدارانش را عزادار ساخت. آخرین هشدار دکتر مجتهدی این بود که «تظاهر به علم جای شناخت علم را گرفته است» و این وضع، شکست عقلانیت در ایران را تشدید می‌کند. افتخار داشتیم تا در بیست‌ویکمین قسمت برنامه شوکران میزبان این متفکر راستین باشیم و درباره اینکه «چرا ایران در توسعه عقل شکست خورد؟ آیا‌ دین‌زدگی سبب پس‌رفتِ عقلانیت و فلسفه شد؟» با ایشان گفت‌وگو کنیم. روحش شاد. 🔺شوکران بیست‌ویکم با دکتر کریم مجتهدی متولد ١٣٠٩ در تبریز فیلسوف، غرب‌شناس، استاد پیشکسوت دانشگاه تهران، چهره‌ ماندگار فلسفه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و علوم انسانی و دارای مدال طلای جهانی ابن‌سينا ➕فیلم در آپارات aparat.com/v/1ksTz ➕ صوت در تلگرام t.me/ShokaranTV/449 فیلم در تلگرام➕ t.me/ShokaranTV/491 📺 پخش: دوشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱، شبکه چهار سیما @payamfazlinejad

غارت کاشی‌های نفیس برای عروسی خواهر ... ایران حدود سال ۱۸۹۰ میلادی #میراث_فرهنگی #کاشی_تهران ▪️شب‌ها پس از صرف شام مسافران خارجی مشغولیاتی ندارند، جز آن که در سالن هتل دور هم جمع شوند و با یکدیگر سخن گویند و گاه نیز مزاحم کسانی شوند که پشت میزهای مجاور نشسته‌اند. در جریان همین گفت و گوهاست که از سرگذشت به غارت رفتن کاشی‌های نفیس یکی از بناهای تاریخی خراسان مطلع شدیم. ماحصل داستان آن که یکی از کارمندان دولتی خراسان به جهت نیتی خیر که عبارت بوده از دادن جهیزیه مناسب شأن خانواده‌اش به خواهرش که در شرف ازدواج بوده است، تصمیم می‌گیرد که کاشی‌های ممتاز سر در یکی از دروازه‌های مشهد را به سرقت برده در اروپا به معرض فروش بگذارد. این دوست ما شبانه با عده‌ای از همکاران منتخب خویش به محل دروازه مزبور رفته کاشی‌های مورد نظر را می‌کند و به تقلید مردم عهد عتیق در سردابی خشک که در آن حوالی بوده است پنهان می‌کند. چون خرابی بنای مزبور کسی را متأثر نمی‌کند. کارمند غارتگر بعد از چند روز هر شب به عنوان تفریح و هواخوری از شهر خارج شده تعدادی از کاشی‌ها را در سبدهایی که خود و همراهان اغذیه محتوی آنها را بلعیده‌اند به شهر می‌آورد و پس از آنکه همه‌ی کاشی‌ها در خانه‌اش گرد می‌آید آنها را در صندوق‌هایی بسته بندی کرده مخفیانه به اروپا می‌فرستد. متأسفانه این شیوۀ ناپسند در همه جای ایران تقلید گردیده است. به طوری که اگر امروز کسی بخواهد درباره کیفیت کاشی ایران تحقیق به عمل آورد به جای شهرهای ایران باید به موزه کنزینگتون لندن یا لااقل به دکان‌های عتیقه فروشی ارمنی‌ها در سراسر اروپا مراجعه کند.(دالمانی، ۱۳۷۸: جلد دوم، ۳۸۹/ ۳۹۰) منبع: دالمانی، هانری رنه. ۱۳۷۸. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. دو جلد. مترجم غلامرضا سمیعی. تهران: نشر طاووس. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

🎥👆🏼برای نخستین بار 🎤مصاحبه دکتر سید جعفر شهیدی پیرامون نگارش لغت‌نامه دهخدا 📆تاریخ مصاحبه ۱۳۵۰خورشیدی 🆔 @alitatari_ir

خدا می‌داند فردا این زن‌های بیسوادتر از مردهای ما چه بکنند! تهران ۱۳۲۵ هجری قمری. #ساختار_اجتماعی_تهران #تهران_در_نگاه_دیگری #مدرنیته_و_تهران #حیات_شهری_زنان #زن_و_مسئله_حجاب #امنیت_طهران #حجاب_تهران ▪️انجمنی از زن‌ها منعقد کرده‌اند در کوچه قاپچی باشی محله سنگلج، خانه ناظم دربار همشیره میرزا فرج خان گل و بلبل که قرة العین ثانی لقب دارد. با جمع دیگر از همان‌ها مؤسس این کار شده‌اند. از طرف تقی‌زاده که حالا مدیر «انجمن آذربایجان» است تنخواه برای اثاثیه و ترتیبات دیگر داده می‌شود. ماهی هرقدر هم خرج بشود آنها می‌دهند. جماعتی از زن‌ها را هم برده‌اند. یک روز ملک، یک روز آقا سید جمال آنجا رفته موعظه می‌کنند. آیه‌های حجاب را تفسیر می‌کنند. از مستوری و صدمه‌ای که به این واسطه به نسوان وارد می‌شود غصه‌ها می‌خورند. احادیث، اخبار آنچه لازمه آن مجلس است بیان می‌دارند. خدا می‌داند فردا این زن‌های بیسوادتر از مردهای ما چه بکنند. (سالور، ۱۳۷۴: ج۳، ۲۰۰۹) منبع: سالور، قهرمان میرزا. ۱۳۷۴. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

حتی فقیرانه‌ترین خانه‌ی ایرانی حوض دارد ۱۳۲۷ هجری قمری #خانه‌ی_ایرانی ▪️در شهرهای آسیایی خانه‌ها هیچگاه بیش از یک طبقه ندارند ولی حتی فقیرانه‌ترین آنها دارای حیاط اندرونی و حوض آبی کوچک است. خانه مردمان مرفه‌تر باغ و باغچه‌ای هم دارد. (آنه، ۱۳۶۸: ۶۱) منبع: آنه، کلود. ۱۳۶۸. اوراق ایرانی: خاطرات سفر کلود آنه در آغاز مشروطیت. ترجمهٔ ایرج پروشانی. تهران: معین. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook

بی‌پروا از آبی می‌آشامند که برای اروپایی‌ها مهلک و کشنده است! تهران ۱۳۲۷ هجری قمری #تهران_در_نگاه_دیگری #وضعیت_اجتماعی_شهر #بهداشت_شهر_تهران #آب_تهران ▪️وقتی ما ساکن کلوب انگلیسی‌ها واقع در بالای خیابان علاء‌الدوله بودیم، که به آن خیابان سفارتخانه‌ها نیز می‌گویند زیر پنجرهٔ اتاقمان در خیابان جوی آبی بود. این جوی در گوشه‌ای از خیابان سر از قناتی درمی‌آورد که آب آن مستقیماً از کوه می‌آید. وقتی آب از قنات خارج می‌شود فراوان و خنک است. نهری است زلال، اما هنگام عبور از شهر ماجراهای فراوانی برایش پیش می‌آید. صبح اول وقت مهترها اسب‌ها را به آنجا می‌آورند و در کف نهر نگه می‌دارند تا تیمار و نظافت کنند. ضمناً فرش‌های کهنه بسیار کثیف را که پر از گرد و خاک و حشرات گوناگون هستن به آنجا آورده در نهر پهن می‌کنند و بعد با پاهای برهنه آنها را لگدمالی می‌کنند. آب جوی از این کثافت‌ها سیاه می‌شود. با این وصف کمی پایین‌تر اشخاص موقر و سنگین می‌آیند و روی زانو نشسته از همين آب وضو می‌گیرند و نظافت می‌کنند. گردن و بازوها و دهان و دندان خود را می‌شویند و آب دهانشان را مجدداً داخل نهر می‌ریزند. کمی پایین‌تر عده‌ای دیگر که باز هم مردمی متین و موقر می‌نمایند عین این عمل را تقلید می‌کنند در حالی که در قسمت بالاتر شویندگان قالی همچنان سرگرم کار خود هستند. ايرانی‌ها نه از کثافت باکی دارند و نه از بیماری‌ها، گویی نوشدارو خورده‌اند و هیچ سمی به وجودشان کارگر نیست. بی‌پروا از آبی می‌آشامند که برای اروپایی‌ها مهلک و کشنده است. مثلی دارند که می‌گوید آب جاری همیشه پاک است. آب نهر روان است و بنا بر این پاک است و بی‌عیب... به چشم یک ایرانی یکی از نشانه‌های سعادت ابدی این است که با یاری یکدل و عزیز در سایه درختی و در کنار جوی آبی بیاساید. عدهٔ زیادی از آنان در برابر دریچه‌های خانه‌ی ما، در حاشیه‌ی جوی آب این لذت و شادی معصومانه را می‌چشند. (آنه، ۱۳۶۸: ۳۴/۳۳) منبع: آنه، کلود. ۱۳۶۸. اوراق ایرانی: خاطرات سفر کلود آنه در آغاز مشروطیت. برگردان به فارسی ایرج پروشانی. تهران: معین. #تهران_را_از_دریچه_کتاب_بخوانیم. @Tehran_WikiBook