en
Feedback
شعر و موسیقی

شعر و موسیقی

Open in Telegram
346
Subscribers
+124 hours
+17 days
+1330 days
Posts Archive
ترانه #بانوهایده 👆👆👆 #وصف_شراب 👇👇👇 از او بوی دزدیده کافور و عنبر وز او گونه برده عقیق یمانی بماند گل سرخ همواره تازه اگر قطره ای زو به گل بر چکانی عقیقی شرابی که در آبگینه درخشان شود چون سهیل یمانی شود گونهٔ جام باده ز عکسش ملوّن چو از نور او لعل کانی به ظلمت سکندر گر او را بدیدی نکردی طلب چشمهٔ زندگانی #کسائی_مروزی @ebisher

شعر طنز #شراب_تلخ 👆👆👆 ماییم که مثل ما کسی بی‌کَس نیست دور و بَرِمان جُز خَر و جُز کرکس نیست او گاز بگیرد و تو جفتک بزنی جَمعش بکنید، این که آتش‌بس نیست! #شروین_سلیمانی @ebisher

خواننده #داود_آزاد👆👆👆 آب حیوان طلبی از در میخانه طلب جوهر جان طلبی از لب پیمانه طلب تا بکی مدرسه وچوب مدرس خوردن جام می نوش کن و مجلس رندانه طلب زاهد آزار دل سوختگان بیش مده شمع رویش نگر و حالت پروانه طلب سوی هر در چه کنی دست پی لقمه دراز از گدایان درش مسند شاهانه طلب... چندچون جغدکنی جای به هرجای خراب طالب گنج بقائی دل ویرانه طلب ساقی ار جلوه دهد ابروی محرابی خویش سجده ی شکر کن وساغرشکرانه طلب گربه کف جام جهان بین هوست هست دلا همچو #نور_علی از سید مستانه طلب #نورعلیشاه @ebisher

شعر #صدا_کن_مرا شاعر #سهراب_سپهری دکلمه #خسرو_شکیبایی صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که درانتهای صمیمیت حزن می‌روید. در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف، در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم، چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو را، پیش‌بینی نمی‌کرد. و خاصیت عشق این است. کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا باهم ازحالت سنگ چیزی بفهمیم. بیا زودتر چیزها را ببینیم. ببین، عقربک‌های فواره، در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی بدل می‌کنند. بیاآب شو مثل یک واژه درسطر خاموشی‌ام. بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را. مرا گرم کن و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد و باران تندی گرفت و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ، اجاق شقایق مرا گرم کرد... اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا. و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد. و آن وقت حکایت کن ازبمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد. حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد... @ebisher

شعر #صدا_کن_مرا شاعر #سهراب_سپهری دکلمه #خسرو_شکیبایی صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که درانتهای صمیمیت حزن می‌روید. در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف، در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم، چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو را، پیش‌بینی نمی‌کرد. و خاصیت عشق این است. کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا باهم ازحالت سنگ چیزی بفهمیم. بیا زودتر چیزها را ببینیم. ببین، عقربک‌های فواره، در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی بدل می‌کنند. بیاآب شو مثل یک واژه درسطر خاموشی‌ام. بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را. مرا گرم کن و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد و باران تندی گرفت و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ، اجاق شقایق مرا گرم کرد... اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا. و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد. و آن وقت حکایت کن ازبمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد. حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد... @ebisher

   دولدور پیاله می 👆👆👆 #باهار_لطیف_قیزی 👆👆👆 این است عطر خاکستری هوا     که از نزدیکی صبح سخن می‌گوید     زمین آبستن ِروزی دیگر است     این است زمزمهٔ سپیده     این است آفتاب که بر می‌آید     تک تک ، ستاره‌ها آب می‌شوند     و شب     بریده بریده     بہ سایه‌های خُرد تجزیه می‌شود     و در پس ِهر چیز     پناهی می‌جوید     و نسیم خنک بامدادی     چونان نوازشی ست.         #احمد_شاملو سلام و درود صبح و روزتان بخیر و نیکی سحریز خئیرلی و گونوز برکتلی اولسون @ebisher

ترانه #تمنا_وصال👆👆 خواننده #مختاباد 👆👆 تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هرمژه چون سیل روانه خواهد به سرآید، شب هجران تو یا نه؟ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تومشغول و تو غایب زمیانه رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه راپیش رخت راکع وساجد در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهدسوی مسجدشدو من جانب خمار من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار او خانه همی‌جویدو من صاحب خانه هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصودمن ازکعبه وبتخانه تویی تو مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه بلبل به چمن زان گل رخسارنشان دید پروانه درآتش شدو اسرار عیان دید عارف صفت روی تو در پیروجوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه نیم من که روم خانه به خانه عاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون ازهمه آیین تو جوید تاغنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید هرکس به زبانی صفت حمدتو گوید بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه...   #شیخ_بهایی @ebisher

#رمز_پریشانی👆👆 #محمدرضا_شجریان عشقت آموخت به من رمز پريشانی را چون نسيم از غم تو بی سر و سامانی را بوی پيراهنی ای باد بياور، ور نه غم يوسف بكشد عاشق كنعانی را دور از چاک گريبان تو آموخت به من گل من! غنچه صفت، سر به گريبانی را آه از اين درد كه زندان قفس خواهد كشت مرغ خو كرده به پرواز گلستانی را ليلی من! غم عشق تو بنازم كه كشی به خيابان جنون، قيس بيابانی را اينک آن طرف شقايق، دل من كز سوزش داغ بر دل بنهد لاله‌ی نعمانی را همه، باغ دلم آثار خزان دارد، كو؟ آن كه سامان بدهد اين همه ويرانی را ▪️حسین منزوی @ebisher

ترانه #بیگانه خواننده #بانومهستی 👆👆 چگونه مراقبِ خود باشم؟ با زخم‌ هایی که سر باز می‌کنند و حادثه‌ ها، دلیلِ این زخم‌ ها، همیشه در من زنده می‌مانند، حادثه‌ هایی شبیه زمین، شبیه دیوانه‌ گی کبودِ زمین، و زخمِ دیگری که بر خود روا داشته‌ام، هر ساعت شکنجه می‌کند، بی‌گناهی را که دیگر من نیستم. کسی پاسخ نمی‌دهد، زندگی بی‌رحم است. #کارلوس_دروموند_د_آندراده (برزیل) @ebisher

تو ماهی و من ماهی این برکهٔ کاشی اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجرهٔ فیروزه‌تراشی پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبکسار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی، چه نباشی ▪️شاعر: علیرضا بدیع ▪️خواننده: حجت اشرف‌زاده @ebisher

باید اِستاد و فرود آمد بر آستان دری که کوبه ندارد، چرا که اگر به گاه آمده باشی، دربان به انتظار توست و اگر بى‌گاه به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید. کوتاه است در، پس آن به که فروتن باشی...                          ▪️▪️ بدرود! بدرود! (چنین گوید بامداد شاعر:) رقصان می‌گذرم از آستانه‌ی اجبار شادمانه و شاکر...                         ▪️▪️ دســـتانِ بسته‌ام آزاد نبود تا هر چشم‌انداز را به جان دربرکشـم هر نغمه و هر چشـمه و هر پرنده هر بَدرِ کامل و هر پگاهِ دیگر هر قلّه و هر درخت و هر انسان دیگر را. رخصت زیستن را دسـت بسـته دهان بسـته گذشـتیم دسـت و دهان بسـته گذشـتیم و منظر جهان را تنها از رخنه‌ی تنگ چشمیِ حصار شرارت دیدیم و اکنون آنک در کوتاهِ بی‌کوبه در برابر و آنک اشـارتِ دربان منتظر! دالان تنگی را که درنوشـته‌ام به وداع فراپشـت می‌نگرم: فرصـت کوتاه بود و ســفر جان‌کاه بود اما یگانه بود و هیچ کم نداشت. به جان منت پذیرم و حق‌گزارم! (چنین گفت بامداد خسته.) ▪️احمد شاملو 🗓۲۹ آبان ۱۳۷۱ @ebisher

غروب #سیاوش_قمیشی ای کاش یکی بیاید که وقت رفتن نرود .... #علی_صالحی @ebisher

محتشم و یادگار بیر ایفا رحمتلیک #عاریف_بابایئودن👆👆 بسته نیگار تصنیفی : کئچدی خزان، گلدی باهار گل بیزه هردن یار... #موغام_شعری 👇👇👇 گوزوم ینه بیر گوزلری مستانه دوشوبدور مست اولماقیمین شهرتی دستانه دوشوبدور زاهدلره باخ مسجــــد و محرابه اوزورمیش من ايندی خرابم منه میخانه دوشوبدور من عاشیقیدیم ذوقو اونون واریدی منده اوز عاشیقینین گردنینی سالدی کمنده آق اؤزده قارا هاشیمی خاللاری گؤرنده صراف گؤزوم لعل و بدخشانه دوشوبدور قوربانون اولوم ساقی منی سالما نظردن موشکیلدی دویام سن کیمی رعنای گؤزلدن پروانه اودا یانماغی عادتدیر ازلدن پروانه جانیم آتش هیجرانه دوشوبدور به به، نه گؤزل زیب وئریبدیر بدنینه اصلا بئله شوخ گلمه دی بو روی زمینه اولماز بئله قامت بئله گردن بئله سینه گویا کی ملک روضه ی رضوانه دوشوبدور... شاعر ؟؟؟؟؟؟ @ebisher

تصنیف #باز_آ  👆👆👆 خواننده #بانوشکیلا👆👆 جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی؟ بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند ور راه نمی‌دانی در پنجهٔ ره‌دانی بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس با سنگ‌دلان منشین چون گوهر این کانی... ▪️حضرت مولانا @ebisher

شور تصنیفی: آتشیم وار، کولیم یوخ اوخویور #آقاخان_عبدوللایو @ebisher

ترانه #خسته  👆👆👆 خواننده #مازیار 👆👆 چنین که می‌گذرد مگر که بادهای قرون نوای استخوانم را بشنوند. بتاب بر من ای آفتاب بتاب، که تاب این همه‌ام نیست. ببار بر من ای ابر ببار، که بردباری ویرانم کرده است. ▪️محمد مختاری @ebisher

ترانه #ساحل_دریا خواننده #بانوگوگوش 👆👆 رفیق ام؛ ستاره ی امیدم؛ بوسیدمت در زمانه ای کآفتاب بی رمق تر از آن بود که جان زمین را گرم کند و انسان بیگانه تر از آن ل که بر مرگ ِ گلی سرخ بگرید ... تو را یافتم آنگاه کز گلوی ماه خون می چکید بر پیشانی ِ مردی زندانی و شب بغایت ِ خویش،             رذالتی عظیم داشت ... محبوبم؛ ای باور ِ روزگاران روشن؛ دوستت میدارم آنسان که  چریکی کوهستان را، تفنگش را، محبوبش را ... دوستت میدارم در روزگاری که انسان، بهای ِ آزادی ِ انسان است و گلوله پاسخ ِ فریاد ... #شهیار_قنبری @ebisher

هنرمندان شهرستان #درگز آکاردئون #محمد_نیازمند دف استاد #خلیل_امامی 👆👆 محبوب من بیا تا اشتیاقِ بانگِ تو در جانِ خسته‌ام شور و نشاط عشق برانگیزد من غرق مستی‌ام. از تابشِ وجودِ تو در جامِ جان، چنین، سرشار هستی‌ام. من بازتابِ صولتِ زیباییِ توام آیینهٔ شکوهِ دلاراییِ توام ▪️حمید مصدق @ebisher

‌ ترانه #زندان_آزادی خواننده #ستار 👆👆 سکوتم را پایان مپندار؛ این تنها مکثی‌ست در حنجره‌ی باد پیش از گریستنِ آسمان؛ و لبخندم؟ نقابی‌ست بر چهره‌ی طوفان... ● مرضیه عربلو @ebisher