389
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
390
ترانه #دریا 👆👆👆 👆
خواننده #هوشمند_عقیلی 👆
#پیدایم_خواهی_کرد👇👇👇
پیدایم خواهی کرد
هر جور که شده، پیدایم خواهی کرد
بی آنکه از کسی نشانی ام را بپرسی
بی آنکه شماره ام را داشته باشی
می آیی و پیدایم خواهی کرد
جای دوری نخواهم رفت
پیدایم خواهی کرد
حتی اگر اتاقِ کوچکی
در یکی ازشهرهای مرزی کرایه کرده باشم.
می آیی و پشت پنجره
صدایم خواهی زد...
دقیقا می آیی و زنگ سی چهارمِ
بلوک هجدهمِ خیابانِ یازدهمِ ساری را میزنی
و من در را برایت باز می کنم
و من کفش هایت را جفت میکنم
و من پالتویت را از تنت میگیرم
و من برایت چای می ریزم
و من برایت تلویزیون را روشن می کنم
و من برایت روزنامه می آورم
و من روبرویت می نشینم
و من دستانت را در دستانم میگیرم
و من زل می زنم به چشم هایت
و من آهسته می گویم:
خوش آمدی مرگ...
#بابک_زمانی
@ebisher
390
اشتباه آمدهاید برگردید
صور اسرافیل ندمیده جهنمتان را برپا کردهاید
تمنا داریم برگردید.
پلک میزنید و غبار مژههایتان
دلمان را تاریک میکند.
چه نصیب میبرید
از اینهمه اندوه که نصیبمان میکنید
تمنا داریم که به غارهایتان برگردید
به همزیستی با ماموتها
و کشتی ارواح و میهمانی شبانهشان
تمنا داریم که به جنگل استخوانها برگردید
و به عکسهای یادگاریتان با شبپرهها خیره باشید.
بمب اتم بازیچهٔ بچهها نیست!
با اسبهای بنزینیتان
با قاطرهای برقی تِسلا
به کنسولهای سنگیتان برگردید
و هر از چندگاهی بیائید
از دور روشنایی شهر را ببیند
که چگونه بیحضور شما چون پلنگی آرام خواب رفته است.
اشتباه آمدهاید
برگردید
پیش از آن
که در آتش شهرها خاکستر شوید!
▪️شمس لنگرودی
@ebisher
390
.
ترانه #ناخدا 👆👆👆👆
خواننده #سیاوش_قمیشی
به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد
صدای پای تو زآن سوی در شنوده نشد
سرت به بازوی من تکیه ای ندادوسرم
دمی به بالش دامان تو غنوده نشد
لبم به وسوسه بوسه دزدی آمده بود
ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد
نشد که با تو برآرم دمی نفس به نفس
هوای خاطرم امروز مشک سوده نشد
به من که عاشق تصویرهای باغ وگُلم
نمای ناب تماشای تـو نموده نشد
یکی دوفصل گذشت از درو،ولی چه کنم
که باز خوشه ی دلتنگی ام دروده نشد
چه چیز تازه دراین غربت است؟کی؟چه زمان
غروب جمعهٔ من بی تو پوک و پوده نشد؟
همین نه دیدنت امروز، روزها طی گشت
که هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد
غم ندیدن تــو شعر تازه ساخت، اگر
به شوق دیدن تـو تازه ای سروده نشد
#استاد_حسین_منزوى
@ebisher
390
#نییه_دؤندو
#Niyə_döndü
ایفا ائدیر: #تابان_محمدخانی
Oxuyur: #Taban_Məmmədxani
موشاییعت ائدیر:
تبریزین آذربایجان اورکستری آدلی آنسامبلی
Müşayiət edir:
Təbrizin Azərbaycan orkestri adlı ansamblı
موسیقی: #حاجی_خانممدوف
Mus: #Hacı_Xanməmmədov
سوز:#آشیق_علعسگر
Söz:#Aşıq_Ələsgər
@ebisher
390
.
گاه آدم،
خود آدم،
عشق است.
بودنش عشق است.
رفتن و نگاه کردنش عشق است.
دست و قلبش عشق است.
در تو عشق میجوشد،
بیآنکه ردش را بشناسی.
بیآنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده،
روییده. شاید نخواهی هم.
شاید هم بخواهی و ندانی.
شاید هم نتوانی که بدانی...
#محمود_دولتآبادی
@ebisher
390
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را
به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر میکنند، دوری کنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت،
یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری.
▪️پابلو نرودا
@ebisher
390
ترانه #دنبال_چه_میگردی؟
خواننده #بانومهستی 👆👆
روزی که
دانش لب آب زندگی می کرد،
انسان در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفه های لاجوردی خوش بود.
در سمت پرنده فکر می کرد.
با نبض درخت ، نبض او می زد.
مغلوب شرایط شقایق بود.
مفهوم درشت شط
در قعر کلام او تلاطم داشت.
انسان در متن عناصر می خوابید.
نزدیک طلوع ترس، بیدار می شد.
اما گاهی آواز غریب رشد
در مفصل ترد لذت می پیچید.
زانوی عروج خاکی می شد.
آن وقت انگشت تکامل
در هندسه ی دقیق اندوه تنها می ماند.
✍ #سهراب_سپهری
@ebisher
390
کیملرده بو شارکیدان خاطره وار؟👆👆
اوخویور #ابراهیم_تاتلیس 👆👆👆
هر عاشق اولان عشقه گرفتار اولابيلمز
هر خورما ساتان ميثم تمار اولا بيلمز
مخلوق خداوند اوزونه اولميان عاشيق
حق عاشقی تك صاحب ايثار اولا بيلمز
دونيا مالینا شهرتينه وورقون اولانلار
انفاق ائله مز طالب ديدار اولا بيلمز
ماموره اگر رشوه يماخ اولماسا عادات
مظلوملارين قانینی ظالم سورا بيلمز
ميمون تكين هرسوزلری تقليد ايلينلر
انديشه ائديب صاحب افكار اولابیلمز
#صابر يمه غم هرگونين ئوزقصه سی واردور
مفرغ پاراسی گوهر شهوار اولا بيلمز
#علی_اکبر_صابر
@ebisher
390
زندگی برای من قشنگه.
خیلی چیزای دیگه توش هست
که من دلم می خواد ببینم.
می خوام بمونم و ببینم ظلم تا چه حد
پیش میره.
می خوام بمونم وببینم آدم تاچه اندازه
قوه ی ستم کشیدن داره.
می خوام بمونم وتموم رنگهای رنگین کمون
دروغ رو ببینم.
می خوام بمونم و بنویسم.
می خوام مردمو بشناسم.
توخیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد
خودش کم کیف داره؟
گمون میکنی دیدن طبیعت
و لذت بردن از آن تموم شدنیه؟...
✍ #صادق_چوبک
از کتاب: سنگ صبور
@ebisher
390
« من و تو یکی هستیم»
صدا #بانوهایده
ترانه #مسعود_هوشمند
آهنگ و تنظیم #مسعود_حسنخانی
مجری #فریدون_فرح اندوز
تلویزیون ملی ایران آبان ۱۳۵۴
پخش از بی بی سی فارسی
شوربختانه #مسعود_حسنخانی
نوازنده و آهنگساز امروز در هشتاد سالگی
به دنیای دیگر کوچید. یادش گرامی🥀
@ebisher
390
شعر خوانی هنرمند غارنشین 👆👆
#نکته : هر چند گفته شده این شعر
سروده ی #مولانا است،
اما مفهوم و سبک شعر مغایر با سبک و
مرام شعری #مولانا است و صاحب نظران
این شعر را از او نمی دانند. 👆👆👆
ﺑﺎ ﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯ ﺍﺩﺏ ﺻﺎﻑ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻕ ﻭ ﺻﻔﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻣﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ
ﻧﻨﻤﻮﺩﻡ ﺯ ﺗﻪ ﺣﻠﻖ ، ﺍﺩﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺳﺨﻨﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯﺻﻠﺢ ﻭﺻﻔﺎ، ﻣﻬﺮﻭﻭﻓﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
ﻫﻤﭽﻮ ﻭﺍﻋﻆ، ﻧﻪ ﻋﺼﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭﻧﻪ ﻧﻌﻠﯿﻦ
ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭﺑﯽﺧﺒﺮﻭﺑﯽ ﺳﺮﻭﭘﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
#محمد_علی_گویا
@ebisher
390
ترانه #دختر_دلخسته_شهر
خواننده #کوروش_یغمایی👆👆
گاهی لازم است نقشه را
از وسط تا بزنم
آذربایجان بیفتد روز خلیج
فارسی تبریز بهتر بشود و
بندر لزگی برقصد
گاهی هم نقشه را باید
از شرق به غرب تا زد
خراسان را فرستاد به پابوس آهوان کردستان
اما حرفهای من باد هواست
از پنجره وارد می شود
نقشه را میکَند از روی دیوار
میاندازد در جوی کوچه
آب از سر وطنم میگذرد.
#حسن_آذری
@ebisher
390
آی قیز آی قیز آی قیز گللم دالینجا
سندن ال چکمه رم منیم اولینجا...👆👆
این گونه که صدا میزنی مرا
درخت پیر حیاط را هم صدا کن
شکوفه میدهد میدانم !
اگر چه در پاییز !
شعر #حسن_آذری
برگردان ترکی :
هئله کی منی سسله نیرسن
حیاطین قوروموش آغاجیندا سسلن
چیچکله نر بیلیرم
اولسون کی خزان واقتی...
#ابراهیم_اسماعيلی_جیم
@ebisher
390
✅ صبوحی
در این شبگیر،
کدامین جام و پیغام صبوحی
مستتان کردهست، ای مرغان
که چونین بر برهنه شاخههای این درخت
برده خوابش دور
غریب افتاده از اقران بستانش،
در این بیغولهی مهجور،
قرار از دست داده، شاد میشنگید و میخوانید؟
خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما
سپهر پیر بد عهد است و بیمهر است، میدانید؟
کدامین جام و پیغام؟ اوه
بهار، آنجا نگه کن،
با همین آفاق تنگ خانهی تو باز هم آن کوهها پیداست.
شنل برفینهشان دستار گردن گشته، جنبد، جنبش بدرود.
زمستان گو بپوشد شهر را در سایههای تیره و سردش.
بهار آنجاست، ها، آنک طلایهیْ روشنش،
چون شعلهای در دود.
بهار اینجاست، در دلهای ما، آوازهای ما
و پرواز پرستوها در آن دامان ابرآلود.
هزاران کاروان از خوبتر پیغام و شیرینتر خبر پویان و
گوش آشناجویان.
تو چشنفتی بجز بانگ خروس و خر
در این دهکور دورافتاده از معبر؟
چنین غمگین و هایاهای
کدامین سوگ میگریاندت
ای ابر شبگیران اسفندی؟
اگر دوریم اگر نزدیک
بیا با هم بگرییم ای چو من تاریک
شعر #مهدی_اخوانثالث
صدا #نورالدین_ثابتایمانی
آهنگ #فرهاد_فخرالدینی
@ebisher
390
▪️Hazhir Mehrafrouz
▪️سیمرغ
▪️هژیر مهرافروز
از ستیغِ آسمانپیوندِ البرزِ مهآلود
یا حریرِ رازبَفتِ قصههای دور
بال بگشای از کُنامِ خویش
ای سیمرغِ رازآموز!
بنگر اینجا
در نبرد این دژ آئینان
عرصه بر آزادگان تنگ است
کار از
مردی و بازوی جوانمردی گذشته است
روزگار رنگ و نیرنگ است
▪️محمدرضا شفیعیکدکنی
@ebisher
390
.
بهمناسبتِ زادروز #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
#ایران، هیچوقت تنها نخواهد بود.
زادهی ۳ شهریور ۱۳۰۳
نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر #ایرانی
«من در قعر ضمیر خود احساسی دارم و آن اینکه رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی او به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند و آنگونه که درخور فرهنگ، تمدن و سالخوردگی اوست، نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد.»
#اسلامی_ندوشن در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، در کانادا درگذشت و پیکرشان در کانادا به امانت به خاک سپرده شد و پس از ۱۸ ماه به ایران انتقال یافت و در آرامگاه مشاهیر نیشابور به خاک سپرده شد.
#ندوشن در وصیتنامهاش، عواید حاصل از فروش کتابهایش را به نهاد #آرامگاه_فردوسی واگذار کرد و خواستار آن شد که آنرا صرف زیباسازی محوطه آرامگاه و جاده مشهد به توس کنند.
.
ویدیو از صفحه دکتر #محمد_علی_اسلامی_ندوشن
تحتنظر همسر ایشان؛ دکتر #شیرین_بیانی، نویسنده، مترجم و تاریخنگار
@ebisher
390
چه رنجی از محبت ها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم...
خواننده #داریوش 👆👆👆
همه چيز التيام خواهد يافت،
بدن ات بهبودی میيابد
قلبت شفا میگيرد،
زخمها خوب میشوند،
ذهن ترميم میشود و روح برميگردد
شادمانی باز خواهد گشت
و دورانِ بد هميشگی نيست.
#كريستينا_رادووسكی
@ebisher
390
اوخویور #صبینه_عربلی 👆👆
الينده سازین قوربانی
ائیله مه نازین قوربانی
اوللام او گؤزون قوربانی
اؤلدورمه منی ای، یاندیرما منی ای
دور گل نازیله، نازیله آ گولوم
صحبت سازیله ، سازیله
نه باخیرسان یانی یانی
اولدوم او گؤزون قوربانی
اول کی محبت هانی
اولدور مه منی ای، یاندیرما منی ای
دور گل نازیله، نازیله آ گولوم
صحبت سازیله، سازیله
بیله #شومشاق_باخماق اولماز
لبین کیمی قایماق اولماز
یاریم سندن دویماق اولماز
اولدور مه منی ای، یاندیرما منی ای
دور گل نازیله، نازیله آ گولوم
صحبت سازیله، سازیله...
#شومشاق_باخماق = نگاه نرم و دلبرانه
@ebisher
390
ترانه #امشب 👆👆👆
گروه موسیقی #پالیز 👆
امشب اگر یاری کنی ای دیده طوفان میکنم
آتش به دل میافکنم، دریا به دامان میکنم
میجویمت میجویمت، با آنکه پیدا نیستی
میخواهمت میخواهمت، هرچند پنهان میکنم
زندان صبرآموز را در میگشایم ناگهان؛
پرهیز طاقت سوز را یکسر به زندان میکنم
یا عقل تقواپیشه را از عشق میدوزم کفن
یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان میکنم
بازآ که فرمان میبرم، عشق تو با جان میخرم
آن را که میخواهی ز من، آن میکنم آن میکنم
▪️سیمین بهبهانى
@ebisher
390
پای بند این بنای رو به ویرانی مباش
اینقدر وابستهی این وادی فانی مباش
ماهی دریایی و جای تو در این تُنگ نیست
فکر جایی که در آن دائم نمیمانی مباش
این جهان هر چند زندان است، اما ای رفیق!
میله را از ذهن خود بردار، زندانی مباش
«لیس للانسان الا ما سعی» یعنی بدان
در تمام عمر خود، دنبال آسانی مباش
عشق را در پینههای دست مردم دیدهایم
در پی آن پینههای روی پیشانی مباش
دستِ گرم مرگ میآید تکانت میدهد
وقت بیداریست، در خواب زمستانی مباش
#صادق_غریب
@ebisher
