HiliMind
Open in Telegram
دنیا از نگاه یه فیزیکدان که سر از مطالعهی رفتار انسان درآورده و روباه درونش عاشق استراتژی عملیاتیه 🦊 اینجا قراره مثل یه دانشمند، با علم و آزمایش، خودمون رو بهتر بشناسیم و راه خودمون رو پیدا کنیم... ✨ ارتباط با من: پیام مستقیم کانال @hilind_tags
Show more1 062
Subscribers
+224 hours
+37 days
+130 days
Posts Archive
1 062
🔻 از کجا بفهمم واقعا یاد گرفتم؟
بین این که مفهوم و مطلبی رو واقعا یاد گرفته باشیم با این که احساس کنیم برامون آشناست زمین تا آسمون فاصله است. خیلی وقتها دانشجوها و دانشآموزا بعد از مطالعه یه متن به خاطر احساس آشنایی مطالب و یا سادگیش برای مغز احساس میکنند مطلب رو بلدن.
به این اتفاق میگن «توهم یادگیری».
برای این که بتونیم بین توهم یادگیری و یادگیری واقعی تفاوت بذاریم نیازمند یکسری متر و معیاریم:
١. آیا میتونی مطالب رو بدون نگاه کردن به کتاب و از حافظه بازیابی کنی؟ ٢. بلدی به زبون خودت توضیحش بدی؟ ٣. میتونی از اون مفهوم توی یه موقعیت جدید استفاده کنی؟ مثلا میتونی سوالی با سبک متفاوت حل کنی و یا بلدی جملات مختلف با اون نکته گرامری بسازی؟ ۴. میتونی تفاوتش رو با چیزهای مشابهی که یاد گرفتی بگی؟ آقا اصلا چه لزومی داشت اینو یاد بدن بهمون؟و از همه اینا مهمتر، میتونی چند روز دیگه این کارها رو انجام بدی؟ معیار یادگیری «حس میکنم بلدم» نیست؛ «میتونم نشون بدم که بلدمه». هیچ وقت اصولی یاد گرفتن رو یاد گرفتی؟ ✨ @HiliMind
1 062
🔻 چطور قدم بعدی رو تعریف کنیم؟
توی هر پروژهای که درگیرش هستید، چه تحصیلی، چه پژوهشی و چه زندگی شخصی و کاری، گاهی به نقطهای میرسیم که نمیتونیم مشخص کنیم قدم بعدی چیه، این سوالات میتونن کمک کنن با خودمون به یه جمعبندی خوب برسیم.
این چک لیست رو جایی ذخیره کنید و هر دفعه که گیر کردید بهش برگردید:
١. الان دقیقاً کجای پروژهام؟ ٢. خروجی نهاییای که میخوام چیه؟ ٣. نزدیکترین خروجی قابل تحویل چیه؟ ۴. برای رسیدن به اون خروجی چه چیزهایی هنوز ناقصه؟ ۵. کدوم ابهام جلوی ادامه کار رو گرفته؟ ۶. آیا چیزی هست که قبل از ادامه باید درموردش تصمیم بگیرم؟ ٧. آیا اطلاعات یا دادهای کم دارم؟ ٨. آیا باید اول چیزی بخونم، بسازم، تحلیل کنم یا بنویسم؟ ٨. بین کارهای ممکن، کدوم یکی پیشنیاز بقیه است؟ ٩. کوچکترین کاری که پروژه رو واقعاً جلو میبره چیه؟ ١٠. کدوم کار فقط حسِ کار کردن میده ولی پروژه رو جلو نمیبره؟ ١١. آیا دارم به خاطر کامل نبودن مرحله قبلی، مرحله بعد رو به تعویق میندازم؟ ١٢. چه چیزی باعث شده تو این نقطه گیر کنم؟ ١٣. بعد از انجام قدم بعدی، باید چه چیزی تغییر کرده باشد؟ سوال آخر به نظرم خیلی مهمه... چون کمکمون میکنه نتیجه ملموس اون قدم رو شفاف کنیم و نتایج ملموس محرکهای خوبی برای ذهن هستند. این لیست به درد کدوم دوستت میخوره؟ خسیسی نکن براش بفرست 🙂↔️ 🌿 @HiliMind
1 062
مغز ما به شدت به ابهام حساسه. یعنی چی؟
یعنی این که وقتی بهش میگی باید اتاقمو تمیز کنم، نمیدونه این یعنی چی؟ مغزت باید بین چند انتخاب ممکن خودش یکی رو انتخاب کنه، الان میز رو جمع کنم؟ لباسا رو مرتب کنم؟ پتو رو تا کنم؟...
تعدد انتخاب و تعارضی که اینجا به وجود میاد بار شناختی رو بالا میبره و سر از گوشی و اکسپلور در میاری، چون فانتره.
راهحل این مشکل خیلی ساده است... کوچکترین اقدام ممکن رو انتخاب کن و شروع کن.
به جای این که بگی باید اتاقمو تمیز کنم بگو میخوام لباسا رو جمع کنم،
به جای این که بگی باید درس بخونم بگو میخوام ریاضی رو ورق بزنم ببینم تا کجا درس دادن و یه سرفصل برای تمرین رو انتخاب کنم،
به جای این که بگی باید پروپوزال بنویسم بگو میخوام فقط یه نگاهی به فایل پروپوزال بندازم و چیزایی که کم و کسری این فایله رو لیست کنم...
هیچ کدوم از این کارهایی که من گفتم نه مبهمن نه وحشتناک، و اغلب تو یه باکس زمانی یا یه نشست اتفاق میافتن. مثلا شما یه نیم ساعت برای پروپوزالت بذاری مشخص میشه قدمهای اجرایی بعدیت چیاست و حتی میتونی تخمین بزنی هر کدوم چقدر زمان میخوان.
و به همین سادگی از قفل شدن چند هفتهای خلاص میشی و راه میافتی... وقتی هم که راه بیفتی اصطکاک مسیر کم میشه... فیزیکیاش میدونن یعنی چی!
حالا تو بگو، کوچکترین اقدام ممکنی که باهاش میتونی یه قفلی رو باز کنی چیه؟
گاهی فقط به همین قدمهای کوچیک نیاز داریم... 🌿🤍
✨ @HiliMind
1 062
یه لحظه این سناریو رو باهام تصور کن:
بعد ناهاره و برمیگردی اتاقت، همه چیز به شدت بهم ریخته است، صندلی وسط اتاقه، میز پر از خرت و پرت، کوله اون یکی گوشه افتاده، پتو و بالش آویزون از تخت، لباسا که قربونش برم تقریبا در همه جا رها و ... همینطور که داری به اثر هنریت نگاه میکنی سوالت اینه که:
مگه تمیز کردن این اتاق چقد طول میکشه که چند هفته است اینطوریه و باید یه مهمون بیاد که خودمو جمع کنم و شروعش کنم؟آشناست، نه؟ حالا همین مثال رو بیار روی درس نخوندنت، آزمونی که داری براش آماده نمیشی، پروپوزالی که داره به سنوات میندازتت، و شاید خیلی از ابعاد دیگه زندگیمون که واقعا دلمون میخواد یه کاری درموردشون بکنیم، اما نمیتونیم! این نتونستن همیشه از نخواستن و تنبلی نیست... گاهی ریشهاش یه چیز خیلی ساده است: ابهام توی پست بعد در این مورد که باید چطور از پس این مشکل بربیایم صحبت میکنیم... 🌿🤍
1 062
🔻چی میشه که یه کاری ٣ ساعت زمان میخواد، ولی ۴ هفته طول میکشه؟!
تو مدیریت پروژه وقتی به برنامهریزی زمانی کار میرسیم، دو مدل زمانبندی داریم:
١. زمان مورد نیاز برای انجام کار
٢. بازه انجام کار
اگر تفاوت این دو تا رو درک نکنیم ممکنه بابت طول کشیدن کاری که قرار بوده ٣ ساعته باشه، اذیت بشیم.
▫️زمان مورد نیاز برای انجام کار یعنی کلا چند ساعت برای انجام این کار نیاز است؟
▫️بازه انجام کار هم یعنی این چند ساعت مد نظر چطور در زمان پخش میشه؟
ممکنه کاری ٣ ساعت زمان بخواد، اما نیازمند این باشه که در مراحل متفاوت، با فاصله زمانی و حتی توسط افراد متفاوت انجام بشه که همزمان در دسترس نیستند.
پس دفعه بعدی که خواستی تخمین بزنی یه کاری کی باید تموم بشه، اول به این سوال جواب بده که:
آیا میشه تمام زمان مورد نیاز رو یه جا بهش اختصاص بدی یا عواملی هستند که خارج از کنترلت هستن و باعث میشن اون کار توی مدت زمان طولانیتری پخش بشه؟حالا یه سوال مهم، بلدی زمان مورد نیاز انجام کارهات رو تخمین بزنی؟ 🌿 @HiliMind
1 062
🔻واقعا خفنی یا AI خفنت کرد؟
در این که اومدن هوش مصنوعی تونسته در خیلی از ابعاد توانمندترمون بکنه شکی نیست، و حتی خیلی باحاله. ولی تا حالا به این فکر کردید که خودخفنپنداری آدما چه عواقبی میتونه داشته باشه؟
چقد پیش اومده تو موقعیتی قرار گرفتید که یه نفر فقط با اتکای به این که هوش مصنوعی اینو گفته با تجربه واقعی شما مخالفت کرده؟ یا تو محیط کار اون نیروی جونیور صرفا چون با AI چت میکنه حس میکنه دیگه همه چیز رو بلده؟
اصلا مرز بین «من بلدم و میتونم» با «ابزاری دارم که من رو توانمند کرده» چیه؟
برای این که بتونیم به این سوالات جواب درستی بدیم شاید نیاز داشته باشیم یه قدم بیایم عقب و تعامل خودمون با هوش مصنوعی رو مشاهده کنیم. باید بتونیم از خودمون بپرسیم:
آیا من بدون وجود این ابزار این کار رو میتونستم انجام بدم؟ممکنه جوابت این باشه که بله، منتها سختتر، کندتر و با صرف انرژی زیاد. و ممکنه جوابت این باشه که نه، این تواناییای هست که به من به واسطه این ابزار اضافه شده. اضافه شدن توانایی به آدم بد نیست، اتفاقا خیلی هم خوبه. ولی مشکل اونجایی پیش میاد که نمیدونم آیا دارم کاری که باید رو انجام میدم یا نه؟! برای این که بتونیم به این سوال جواب بدیم نیاز داریم شغل، حرفه یا هر کاری که بهش مشغولیم رو از اساس بلد باشیم. باید بدونیم توی اون کار چه چیزهایی پایههای اصلی هستند. و باید بتونیم سوالات درستی بپرسیم که اشک هوش مصنوعی رو هم در بیاره. قرار نیست وسواس داشته باشیم، ولی قراره اونقدری خفن باشیم که هوش مصنوعی خفنترمون بکنه، نه این که بهمون توهم توانمندی بده و دو سال دیگه جایگزینمون بشه. اگر دوست داشتی تو کانالت ریپلای کن و بگو: واقعا خفنی یا AI خفنت کرد؟ #HAI_Notes
1 062
خب دیگه... یه روز غصه خوردیم، دیگه بسه!
حالا برگردیم به زندگی...
حقیقتا انتظار این همه فوروارد و پیام و غصه رو نداشتم 😅
ولی بیاید یه حقیقتی رو بپذیریم بچهها، ما مردم جنگزدهای هستیم و هنوزم وسط جنگیم!
شاید تو زندگی روزمره همیشه یادمون نباشه این مورد، ولی چنین اتفاقاتی باعث میشن حقیقت یه سیلی گنده بهمون بزنه.
ولی آیا این حقیقت یعنی زندگیمون تموم شده؟
آیا یعنی نمیتونیم رویاهامون رو دنبال کنیم؟
آیا یعنی دیگه هیچ افق روشنی وجود نداره؟
چیزی که من بلدم اینه که توی چنین شرایطی باید برای دووم آوردن دلیل پیدا کنی و بهش بچسبی... حتی اگر شبیه این باشه که سرت رو کردی تو برف!
چند ماه پیش داشتم غر اینو میزدم که از تلاش کردن میترسم، میترسم که شکست بخورم، همه چیز خراب شه!
بهم گفت خرابتر از این؟!
دیدم راست میگه، اول بپذیر که اوضاع واقعا خرابه، خیلی هم خرابه، اونوقت میفهمی شکست خوردن تو در مقابل این خرابی اونقدرام خرابترش نمیکنه!
خلاصه که پاشید زندگی کنید :)
و مهارتهایی بسازید که قابل انتقال باشه، چیزی که شما رو تبدیل کنه به آدم به دردبخور که شاید تنها راه نجاتمون همین باشه.
مراقب خوبیات باش 🌿🤍
#θυμηθω
1 062
مودم مود اون زماناییه که تو بچگی جوگیر میشدیم نیت میکردیم خونه تمیز کنیم، بعد همه چیو میریخیتیم وسط خونه... بعد قاطی میکردیم نمیدونستیم باید چکار کنیم...
انقد کار دارم، و انقد هر کدوم فکر کردن میطلبند، و انقد هر کدوم حدود ۲ - ۳ ساعت کار عمیق نیاز دارن و انقد نمیدونم سراغ کدوم برم و انقد یه گوشه ذهنم سوالش اینه که خب برق کی میره که کار لپتاپیا رو اون زمان نذارم که نمیدونم چکار کنم اصلا!
حالا این وسط تموم شدن باتری موس رو کجای دلم بذارم؟!
1 062
داشتم فکر میکردم تحقیق بیش از حد یکم زیاده رویه دیگه... یادم اومد من ژپتو رو هم گاهی به جایی میرسونم که قسم حضرت عباس میخوره که بیشتر بلد نیستم!
1 062
نهایتاً اتهام محتمل: «تحقیق بیش از حد درباره هر چیزی که از جلوی چشمش رد میشود.»#DailyAI
1 062
یادش بخیر ننه، اون قدیما میرفتیم تو یه سایتایی، اسمش forum بود، بعدها جاشو داده بود به گروهای تلگرامی، اونجا سوالامونو میپرسیدم... بعد یسری از خدا بیخبر بودن، فکر میکردن حالا دیگه چون چهار کلاس سوادشون بیشتره تو ناسا کار میکنن، مسخرمون میکردن واسه سوالامون... هعععیییی چه دورانی بود!
