en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

Open in Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

Show more
1 357
Subscribers
-124 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اها اینم‌بگم من‌اخیرا یه رمان خوندم خون دیگران/ دوبوار بسی پیشنهاد میکنم قبلا به یه دوستی معرفی کرده بودم : بچه ها سلام وقتتون بخیر اخیرا من یه کتابی خوندم که برعکس بقیه کتاب ها که چندان مساعد نبودن برام، خیلی دوست داشتم اینجا معرفیش کنم. #خون_دیگران نوشته دوبوار ترجمه ی لی‌لا سازگار: خون دیگران تقابل و ارتباط دو شخصیت به اسم های‌ژان و هلن هست. ژان از بچگی‌ چون یک بورژوا بوده، احساس گناه میکرده و نهایتا به قشر کارگر میپیونده و از خانواده ش جدا میشه،شخصیت ژان، تداعی گر مفهوم‌مسئولیت پذیری اجتماعی هست. هلن هم یک دختر سر به هوا که برعکس ژان، توجه چندانی به بقیه نداره ، سرش به زندگی‌خودش گرمه و برآی من تا حدی تداعی گر مفهوم آزادی. این اثر تقریبا یک رمان_فلسفه ست، از اواسط داستان که جنگ جهانی دوم به فرانسه کشیده میشه، شخصیت های داستان دچار دوراهی هایی میشن که آیا باید دست به اقدام خاصی بزنن یا صرفا نظاره گر تاریخ باشن،در نهایت از اواسط داستان شخصیت های داستان به طرز زیبایی دچار‌ تحول میشن. همونطور که گفتم مفاهیم مسئولیت پذیری، ازادی، انتخاب های شخصی یا گروهی و درنهایت ایدئولوژی های مختلف تو این اثر خیلی زیاد به چالش کشیده میشن. خوندن این‌کتاب، وسط التهاب های اخیر‌جامعه، برای من آموزنده و تا حدی تفکر برانگیز بود. گفتم توصیه کنم شاید شخص دیگری هم استفاده کرد :)

Repost from دیالوگ 🗞
🔺 پارت ۲ یه تیکه از فیلم هست که رئیس جمهور دیکتاتور برمیگرده از یکی میپرسه که به نظرت چرا ما که هر سال ۲۴ نفر انتخاب میکنیم نمیایم به جای فرستادن توی بازی، به ترتیب اعدامشون کنیم و تو تلویزیون پخش کنیم تا همه مردم ببینن و بترسن؟ راحت تر و سریعترم هست! چرا بازی کنن و یه نفر زنده بیرون بیاد؟ چون امید تنها چیزیه که از ترس قوی تره. ذره ای امید خوبه اما اگر کنترل نشه مخربه. ( مخرب از نظر اون به این معناست که موجب قیام و شورش و در نهایت انقلاب میشه. ) این سری فیلم ۴ گانه اقتباس از کتابشه و به شدت پیشنهادش میکنم. این متن بلند بالایی که دیدید حتی یک دهم فیلم رو هم اسپویل نکرده و نصف مطالب تو ۳۰ ثانیه اول فیلم توضیح داده میشه. داستان فیلم از چیزی که خوندید فراتره و خواندن توضیحات بیشتر هم از حوصله شما خارجه و هم دیدن فیلمش قطعا هیجان‌انگیزتره! حتی تو همین دو متن هم فکر کنم متوجه شباهت‌ها شده باشید. این فیلم زمانیکه به اکران درومد واقعا ترکوند و اون زمان خودم تینیجری بیش نبودم که عاشق ایده و کانسپت فیلم شدم! اما فقط به اندازه یک فیلم تو ژانر علمی تخیلی دوستش داشتم نه بیشتر. بی خبر از اینکه چند سال بعد چقد قراره موضوعاتش رو با گوشت و پوست و استخوان درک کنم. ترتیب ۴ تا فیلم رو بالاتر براتون نوشتم. دیدنش تو این دوره ی زمانی خالی از لطف نیست.❤️‍🩹

Repost from دیالوگ 🗞
🔺 پارت ۱ این سری فیلم ۴ گانه، وصف حال یه دیکتاتورشیپی در کسور پَنَم هست که سلطه وسیعی روی ۱۲ منطقه داره و شهری که رئیس جمهورش زندگی میکنه «کپیتول» یا «پایتخت» نام داره. «هانگر گیمز» همونطور که از اسمش معلومه یک بازیه. ( هانگر به معنی گرسنگی و عطشه ) بازی ای که این دیکتاتورشیپ در برابر قیام و شورش شکست خورده ی مردم علیه‌ش طراحی کرد. بازی چجوری بوده؟ هر سال از هر منطقه یک دختر و یک پسر بین ۱۲ تا ۱۸ سال به صورت رندوم و با قرعه‌کشی انتخاب میشن و به کپیتول فرستاده میشن. که چی؟ که برن داخل «بازی عطش». که چیکار کنن؟ تو زمین انتخاب شده و شبیه سازی شده‌ای مبارزه کنن و انقد همدیگرو بکشن تا فقط «یک» نفر باقی بمونه. یعنی هر سال ۲۴ تا نوجوان فرستاده میشن تا حموم خون درست شه و فقط یک نفر به آغوش خانوادش برمیگرده! تکلیف برنده چی میشه؟ رفاه کامل. خونه. پول هنگفت. این بازی هم به صورت لایو برای کل کپیتول و ۱۲ منطقه پخش میشه! یعنی رسما دیکتاتورشیپ مردمش رو به یک کابوس مداوم طلسم کرده. چیزی که جالبه اینه مردم ۱۲ منطقه‌ی اشاره شده، اکثرا فقیرن. شاید یکی کمتر یکی بیشتر ولی کسی رفاه مالی چندانی نداره! خیلی ها از گرسنگی میمیرن و لباس درست حسابی ای برای پوشیدن ندارن. مردم حاضرن به ازای وارد کردن بیشتر اسمشون توی قرعه کشی، کوپن مواد غذایی دریافت کنن. یعنی خودشون با اختیار خودشون شانسشون توی انتخاب شدن رو بالا میبرن! در حالیکه کپیتول پره از مردمی که انقدر رفاه مالی دارن که دیگه نمیدونن با پولشون چیکار کنن! از تماشای بازی های عطش لذت میبرن. زمانی که شکمشون از غذا داره میترکه، نوشیدنی ای مخصوص بالا اوردن مصرف میکنن تا بازم بتونن بخورن! اختلاف طبقاتیِ فاحش! توی فیلم لباسای اگزجره و مد های مسخره‌شون تفاوتشون با ۱۲ مناطق رو بولدتر میکنه! درضمن این دیکتاتوری، در همه مناطق تیم های بسیار مجهزی رو قرار داده که مردم رو با ضرب و شتم و شلاق و حتی اعدام کنترل میکنن و اصلا رحم ندارن، اسمشونم گذاشته «برقرار کنندگان آرامش». :))

این عزیز هم معرفی های جالبی داشت و هم توضیحات کاملی👇

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام میشه لطفا فیلم سینمایی در این راستا معرفی کنی؟

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ قربونت برممم کلی از خودت مراقبت کن✨🧚🏻‍♀️

به نظرم از مهم ترین کارایی که این روزا میتونیم بکنیم یکی مطالعه در این راستاس یکی هم فیلم دیدن با این محتواها

هیچوقت فکر نمی‌کردم پاییزمو با دیدن Handmade tale شروع کنم.....

خیلی به فکرتونم ، خیلی مواظب خودتون باشین ، این روزا حال هیچکدوم مون خوب نیست یکسری ها هم تو خونمون باید بجنگیم هم بیرون ، ولی همه چی درست میشه مراقب خودتون باشین لطفاً...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ماهم

سلام بچه‌ها ، دلتنگتونم ، خوبین!؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-47435-faLbY8g

می‌خواستم بدون سلاح در این جنگ بجنگم ، اما پرچم های سرخ بسیاری وجود داشت و من همچنان برای صلح می‌جنگیدم ، برای نجات جانم از میان آتش می‌گذرم ، تیغ های آنها بسیار تیز اند، اما تو هرگز شکست من را نخواهی دید پشت این ایستادگی چیزی بیشتر ازتاب و توان وجود دارد پشت این ایستادگی یک آرمان وجود دارد و آرمان ها نامیرا هستند.

به راستی که چقدر درد داریم ، تا می‌آییم درد های لحظات قبل را از یاد ببریم‌ ناگهان دردی نو از راه می‌رسد.

هیچ‌جا و هیچ‌کس کافی نیست. نمیدانم کی این کافی نبودن ها به سر می‌رسند.

و چه راهی جز این داشتیم؟ برای خودمان ایستادیم تا یکایک رهبران بدانند دیگر بر ملتی که خفت را نمی‌ پذیرند ، نمیتوان حکومت کرد. چرا ما را می‌کشید؟ برای آنکه شما رفتید و ما ماندیم! تمام فرزندانتان با تمام سرمایه این ملت گریختند و با رفاه و بدون ذره‌ای شرم در گوشه‌ای از دنیا به زندگی پرداختند. حال ما را تازیانه می‌زنید ، می‌کشید ، حق ما حتی زنده ماندن هم نیست؟ حق ما فقط اطاعت که بود! برای مطیع بودن هم نباید زنده باشیم! تا همیشه باید سر در گریبان فرو بریم تا مبادا مطلع شویم چه بر سرمان می‌آید. سهم ما از این همه خون چیست؟ سرکار همچنان قدم می‌ زد ، او روی زمینی که بنا شده از خون مطیعانش بود قدم می‌ زد. این خانه هرچند از مصالحی مستحکم بنا شده بود ، اما در باطن سست بود. آری این خانه ها ، کاخ ها ، قصر ها و صاحبانشان و هر گام که بر میدارند محکوم به ویرانی اند.

Repost from N/a
Bleeds Out PLAYLIST : FASIC8
+1
Bleeds Out PLAYLIST : FASIC8

دلمان گرفته است دمیان ، در نقطه‌ای از زندگی گیر افتاده ام که نمیدانم دیگر معنای حالِ خوب را ، این روزها گویی کسی کالبدم را شکافته و قلبم را در دستانش بیرحمانه می‌فشارد و بیرحمانه به آن چنگ می‌زند ، من؟ همچون مرده ای فقط نگاه میکنم و درد می‌کشم ، روحِ فرسوده‌ام از اعماق وجود فریاد می‌کشد و خود را بر در و دیوار این جسم بی‌جان می‌کوبند ، جیغ می‌کشد ، چشمانم را به آسمان میدوزم و با التماس از قادر مطلق استعانت می‌جویم... روحِ فرسوده در اقیانوسی از غم ، رنج ، ظلم فریاد می‌کشد ، دست و پا می‌زند و غرق می‌شود.

به راستی دیگر عنان از کف داده ام...

سفر چرا؟ بمان و پس بگیر، ز جورشان نفس بگیر. بخوان که شهر، سرود زن شود که این وطن، وطن شود.