یهدانه
Open in Telegram
more like a transparent, paradoxically iridescent creature rather than an actual person.
Show more396
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
395
از صبح در ناخودآگاهم همش فکر میکنم یه قوطی توبورگ توی یخچال دارم ولی الان متوجه شدم خواب دیده بودم.
395
در پسزمینهی ذهنم خیلی خوشحالم که چیزهای خوشگل دارم ولی بعد ناگهان متوجه میشم مال من نیستن بیسیکلی...
395
پیرمرده دست زنش رو گرفته بود و داشت بهش میگفت اگر یکیمون نباشیم اون یکی میمیره ها :(((((
395
تماشای این فصل تد لسو خوش میگذره ولی خب یه جوریه انگار فصلهای قبلی رو دادن به هوش مصنوعی و بهش گفتن با این اطلاعات اسکریپت یه فصل جدید رو بنویس. آبکی. بدون هیچ چیز تازهای.
395
با آدمهایی که در زندگیشون کار نکردن هیچوقت نمیشه یک سری مکالمات رو داشت چون متوجهش نیستن.
