کانال صمصام
Open in Telegram
🍃🌸| نشـرمعارف اهلبیت علیهـمالسـلام و پاسـخ به شبهات ♥️«یا محمدُ، یا علیُ یا فاطمةُ یا صاحبَ الزمان أدركنی و لا تُهْلِكْنِی»♥️
Show more1 985
Subscribers
+424 hours
No data7 days
+1830 days
Posts Archive
1 984
#نقد_فلسفه #نقد_تصوف
🔵آقای #طباطبایی و خدمت به ابوبکر ::
أقول : ورواه أيضا عن عدة من الكتب عن بشر بن تميم ، وروي أيضا عن ابن مردويه عن ابن عباس: « أَفَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ » قال : أبو جهل بن هشام ، و « أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ » قال : أبو بكر الصديق ، والروايات من التطبيق.🔷 آقای طباطبایی در تفسیر آیه ۴۰ سوره فصلت به نقل از سیوطی عالم بزرگ مخالفین مینویسد: منظور از " أ فمن يلقى في النار" (کسی که در آتش افکنده میشود) ابوجهل بن هشام، و منظور از" أم من يأتي آمنا يوم القيامة" (کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر میآید) #ابوبكر_صديق! است. و این روایات از باب تطبیق است.! 📚الميزان طباطبایی ج17 ص406 🔷 شیخ الاسلام علامه مجلسی مینویسد: و به #سند_معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: بدترین مردم از جهت عذاب در قیامت هفت نفرند: اول ایشان پسر آدم است که برادرش را کشت؛ و نمرود؛ و فرعون؛ و دو کس از بنی اسرائیل که یکی یهود را گمراه کرد و دیگری نصاری را؛ و دو کس که این امت را گمراه کردند ( ابوبکر و عمر ). 📚حیوة القلوب جلد1 صفحه 205 🌀پینوشت :: اگر بگویند آقای طباطبایی روایت رو صرفاً نقل کرده و تائید نکرده است در پاسخ گفته میشود ؛ ایشان در ابتدا جمله می گوید " أقول " ( و این عبارت زمانی بکار می رود که مؤلف بخواهد نظر نهایی خودش را بگوید! ) و نه تنها آقای طباطبایی این روایت (مخالفین) را که دال بر بهشتی بودن ابوبکر میکند را رد نکرده! بلکه تائید و قبول هم میکند!! لذا میگوید: این روایات از باب تطبیق است!! و اصلا از اصلی ترین نقد های وارده بر کتاب المیزان استفاده فراوان از منابع اهل سنت عمری است. 🆔@samsaamakbar
1 984
#دولت_صفوی #شبهه
❤️نامه شاه طهماسب فرزند شاه اسماعیل صفوی به سلطان سلیمان حاکم عثمانی ::
ایشان میفرمایند :: «قزلباشان شریعت نبوی را شعار خود ساختهاند، از محرمات دوری جسته و از هر آنچه مذهب ( شیعه ) ناشایست دانسته است، همانند شراب خواری، زنا و غلام بارگی( لواط ) اجتناب ورزیدهاند.»
📚کتاب شاه طهماسب صفوی (مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشت های تفصیلی) تالیف عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰، ص. ۲۰۵. کتابناک.
🔖پینوشت :: این افتخار کردن شاه طهماسب و ایضا عدم تعرض شاه سلیمان به این مطلب خود دلیل دروغگویی برخی معاصرین و پان ترکیسم های طرفدار عثمانی در نسبت دادن امور ناروا به صفویه است .🆔@samsaamakbar
1 984
#دولت_صفوی #شبهه
❤️نامه شاه طهماسب فرزند شاه اسماعیل صفوی به سلطان سلیمان حاکم عثمانی ::
ایشان میفرمایند :: «قزلباشان شریعت نبوی را شعار خود ساختهاند، از محرمات دوری جسته و از هر آنچه مذهب ( شیعه ) ناشایست دانسته است، همانند شراب خواری، زنا و غلام بارگی( لواط ) اجتناب ورزیدهاند.»
📚کتاب شاه طهماسب صفوی (مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشت های تفصیلی) تالیف عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰، ص. ۲۰۵. کتابناک.
🔖پینوشت :: این افتخار کردن شاه طهماسب و ایضا عدم تعرض شاه سلیمان به این مطلب خود دلیل دروغگویی برخی معاصرین و پان ترکیسم های طرفدار عثمانی در نسبت های ناروا به صفویه است .🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #مولا
⬜️ واکاوی فضائل مولا(قسمت نهم) :
⚪️ برتری بر انبیا در مباهله ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11645
⚪️ مولا در آغوش موکل دریا ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11665
⚪️ خوش اخلاقی حضرت امیر ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11782
⚪️ مولاعلی پروردگار زمین ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11830
⚪️ سپردن خودمان به مولا ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11821
⚪️ طلب شفای کور و جذامی ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11839
⚪️ دیدن مولا هنگام مرگ ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11840
⚪️ امیرالمومین در اتش ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11849
⚪️ مولا طه و یس است ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11856
🌐https://t.me/samsaamakbar/11858
🌟 راز حضرت موسی ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11865
⚪️ مولا چشم و قلب خداوند ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11911.
⚪️ خلق مولا از نور نبوی ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/11978
⚪️ تشکر از پدرمان مولا علی ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/12026
⚪️ برتری بر انبیا اولوالعزم ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/12031
⚪️ امام فرشتگان آسمان ها ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/12050
⚪️ مولایِ یونس نبی ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/12074
🌐https://t.me/samsaamakbar/12075
⚪️ عجایبی از امیرالمومنین ::
🌐https://t.me/samsaamakbar/12081
🌐https://t.me/samsaamakbar/12083
🌐https://t.me/samsaamakbar/12084
🚨《 لیست هشتم فضائل 》
1 984
Repost from کانال صمصام
#امام_عسکری #نقد_فلسفه
#نقد_تصوف #حدیث_راهبردی
🔵 ردیه امامعسکری بر فلاسفه و عرفا :
[ ١٣٣٠٨ ] ٢٥ ـ العلامة الأردبيلي في حديقة الشيعة : نقلاً عن السيد المرتضى ابن الداعي الحسيني الرازي ، بإسناده عن الشيخ المفيد ، عن أحمد بن محمد بن الحسن بن الوليد ، عن أبيه محمد بن الحسن ، عن سعد بن عبدالله ، عن محمد بن عبدالله ، عن محمد بن عبد الجبار ، عن الإِمام الحسن العسكري ( عليه السلام ) ، أنه قال لأبي هاشم الجعفري : « ياأبا هاشم ، سيأتي زمان على الناس وجوههم ضاحكة مستبشرة ، وقلوبهم مظلمة متكدرة ، السنة فيهم بدعة ، والبدعة فيهم سنة ، المؤمن بينهم محقر ، والفاسق بينهم موقر ، أُمراؤهم جاهلون جائرون ، وعلماؤهم في أبواب الظلمة [ سائرون ] ، أغنياؤهم يسرقون زاد الفقراء ، وأصاغرهم يتقدمون على الكبراء ، وكل جاهل عندهم خبير ، وكل محيل عندهم فقير ، لا يميزون بين المخلص والمرتاب ، لا يعرفون الضأن من الذئاب ، علماؤهم شرار خلق الله على وجه الأرض ، لأنهم يميلون إلى الفلسفة والتصوف ، وأيم الله إنهم من أهل العدول والتحرف ، يبالغون في حب مخالفينا ، ويضلون شيعتنا وموالينا ، إن نالوا منصباً لم يشبعوا عن الرشاء ، وإن خذلوا عبدوا الله على الرياء ، ألّا إنهم قطاع طريق المؤمنين ، والدعاة إلى نحلة الملحدين ، فمن أدركهم فليحذرهم ، وليصن دينه وإيمانه ، ثم قال : ياأباهاشم هذا ما حدثني أبي ، عن آبائه جعفر بن محمد ( عليهم السلام ) ، وهو من أسرارنا ، فاكمته إلا عن أهله » .👤 محدث قمی میفرماید علامه مقدس اردبیلی - رضوان الله علیه - در کتاب حدیقة الشیعة، از (کتاب) سید مرتضی بن داعی حسینی رازی، و او با سند خود، از شیخ مفید، از احمد بن محمد بن حسن بن ولید، از پدرش محمد بن حسن [بن ولید]، از سعد بن عبدالله، از محمد بن عبدالله، از محمد بن عبدالجبار، از امام عسکری (علیه السلام) نقل کرده اند که آن حضرت به اباهاشم جعفری فرمودند :: 🟦 «ای اباهاشم! زمانی بر مردم خواهد آمد که چهره هایشان خندان و شادمان است، اما دل های شان تاریک و گرفته است. سنت در میان آنان بدعت است و بدعت در میان آنان سنت است. مؤمن در میان آنان خوار و کوچک شمرده میشود و فاسق در میان آنان گرامی و محترم است. حاکمان شان نادان و ستمگرند و عالمانشان در درگاههای ستمگران در رفت و آمدند. ثروتمندان شان توشه و روزی فقیران را میدزدند و افراد کوچک ترشان بر بزرگان پیشی میگیرند. هر نادانی نزد آنان دانا و خبره است و هر درماندهای نزد آنان فقیر است. میان انسان مخلص و شخص گرفتار شک و تردید تفاوت نمیگذارند؛ گوسفند را از گرگ تشخیص نمیدهند. 👈🏼عالمان شان بدترین آفریدگان خدا بر روی زمین اند؛ زیرا به #فلسفه و #تصوف گرایش پیدا میکنند. به خدا سوگند، آنان از اهل عدول و تحرّفاند [از راه حق عدول کرده و آن را منحرف میسازند]. در #محبت_مخالفان ما زیاده روی میکنند و شیعیان و دوست داران ما را گمراه میسازند. 👉🏼 اگر به منصبی دست یابند، از رشوهخواری سیر نمیشوند و اگر از رسیدن به منصب محروم شوند، خدا را از روی ریا عبادت میکنند. آگاه باشید که آنان راهزنان راه مؤمنان و دعوت کنندگان به آیین ملحدان اند.!! پس هر کس آنان را درک کرد، باید از آنان برحذر باشد و دین و ایمان خویش را حفظ کند. سپس فرمود: ای اباهاشم! این مطلب را پدرم، از پدرانش، از جعفر بن محمد (علیهم السلام) برای من نقل کرده است و این از اسرار ماست؛ پس آن را جز برای اهلش بازگو مکن.» 📚مستدركالوسائل نوری ج11 ص380 🔷 پینوشت : علامه مقدس اردیبلی تصریح میکند که سند روایت معتبر است. اعتبار کتاب حدیقهالشیعه و انتساب آن به علامه مقدساردبیلی (اینجا)(اینجا)(اینجا) و بیان آقای مکارم شیرازی در این موضوع (اینجا)
🌀 شیخ حرّ عاملی (رحمهالله) نیز این حدیث را از علامه مقدس اردبیلی در کتاب خود به نام « الاثنا عشریة فی إبطال التصوف و ذمّه » ذکر کرده است. او میگوید: « هفتم: سنت کریمانه و پاکیزه و احادیث شریف و فراوانی که از پیامبر و ائمه (علیهمالسلام) نقل شده و در احتجاج بر ضد صوفیان و نکوهش روش آنان و باطل کردن آن، و نسبت دادن آنان به ریا و بدعت، و حرام کردن آنچه خدا حلال کرده و حلال کردن آنچه خدا حرام کرده، و اظهار دشمنی آنان، بلکه حکم به کفرشان، و دستور به دوری کردن از آنان، و بر حذر داشتن شیعیان از روش آنان، به طور کلی و خصوصی، چه به صراحت و چه به اشاره، صریح هستند. از این بخش، دوازده حدیث را ذکر میکنیم.» و روایت ششم از این دوازده روایت شریف و متضافر، همین حدیث مذمت علمای اهل فلسفه و تصوف است.(کتاب الرسالة الإثنى عشرية في الرد على الصوفية ج1 ص42) 🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #معرفت_امام
💛عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت سوم 3) ::
وأشرفنا على القصر فإذا بحر أسود يغطمط أمواجه كالجبال الراسيات ، فنظر صلوات الله عليه شزرا فسكن من غليانه حتى كان كالمذنب ، فقلت : يا سيدي سكن البحر من غليانه إلى نظره إليه فقال : خشي أن آمر فيه بأمر ، أتدري يا سلمان أي بحر هذا؟ فقلت : لا يا سيدي ، فقال : هذا الذي غرق فيه فرعون وملؤه المذنبة ، حملها جناح جبرئيل ثم زجها في هذا البحر ، فهو يهوي لا يبلغ قراره إلى يوم القيامة. فقلت : يا أميرالمؤمنين هل سرنا فرسخين؟ فقال : يا سلمان لقد سرت خمسين ألف فرسخ ودرت حول الدنيا عشر مرات ، فقلت : يا سيدي وكيف هذا؟ قال : إذا كان ذو القرنين طاف شرقها وغربها وبلغ إلى سد يأجوج ومأجوج فأنى يتعذر علي وأنا أميرالمؤمنين وخليفة رب العالمين؟ يا سلمان أما قرأت قول الله عزوجل حيث يقول : «عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا إلا من ارتضى من رسول»؟ فقلت : بلى يا أميرالمؤمنين ، فقال : أنا ذلك المرتضى من الرسول الذي أظهره الله عزوجل على غيبه ، أنا العالم الرباني ، أنا الذي هون الله علي الشدائد فطوى له البعيد. قال سلمان : فسمعت صائحا يصيح في السماء أسمع الصوت ولا أرى الشخص ، وهو يقول : صدقت أنت الصادق المصدق صلوات الله عليك ، قال : ثم نهض فركب الفرس وركبت معه وصاح بهما فطارا في الهواء ثم خطونا على باب الكوفة ، هذا كله وقد مضى من الليل ثلاث ساعات 🟨 و ما بر قصر مشرف شدیم. ناگهان دریایی سیاهرنگ دیدیم که موجهایش همچون کوههای استوار بهشدت متلاطم بود. آن حضرت ، با گوشه چشم به آن نگریست و دریا از خروش خود آرام گرفت، تا آنجا که مانند «مذنّب» شد. عرض کردم: ای سرور من، دریا به سبب نگاه شما از خروش خود آرام گرفت. فرمود: ترسید که به آن دستوری بدهم. ای سلمان، آیا میدانی این چه دریایی است؟ عرض کردم: نه، ای سرور من. فرمود: این همان دریایی است که فرعون و سپاهیانش در آن غرق شدند. «مذنّبه» را بال جبرئیل حمل کرد و سپس آن را در این دریا افکند؛ از آن پس همچنان در حال سقوط است و تا روز قیامت به قعر آن نخواهد رسید. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، آیا ما دو فرسخ حرکت کردهایم؟ حضرت فرمود: ای سلمان، من پنجاه هزار فرسخ پیمودهام و ده بار گرداگرد دنیا چرخیدهام. عرض کردم: ای سرور من، چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: هنگامی که ذوالقرنین شرق و غرب آن را پیمود و به سد یأجوج و مأجوج رسید، چگونه چنین کاری برای من دشوار باشد، در حالی که من امیرالمؤمنین و خلیفه پروردگار جهانیان هستم؟ ای سلمان، آیا سخن خداوند عزوجل را نخواندهای که میفرماید: «او دانای غیب است و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیکند، مگر فرستادهای را که برگزیده باشد»؟ عرض کردم: آری، ای امیرالمؤمنین. فرمود: من همان برگزیدهای هستم که خداوند عزوجل او را از جانب رسول، بر غیب خویش آگاه ساخته است. من عالم ربانی هستم؛ من کسی هستم که خداوند سختیها را برایم آسان کرده و دوردست را برای او درنوردیده است. سلمان گفت: در این هنگام صدایی را شنیدم که در آسمان ندا میداد. صدا را میشنیدم، ولی صاحب صدا را نمیدیدم. او میگفت: «راست گفتی؛ تو راستگو و تصدیقشدهای، درود خدا بر تو باد.» 🟡 سپس آن حضرت برخاست، سوار اسب شد و من نیز همراه او سوار شدم. بر آن دو اسب بانگ زد و آن دو در هوا به پرواز درآمدند. سپس در کنار دروازه کوفه فرود آمدیم. تمام این ماجرا در حالی رخ داد که تنها سه ساعت از شب گذشته بود. آن حضرت به من فرمود: ای سلمان، وای، تمام وای، بر کسی که ما را آنگونه که شایسته است نشناسد و ولایت ما را انکار کند. کدام یک برتر است: محمد یا سلیمان؟ عرض کردم: بلکه محمد. سپس آن حضرت فرمود: این آصف بن برخیاست که توانست تخت بلقیس را در یک چشم برهم زدن از فارس [یمن] حاضر کند، در حالی که علم کتاب نزد او بود؛ آیا من نمیتوانم چنین کاری انجام دهم، در حالی که نزد من صد و بیستوچهار کتاب است؟ خداوند متعال بر شیث بن آدم پنجاه صحیفه، بر ادریس پیامبر سی صحیفه، بر نوح بیست صحیفه و بر ابراهیم بیست صحیفه نازل کرد و نیز تورات، انجیل، زبور و فرقان را نازل فرمود. عرض کردم: راست گفتی، ای امیرالمؤمنین؛ امام باید چنین باشد. آن حضرت فرمود: همانا کسی که در امور و علوم ما شک کند، مانند کسی است که در شناخت ما و حقوق ما تردید کند؛ حقوقی که خداوند عزوجل در کتاب خود در موارد متعدد واجب کرده و در آن، آنچه را عمل به آن واجب است بیان فرموده است، و آن امر، پوشیده و پنهان نیست. (پایان) 📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 53 🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #معرفت_امام
💚عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت دوم 2) ::
قال سلمان : فنادى مولاي أميرالمؤمنين صلوات الله عليه : اخرجي يا حسناء قال : فخرجت ناقة طولها عشرون ومائة ذراع وعرضها ستون ذراعا ، ورأسها من الياقوت الأحمر ، وصدرها من العنبر الأشهب ، وقوائمها من الزبرجد الأخضر ، وزمامها من الياقوت الأصفر ، وجنبها الأيمن من الذهب ، وجنبها الأيسر من الفضة ، وعرضها من اللؤلؤ الرطب ، فقال صلوات الله عليه : يا سلمان اشرب من لبنها ، قال سلمان : فالتقمت الضرع فإذا هي تحلب سلا صافيا مخلصا فقلت يا سيدي : هذه لمن؟ قال صلوات الله عليه : هذه لك ولسائر الشيعة من أوليائي ثم قال صلوات الله عليه وسلامه لها : ارجعي إلى الصخرة ، ورجعت من الوقت ، وسار بي في تلك الجزيرة حتى ورد بي إلى شجرة عظيمة عليها طعام يفوح منه رائحة المسك ، فإذا بطائر في صورة النسر العظيم ، قال سلمان : فوثب ذلك الطائر فسلم عليه صلوات الله عليه ورجع إلى موضعه ، فقلت : يا أميرالمؤمنين ما هذه المائدة؟ فقال صلوات الله عليه : هذه منصوبة في هذا المكان للشيعة من موالي إلى يوم القيامة ، فقلت : ما هذا الطائر؟ قال صلوات الله عليه : ملك موكل بها إلى يوم القيامة ، فقلت : وحده يا سيدي؟ فقال صلوات الله عليه : يجتاز به الخضر صلوات الله عليه في كل يوم مرة. ثم قبض صلوات الله عليه على يدي وسار إلى بحرثان ، فعبرنا وإذا جزيرة عظيمة فيها قصر لبنة من ذهب ولبنة من فضة بيضاء ، وشرفها من عقيق أصفر ، وعلى كل ركن من القصر سبعون صفا من الملائكة ، فأتوا وسلموا ، ثم أذن لهم فرجعوا إلى مواضعهم ، قال سلمان رحمه الله تعالى : ثم دخل أميرالمؤمنين القصر فإذا أشجار وأثمار وأنهار وأطيار وألوان النبات ، فجعل الإمام صلوات الله عليه يمشي فيه حتى وصل إلى آخره ، فوقف صلوات الله عليه على بركة كانت في البستان ، ثم صعد على قصر فإذا كرسي من الذهب الأحمر ، فجلس عليه صلوات الله عليه.🟩 سلمان گفت : مولایم امیرالمؤمنین علیه السلام ندا داد: «ای حسناء، بیرون بیا.» پس مادهشترى بیرون آمد که طولش صد و بیست ذراع و عرضش شصت ذراع بود. سرش از یاقوت سرخ، سینهاش از عنبر خاکستری، پاهایش از زبرجد سبز، مهارش از یاقوت زرد، پهلوی راستش از طلا، پهلوی چپش از نقره و پهنای بدنش از مروارید تازه بود. آن حضرت فرمود: ای سلمان، از شیر آن بنوش. سلمان گفت: پستانش را در دهان گرفتم و دیدم که شیری صاف و خالص از آن جاری میشود. عرض کردم: ای سرور من، این برای چه کسی است؟ فرمود: این برای تو و سایر شیعیان و دوستان من است. سپس آن حضرت، که درود و سلام خدا بر او باد، به آن فرمود: به همان صخره بازگرد. آن حیوان نیز بیدرنگ بازگشت. سپس آن حضرت مرا در آن جزیره حرکت داد تا به درختی بزرگ رسیدیم که بر آن غذاهایی قرار داشت و بوی مشک از آنها به مشام میرسید. 🟢 ناگهان پرندهای را دیدیم به شکل عقابی بزرگ. سلمان گفت: آن پرنده جهید، به آن حضرت و سلام کرد و سپس به جای خود بازگشت. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، این سفره چیست؟ فرمود: این سفره تا روز قیامت در این مکان برای شیعیان و دوستان من گسترده شده است. عرض کردم: این پرنده چیست؟ فرمود: فرشتهای است که تا روز قیامت مأمور آن است. عرض کردم: آیا تنهاست، ای سرور من؟ فرمود: حضرت خضر علیهالسلام هر روز یک بار از کنار آن عبور میکند. سپس آن حضرت دست مرا گرفت و به سوی «بحرثان» حرکت کرد. از آن عبور کردیم و به جزیرهای بزرگ رسیدیم که در آن قصری بود؛ یک آجر آن از طلا و یک آجر آن از نقره سفید بود و کنگرههای آن از عقیق زرد ساخته شده بود. بر هر گوشه قصر هفتاد صف از فرشتگان قرار داشتند. آنان آمدند و سلام کردند، سپس به آنان اجازه داده شد و به جایگاههای خود بازگشتند. سلمان، رحمت خدا بر او باد، گفت: سپس امیرالمؤمنین وارد قصر شد. در آنجا درختان، میوهها، رودها، پرندگان و انواع گوناگون گیاهان وجود داشت. امام علیهالسلام در آنجا به حرکت ادامه داد تا به انتهای آن رسید. سپس کنار برکهای که در باغ بود ایستاد. پس از آن بر فراز قصری رفت و در آنجا تختی از طلای سرخ دید. آن حضرت بر آن نشست...(ادامه دارد..) 📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 52 🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #معرفت_امام
💚عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت دوم 2) ::
قال سلمان : فنادى مولاي أميرالمؤمنين صلوات الله عليه : اخرجي يا حسناء قال : فخرجت ناقة طولها عشرون ومائة ذراع وعرضها ستون ذراعا ، ورأسها من الياقوت الأحمر ، وصدرها من العنبر الأشهب ، وقوائمها من الزبرجد الأخضر ، وزمامها من الياقوت الأصفر ، وجنبها الأيمن من الذهب ، وجنبها الأيسر من الفضة ، وعرضها من اللؤلؤ الرطب ، فقال صلوات الله عليه : يا سلمان اشرب من لبنها ، قال سلمان : فالتقمت الضرع فإذا هي تحلب سلا صافيا مخلصا فقلت يا سيدي : هذه لمن؟ قال صلوات الله عليه : هذه لك ولسائر الشيعة من أوليائي ثم قال صلوات الله عليه وسلامه لها : ارجعي إلى الصخرة ، ورجعت من الوقت ، وسار بي في تلك الجزيرة حتى ورد بي إلى شجرة عظيمة عليها طعام يفوح منه رائحة المسك ، فإذا بطائر في صورة النسر العظيم ، قال سلمان : فوثب ذلك الطائر فسلم عليه صلوات الله عليه ورجع إلى موضعه ، فقلت : يا أميرالمؤمنين ما هذه المائدة؟ فقال صلوات الله عليه : هذه منصوبة في هذا المكان للشيعة من موالي إلى يوم القيامة ، فقلت : ما هذا الطائر؟ قال صلوات الله عليه : ملك موكل بها إلى يوم القيامة ، فقلت : وحده يا سيدي؟ فقال صلوات الله عليه : يجتاز به الخضر صلوات الله عليه في كل يوم مرة. ثم قبض صلوات الله عليه على يدي وسار إلى بحرثان ، فعبرنا وإذا جزيرة عظيمة فيها قصر لبنة من ذهب ولبنة من فضة بيضاء ، وشرفها من عقيق أصفر ، وعلى كل ركن من القصر سبعون صفا من الملائكة ، فأتوا وسلموا ، ثم أذن لهم فرجعوا إلى مواضعهم ، قال سلمان رحمه الله تعالى : ثم دخل أميرالمؤمنين القصر فإذا أشجار وأثمار وأنهار وأطيار وألوان النبات ، فجعل الإمام صلوات الله عليه يمشي فيه حتى وصل إلى آخره ، فوقف صلوات الله عليه على بركة كانت في البستان ، ثم صعد على قصر فإذا كرسي من الذهب الأحمر ، فجلس عليه صلوات الله عليه.🟩 سلمان گفت : مولایم امیرالمؤمنین علیه السلام ندا داد: «ای حسناء، بیرون بیا.» پس مادهشترى بیرون آمد که طولش صد و بیست ذراع و عرضش شصت ذراع بود. سرش از یاقوت سرخ، سینهاش از عنبر خاکستری، پاهایش از زبرجد سبز، مهارش از یاقوت زرد، پهلوی راستش از طلا، پهلوی چپش از نقره و پهنای بدنش از مروارید تازه بود. آن حضرت فرمود: ای سلمان، از شیر آن بنوش. سلمان گفت: پستانش را در دهان گرفتم و دیدم که شیری صاف و خالص از آن جاری میشود. عرض کردم: ای سرور من، این برای چه کسی است؟ فرمود: این برای تو و سایر شیعیان و دوستان من است. سپس آن حضرت، که درود و سلام خدا بر او باد، به آن فرمود: به همان صخره بازگرد. آن حیوان نیز بیدرنگ بازگشت. سپس آن حضرت مرا در آن جزیره حرکت داد تا به درختی بزرگ رسیدیم که بر آن غذاهایی قرار داشت و بوی مشک از آنها به مشام میرسید. 🟢 ناگهان پرندهای را دیدیم به شکل عقابی بزرگ. سلمان گفت: آن پرنده جهید، به آن حضرت و سلام کرد و سپس به جای خود بازگشت. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، این سفره چیست؟ فرمود: این سفره تا روز قیامت در این مکان برای شیعیان و دوستان من گسترده شده است. عرض کردم: این پرنده چیست؟ فرمود: فرشتهای است که تا روز قیامت مأمور آن است. عرض کردم: آیا تنهاست، ای سرور من؟ فرمود: حضرت خضر علیهالسلام هر روز یک بار از کنار آن عبور میکند. سپس آن حضرت دست مرا گرفت و به سوی «بحرثان» حرکت کرد. از آن عبور کردیم و به جزیرهای بزرگ رسیدیم که در آن قصری بود؛ یک آجر آن از طلا و یک آجر آن از نقره سفید بود و کنگرههای آن از عقیق زرد ساخته شده بود. بر هر گوشه قصر هفتاد صف از فرشتگان قرار داشتند. آنان آمدند و سلام کردند، سپس به آنان اجازه داده شد و به جایگاههای خود بازگشتند. سلمان، رحمت خدا بر او باد، گفت: سپس امیرالمؤمنین وارد قصر شد. در آنجا درختان، میوهها، رودها، پرندگان و انواع گوناگون گیاهان وجود داشت. امام علیهالسلام در آنجا به حرکت ادامه داد تا به انتهای آن رسید. سپس کنار برکهای که در باغ بود ایستاد. پس از آن بر فراز قصری رفت و در آنجا تختی از طلای سرخ دید. آن حضرت بر آن نشست.» 📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 52 🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #معرفت_امام
💙عجایب امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیث سلمان فارسی (قسمت اول 1) ::
وجدت في بعض الكتب : حدثنا محمد بن زكريا العلائي ، قال : حدثنا محمد بن الحسن الصفار المعروف بابن المعافا ، عن وكيع ، عن زاذان ، عن سلمان الفارسي قال : كنا مع مولانا أميرالمؤمنين فقلت : يا أمير المؤمنين أحب أن أرى من معجزاتك شيئا ، قال صلوات الله عليه : أفعل إن شاء الله عزوجل ثم قام ودخل منزله وخرج إلي وتحته فرس أدهم ، وعليه قباء أبيض وقلنسوة بيضاء ، ثم نادى : يا قنبر أخرج إلي ذلك الفرس ، فأخرج فرسا آخر أدهم ، فقال صلوات الله عليه وآله : اركب يا أبا عبدالله ، قال سلمان : فركبته فإذا له جناحان ملتصقان إلى جنبه ، قال : فصاح به الإمام صلوات الله عليه فتعلق في الهواء ، وكنت أسمع حفيف أجنحة الملائكة وتسبيحها تحت العرش ، ثم خطونا على ساحل بحر عجاج مغطمط الأمواج ، فنظر إليه الإمام شزرا فسكن البحر من غليانه ، فقلت له : يا مولاي سكن البحر من غليانه من نظرك إليه ، فقال صلوات الله عليه : يا سلمان خشي أن آمر فيه بأمر ، ثم قبض على يدي وسار على وجه الماء والفرسان تتبعاننا لا يقودهما أحد ، فوالله ما ابتلت أقدامنا ولا حوافر الخيل. قال سلمان : فعبرنا ذلك البحر ورفعنا إلى جزيرة كثيرة الأشجار والأثمار والأطيار والأنهار ، وإذا شجرة عظيمة بلا صدع ولا زهر فهزها صلوات الله عليه بقضيب كان في يده فانشقت ، وخرج منها ناقة طولها ثمانون ذراعا وعرضها أربعون ذراعا وخلفها قلوص فقال صلوات الله عليه : ادن منها واشرب من لبنها ، قال سلمان : فدنوت منها وشربت حتى رويت ، وكان لبنها أعذب من الشهد وألين من الزبد ، وقد اكتفيت ، قال صلوات الله عليه : هذا حسن يا سلمان؟ فقلت : مولاي حسن ، فقال صلوات الله عليه : تريد أن أراك ما هو أحسن منه؟ فقلت : نعم يا أمير المؤمنين. 🟦 «در برخی کتابها یافتم: محمد بن زکریای علائی برای ما روایت کرد، گفت: محمد بن حسن صفار، معروف به ابنالمعافا، از وکیع، از زاذان، از سلمان فارسی روایت کرد که گفت: ما نزد مولایمان امیرالمؤمنین بودیم. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، دوست دارم چیزی از معجزات شما را ببینم. آن حضرت ، فرمود: اگر خداوند عزوجل بخواهد، انجام خواهم داد. سپس برخاست، وارد خانه خود شد و بیرون آمد، در حالی که بر اسبی سیاهرنگ سوار بود و قبایی سفید و کلاه سفیدی بر تن داشت. سپس ندا داد: ای قنبر، آن اسب را برای من بیرون بیاور. قنبر نیز اسب سیاه رنگ دیگری را بیرون آورد. آن حضرت فرمود : ای اباعبدالله، سوار شو. سلمان گفت: بر آن سوار شدم و ناگهان دیدم که دو بال دارد که به دو طرف بدنش چسبیده است. آن حضرت بر آن بانگ زد و اسب در هوا اوج گرفت. من صدای بال زدن فرشتگان و تسبیح آنان را در زیر عرش میشنیدم. سپس به ساحل دریایی خروشان و بسیار متلاطم رسیدیم. امام با گوشه چشم به آن نگریست و دریا از جوشش و خروش خود آرام گرفت. عرض کردم: ای مولای من، دریا به سبب نگاه شما از خروش خود آرام گرفت. آن حضرت فرمود: ای سلمان، ترسید که به آن دستوری بدهم. 🔵 سپس دست مرا گرفت و بر روی آب حرکت کرد و آن دو اسب نیز، بدون آنکه کسی آنها را هدایت کند، پشت سر ما حرکت کردند. به خدا سوگند، نه پاهای ما خیس شد و نه سم اسبها. سلمان گفت: از آن دریا عبور کردیم و به جزیرهای رسیدیم که در آن درختان، میوه ها، پرندگان و رودهای فراوان بود. ناگهان درختی بزرگ دیدیم که نه شکافی داشت و نه شکوفهای. آن حضرت با شاخهای که در دست داشت آن را تکان داد، پس درخت شکافته شد و از آن ماده شترى بیرون آمد که طولش هشتاد ذراع و عرضش چهل ذراع بود و پشت سر آن نیز بچهشترى قرار داشت. آن حضرت فرمود: به آن نزدیک شو و از شیرش بنوش. سلمان گفت: به آن نزدیک شدم و آنقدر از شیرش نوشیدم تا سیراب شدم. شیرش از عسل شیرینتر و از کره نرمتر بود. من دیگر کفایت کرده بودم. آن حضرت فرمود: ای سلمان، این خوب است؟ عرض کردم: مولای من، خوب است. فرمود: آیا میخواهی چیزی را که از این بهتر است به تو نشان دهم؟ عرض کردم: آری، ای امیرالمؤمنین.»....( ادامه دارد ) 📚بحارالأنوار مجلسی ج 42 ص 50 🆔@samsaamakbar
1 984
#کلب_آستان_علوی
چِ کرده با دلِ من فَمَن یَمُت یَرَني
خوش است رفتنِ جان فقط به عشقِ علی
🆔@samsaamakbar
1 984
#نقد_فلسفه #نقد_تصوف #مهم
🧡عقایدمان را از چه کسی اخذ کنیم؟؟
رسول خدا فرمودند: کسی که دین خود را بدون اندیشه و تفکر و از دهان این و آن بگیرد و دنبالهرو دیگران باشد، همان افراد او را از چپ به راست و از راست به چپ منحرف میکنند!!
📚مسند امام حسین ج 3 ص 80
🔸اصبغ گوید: (حارث همدانی) از امیر المؤمنین علیهالسلام دربارۀ اختلافات شیعیان سوال کرد. حضرت فرمودند: همانا دین خدا به واسطه اشخاص شناخته نمیشود، بلکه با نشانههای حق شناخته میشود. پس حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی، همانا حق بهترین گفتار است و هر کس آن را بیپرده (بدون تقیه) بگوید مجاهد است.
(شیخ حرعاملی مینویسد: حاصل این امر رجوع فقط به اهل بیت علیهمالسلام است، در احکام و تفسیر و در تمامی امور.)
📚وسائل الشيعة، ج18، ص98
🔹از امام صادق(عليه السّلام) روايت شده كه امير المؤمنين على(عليه السّلام) فرموده است: هر كس دين خود را از دهان مردم فرا گرفته باشد، همان مردم(مردان) آن را زايل مىكنند ، و هر كس دين خود را از كتاب و سنت فرا گرفته باشد،كوهها زايل مىشود و ايمان او زايل نمىشود.
وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَزَالَتْهُ الرِّجَالُ وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ وَ لَمْ يَزُلْ وَ هَذَا الْخَبَرُ مَرْوِيٌّ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ.📚وسائل الشيعة، ج27 ص132 🔸امام صادق علیه السلام فرمودند: « هر کس با گفته مردم به این دین وارد شود (بدون تحقیق)، همان مردم او را از دین بیرون خواهند برد همچنان که داخلش كردهاند، و هر كس با برهان كتاب و سنت به اين دين راه یابد، كوهها از جای تکان میخورند پيش از آنكه او از موضع عقيدتى خود حركت نمايد، (يعنى ایمانش از جبال كوهها در دين راسختر است.)» 📚الغيبة نعماني ترجمه غفارى، ص۳۲ 🔹 در خبری دیگری از امام صادق صلوات الله علیه نقل است که آن حضرت فرمودند: مردم را رها كنيد زيرا اين مردم از دهان مردم دينشان را گرفتند و شما شیعیان از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و علی علیه السلام گرفتيد و این دو باهم برابر نیستند. ذر الناس فان الناس أخذوا عن الناس وإنكم أخذتم عن رسول الله صلى الله عليه وآله وعلي عليه السلام ولا سواء. 📚المحاسن، برقي، ج1 ص201 🔸امام صادق عليه السلام فرمودند: «بدانيد به خدا قسم! اگر چيزى را از ما نشنيده از بيش خود بگوئيد، براى شما شر بزرگى است.» و در باب «من مات و ليس له امام» از مفضل بن عمر نقل مىكند كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: «هركه بدون شنيدن از امامى امرى را به نام دين بپذيرد خدا هميشه سرگردانش كند تا دچار رنج شود، و هركه بقول غير امام اعتماد كند و از غير درى كه خدا گشوده وارد شود مشرك است، ...» 🔹مؤلف گويد: حديث در اين باره از شماره بيرون و از حد تواتر بمراتبى افزون است و دليلهاى عقلى و نقلى بر اين مطلب فراوان است. 📚الإيقاظ شیخ حرعاملی ص 14 ✴️ گفتار و عقيدۀ من در همه چيز، گفتار و عقيدۀ آل محمد (علیهم السلام) است. 🆔@samsaamakbar
1 984
#فقیه_اهلبیت
🟠 مدح و تمجید از علامه مجلسی کبیر توسط دو رهبر جمهوری اسلامی ::
1⃣ آقای سید روح الله خمینی ::
🔸در شرح چهل حدیث از علامه محمدباقر مجلسی با تعبیر «محقق خبیر و محدث بینظیر» یاد میکند. ( شرح چهل حدیث، ص 120)
🔸ایشان در سخنرانی: ۱۳ تیر ۱۳۵۸ قم در جمع استادان دانشگاه تهران میگوید : «مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد؛ نه خودش را صفویه کرد!» (صحیفه آقای خمینی، ج ۸، صص ۴۳۳–۴۴۱.)
🔸و در همان بحث، آقای خمینی درباره هدف عالمانی مانند خواجه نصیر و مجلسی که با حکومت همکاری کردند توضیح میدهد که هدف، استفاده از امکان موجود برای خدمت به اسلام و اصلاح وضعیت جامعه بوده است. (صحیفه آقای خمینی، ج ۸، صص ۴۳۳–۴۴۱.)
🔸آقای خمینی : « به آقای مطهری که همین جا بود گفتم به شریعتی بگو: این حرفها چیست که میزنند؟ به مقدسات مردم، به مفاتیح، به مرحوم مجلسی توهین میکنید. کسروی هم قبلاً همین حرفها را میزد.» ( جریان ها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران (۱۳۲۰–۱۳۵۷) ص ۳۰۲.)
2⃣ آقای سید علی خامنه ایی ::
🔹«به نظر بنده، مرحوم مجلسی یکی از علمای بزرگِ مظلومِ تاریخ ماست. عالم بزرگی است، برای خاطر اینکه از لحاظ علمی، مرد بسیار بلند پایهای است. خبرهی فنِّ حدیث است. خبرهی فنِّ رجال است. فقیه است. حدیث فهم است. شما ملاحظه بفرمایید بیانهایی که ایشان در «بحار» دارد، جزو علمیترین حرفهای دینی است که اگر کسی بخواهد روی «بحار» کار کند، ده کتاب زبدهی بزرگ، از آن بیرون میآید. یعنی اگر کسی بیانهای مجلسی را بهعنوان حلّ مشکلات اخبار و بیان اخبار مشکله جمع کند، یک کتاب قطور چند جلدی، پر از مطالب بسیار دقیق علمی در همهی فنون و زمینهها خواهد شد. یا همین دو شرح عظیمی که بر «تهذیب» و «کافی» دارد یعنی «مرآت العقول» و «ملاذ الاخیار» واقعاً دو کتاب فوقالعاده است! اگر یک نفر آدم بخواهد یک «مرآت العقول» بنویسد، یک عمر، وقت میگیرد. و این مرد، همینطور روان، این همه کتاب نوشته است» ( بیانات در دیدار اساتید دانشگاههاى اصفهان )
🔹همچنین ایشان در دیدار اعضای ستاد کنگره علامه سید نعمتالله جزایری — ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ میگویند : « او شاگرد علّامه مجلسی است. خب، علّامه مجلسی مرد خیلی بزرگی است، یعنی کسی نگاه کند به بیانهایی که ایشان در بحار ـ در ذیل روایات ـ دارد، میفهمد این مرد هم فقیه است، هم متکلم است، هم اهل عقلیات است.» «مجلسی خیلی بزرگ است، منتها فقط به حدیث معروف شده؛ در حالی که اینجور نیست، ایشان محدث هم هست ـ خب کتاب حدیث ایشان، بحارالانوار، کتاب بزرگی است ـ لیکن فقیه است، متکلم است، صاحبنظر است، گاهی اوقات ایشان یک آراء بسیار برجستهای ـ در ذیل روایات ـ در مسائل کلامی و عقلی دارد که اینها خیلی برجسته است.» ( بیانات ۱۳۹۱ هفتم اسفند)
🚩 #پینوشت :: قابل توجه صوفیان هتاک ( امثال وکیلی ) که مدعی انقلابی ! بودن هستند و خود را تابع سخنان رهبران انقلاب میدانند . #قاعده_الزام.
( کلیپ پیوست شده را حتما ببینید )
🆔@samsaamakbar
1 984
#فقیه_اهلبیت #نقد_تصوف
❤️التماس شاهصفوی به علّامهمجلسی ::
آیت الله شبیری زنجانی رحمه الله در این باره میفرماید : شاهان صفوی اگر نبودند، شاید هیچ گاه تشیّع در میان مردم ایران فراگیر و رسمی نمیشد. شاه سلیمان موقوفه ای را برای استنساخ و نشر بحارالانوار مرحوم مجلسی قرار داده بود و اینکه کتب مرحوم مجلسی در کشور منتشر و در منازل مردم کتاب های مجلسی وارد شده بود، در سایه حمایت همین شاهان بود و اگر آنها نبودند، این کار عملی نبود. 👈🏼 در سال 1098 شاه سلیمان تصمیم می گیرد مقام "شیخ الاسلامی" را به مرحوم مجلسی اعطا کند. در «وقائع السنین والأعوام» خاتون آبادی که در زمان حیات شاه سلیمان نوشته شده، آمده است که شاه چند مرتبه کلمه #التماس را به زبان خود جاری کرد، با اینکه اینگونه تعابیر از زبان شاهان به ندرت خارج میشد. 👉🏼 هم چنین نوشته است که هندی ها در دولتخانه شاهی بُت میپرستیدند و مجلسی حدود دو ماه بعد از تصدّی شیخ الاسلامی، بُتخانه آنها را خراب کرد. در آن زمان مقام شیخ الاسلامی مقام اول روحانی کشور بود که همه تصرّفات مربوط به امور دینی به دستور او بود و مرحوم مجلسی تصدّی این مقام را پذیرفته بود، مشروط به اینکه مظاهر کفر را از بین ببرد و احکام شرع و تشیّع را بر ایران حاکم کند. در آن اوضاع اگر علمای شیعه و از جمله مرحوم مجلسی شاهان شیعی را تقویت نمی کردند، حکومت عثمانی که متصل به ایران بود، ایران را نابود می کرد. شهادت ثالثه هر چند جزء اذان نیست، ولی در عین حال چون شعار شیعه شده، این شعار باید محفوظ بماند. ناصرالدین شاه بعد از اینکه با سختی بسیار شهر هرات را گرفت، همان روز اول دستور داد در آنجا اذان شیعی گفته شود؛ زیرا علامت حیازت آن جا همین اذان شیعی بود. شاهان قاجار و صفویه، بی دین نبودند و نباید فسادشان سبب شود که ما بر تمام اعمال آنها خط بطلان بکشیم. در زمانی که حکومت عثمانی میخواست ایران را ببلعد، اگر این علما مقابل حکومت قرار می گرفتند یا کوتاه می آمدند و حکومت شیعی را تأیید و تأکید نمیکردند، عثمانی غلبه می کرد.
📚کتاب جرعهایازدریا ج4 ص394
🚩 در واقعیت این علّامه مجلسی بود که بر شاه تسلّط داشت، نه او بر علّامه.
🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #مولا
💚مولاعلی و حضرت یونس (2) :
♻️ در حدیث ابوحمزه ثمالی آمده است که عبدالله بن عمر بر امام زین العابدین علیه السلام وارد شد و گفت: ای پسر حسین! تو همان کسی هستی که میگویی یونس بن متی از ماهی (نهنگ) آنچه را دید، فقط به این دلیل دید که ولایت جدّم (علی) بر او عرضه شد و او در برابر آن توقف کرد (نپذیرفت)؟ امام فرمود: آری، مادرت به عزایت بنشیند! ابن عمر گفت: اگر از راستگویانی، نشانهای از این ماجرا به من نشان بده. امام دستور داد چشمان او را با پارچهای بستند و چشمان مرا (راوی) نیز با پارچهای بستند. سپس پس از ساعتی دستور داد چشمانمان را باز کنند. ناگاه خود را در ساحل دریا یافتیم که امواجش (به ساحل) میکوبید. ابن عمر گفت: ای آقای من! خون من در گردن تو (به تو پناه آوردم)، خدای را، خدای را به خاطر جانم! . امام فرمود: بس کن، تو گفتی (این معجزه) را نشان بده اگر از راستگویانی ! سپس (امام) فرمود: ای ماهی (نهنگ)! راوی میگوید: ماهی سر خود را همچون کوهی عظیم از دریا بیرون آورد و در حالی که میگفت: لبیک، لبیک، ای ولیّ خدا! گفت: تو کیستی؟ ماهی گفت: من ماهی یونس هستم، ای آقای من! گفت: ما را از ماجرا خبر ده! ماهی گفت: ای آقای من! به راستی خداوند متعال هیچ پیامبری از (حضرت) آدم تا زمانی که جدّت محمد (ص) فرا رسید، مبعوث نکرد، مگر اینکه ولایت شما اهل بیت بر او عرضه شد. هر یک از پیامبران که آن را پذیرفت، سالم ماند و رهایی یافت؛ و هر کس که در برابر آن توقف کرد و در پذیرش آن مردد شد (و سر باز زد)، به آنچه آدم از عصیان (هبوط)، و نوح از غرق (طوفان)، و ابراهیم از آتش، و یوسف از چاه، و ایوب از بلا، و داود از خطا دیدند، دچار شد.
إلى أن بعث الله يونس فأوحى الله إليه أن يا يونس تول أمير المؤمنين عليا والأئمة الراشدين من صلبه في كلام له قال فكيف أتولى من لم أره ولم أعرفه وذهب مغتاظا فأوحى الله تعالى إلي أن التقم يونس ولا توهن له عظما....
🟩 تا آنکه خداوند یونس را مبعوث کرد و به او وحی فرستاد که: ای یونس! ولایت امیرالمؤمنین علی و امامان علیهم السلام هدایتگر از نسل او را بپذیر. از جمله سخنان یونس این بود که گفت: چگونه ولایت کسی را بپذیرم که او را ندیدهام و نمیشناسم؟ و با خشم ( از مردمش ) رفت. آنگاه خداوند متعال به من (ماهی) وحی کرد که: یونس را ببلع و هیچ استخوانی از او را نشکن. یونس چهل روز در شکم من ماند و همراه من دریاها را در تاریکیهای بسیار (تو در تو) میپیمود، در حالی که ندا میداد که: معبودی جز تو نیست، منزهی تو، همانا من از ستمکاران بودم (آیه ۸۷ سوره انبیاء). من ولایت علی بن ابیطالب صلوات الله علیه و امامان هدایتگر از فرزندانش را پذیرفتم. هنگامی که به ولایت شما ایمان آورد، پروردگارم به من فرمان داد و او را به ساحل دریا افکندم. زین العابدین (امام سجاد) فرمود: ای ماهی، به لانه خود بازگرد. او رفت و آب (دریا) آرام و یکسان شد.
📚مناقب آل أبيطالب ، ج4 ص151
🔰رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: بدان اى سلمان ؛ هر كدام از انبياء و اولياء از زمان حضرت آدم عليه السلام تاكنون كه گرفتار شده است (إلّا كان عليّ هو الّذي نجّاه من ذلك) علي او را از گرفتارى نجات داده است. (مرتبط)
📚ترجمه کتاب القطره ج1 ص 284
✳️ پینوشت :: 1)- این یک فرمان شرعی مثل نماز نبود ، ماجرا از جنس عرضهی یک حقیقت بسیار بزرگ (ولایت علوی ) به روح پیامبر یونس بود تا ظرفیتش سنجیده شود ، پذیرش کامل این عظمت، قدرتی فراتر از حد معمول میخواست. 2)- یونس ولایت مولا را انکار نکرد و دشمنی نورزید، فقط ان قدر که باید، سریع و کامل قبول نکرد این کار گناه نیست، اما برای یک پیامبر، یه «کمکاری در کمال» (ترک اولیٰ) محسوب میشود. 3)- ولایت یعنی صبر بینهایت. کندی روحی یونس در پذیرش کامل ولایت مولا همان بیصبری اش در برابر آزار قومش بود و باعث شد با عصبانیت ترکشان کند. بنابراین، علت ظاهری همان بیصبریِ قرآنی و علت باطنیاش، همان عدم پذیرش کامل. است 🆔@samsaamakbar
1 984
#فضائل_علوی #مولا
🧡مولاعلی و حضرت یونس (1) :
۞ وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ۞ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ ۞ و ذالنّون (يونس) را به يادآور در آنهنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت، ( امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت)، در آن ظلمتها صدا زد: «خداوندا جز تو معبودى نيست، منزّهى تو! من از ستمكاران بودم». ما دعاى او را به اجابت رسانديم و از آن اندوه نجاتش بخشيديم و اينگونه مؤمنان را نجات مىدهيم. آیات ۸۷ و ۸۸ سوره مبارکه انبیاء 🔶 سلمان فارسی روایت کرده است که گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «همانا خداوند، ولایتِ علی را بر تمام اهل آسمانها و زمینها واجب کرد؛ گروهی آن را پذیرفتند و گروهی سر باز زدند.( وكان يونس بن متى قد أنكرها وأبى، فعاقبه الله عز وجل في بطن الحوت ) یونس بن متّی نیز آن را انکار کرد و نپذیرفت، پس خداوند عزّوجلّ او را در شکم ماهی (نهنگ) مجازات کرد تا اینکه به ولایتِ امیرالمؤمنین (ع) اقرار کرد و از آنچه در آن بود، به درگاه خداوند عزّوجلّ توبه نمود ». ابویعقوب گفت: «او در تاریکیها ندا داد که "معبودی جز تو نیست، منزهی تو، همانا من از ستمکاران بودم" [این سخن او] به خاطر انکارِ ولایتِ علی بن ابیطالب بود؛ همانا خداوند متعال بر او منت نهاد و او را نجات داد و از آن گرفتاری (غم) رهایییافت و او را به سوی "صد هزار نفر یا بیشتر" فرستاد؛ پس آنان ایمان آوردند و ما آنان را تا مدتی بهرهمند ساختیم». 📚المناقب سیدعلوی ج1 ص145 🔶 محمد بن احمد بن ابراهیم کوفی برای ما روایت کرد، به صورت سلسله وار (با ذکر راویان پشت سر هم)، از جعفر بن محمد (امام صادق )، از پدرش (امام باقر علیهالسلام)، از پدرانش که فرمودند: رسول خدا فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی ولایت علی بن ابیطالب را بر اهل آسمانها و اهل زمین عرضه کرد، و همگی آن را پذیرفتند، ( ما خلا يونس بن متى فعاقبه الله وحبسه في بطن الحوت لإنكاره ولاية أمير المؤمنين ) به جز یونس بن متّی؛ پس خداوند او را کیفر داد و به خاطر انکار ولایت امیرالمؤمنین در شکم ماهی (نهنگ) زندانی کرد تا اینکه آن را پذیرفت. ابو یعقوب گفت: یونس در آن تاریکی فریاد زد که هیچ خدایی جز تو نیست؛ تو پاک و منزهی و من به سبب انکار ولایت علی بن ابی طالب از ستمگران بودهام. 🟠ابوعبد الله گفت: من این حدیث را انکار کردم و آن را بر عبد الله بن سلیمان مدنی عرضه داشتم، او به من گفت: ناراحت نشو، امیرالمؤمنین اینجا، در کوفه برای ما خطبهای خواند و پس از حمد و ثنای خداوند در خطبه خود فرمود: اگر یونس از اقرارکنندگان نبود تا روز قیامت در شکم ماهی میماند. فلان کس از جا برخواست و گفت: ای امیرالمؤمنین ما شنیدهایم که خداوند میفرماید: «و اگر او از تسبيحكنندگان نبود. صافات/۱۴۳» ( فقال اقعد يا بكار فلو لا أنه كان من المقرين للبث في بطنه إلى يوم يبعثون ) حضرت فرمود: بنشین ای نابکار! اگر او از اقرارکنندگان ( به ولایت اهلبیت ) نبود تا روز قیامت در شکم ماهی باقی میماند. صافات / آیه ۱۴۳ و ۱۴۴ ﴾ 📚تفسير فرات كوفي ج1 ص265
🔸 پینوشت : تسبیح مفهوم عام است مصداقش برای یونس در شکم ماهی، فقط ذکر زبانی نبود، یک اقرار قلبی به یک حقیقت عظیم بود.ان همان «اقرار به ولایت» در باطن است لذا امام نمیگوید آیه تحریف شده و «تسبیح کنندگان» درست نیست. میگوید حقیقت و مصداق کامل «تسبیح» در آن لحظه برای یونس، اقرار به ولایت ما بود. ظاهر آیه: تسبیح گفتن با زبان (لا اله الا انت سبحانک...)· باطن آیه (که امام میگوید): اقرار قلبی به ولایت به عنوان مصداق اتمّ تسبیح.😍 امیرالمؤمنین سلام الله علیه به جناب سلمان و جندب فرمودند ( أنا الذي أخرجت يونس من بطن الحوت بأمر ربي.) من همان کسی هستم که به اذن پروردگارم یونس را از دهان ماهی بیرون آوردم. 📚المناقب سیدعلوی ج1 ص 73 🆔@samsaamakbar
1 984
#معرفت_امام #علم_غیب #مهم
🩵رسول الله و ائمه علیهم السلام محل هبوط مُقدرات الهی و مجری و مدبر آن ::
۴۰- ابن محبوب ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله عليهالسلام قال سمعته يقول اللهم صل على محمد صفيك وخليلك ونجيك المدبر لأمرك.💠امام صادق عليهالسلام می فرمودند: خدايا درود بفرست بر محمد برگزیده ات و خلیلت و نجیبت كه تدبير كنندهی امر تو است. 📚الکافی جلد 1 صفحه 451 🔷 علامه مجلسی ذیل روایت میگوید: « المدبر لأمرک » دلالت دارد بر این که در تدبیر امور عالم برای پیامبر مدخلیتی است. (یعنی ایشان دارای نفوذ و اثرند) و ملائکهی موکل بر این امر (تدبیر)، مأمور به انجام فرمانهای حضرت خاتم الانبیا هستند. 📚مرآة العقول، جلد 5 ص272 ☑️الحديث الأربعون : صحيح. 🔵مواردی که اهلبیت وحی در آن واسطه هستند در تدبیر امور مرتبط با خداوند ::
قال السائل: من هؤلاء الحجج؟ قال: هم رسول الله، ومن حل محله من أصفياء الله الذين قرنهم الله بنفسه ورسوله، وفرض على العباد من طاعتهم مثل الذي فرض عليهم منها لنفسه، وهم ولاة الأمر الذين قال الله فيهم: " أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم " وقال فيهم: " ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولي الأمر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم " قال السائل: ما ذاك الأمر؟ قال علي عليه السلام: الذي به تنزل الملائكة في الليلة التي يفرق فيها كل أمر حكيم، من: خلق، ورزق، وأجل، وعمل، وعمر، وحياة وموت، وعلم غيب السماوات والأرض، والمعجزات التي لا تنبغي إلا لله وأصفيائه والسفرة بينه وبين خلقه، وهم وجه الله الذي قال: فأينما تولوا فثم وجه الله " هم بقية الله يعني المهدي يأتي عند انقضاء هذه النظرة، فيملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا... 🟦 زندیقی از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: این حجتها چه کسانی هستند؟ امام فرمود: ایشان عبارتند از: رسول خدا و جماعتی از اصفیاء که خداوند ایشان را مقرون به خود و رسول فرموده، طاعتشان را همچون طاعت خود بر خلق واجب ساخته، ایشان والیان امر هستند... زندیق پرسید: منظور از این امر چیست؟امام فرمود: آن چیزی که فرشتگان با آن از جانب خداوند نازل میگردند، در شبی که در آن هر امری با حکمت: معیّن گردد، 👈 از ایجاد و #خلق و #رزق و از اجل و عمل و از حیات و عمر و از موت جانداران و #علم به غیب آسمانها و زمین 👉 و معجزات و آیات که هیچ احدی را نسزد مگر خداوند تعالی و اصفیاء و سفیران که میان خدا و خلق الله باشند که ایشان وجه خدایند که در قرآن ذکر نمود. که [خداوند] فرمود: «پس هر جا رو کنید، همانجا وجه الله است». ایشان «بقیة الله» هستند، یعنی مهدی که هنگام پایان این مهلت میآید و زمین را از عدل و داد پُر میکند همانگونه که از ستم و بیداد پُر شده باشد. 📚الإحتجاج جلد1 صفحه 375 🌀مطلب مرتبط :: (( اینجا )) . 🆔@samsaamakbar
1 984
#نقد_تصوف #فقیه_اهلبیت
🌹بیانات بسیار زیبای آیت الله شبیری زنجانی - رضوان الله علیه - در خصوص غیرتِ حضرت علامه محمدباقر مجلسی - اعلی الله مقامه الشریف - در مبارزه با صوفیه در ایام نوجوانی! و شدت تنفرشان ازین قوم گمراه.
💥پینوشت :: دقت کنید طبق این بیانات پدر علامه مجلسی صوفی نبود و آن استاد که محمد تقی مجلسی فرزند یگانهی دوران خود را نزد ایشان بردند خود ضد صوفیه بود.🆔@samsaamakbar
