293
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
293
دلتنگ پاییز و قدم زدن زیر بارونهای یهوییام.
خیابونهای خیس و بوی خاک بارون خورده.
عصرهای تاریک و چای آلبالو و باقلواهای بازارچه.
دلتنگ سکوت خیابون و ترکیب حس غم و آرامشم.
دلتنگ فصل کمحرف و سرد و دلگیرم..
293
پیادهرویهای غروبِ بلوار کشاورز؛ قدم زدن بیدلیل، هوای رو به تاریکی و مسیری که اون روزها برام فقط یه مسیر عادی بود. حالا که مدتهاست از اون غروبها گذشته، تازه میفهمم چقدر بیشتر از چیزی که فکر میکردم، دلتنگ اون حال و هوام.
293
با تمام وجودم میپرستم آدمهایی رو که حضورشون توی زندگیم باعث پرورش شجاعت و شهامت در وجودم میشه؛ کسایی که قدمهام رو محکمتر میکنن و همیشه سرم رو بالا نگه میدارن.
