en
Feedback
مهندسی با موهای فر

مهندسی با موهای فر

Open in Telegram
261
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
یه گزارش کارشناسی نوشتم و گفتم این مسئله رو به دو صورت ای و بی میشه حل کرد و هر دو رو کاملا توضیح دادم که قاضی خودش تصمیم بگیره از کدوم مسیر بره، یه ماه بعد گفتن نظریه تکمیلی بدین و صراحتا نظرتون رو بنویسین. نظریه تکمیلی دادم و گفتم راه حل ای رو برگزینید و اینگونه مساله رو حل نمایید😐 الان دوباره ابلاغیه فرستادن که چون نظرتون رو صراحتا اعلام نکردین حضوری بیاین دادگاه😬🤦🏻‍♀ لامصب صِ چ راحتی!!! دیگه از این صریحتر😐😐

عجب روز شلوغ و نچسبی شده امروز😬🤦🏻‍♀

آخر هفته کلاسمون تشکیل نمیشه و در خاطرتون نمیگنجه میزان خوشحالیم😁 الان از خونه🏡❤ برگشتم به خونه 🏢 باید یه گزارش آماده کنم واسه فردا. این دو روزی که خونه بودم رژیم رو بیخیال شده بودم و از فردا پر قدرت رژیم رو از سر میگیرم😊

امروز بعد از تایم کاری میرم خونه😍🥰 یه کوچولو احساس سرماخوردگی دارم، گفتم مامانم آش رشته بپزه واسم❤️🥰

فردا بعد از تایم کاری می خوام برم خونمون🏡❤️ فک کنم یه ماهی هست که خونه نرفتم😬 همکارم الان زنگ زده پس فردا بریم سر فلان پروژه!!! خوبیش اینه که پروژه تو شهر خودمه، گفتم اکی من فردا می رم خونه و پس فردا از همون سمت میام سر پروژه🤷🏻‍♀

این آقا اومد و گفت باز که اینجایی و نرفتی😬 دوباره شروع کرد رو مخ من راه رفتن که اینجا جای تو نیست و باید زودتر بری تهران، گفتم دانشگاه تهران رو نیاوردم و هزینه ی اینکه همزمان دانشگاه و هزینه اسکان تهران رو ساپورت کنم واسم ممکن نیست، گفت این اشتباه رو نکن و به نظر من برو، هرچه زودتر بهتر. من همچنان نمی دونم می خوام چیکا کنم😬🤦🏻‍♀

دو روزه از شهر یونی برگشتم ولی همچنان خستگیش تو وجودمه😮‍💨

در بین دو راهی های زیادی گیر کردم که محکومم به تصمیم گیری🤷🏻‍♀ خداجونم خودت قدرت انتخاب بهترین ها رو بهم بده🥰

باید بپرسم دکمه ی غلط کردمش کجاست؟😬

کاش فقط یه بار بتونم شیک رفتار کنم و قبل از سفر، فقط استراحت و ریلکس کنم نه اینکه تا دقیقه ۹۰ در حال بدو بدو و ساک بستن باشم😐

فردا میرم شهر یونی، باید امروز همه وسایلم رو آماده کنم و خونه کمی تا قسمتی مرتب کنم که هفته بعدی که برمیگردم خیلی خیلی تو اداره کار دارم.

شما پاییز و رو با چی می شناسین؟ خودم: پاییز و نارنگیاش 🍊

کم کم داریم می رسیم به اون روزایی که ظهر یه سر می خوابی بیدار میشی نمی دونی فردا شده یا همون روزه😊😅

این روزا خیلی درگیر کار و جلسه ام، آخر هفته باید برم شهر یونی کلاس، هنوز در مورد انتقالیم تصمیمی نگرفتم، احتمالا با شهر یونی رایزنی هایی داشته باشم ولی حقیقتا همچنان دلم پیش سازمان و تهرانه، البته اداره مبدا که اداره خودمون باشه گفته با انتقالیم به هیچ کجا موافقت نمی کنه، فعلا با متد هر چه پیش آید خوش آید پیش می رم تا ببینم چی پیش میاد😅

من این سه روز، شکلات و شیرینی و قند رو مصرف نکردم و تمام خوراکیای خوشمزه ام رو از جلو چشمم برداشتم که وسوسه نشم، نوشابه ها رو از یخچال به کابینت منتقل کردم☺️ حجم غذام رو خیلی کم کردم و سعی کردم هله و هوله رو حذف کنم😊 تا جایی که توان داشته باشم رژیم رو سفت و سخت ادامه میدم، به وزن هدف رسیدم، یکم از سختیش کم می کنم🙂‍↔️

امروز ته مانده حسابم رو خرید اینترنتی کردم😂😁بعد زنگ زدم همکارم قسمت مالی توروخدا بگو امروز حقوق واریز میشه، اونم گفت واریز میشه😂عصری با همکارم قراره بریم نمایشگاه صنایع دستی☺️

۲ کیلو کم کردم😊

امروز همکارم شیرینی آورد، چشام قلب قلبی شد😍😁بعد یهو گفتم وای نه! من رژیمم، شیرینی رو نخوردم و گذاشتم یخچال که همکارا بعدا بخورن🥲

واسه شام یه نصفه انار+یه دونه خرما+یه لیوان چای سبز خوردم. 😊

ناهار رو اداره بودم و نشد عکس بگیرم، ناهار اکبر جوجه بود، برنج رو نصف کردم و دادم همکارم و اون نصف باقیمانده رو باز نصف کردم و خوردم، نوشابه ام نخوردم. ماست کم چربی خوردم.