en
Feedback
متلهف

متلهف

Open in Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Show more
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive

‌برای درک چاره، بی‌چاره‌ام!

عود را سِرّی است! که اگر هزار سال او را ببویی هیچ بوی ندهد! آتشی خواهد تا سِر خود، آشکار کند! نه تو آنی که همانی نه من آنم که تو دانی!

ضربدر خورده از جمع؛ منفی شده از هر صحن؛ جمع شدن با تنهایی؛ نتیجه‌ی معادله‌ چند؟ صفر مطلق‌ام من!

photo content
+1

تمام دیده هایش را گوش زد کرد.

+ من خوبم! - راست یا دروغ؟! + راست ترین دروغ دنیا!

در هزارتوی مغزم گمشده‌ای بود به اسمِ من؛ من به دنبالِ من میگشت و من باید کمکش میکردم!

چیشد‌ که چشمامون غم‌ رو بغل کرد؟!

شب سردی است ، و من افسرده. راه دوری است ، و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می‌کنم ، تنها، از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم‌ها. سایه‌ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم‌ها. فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه‌ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ، سحر نزدیک است: هردم این بانگ برآرم از دل: وای، این شب چقدر تاریک است! خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟ قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟ صخره‌ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دل، غم من ، لیک، غمی غمناک است. - سهراب سپهری

همه‌جا پیشِ من بمان. حتی اگر باهم بحث کنیم هم خوب است. با هم بحث می‌کنیم و بعد می‌خندی همان‌طور که خوب بلدی. این لبخندت است که دوست دارم ببوسمش.

همیشه افراد ساکت را دوست داشته‌ام. هیچگاه نمی‌فهمی در حال رقصیدن در رویای خویشند و یا سنگینی بار هستی را به دوش می‌کشند.

به محض اینکه اینجا کارمان تمام شد، می روم و دیگر برنمی گردم. دیگر هرگز مجبور نخواهی شد که به چشمان من نگاه کنی و ارتباطمان را با خصومت و تنفر بپوشانی. با وجود تمام کارهایی که انجام داده ام، هرگز مجبور نخواهی بود از تاریک ترین قسمت های خود که به من اهمیت می دهند متنفر باشی. من خواهم رفت و تو آزاد خواهی شد. من فقط ... می خواهم با من صادق باشی.

Aa soon as we're done here, I'm gonna walk away, and I'm never coming back. You'll never again have to look me in the eye and cover our connection with hostility and revulsion. You'll never have to loathe the darkest parts of yourself that care fore in spite of all I've done. I will be gone, and you will be free. I just... Want you to be honest with me.

اين قمار عاقبتش جانِ مرا می‌بازد

با این حال او در من ادامه داشت.

در چشمانم خیره شد؛ گلویم را با چاقویی تیز بُرید. دستی بر صورَتَش کشیدم؛ انگشتانم لرزان اما آرام، بر گونه هایش رقصیدند. در آخرین نفس از او، عذرخواستم. آخر دست‌هایش خونی شده بودند...