متلهف
Open in Telegram
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
4 174
عود را سِرّی است!
که اگر هزار سال او را ببویی
هیچ بوی ندهد!
آتشی خواهد
تا سِر خود، آشکار کند!
نه تو آنی که همانی
نه من آنم که تو دانی!
4 174
ضربدر خورده از جمع؛
منفی شده از هر صحن؛
جمع شدن با تنهایی؛
نتیجهی معادله چند؟
صفر مطلقام من!
4 174
شب سردی است ، و من افسرده.
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
میکنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدمها.
سایهای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غمها.
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصهها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
هردم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی غمناک است.
- سهراب سپهری
4 174
همهجا پیشِ من بمان. حتی اگر باهم بحث کنیم هم خوب است. با هم بحث میکنیم و بعد میخندی همانطور که خوب بلدی. این لبخندت است که دوست دارم ببوسمش.
4 174
همیشه افراد ساکت را دوست داشتهام. هیچگاه نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشند و یا سنگینی بار هستی را به دوش میکشند.
4 174
به محض اینکه اینجا کارمان تمام شد، می روم و دیگر برنمی گردم. دیگر هرگز مجبور نخواهی شد که به چشمان من نگاه کنی و ارتباطمان را با خصومت و تنفر بپوشانی. با وجود تمام کارهایی که انجام داده ام، هرگز مجبور نخواهی بود از تاریک ترین قسمت های خود که به من اهمیت می دهند متنفر باشی. من خواهم رفت و تو آزاد خواهی شد. من فقط ... می خواهم با من صادق باشی.
4 174
Aa soon as we're done here, I'm gonna walk away, and I'm never coming back. You'll never again have to look me in the eye and cover our connection with hostility and revulsion. You'll never have to loathe the darkest parts of yourself that care fore in spite of all I've done. I will be gone, and you will be free. I just... Want you to be honest with me.
4 174
در چشمانم خیره شد؛ گلویم را با چاقویی تیز بُرید.
دستی بر صورَتَش کشیدم؛ انگشتانم لرزان اما آرام، بر گونه هایش رقصیدند.
در آخرین نفس از او، عذرخواستم.
آخر دستهایش خونی شده بودند...
