en
Feedback
متلهف

متلهف

Open in Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Show more
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
اینجا پر است از دست هایی که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب. - فروغ فرخزاد

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را عجم را داده ای هنگامهٔ بزم جمی دیگر

ما صاف دلانیم و ز كَس کینه نداریم گر شهر پر از فتنه و ما با همه یاریم.

در من انگار کسی در پیِ انکار من است :)

انسداد راه دل به دل، به دلیل ریزش اشک

من همان دیوانه دیروزم اما بُردبار...

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟ چه کسی با دشمن بستیزد ؟ چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد؟ تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند…  

دل‌تنگم کوتاه می‌نویسم، تو بلند بخوان. از کوچه تاریکِ دل‌تنگی می‌نویسم. از روزهایی که همه بودند، بجز تو. برایت از غم می‌نویسم، اما تو شادی را در آغوش بکش. از آخرین نفس‌هایم، قبلِ غرق شدن می‌نویسم. این‌روز ها، همه چیز می‌گذرد؛ چراغ ها روشن است، مردم، گاه می‌خندند، گاه خشمگین و گاه ناامیدند. روزها جریان دارد، اما جریانِ دل‌تنگی من، تمامی ندارد. برایت لبخند می‌خواهم. «یکی از هزاران نامه‌ای که به دستت نرسید.»

از ما هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند جز خاطراتی که در آن دلیلِ حالِ خوبِ آدمی بوده‌ایم

photo content
+1

هرچه حرف هست و نیست، کلمات را فراموش کرده‌اند. کنار هم چیدن تا رساندنِ منظور، راهی طولانی و خارج از حوصله‌ست. بدان که پر از حرف‌ام. پر از‌ ناگفته‌ام.

‏«اکنون حتی نامم را گم کرده‌ام. نام من به مرور زمان کوتاه‌تر شده و اینک از آن همین مانده: آنِ تو.»

من آنِ توام، مرا به من باز مده...

از آن‌رو که دوستت می‌دارم، می توانی بروی از آن‌رو که دوستت می‌دارم، می بخشم بر تو ناراستی را از آن‌رو که دوستت می‌دارم، پاس می دارم زیبایی را از آنرو که دوستت می دارم تو رهایی. - مارگوت بیکل

گرفتار عذابی که خدایش خودمانیم...

‌‌‌مرا دوست نداشت مثل قاصدکی رها شده در باد بدستش رسیدم و فوت شدم!

«دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی بینم! دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و بخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم! تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی ولی نزدیکترین به قلبم..!» - محمود درویش