📚🧠گروه آموزشی دکتر علیرضا مرآتی
Open in Telegram
دکتر علیرضا مرآتی متخصص روانشناسی هیئت علمی دانشگاه مدیر مرکز مشاوره طنین دارای پروانه اشتغال سازمان نظام روانشناسی و مشاوره مشاور وزارت ورزش و جوانان داور تخصصی قوه قضائیه، بنیاد نخبگان برگزاری دوره های تخصصی روانشناسی https://t.me/TaninMind
Show more1 315
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1430 days
Posts Archive
عجیب اما واقعی
@educatinn
اثر پلاسبو یا دارونماها (بهره گیری از تلقین های ذهنی و درمانی در درمان اختلالات روانشناسی و بیماریهای روان تنی)
دکتر علیرضا مرآتی
@educatinn
سال ۱۹۵۹، یک جراح بهاسم «لئونارد کاب» ۲۰ بیمار قلبی رو بیهوش کرد، سینهشون رو شکافت و بدون اینکه کاری انجام بده، سینهشون رو دوباره دوخت. اتفاقی که بعدش افتاد حیرتآور بود...
سالها پیش، رایجترین عمل برای درمان درد قفسهی سینه ناشی از بیماری قلبی، چیزی بود بهاسم «بستن شریان مامری داخلی». یعنی عمدا یکیاز رگهای اصلی کنار قلب رو میبستن تا خون با شدت بیشتری از رگهای دیگه عبور کنه. بیمارها هم میگفتن بهتر شدن، درد کمتر و انرژی بیشتری دارن...
جراحی بهاسم «لئونارد کاب» این داستان براش مسخره بود. نمیتونست باور کنه این عمل واقعا حال آدما رو خوب میکنه. پس دست به کار عجیبی زد. ۴۰ بیمار قلبی واقعی رو انتخاب کرد. نصفشون رو واقعا عمل کرد و روی بقیهشون یه عمل قلابی انجام داد. اتفاقی که بعدش افتاد برای هیچکس قابل تصور نبود...
نتیجه؟ ۷۳ درصد از افرادی که واقعا عمل کرده بودن، بعد از عمل گزارش دادن که حالشون بهتر شده؛ اما عجیب اینجا بود که از بین افرادی که روشون عمل قلابی انجام شده بود و روح خودشون هم خبر نداشت، ۸۰ درصد گزارش کردن که واقعا حال بهتری پیدا کردن. نتیجه این عمل یه شوک در پزشکی بود...
عمل قلابی «لئونارد کاب» پرونده اون روش جراحی منسوخ رو بست، اما پیام مهمترش این بود که ذهن چه قدرت عجیبی داره. فقط باور به اینکه تو جراحی شدی، میتونه واقعا آثار بهبودی (حتی موقت) رو در بدنت ایجاد کنه. امروز این اتفاق یه اصطلاح در دنیای پزشکی داره که بهش «اثر دارونما» میگن...
اگه مرشدهای زرد اینستاگرامی به این داستانها پی ببرن، احتمالا با جملاتی مثل: «باور کن تا بشه» یا «افکارت، سرنوشتت رو خلق میکنن»، نسخههای مضحک و یکسانی برای همه خواهند پیچید. اما اینجا یه تبصرهی مهم وجود داره. اثر دارونما بیشتر به حوزههایی مرتبط با «درک درد» محدوده...
میگرن یا پارگی مینیسک ممکنه با دارونما آروم بشه، اما وقتی بحث ژن یا افسردگی عمیق پیش میاد، اثرش تقریبا ناپدید میشه. یعنی چی؟ یعنی ذهن قدرتمنده، ولی نه برای همهچیز. البته آدما اگه باور داشته باشن تو امتحان خوب عمل میکنن، معمولا بهتر عمل میکنن. اگه باور کنن سرطان رو شکست میدن، احتمال بقاشون بیشتر میشه...
ولی اگه صبح تا شب به این فکر کنی که میتونی با پای برهنه روی آب راه بری، بازم نمیتونی این کار رو بکنی. دلیل سادهش اینه که ذهن یه سری حلقههای بازخورد داره که انتظارات ما رو به تجربههامون گره میزنه. انتظار درد باعث میشه درد حس کنیم. انتظار بیاحترامی باعث میشه رفتارمون جوری بشه که بقیه واقعا باهامون بدرفتاری کنن...
پس بله، باورها اثر میذارن. ولی باور همهچیز نیست. اونا فقط یکی از حلقههای زنجیرهی تجربهان، نه کل تجربه. تو دنیای خودیاری از «باورهای محدودکننده» زیاد میشنوی. اما باید یادت باشه «محدودیتِ باور» هم وجود داره: جایی که انتظاراتت به واقعیت میخوره و متوقف میشه. بهترین کار اینه که هر دو رو ببینی. هم قدرت ذهن، هم مرزهای واقعیت.
توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «اثر انتظار» رو حتما مطالعه کنید
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
امروز باران بارید
و لذت آن صدچندان بود چرا؟
چون زمان زیادی به نبودنش و نداشتنش گذشت و بودنش را لذت بخش تر کرد. زندگی همین است لذتها بعد از رنجها شکل میگیرند.
باران... که ماهها منتظرش بودیم و آرزویش را داشتیم، بالاخره در بسیاری از شهرها بارید و چشممان را روشن کرد. 🌧
اما ما آدمیزادیم و آرزوهای قلبمان یکیدوتا نیستند!
همان وقتی که بیتابِ یک چکه باران بودیم، آرزوهای دیگری هم داشتیم؛
و باران که آمد، باز آرزوهایی از خاک دلمان سر برآوردند و جوانههاشان را دیدیم...
زیر باران کدام آرزو از دلتان جوانه زد؟
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
امروز باران بارید
و لذت آن صدچندان بود چرا؟
چون زمان زیادی به نبودنش و نداشتنش گذشت و بودنش را لذت بخش تر کرد. زندگی همین است لذتها بعد از رنجها شکل میگیرند.
باران... که ماهها منتظرش بودیم و آرزویش را داشتیم، بالاخره در بسیاری از شهرها بارید و چشممان را روشن کرد. 🌧
اما ما آدمیزادیم و آرزوهای قلبمان یکیدوتا نیستند!
همان وقتی که بیتابِ یک چکه باران بودیم، آرزوهای دیگری هم داشتیم؛
و باران که آمد، باز آرزوهایی از خاک دلمان سر برآوردند و جوانههاشان را دیدیم...
زیر باران کدام آرزو از دلتان جوانه زد؟
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
📌 ما نسلی شدیم که شهامت عشقورزیدن هم نداریم و این ارمغان اینستاگرامه!
✍️ در قرن ۱۹، فیلسوفی دانمارکی بهاسم سورن کییِرکگور، گفت مهمترین چیزهای زندگی مثل خدا، معنا و بهویژه عشق با عقل و منطق و حسابکتاب بهدست نمیاد. نمیتونی کنار استخر بایستی، دمای آب رو با انگشت چک کنی، عمق رو بسنجی و بعد اگه همهچیز امن بود، آروم وارد بشی. نه، عشق، پریدن هست. پریدن در تاریکی، بدون اینکه بدونی کسی اون پایین تو رو خواهد گرفت یا نه...
😓 اما امروز؟ امروز ما کنار استخر روابط ایستادیم و نهتنها شهامت پریدن رو نداریم، بلکه برای این بزدلیمون قانون هم مینویسیم. ما تبدیل شدیم به «نسل استراتژیست». بهت یاد دادن که روابط یه بازیه و توی این بازی، «قدرت» دست کسیه که کمتر اهمیت میده. بهت گفتن دابلتکست نده چون ضعیف به نظر میای. بهت گفتن اگه دیر جواب داد، تو دیرتر جواب بده تا ادب بشه. بهت گفتن بیتفاوتی، جذابت میکنه...
😊 دوستِ من، اینا قانون عشق نیست؛ اینا استراتژی جنگه. این قوانین درواقع میخوان یکچیز رو تضمین کنن: «امنیت». ما میخوایم عشق رو تجربه کنیم، بدون اینکه خطرِ زخمیشدن رو بپذیریم. میخوایم وارد میدان جنگ بشیم، اما زرهمون حتی خط هم برنداره و دقیقا همینجاست که «عشق» میمیره؛ چون عشقی که در اون غرور از اتصال روح مهمتر باشه، عشق نیست، بلکه یه معاملهست...
🧑💼 زیگمونت باومن، جامعهشناس بزرگ، اسم این وضعیت رو گذاشته بود «عشق سیال». میگفت توی دنیای مدرن، آدما دنبال روابطی هستن که دکمهی بازگشت داشته باشه. روابطی مثل خریدِ هندونهی بهشرط چاقو: تحویل سریع و اگه خوشت نیومد، پسفرستادن بدون هزینه. ما از وابستگی میترسیم چون وابستگی یعنی دادنِ قدرت به دیگری. یعنی اعتراف به اینکه: «من به تو نیاز دارم و تو میتونی ویرانم کنی.»
✍️ سی. اس. لوئیس، نویسندهی بزرگ جملهای داره که باید در سطح شهر نوشت: «عاشق شدن یعنی آسیبپذیر شدن. هر چیزی را که دوست بداری، دلت بابتش خواهد شکست و شاید هم خرد شود. اگر میخواهی مطمئن شوی که قلبت سالم میماند، آن را به هیچکس نده... آن را در تابوتِ خودخواهیات قفل کن. آنجا امن خواهد ماند، نمیشکند؛ اما تغییرناپذیر، نفوذناپذیر و سنگ خواهد شد.»
💚 مشکل نسل ما اینه که ما ترجیح میدیم قلبمون سنگ بشه تا اینکه بشکنه. عشق واقعی، جسارت میخواد. جربزه میخواد. جربزهی اینکه گوشی رو برداری و بگی: «من دلم تنگ شده»، حتی اگه طرف مقابل سرد برخورد کنه. جربزهی اینکه پیام دوباره بفرستی، نه چون ضعیفی، بلکه چون اونقدر قوی هستی که از قضاوتشدن نمیترسی. جربزهی اینکه فداکاری کنی، از خودت بگذری و کسی رو به روحت راه بدی...
📱 امروز مرشدهای اینستاگرامی بهت میگن: «کسی باش که کمتر اهمیت میده، چون کسی که کمتر اهمیت میده، قدرت دستشه.» این شاید دستورالعملِ «قدرت» باشه، اما دستورالعملِ «تنهایی» هم هست. از خودت بپرس که آیا غرورت اونقدر مهمه که حتی بهخاطر کسی که عاشقشی هم نمیتونی ازش بگذری؟ آیا بابت حفظش در انتهای زندگی بهت جام میدن؟ آیا این واقعا غروره یا ترسیه که از واکنش دیگری داری؟
♟️ عشق واقعی، بازی شطرنج نیست که منتظر حرکت حریف باشی. عشق، میدان نبردی هست که در اون باید سپرت رو زمین بذاری. اگه تمام مدت مراقب باشی که «قوی» بهنظر بیای، هیچوقت گرمای واقعیِ رابطه رو حس نخواهی کرد. گرما برای کسی هست که جرئت داره بسوزه. قوانین اینستا رو بریز دور. کسی که میترسه پیام بده، قوی نیست؛ محتاطه و زندگی هیچوقت به آدمهای محتاط جایزه نداده.
🔹 و در پایان، هیچوقت بابت عشقهایی که نثار دیگران کردید و بعدها به این نتیجه رسیدید ذرهای برای عشق شما ارزش قائل نبودن، افسوس نخورید. شما اونچیزی که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق. هر رنج دوستداشتن صیقلیست بر روح. با هر تمرین دوستداشتن روح تو زلالتر میشه. گاهی بعضیها با ما همراه میشن اما جور درنمیان و گاهی افرادی رو دوست داریم که همراه نمیشن.
📚 توی این زمینه پیشنـهاد میشه کتاب «در ستایش عشق» رو مطالعه کنید
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
📌آغاز ثبتنام آزمون کارشناسی ارشد از امروز
🔹ثبتنام متقاضیان شرکت در آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته سال ۱۴۰۵ دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از امروز یکشنبه ۱۶ آذرماه آغاز میشود.
🔹فرآیند ثبتنام متقاضیان آزمون کارشناسی ارشد تا یکشنبه، ۲۳ آذرماه ادامه خواهد داشت
🎓 @TaninMind
و اما توصیه مناسب برای روز دانشجو
🔶 نیچه میگوید: «زندگی را نمیتوان تحمل کرد مگر اینکه دیوانگی چاشنی آن باشد.» این سخن نیچه را هنگامی میتوان فهمید که بدانیم منظور از دیوانگی چیست! دیوانگی در این دوران، یعنی زیستن بر پایهٔ احساسات. بقول سارتر «آنچه واقعا اعتباری دارد، احساسات است»، ما حتی هنگامی که تعقل میکنیم هم میخواهیم احساس بهتری داشته باشیم، اما شکست میخوریم، شکست میخوریم چون خیلی فکر میکنیم، یا بهتر بگویم افکارمان را نشخوار میکنیم.ملاصدرا روزی چنین نوشت: «احساس بالاتر از دلیل است» جایگاه والای احساسات برای انسانهای بزرگ تاریخ آنقدر روشن است، که مارکز هم در انتهای عمر نوشت: «در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب».آنها میخواهند ما را از دام تعقلگراییِ صرف نجات دهند. باید بیاموزیم که فکر کردنهای مدام یا درستتر بگویم نشخوارهای فکری را متوقف کنیم و بر مبنای احساساتمان زندگی کنیم. زندگی شامل تمام آن لحظاتیست که با گرامیداشتِ احساسات سپری میشود.
برای موفقیت باید کمی دیوانگی داشت. قدرت در انجام کارهای بزرگ
@TaninMind
دانشجویان عزیز روزتان مبارک
🌹🌹🌹🌹
با آرزوی موفقیت برای همه شما
@TaninMind
فلسفه به زبان ساده
📌 در سال ۱۹۲۳، در شیکاگو، مردی به اوج رسیده بود که بسیاری فقط خوابش را میدیدند: آل کاپون.
ثروتش افسانهای بود، نفوذش بیرقیب، نامش لرزه به جان سیاستمدارها و پلیس میانداخت. به ظاهر، چیزی نبود که نداشته باشد: قدرت، احترام، لذت.
اما در درون؟ همانطور که بعدها دوستان نزدیکش اعتراف کردند، او مردی بود اسیر کابوسها، بیاعتماد به همه، همیشه در ترس. موفقیتِ بیحد، او را به آزادی نرسانده بود؛ او را زندانی کرده بود.
🔹 این تناقض، تازه نیست.
از زمان باستان تا امروز، بارها و بارها دیده شده: هرچه بیشتر میگیری، کمتر احساس میکنی داری. هرچه بالاتر میروی، بیشتر از پرتگاه میترسی.
سنکا، فیلسوف رواقی و یکی از ثروتمندترین مردان روم، این تناقض را بهتر از هرکس میشناخت. او در کاخهای پرزرقوبرق زندگی میکرد، با امپراتوران دوستی داشت، اما در نامههایش بارها نوشت:
«موفقیت، مثل تشنگیای است که با نوشیدن، شدیدتر میشود.»
چرا؟ چون وقتی به یک خواسته میرسی، مغزت یاد میگیرد که سقفی وجود ندارد. امروز یک خانه، فردا کاخ. امروز احترام، فردا ستایش جهانی. امروز آزادی، فردا جاودانگی.
سقراط این را زود فهمیده بود. وقتی آتنیها با او مثل یک مرد فرزانه و ستوده رفتار میکردند، او ترجیح میداد با همان ردای سادهاش در کوچهها پرسه بزند و سؤال بپرسد. چرا؟ چون میدانست هرچه بیشتر به دنبال «داشتن» بروی، بیشتر از «بودن» فاصله میگیری.
اما چرا این اتفاق میافتد؟
چون ذهن ما برای «رضایت» ساخته نشده؛ ذهن ما برای «بقا» ساخته شده. در دوران باستان، اگر راضی میشدی یعنی از تلاش برای شکار، جمعآوری یا مراقبت دست میکشیدی، و همین میتوانست مساوی مرگ باشد. پس مغز یاد گرفت هیچوقت نگوید «کافی است».
و حالا، در دنیای مدرن، همین سازوکار با ما بازی میکند. موفقیتهای بیشتر فقط سقف توقعات را بالاتر میبرد.
به همین دلیل است که میلیونها نفر، درست در لحظهای که به قلهی آرزوهایشان میرسند، دچار افسردگی میشوند. ورزشکاری که مدال طلای المپیک را میگیرد، نویسندهای که کتابش پرفروش میشود، تاجری که اولین میلیاردش را بهدست میآورد—و ناگهان همهچیز بیمعنی میشود.
✍️ مارکوس اورلیوس، امپراتور قدرتمند روم، دقیقاً در اوج قدرتش در دفترچهی شخصیاش نوشت:
«شکوهی که تو را احاطه کرده، در چشماندازی بزرگتر، فقط مثل دودی است که بهزودی پراکنده میشود.»
او فهمیده بود که موفقیت، اگر بهعنوان مقصد دیده شود، تو را میکشد. چون وقتی برسی، چیزی جز پوچی باقی نمیماند.
پس راهحل چیست؟
شاید همین چیزی باشد که رواقیون و بعدها بسیاری از فلاسفه به آن رسیدند: موفقیت باید یک «ابزار» باشد، نه «هدف». باید به چشم یک مسیر نگاهش کنی، نه پایان.
نه برای پر کردن خلا درونی، بلکه برای آزمودن، تجربه کردن، خدمت کردن.
موفقیت بیشتر میتواند تو را بدبختتر کند، اگر فکر کنی در آن خوشبختی پنهان شده.
اما اگر درک کنی که خوشبختی در مسیر است، در رشد است، در کشف خودت است، آن وقت موفقیت فقط یک نتیجهی جانبی میشود.
آل کاپون این را هیچوقت نفهمید. سنکا تا حدودی فهمید، هرچند همیشه میان ثروت و فلسفه در نوسان بود. اما شاید تو بتوانی زودتر درک کنی:
🌱 اینکه شادی واقعی، بعد از رسیدن نیست.
🚶♂️ شادی واقعی، در همان لحظهای است که هنوز در تکاپو هستی.
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
🔹 اگه بین ۲۷ - ۲۹ سالته، اینو بخون تا اضطرابت کمتر بشه!
📌 اینجا اوج بزرگسالیته و چیزای واقعی تازه شروع میشن: ۲۵سالگی مثل یه مقدمه بود. لوب پیشانیِ مغزت توسعه پیدا کرد و برای اولینبار حس کردی که بزرگ شدی. ۲۶سالگی هنوز یهذره جا برای آزمونوخطا هست؛ اما ۲۷ تا ۲۹سالگی؟ اینجا همونجائه که برای اولینبار زندگی واقعی رو حس میکنی. حالا دیگه تصمیماتت وزنه دارن و تازه میفهمی عواقب اتفاقات، چطوری خودشون رو نشون میدن.
1️⃣ اگه تا قبل از این آرامش هدفت بوده، از این به بعد نباید باشه، چون باعث میشه پنجرهی فرصت رو از دست بدی. آرامش و خوشگذرونیِ جوانی مسیر ۲۲ تا ۲۶سالگی بوده. اما حالا از اون سالها گذشتی و راستش این خبر خوبیه. به خودت فشار نیار. فقط چون سالهای جوانی داره میگذره، خودت رو با انتخاب آدم اشتباه تباه نکن. برای آدمت صبر کن. تو تا اینجا نیومدی که فقط قانع بشی.
2️⃣ تو هنوز ۳۰ساله نشدی. اینکه میگن: «۲۹ همون ۳۰ هست» دروغیه که آدمای دیگه بهت میگن تا حس بد ناکامیِ خودشون رو اینطوری بپوشونن. فریب این جوک رو نخور. تو ۲۷سالته. تو ۲۸سالته. تو ۲۹سالته. هرکدوم از این سالها مهمه. و راستشو بگم؟ ۳۰سالگی هم پایان چیزی نیست. یهطوری بهش نگاه نکن که انگار تاریخ انقضاته. حتی وقتی به اون سنوسال رسیدی، میبینی که چیزی تموم نشده!
3️⃣ یه پوستِ کلفت برای «مقایسهشدن» بساز. قراره بیشتر از همیشه حس «عقبموندن» بهت دست بده. اما یادت باشه: «عقبموندن» بر این فرض بناست که انگار یه استاندارد جهانی واسه رشد وجود داره. اینطور نیست! زندگی، پیست مسابقه نیست؛ بلکه یه مسیر شلوغ و درهمه که برای هرکسی یهجوره. همینکه توش باشی، یعنی در مسیر رشدی و یادت باشه مسیر هیچ دو نفری، شبیه به هم نیست.
4️⃣ سلامتیت رو جدیتر بگیر. منظم آزمایش بده: پاپاسمیر، تیروئید، ریه، خون. بدنت با تو واضحتر صحبت خواهد کرد. خوب بهش گوش بده. مبادا چون هنوز جوونی، نشونهای رو نادیده بگیری. بله جوونی، اما دیگه سالهای ابتداییِ زندگیت نیست. مشکلات رو اگه بتونی از همون اول تشخیص بدی، قابلمدیریت خواهند بود.
5️⃣ پسانداز خوبه اما سرمایهگذاری بهتره. پولی که توی بانک بمونه، فقط داره با تورم ارزشش رو از دست میده. اینجا باید بذر رشدت رو برای دههی ۳۰سالگیت بکاری. طلا بخر. پولت رو به ارز تبدیل کن. بازار رمزارز رو یاد بگیر. به این فکر کن که اگه ۱۰سال پیش، سالی ۲تا سکه کنار میذاشتی، الان چقدر پشتوانهی مالی داشتی. ۱۰سال بعد هم همینه.
6️⃣ بدنت در مسیر تغییر قرار میگیره. متابولیسم روند کاهشی میگیره. انرژی کمتر میشه و وزنت احتمالا سنگینتر از قبل میشه. سعی کن بدنت رو تکون بدی؛ حتی اگه در حد ۳۰ دقیقه پیادهرویِ روزانه باشه. این ذهنیت که «از سال بعد» یا «از شنبه» شروع میکنم، باعث میشه به ۳۵ سالگی برسی و یهو متوجه بشی که بدنت مثل سابق باهات همراهی نمیکنه.
7️⃣ به دایرهی اطرافیانت بیشتر توجه کن. بعضیوقتا این توجه، نیازمند اینه که از راحتیِ خودت بزنی. بله، فیلمدیدن و گشتنِ چندینساعته توی اینستاگرام به همهمون حال میده، اما چیزی که توی روزهای سخت میتونه ما رو از سقوط نجات بده، کیفیت روابط و آدمایی هست که اطراف خودمون جمع کردیم. فعالیتهای اجتماعی رو جدی بگیر و سعی کن تا میتونی دوستان بیشتری رو به زندگیت راه بدی.
8️⃣ یاد بگیر حتی با احساسات ناراحتکننده هم روبهرو بشی، نه اینکه با کارهایی مثل پارتیکردن، خریدکردن، اینستاگرامگردی و پریدن توی روابط جدید حواس خودت رو ازشون پرت کنی. با ترسهات روبهرو شو. با ناامیدیهات. با تنهاییات. بلوغ عاطفی یعنی بتونی همهی احساساتت رو ببینی و پاسخ درستی رو در قبال اونها انتخاب کنی.
9️⃣ و درنهایت باید بگم احتمالا عملکردت بهتر از چیزیه که خودت فکر میکنی. نکته اینجاست که بزرگسالی دیگه با تشویق اطرافیان همراه نیست. بهخاطر همینه که اکثر آدما در این دوره حس ناکافیبودن میکنن. یاد بگیر گاهی مکث کنی و به راهی که اومدی نگاه بندازی؛ راهی که برای خودِ ۲۱سالهت مثل یک رویا میموند. به زندگیت نگاه کن چون احتمالا چیزهایی خواهی داشت که خود ۲۱سالهت روزی برای داشتنشون دعا میکرد. اینو دستکم نگیر.
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
روزی لباسی خواهی خرید
که مرگت درآن اتفاق می افتد
بدون آنگه بدانی
@TaninMind
غروب بندر لنگه
زیبایی بی حد خورشید و دریا تقدیم شما
💥💥
@TaninMind
فلسفه به زبان ساده
چرا نیچه می گفت فرار از رنج یعنی فرار از لذت؟
ما معمولا دنبال راحتی بی وقفه ایم و فکر می کنیم هرچه درد کمتر باشه خوشی بیشتره، اما نیچه دقیقا بر عکس این معادله رو می گفت
نیچه اعتقاد داشت هر چه زخم عمیق تر باشه قدر درمان رو بیشتر میدونی و هر چه تاریکی رو ببینی نور برات خالص تره
از نظر نیچه ذهنی که خودش رو از تجربه های دردناک محافظت کنه همون ذهنیه که توانایی تجربه لذت های عمیق رو هم از دست میده. مثل کوهنوردی که وقتی از بالای قله به دشت نگاه میکنه نفسش بند میاد . چون همین خستگی راهه که لذت دیدن منظره رو براش می سازه.
گاهی ادم باید سقوط کنه
باید با بخشی از تاریکی خودش روبه رو بشه چون هرچی پاییت تر بری هر چقدر خاک رو لمس کنی وقتی دوباره قد میکشی لذت ایستادن رو عمیق تر میفهمی.
پس اگر امروز زخمی هست اگر چیزی به قلبت فشار میاره شاید لازم نباشه ازش فرار کنی
شاید باید بشینی و لمسش کنی
و بدونی همین نقطه دقیقا همونجاییه که لذت عمیق فردا از دلش درمیاد
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
رویکردهای درمانی به ساده ترین زبان ممکن
۶. طرحواره درمانی
در این درمان متوجه میشی که دلیل اشتباهات هر روزه و تکراری چیه؟
در شناخت مسیر درست به ما کمک میکنه و مسیرهای غلط و اشتباه رو اصلاح میکنه رفتارهایی که ناشی از تله های ذهنی و الگوهای رفتاری معیوبن
گروه آموزشی
دکتر علیرضا مرآتی
@TaninMind
