en
Feedback
•رایحه•

•رایحه•

Open in Telegram

«دنیا به دست ما سبز خواهد شد.» _________________________

Show more
523
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
به‌خاطرِ یک‌رنگی و صمیمیتِ بیش‌ازحد، خودم را می‌اندازم توی دردسر. خودم به خودم ضرر می‌زنم. - داستایوفسکی

کسی که «حقیقت» را نمی‌داند "نادان" است، اما کسی که حقیقت را می‌داند و‌ انکارش می‌کند "جنایتکار"‌ است! برتولت برشت

همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت می کند تا این که از اول نداشته باشی ... - خالد حسینی

چگونه می‌توانم به تاول‌های کف پایم بگویم تمام مسیری که آمده‌ام، اشتباه بوده است. _راسل

photo content

مي روم، از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل! -فروغ‌فرخزاد

می دانستم او کشته خواهد شد او زیبا بود در عصر زشتی ها زلال در عصر پلشتی ها انسان در عصر آدمکشان لعلی نایاب بود میان تلی از خزف زنی بود اصیل میان انبوهی از زنان مصنوعی. -نزار قبانی

اگر زندگی را برای یکدیگر راحت‌تر نسازیم، برای چه زندگی می‌کنیم؟ - جورج الیوت

دینی که با آن بزرگ شدی هویت تو نیست حتى نظر تو هم نیست مگر اینکه درباره اش عمیقاً فکر کرده باشی. -ریچارد داوکینز

شب‌هایی در زندگی‌ام بود که خیال می‌کردم تا صبح زیر انبوه رنج متلاشی خواهم شد؛ اما صبح شد. -💚🌱

photo content
+1

آدمها در اصل توان و تحمل خوشبختی را ندارند! طالبش هستند بی تردید، اما همین که بهش برسند حرص و جوش میزنند و خواب چیزهای دیگری میبینند ! مارگریت دوراس

آواز ترانه‌های غم‌انگیز را بگذارید زنان زیبا بخوانند این سه درد وقتی کنار هم می‌ایستند کامل می‌شوند؛ زن، زیبایی و ترانه. /شکری ارباش

+3
100145227.mp31.56 MB

کاش اندوه مرا می چیدی. - فروغ فرخزاد

بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم مبادا خسته شوی و بیمِ آن دارم که سکوت کنم مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی! -نزار‌قبانی

گاندی جمله خیلی خوبی دارد که می‌گوید: هیچکس از فساد حمایت نمیکند، جز فاسد! هیچکس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین! هیچکس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان! و در این میان هر کسی میداند کجای این داستان قرار دارد. خیلی درسته!

جایی که کتابها را میسوزانند در نهایت آدمها را هم خواهند سوزاند. -هاینریش هاینه شاعر آلمانی

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر میکردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه میآورند به مادرم که در آئینه زندگی میکرد و شکل پیری من بود و به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را از تخمه های سبز میانباشت، سلامی دوباره خواهم داد! -فروغ‌فرخزاد♥️🌱

photo content