8 356
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
8 356
گاهی خیلی حرف میزد.
حرفهاش خوب بودند اما انگار بعد از یه مدت، از فکر کردن خسته میشدم.
ساعت ها داشت از تنقاض تفاوت ها گلایه میکرد و میگفت چرا بعضی ها آنقدر میفهمند و بعضی ها اینقدر نمیفهمند؛
که ناگهان سکوت کرد.
آنقدر یهویی و زیاد که معذب شدم.
یهو پا شدم، یه جوری که انگار خیلی وقته میخوام برم بیرون یه کاری بکنم و حالا که سکوت شده میخوام برم انجامش بدم.
پا شدم و اومدم بیرون.
چند قدمی زده بودم که به سمتم دوید و نزدیکِ گوشم گفت:
شیب عامل حرکته.
و عین یه میمون دور شد.
از کتاب "ترسو"
8 356
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفههای عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست
دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگِ عاشقانهٔ توست
عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن
که این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست
به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت
ولی خلاصهٔ جان، خاکِ آستانهٔ توست
من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخی
دَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار
که توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست
چه جای من، که بِلَغزَد سپهرِ شعبدهباز
از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست
سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَد
که شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ تو
8 356
بخش اعظمی از ذاتِ خلاقیتِ بکر و دست نخورده، بدونِ اینکه با شما هیچگونه هماهنگئ انجام بده میاد.
از این بابته که وقتی به ساختن موسیقیِ یه سریالی که خیلی دوسش دارم فکر میکنم، خلاقیت بهِم بیمحلی میکنه.
8 356
بخدا قسم که وقتی ببینی اش مثل سگ عاشقش میشوی.
و جهنم یک سگ چیست؟
اندوهِ صاحبش
از کتابِ "ترسو"
