آموزههای دکتر سرگلزایی
Open in Telegram
روانشناسی.. روانکاوی.. ⛔️ این کانال هیچ گونه ارتباطی به شخص جناب آقای دکتر سرگلزایی ندارد.. برداشت مطالب از: کانال تلگرام @drsargolzaei @szcafe اینستاگرام drsargolzaei وبسایت drsargolzaei.com
Show more4 928
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-2030 days
Posts Archive
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔹 کمک گرفتن از داروهای روانپزشکی در میانهی جنگ:
https://youtu.be/XUJW5DWbh48
@drsargolzaei
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔹 تکنیک پناهگاه روانی در میانهی جنگ:
https://youtu.be/bgmgJ-PlKpw
@drsargolzaei
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 آیا در شرایط بحران اجتماعی میتوانیم از داروهای روانپزشکی کمک بگیریم؟ بله
⭕️ دو دیدگاه متضاد مانع از نگاه منطقی و علمی به داروهای روانپزشکی هستند: اول برداشتهای غیرعلمی از علوم اعصاب که آن را نوروسودوساینس یا نوروساینس زرد مینامیم و دوم نگاههای ایدئولوژیک یا عرفانی که با نقد ایدئولوژیک مدرنیته یا با رومانتیزه کردن رنج تلاش میکنند مصرف داروهای روانپزشکی را تبدیل به تابو کنند.
🔴 در این ویدیوی کوتاه دکتر محمدرضا سرگلزایی (روانپزشک) راجع به فرصتهای ارزشمندی که داروهای روانپزشکی فراهم میکنند صحبت میکند و موارد توصیهی داروها را در شرایط جنگی فعلی توضیح میدهد.
#ایران
#جنگ
#داروهای_روانپزشکی
#اختلالات_روانپزشکی
@prefrontalclub
@drsargolzaei
🔴 پناهگاه روانی در شرایط جنگی:
همانطور که در شرایط بحرانی همچون بمباران و زلزله نیاز به پناهگاه فیزیکی داریم، به پناهگاه روانی هم احتیاج داریم. پناهگاه روانی فضایی تجسمی و استعارهای است که با ساخت و تصور آن چرخهی جسمی-ذهنی اضطراب قطع میشود یا تخفیف پیدا میکند.
#بحران
#جنگ
#خودمراقبتی
#پناهگاه
@drsargolzaei
@prefrontalclub
@drsargolzaeivancouver
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 پناهگاه روانی در شرایط جنگی:
همانطور که در شرایط بحرانی همچون بمباران و زلزله نیاز به پناهگاه فیزیکی داریم، به پناهگاه روانی هم احتیاج داریم. پناهگاه روانی فضایی تجسمی و استعارهای است که با ساخت و تصور آن چرخهی جسمی-ذهنی اضطراب قطع میشود یا تخفیف پیدا میکند.
#بحران
#جنگ
#خودمراقبتی
#پناهگاه
@drsargolzaei
@prefrontalclub
@drsargolzaeipodcast
Repost from Cafe sz
من، قایق تفریحی آبی و زرد و سگ مادهی سفید و مشکی با پستانهای متورم، رسیدهایم به یکدیگر. آنجایی که دیگر نمیشود قدمی به پیش برد و تنها از آن میتوان بازگشت؛ ساحل! قایق بالا میرود و پایین میآید، بالا میرود و پایین میآید.
قایق در دست موج، سگ در دست غریزه و من در دست غم گرفتاریم! موجها قایق را به بالا و پایین میکشانند، غریزه سگ را به جستجوی غذا و غم من را به سوی شعر.
موج بر تن قایق زنگزدگی به جا میگذارد، غریزه در دل سگ نطفه مینشاند و غم چشمهای من را از نشاط چشمهها خالی میکنند.
سهراب از پس نوجوانیام میگوید:«چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب،اسب در حسرت خوابیدن گاریچی مرد گاریچی در حسرت مرگ!»
دریا همهچیز را میداند و همهچیز را به آدم میگوید؛ بیزبان! بیکلمه! از ساحل که برمیگردی همهچیز را میدانی بیکه بتوانی توضیحش بدهی؛ همانگونه که شبانهی شوپن همهچیز را میگوید و آدم آن را میفهمد؛ بیکه بتواند توضیحش بدهد!
من به صدای اذان مغرب از ساحل دور میشوم تا به کریستین بوبن پناه ببرم. سگ به صدای پارس سگ نر رقابتطلبی دمش را لای پایش میگذارد و با نگاه ترسزده فرار میکند تا زیرپله یا لای سنگهای موجشکن به شهوت غریزه تن بدهد؛ و قایق همانجا میماند؛ از این سه، آنکه میرود گیجتر است، آنکه میماند تنهاتر و آنکه فرار میکند بدبختتر.
دریا به خشخش ازلیاش ادامه میدهد تا همهچیز را تعریف کند؛ و قایق بالا میرود و پایین میآید؛ بالا میرود و پایین میآید؛ بالا میرود و پایین میآید.
📝سهیل سرگلزایی
@szcafe
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 کتابهای صوتی
⭕️ کتابهای نوشتهٔ دکتر محمدرضا سرگلزایی که تاکنون صوتی شدهاند:
🔹 کتاب اخلاق و آزادی: مبارزهی
اخلاقی برای آزادی
🔹 کتاب ما دوباره سبز میشویم
🔹 کتاب نا-ناخودآگاه آقای روانپزشک
🔹 کتاب ماجراهای عاشقانه
🔹 کتاب من این سرنوشت را نمیخواهم
🔹 کتاب زندگی، فکر و دیگر هیچ
🔹 کتاب بفرمایید نوبت شماست
🔹 کتاب کوزهای از آب بحر
🔹 کتاب ده سؤال بیجواب
🔹 کتاب نامههایی به آسمان
🔹 کتاب خودت را دوست داری؟
🔴 لطفا به اشتراک بگذارید.
@drsargolzaei
@drsargolzaeipodcast
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 کتاب جزیرهٔ هواداران
بیست روایت از خاطرات هواداری
نوشتهٔ گروه نویسندگان
🔹 ما با هر انتخاب کوچک خود (از انتخاب روزنامهای که میخوانیم و شبکۀ تلویزیونی که تماشا میکنیم گرفته تا انتخاب تیم فوتبالی که طرفدار آن هستیم و لباسی که میپوشیم) مشغول انتخاب جامعۀ مرجعمان هستیم و در نهایت نحوۀ تفکر ما تابع «اجماع این گروه مرجع» است.
🔹 «جزیره هواداران» اولین کتاب از مجموعهای است که در جهت فرهنگسازی، با تلاش گروهی از روانشناسان و هنرمندان خلاق و مستقل، آماده شده است تا کلیشهها، روالها و رفتارهای روزمره را به چالش بکشد و بر اهمیت تفکر انتقادی تأکید کند.
ناشر: انتشارات طرحواره
چاپ اول: ۱۴۰۱
http://www.tarhvareh.ir/
🔴 نسخهی الکترونیک کتاب با موافقت تولیدکنندگان این کتاب در اختیار شما قرار گرفته است و دانلود و فوروارد آن بلامانع است:
https://t.me/drsargolzaei/6713
🔴 نسخهی صوتی کتاب نیز در کانال تلگرامی پادکستهای دکتر سرگلزایی قرار گرفت:
https://t.me/drsargolzaeipodcast/1360
@drsargolzaei
@drsargolzaeipodcast
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
✅ مجموعهٔ شش جلدی مهارتهای زندگی
نوشتهٔ دکتر محمدرضا سرگلزایی
تجدید چاپ شد:
🔹 خودت را دوست داری؟ (خودآگاهی)
🔹 من این سرنوشت را نمیخواهم (حل مسأله)
🔹 زندگی، فکر و دیگر هیچ (تفکر نقاد و تفکر خلاق(
🔹 ماجراهای عاشقانه (روابط عمیق بین فردی)
🔹 نامههایی به آسمان (معنویت)
🔹 ده سؤال بیجواب (تفکر نقاد)
🔹 فایلهای صوتی این کتابها قبلا در کانال تلگرامی پادکستهای دکتر سرگلزایی منتشر شدهاند:
https://t.me/drsargolzaeipodcast/1337
🔹 تلفن ناشر- انتشارات همنشین:
۰۹۱۵۵۶۸۹۱۰۵ - آقای رضا دلقندی
🔹 قیمت ۶ جلد ۳۰۰ هزار تومان
هزینهی ارسال در ایران: رایگان
@drsargolzaei
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 گفتگو با کمیل سهیلی (کارگردان، نویسنده و تهیهکننده) راجع به قلدری اینترنتی یا cyber-bullying منتشر شد:
https://youtu.be/TnHyZBVsYtI
🔹 کمیل سهیلی تهیه کننده مستندساز و نویسنده است. او کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی از دانشگاه تهران دارد و همچنین در اندونزی و کره جنوبی دوره پیشرفته فیلمسازی گذرانده است. او تاکنون تهیه کنندگی و کارگردانی چندین مستند را برعهده داشته و تجربه داوری در جشنواره های متعدیی از جمله جشنواره فیلم کوتاه بوسان را در کارنامه خود دارد. از کمیل کتاب "پرسه گردی با قانون دینامیت" چاپ شده است که حاصل پنج سال سفر او در جهان است.
@drsargolzaei
🔹 تنها صفحهی یوتیوب رسمی دکتر محمدرضا سرگلزایی:
https://youtube.com/@sargolzaei
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
⭕️ مستند "رنگ درد"
Painting Through Pain
موضوع: مواجههی "سولبی" خوانندهی پاپ کرهای با قلدری اینترنتی
🔹 این مستند داستان یکی از اولین قربانیهای قلدری اینترنتی در کرهی جنوبی را روایت میکند. قلدری اینترنتی در کرهی جنوبی بسیار شایع است و هرساله جان بسیاری از افراد را میگیرد. پخش این مستند در مورد چنین موضوع مهمی از شبکهی انگلیسی و کرهای صدای آمریکا مورد توجه رسانههای کرهی جنوبی قرار گرفت. The Korea Herald در گزارشی در مورد این فیلم به نقل از کارگردان فیلم نوشت: "سولبی یکی از اولین قربانیهای قلدری اینترنتی و یکی از اولین افرادی بود که در مقابل این پدیده ایستاد. او احساسش را با رنگ بیان کرد و من از اولین ملاقاتمان تحت تأثیر تلاش او در مورد این موضوع بودم." شبکه خبری SBS, YNAو سایت Naver از دیگر رسانههایی بودند که پخش این فیلم را پوشش دادند.
🔹 تصویربردار و کارگردان: کمیل سهیلی
تهیه کننده: کمیل سهیلی و برایان کیم
پخش: صدای آمریکا (VOA)
https://youtu.be/AzF9-2rZ9ME?si=QgJ8nzffnpzERJUl
https://www.voanews.com/a/painting-through-pain-/7366099.html
https://www.youtube.com/watch?v=q5nEcru7i3I&list=PLSn70dL9HQIRzYACIMg-zKZ6EtqVcKYYs&index=12
https://www.instagram.com/p/C0oltPJPUcT/?igsh=MXM2YnU3NzZyemdwZQ==
🔴 گفتگو با کمیل سهیلی (کارگردان، نویسنده و تهیهکننده) راجع به قلدری اینترنتی یا cyber-bullying منتشر شد.
🔹 کمیل سهیلی تهیه کننده مستندساز و نویسنده است. او کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی از دانشگاه تهران دارد و همچنین در اندونزی و کره جنوبی دوره پیشرفته فیلمسازی گذرانده است. او تاکنون تهیه کنندگی و کارگردانی چندین مستند را برعهده داشته و تجربه داوری در جشنواره های متعدیی از جمله جشنواره فیلم کوتاه بوسان را در کارنامه خود دارد. از کمیل کتاب "پرسه گردی با قانون دینامیت" چاپ شده است که حاصل پنج سال سفر او در جهان است.
🔹 گفتگوهایی قبلی دکتر محمدرضا سرگلزایی و کمیل سهیلی:
* روند دموکراسی در کره جنوبی
* تحلیل فیلم آفتاب پنهان
🔹 تجربههایتان را در زمینهی قلدری اینترنتی از طریق ایمیل دکتر سرگلزایی با یکدیگر در میان بگذارید:
isssp@yahoo.com
@drsargolzaei
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔹 فایل صوتی لایو اینستاگرامی تحلیل فیلم سینمایی: CRASH
ساختهٔ Paul Haggis
سال ۲۰۰۴
https://t.me/drsargolzaeipodcast/1488
🔹 گفتوگوی دکتر رضا محقق، دکتر محمدرضا سرگلزایی و دکتر حسین ثانی
🔹 ۹ خرداد ۱۴۰۳- ۳۰ می ۲۰۲۵
@drsargolzaeipodcast
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 فایل صوتی لایو ۲۲ باشگاه پریفرونتال:
🟢 موضوع: باورهای رایج و قابل نقد و صحبت دربارهی سوگ:
https://t.me/prefrontalclub/269
#سوگ، #تفکر_نقاد #یاشگاه_پریفرونتال
@drsargolzaei
@prefrontalclub
@mortezakarimi77
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 لایو اینستاگرمی با موضوع سوگ
🔹 امروز- جمعه - دوم خرداد ۱۴۰۴
ساعت ۱۹:۳۰ تهران
۲۳ ماه می ۲۰۲۵- ساعت ۹ صبح ونکوور
🔹 در صفحهی اینستاگرام باشگاه پریفرونتال ذخیره شد:
https://www.instagram.com/reel/DKAQDhKSSdc/?igsh=MTdpc2syNGIydjNsbQ==
@drsargolzaei
@prefrontalclub
@mortezakarimi77
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 سلسله گفتگوها راجع به هوش مصنوعی
⭕️ گفتوگوهای دکتر محمدرضا سرگلزایی
با صالح سرگلزایی (دانشجوی علوم کامپیوتر- شاخهی هوش مصنوعی)
🔹 لینک Linkedin صالح سرگلزایی
🔹 لینک Google Scholar صالح سرگلزایی
🔴 در تنها صفحهی رسمی دکتر سرگلزایی در یوتیوب:
https://youtube.com/@sargolzaei
⭕️ قسمت اول:
هوش مصنوعی چیست؟
https://youtu.be/_ftzju9WMJI?feature=shared
🔴 قسمت دوم:
هوش مصنوعی چگونه کار میکند؟
https://youtu.be/wpAJblzpxh0?feature=shared
⭕️ قسمت سوم:
چتجیپیتی و بافتار زبان
https://youtu.be/Gb87mcizLS8?feature=shared
🔴 قسمت چهارم:
آیا پاسخهای چتجیپیتی قابل اعتماد است؟
https://youtu.be/hsFwshGz2ew?feature=shared
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔹 این مقاله را ۹ سال پیش در 13 May 2016 در کانال تلگرامم منتشر کرده بودم؛ یادآوری فیسبوک باعث شد دوباره منتشرش کنم:
🔹 صبح آمدهست، برخیز!*
۱- سال ۱۳۸۳ دعوت شده بودم تا در دانشکدهای راجع به "سببشناسی اعتیاد" صحبت کنم. مسئول برنامه، ساعت سخنرانی من را ۹ صبح اعلام کرده است. شب پیش از سخنرانی به من تلفن میزند و تقاضا میکند که به جای ساعت ۹، ساعت ۸:۳۰ سخنرانیام را شروع کنم. ادعا میکند که برای هماهنگی برنامه با کلاسهای درسی دانشجویان مهم است که سخنرانی نیم ساعت زودتر شروع شود. با وجود این که برنامهام را قبلا چیده بودم انعطاف به خرج میدهم و میپذیرم.
صبح که از حیاط آن دانشکده وارد میشوم نگاهی به ساعت مچیام می اندازم و نگاهی هم به ساعت بزرگ نصب شده بر ورودی ساختمان دانشکده؛ ساعت مچی من ۸:۲۰ را نشان میدهد ولی ساعت بزرگ نصب شده بر ساختمان دانشکده سالهاست خواب رفته! سالها به این دانشکده رفت و آمد کرده ام و این ساعت هیچ وقت تکانی به خودش نداده است؛ کسی هم به خودش زحمت نداده که ساعت را کوک کند، تعمیر کند یا با ساعتی سالم عوض کند!
وارد سالن اجتماعات میشوم، چند خدمتگزار مشغول مرتب کردن صندلیها هستند. مسئول مربوطه خودش ساعت ۸:۴۵ پیدایش میشود! دانشجویان ساعت ۹ کمکم داخل سالن میشوند، سخنرانی ساعت ۹:۱۵ شروع میشود! من سخنرانیام را این چنین شروع میکنم:
"اعتیاد یعنی ساعتهای خواب رفته، اعتیاد یعنی تعهدات فراموش شده، اعتیاد یعنی قرار و مدارهای فاقد ارزش، اعتیاد یعنی سهلانگاری، بی مبالاتی، بی نظمی!"
۲- سال ۱۳۸۴ تلویزیون حکومتی جلسهی رأی اعتماد وزرا از مجلس را پخش می کرد. یکی از وزرای پیشنهادی به جای پانزده دقیقه که وقت تعیین شده ی او برای معرفی خودش بود، سی دقیقه صحبت کرد، یعنی دو برابر زمان تعیین شده! تصور میکردم که همین عملکرد کافی است که مجلس به آن وزیر پیشنهادی رأی اعتماد ندهد، صد درصد تخلف از قرار تعیین شده یعنی ناتوانی در مدیریت زمان، ناتوانی در مدیریت خود، بیتعهدی به قرارها، شلختگی و بی نظمی. اما در نهایت شگفتی این وزیر از آن مجلس رأی اعتماد گرفت! برای وزیر مربوطه وقت مفهومی تعریف نشده داشت تا جایی که شماره تلفن همراه خود را از تلویزیون سراسری اعلام کرد که هر کس مایل است تلفن بزند و بطور مستقیم با خود او صحبت کند! این بذل و بخشش در وقت چند ماه بیشتر نپایید، وزیر محترم نه تنها چند ماه بعد قرار خود را با مردمی که به آنها وعده داده بود مستقیمأ جواب تلفن آنها را بدهد لغو کرد که به هیچ یک از وعدههایی که در سخنرانی معارفه خود به نمایندگان مجلس داده بود عمل نکرد.
۳- شاعری سروده است که "این ساعتهای زنگزده هیچ گاه زنگ نخواهند خورد!" نمیدانم این رطوبت مرموز از کجا به چرخ دندههای ساعتهای مردمان این سرزمین کمرطوبت نفوذ کرده است که سالهاست "زنگها برای ما به صدا در نمیآیند!" *
قدر "وقت" ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل ایام بریم****
دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
drsargolzaei.com
@drsargolzaei
🔹 پینوشتها:
* اشاره به شعر دکتر شفیعی کدکنی:
صبح آمدهست برخیز، بانگ خروس گوید
وین خواب و خستگی را در شط شب رها کن
** احتمالا شاعر شعر "ساعتهای زنگزده" اکبر اکسیر بوده، ولی مطمئن نیستم.
*** اشاره به رمان "زنگها برای که به صدا درمیآیند" ارنست همینگوی
**** غزلی از حافظ
🔹 در ضمن کتاب "اعتیاد، از سببشناسی تا درمان" به چاپ دوازدهم رسید.
ناشر: نشر قطره
Repost from Cafe sz
از من هفت یا هشت سال کوچکتر است.
میپرسم:«عاشق هم شدی یا نه؟!»
چرا این را میپرسم؟ چون حالا به آن سنی رسیدهام که بتوانم برای کوچکترها ادای بزرگتر باحالی را در بیاورم که عوالمی را طی کرده است.
میگوید:«عاشق؟ نمیدونم… اما رو یکی بدجور کراش زدم.»
چرا نمیگوید عشق؟ برای شفاف کردن ماجرا دوباره میپرسم:«یعنی عاشقش شدی؟»
میگوید:«نه… اونطوری نیست! نمیدونم چطوری بگم. همون کراشه!»
چند ماه بعد پای درد دل یک بیستسالهی دیگر نشستهام که برایم از یکی از پسرهای دانشگاهشان میگوید. میپرسم:«یعنی عاشقش شدی؟»
و او با اضطراب تصحیح میکند:«نه! نه! عشق و عاشقی خیلی هندیه! کراش دارم روش…»
دلم میخواهد بدانم میان عشق و اصطلاح کراش واقعا یک تفاوت کیفی وجود دارد یا تنها یک کلمه جای کلمهی دیگری نشسته است.
پس در لغتنامه کمبریج “داشتن کراش روی یک نفر” را جستجو میکنم؛ «داشتن یک احساس قوی، اما موقتی عاطفی…»
بریتانیکا نیز بر موقتی بودن تأکید میکند:«یک احساس رمانتیک که معمولا ابراز نمیشود و برای مدت مدیدی دوام نمیآورد.»
پس میفهمم که نسل بعدی من به درستی از این اصطلاح به جای عشق استفاده میکند و بدون آنکه در لغتنامه معنایش را جستجو کند فهمیده است که این اصطلاح با عشق در جهانبینی ایرانی یکی نیست. نخست اینکه عشق در شکل ایدهآلش برای ما یگانه و ازلیست؛ چنان که در دوبیتیهای خراسانی میگویند؛«جان یکی! جانان یکی! آن دلبر رعنا یکی!» یا چنان که سعدی فرموده:«میان ما و شما عهد در ازل رفتهست! هزار سال برآید همان نخستینی.»
دوم آنکه عشق به آن شکلی که تا همین اواخر میان ما مرسوم بود، بیش از آنکه راجع به معشوق باشد کیفیت زیست عاشق را تغییر میداد. عشق یک مرحله از زیستن بود؛ مثل بلوغ. مثل اولین سوگ؛ اولین شکست؛ اولین شغل؛ اولین حقوق. عشق یک کیفیت بود که فرد به آن میرسید و یکباره پا در مرحلهی تازهای میگذاشت که کیفیت زیست او را برای همیشه دگرگون میکرد؛ عاشق، به یکباره شعر را میفهمید؛ و موسیقی را. جسارت را میفهمید؛ و شرم را. انتظار را میفهمید؛ و اضطراب را. عطش را میفهمید؛ و خساست بیابان را. و مهمتر از همه، وقتی فردی عاشق میشد یاد میگرفت که بتواند چیزی را بیش از خودش دوست بدارد؛
چون تیر خلاصم زنی اول خبرم ده
تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را
عشق در شکل کلاسیکش یک کیفیت بود که عاشق آن را تصاحب میکرد و حتی ربطی به معشوق نیز نداشت. نوعی از بودن بود که آدم را در آستانهی نوجوانی آماده میکرد برای بسیار نرسیدنهای پیش رو، بسیار از خود گذشتنهای لاجرم و بسیار تعارضهای منتظر در مسیر زیستن. عاشق بودن کیفیتی بود که فرد را وا میداشت از میان فقدانها و شکستها زیبایی و معنا بیافریند؛ کیفیتی که بازنده را از باختهایش راضی نگه میداشت و حتی سرخوش! به قول حافظ؛«لاف عشق و گله از یار؟! زهی لاف دروغ!»
چنین کیفیتی به گمان من دارد ذرهذره خودش را از زیست ما عقب میکشد و جای خالیاش را کلمات تازهای پر میکنند که با بستههای قرمز و شکلاتی به جهان ما وارد میشوند.
📝سهیل سرگلزایی
@szcafe
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
تلویزیون به جای واقعیت:
روانپریشی جمعی!
۱- بین سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶ شبکه تلویزیونی ABC آمریکا سریالی پخش میکرد با نام "دکتر مارکوس ولبی". رابرت یانگ هنرپیشهی آمریکایی در این سریال نقش یک پزشک حاذق را بازی میکرد. در این دوران رابرت یانگ هر روز صدها نامه از مخاطبان سریال تلویزیونی دکتر ولبی دریافت میکرد که از او راجع به بیماریهای خود سؤال می کردند!
آنقدر ذهن هفتاد میلیون بینندهی شبکهی تلویزیونی این "نقش" را باور کرده بود که شرکتهای تولیدکنندهٔ قهوه هم برای تبلیغ قهوهی بدون کافئین از چهرهٔ این هنرپیشه استفاده کردند!
۲- بین سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۵ که "ریموند بار" هنرپیشهی آمریکایی در سریال "آیرون ساید" شبکه تلویزیونی NBC در نقش یک کارآگاه پلیس بازی میکرد هر روز صدها نامه دریافت میکرد که از او تقاضای خدمات پلیسی و کارآگاهی میکردند، و هنگامی که همین هنرپیشه در سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۳ به ایفای نقش وکیل در سریال "پری میسون" پرداخت هر روز صدها نامه دریافت میکرد که از او تقاضا کرده بودند وکالت آن ها را قبول کند!
* * *
شاید موارد فوق شگفت آور باشند اما نمونههای نادری نیستند، تلویزیون ذهن مخاطب غیرمسلح را تسخیر می کند!
"ژان بودریلار" جامعه شناس فرانسوی میگوید: "امروز واقعیت یعنی همان چیزی که تلویزیون نشان میدهد!" بودریلار میگوید تلویزیون خالق یک امر شبهواقعی است که تسخیرکنندهٔ جایگاه واقعیت است و چنان این کار را انجام میدهد که هم غیاب و نبود امر واقعی پنهان میماند و هم امر شبهواقعی از واقعیت واقعیتر نمایانده میشود!
این امر شبهواقعی ضد واقعیت را بودریلار Hyper - Reality نامیده که آن را فرا-واقعیت، افزون-واقعیت و واقعیت حاد ترجمه کردهاند. بودریلار میگوید مخاطبان تلویزیون چنان با این شبهواقعیت محاصره میشوند که نه در دنیای واقعی، بلکه در دنیای نمایشی (همچون یک شهرک سینمایی) زندگی میکنند؛ بودریلار این جهان را جهان بازنموده یا Simulation مینامد.
"امبرتو اکو" فیلسوف ایتالیایی می گوید تلویزیون گاهی برای مخاطبانش یک فضای بسته خلق میکند، یعنی شما ابتدا یک سریال تلویزیونی را میبینید، بعد پشت صحنههای آن را تماشا میکنید، سپس مصاحبه و میزگرد راجع به آن سریال را میبینید، آنگاه رسانهها آن قدر با هنرپیشههای آن سریال مصاحبه میکنند و از زندگی آنها عکس و فیلم تهیه میکنند که این آدمها بیش از آدمهای اطراف شما در زندگیتان جا اشغال میکنند!
زندگی در این جهان بازنموده و فضای بسته مخاطب را از حق انتخاب محروم میکند بدون این که او خود بداند که چه وقت و چگونه و به چه کسی حق رأی خود را واگذار کرده است! تلویزیون ابزار صاحبان قدرت و ثروت است، ابزاری که به جای ایجاد آگاهی، ناآگاهی و غفلت و وهم بازتولید میکند.
محمدرضاسرگلزایی _ روانپزشک
پینوشت:
نقاشی اثر Pawel Kuczynski فیلسوف و هنرمند لهستانی است.
@drsargolzaei
drsargolzaei.com
