en
Feedback
پارادوکس

پارادوکس

Open in Telegram

نوشته‌ها، ترجمه‌ها، و گزیده‌های کاوه خسروانی آیدی برای تهیه‌ی کتاب‌ها: @adm_paradox

Show more
7 700
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-2630 days
Posts Archive
✅ و من دیده‌ام آدم‌های «در مجموع معقول»ی رو که صرفاً به‌خاطر اینکه «راه گذران زندگی»شون به شبکه‌های اجتماعی گره خورده - و درنتیجه، «تولید محتوا» به جبر زندگی‌شون تبدیل شده - کارشون به پراکندن سخنان سست و بی‌پایه رسیده. کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ بهای سنگین موفقیت در شبکه‌های اجتماعی 1️⃣ یکی از پرسش‌هایی که که در سال‌های اخیر ذهنم را مشغول کرده این است که «شبکه‌های اجتماعی، خصوصاً شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب‌تر مثل اینستاگرام، درمجموع تأثیر مثبتی روی آگاهی و کیفیت اندیشیدن افراد جامعه دارند یا تأثیر منفی؟». 2️⃣ خوب، باید اعتراف کنم که به جمع‌بندی نرسیده‌ام. عوامل بسیاری در این موضوع تأثیرگذارند که موضوع را پیچیده و نتیجه‌گیری نهایی را دشوار می‌کنند. 3️⃣ با این حال، به نظرم یکی از اصلی‌ترین تأثیرهای منفی شبکه‌های اجتماعی روی «تولیدکننده‌های محتوا» است. چگونه؟ وقتی یک فرد عادی که از مطالعه و انسجام فکری و روحیه‌ی نقادانه برخوردار نیست شروع به تولید محتوا می‌کند و صرفاً به‌خاطر تسلط بر «ابزار»های شبکه‌های اجتماعی به مخاطب گسترده دست می‌یابد، به‌شدت تحت فشار قرار می‌گیرد که در آن «شخصیت شبکه‌ای» که برایش شکل گرفته تثبیت شود. دیگر برگشتن از آن «شخصیت شبکه‌ای» برایش دشوار می‌شود. دیگر نمی‌تواند از موضع‌گیری‌های خودش برگردد. 4️⃣ دست‌کم سه عامل را می‌توان نام برد که این «نقد موضع خود و برگشتن از موضع» را بسیار دشوار می‌کنند. نخست: وقتی چند هزار نفر دور یک نفر جمع می‌شوند و مزه‌ی «توجه» را به آن فرد می‌چشانند، او دیگر به گروگان آن دنبال‌کنندگان تبدیل می‌شود و خودش را مجبور به برآورده‌ساختن انتظارات آنها می‌بیند. دوم: ماهیت شبکه‌های اجتماعی‌ست که افراد را به سمت «بیلبورد» شدن سوق می‌دهد. یعنی چه؟ یعنی به سمت اینکه خودشان را ذیل یک شعار یا ایده‌ی ساده‌فهم تعریف کند و با ساده‌ترین روش به «طرفداران بالقوه» خودشان پیام بدهند که «من اینجا هستم» سوم (و شاید تأثیرگذارتر از همه): وقتی یک فرد، خصوصاً فردی با شخصیت نقادانه‌ی ضعیف، خودش را به‌عنوان عضوی از یک جبهه‌ی خاص فکری یا سیاسی معرفی می‌کنند معمولاً با حمله و زخم‌زدن‌های مخالفان آن جبهه مواجه می‌شوند. و در اغلب موارد، این حمله و زخم‌خوردگی کینه‌ای عمیق را در درون او می‌پرورد که هویتش را شکل می‌دهد. بنابراین، هرگونه خودـسنجشگری و تغییر موضع، به‌اندازه‌ی چشم‌پوشی از هویت، برایش دردناک می‌شود. درنتیجه، همان فردی که شاید در حالت عادی به‌آسانی دیدگاهش را تصحیح می‌کرد یا تغییر می‌داد، حالا با چنگ و دندان به دیدگاهش می‌چسبد، چون آن دیدگاه به هویتش بدل گشته است؛ همان هویتی که شاید برای نخستین بار در زندگی، او را به توجه فراوان، تحسین فراوان، یا حتی امتیازهای اقتصادی فراوان رسانده است. 5️⃣ موفقیت در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان «تولیدکننده‌ی محتوا» می‌تواند بهای سنگینی داشته باشد: مسخ‌شدن شخصیت و ازدست‌رفتن پویایی سالم شخصیت برای سال‌ها و شاید تا پایان عمر. کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

Repost from خرد و خیال
🟡 فقط ۵ روز تا شروع مدرسه زمستانه خرد و خیال زمان باقی است! ➖سه کارگاه مهارتی و گفتگومحور در یک مسیر منسجم: ▪️ تفکر انتقادی
+1
🟡 فقط ۵ روز تا شروع مدرسه زمستانه خرد و خیال زمان باقی است! ➖سه کارگاه مهارتی و گفتگومحور در یک مسیر منسجم: ▪️ تفکر انتقادی ▪️گفت‌وگوی منطقی ▪️مغالطه‌های رایج در خانواده و روابط زوجین ➖ چرا حضور در این کارگاه‌ها یک فرصت است؟ (اسلایدها را ببینید): ✅ مقرون به صرفه است ✅ جامع است ✅ ضروری است ✅ گواهی حضور اعطا می‌شود (حضوری در مشهد - آنلاین) ❗️ظرفیت محدود است آخرین فرصت ثبت‌نام: چهارشنبه 📌برای دریافت اطلاعات و ثبت نام، همین حالا پیام بدهید: @kheradvakhiyal خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal سایت | اینستاگرام | توییتر 🔚

✅ در این ویدیو درباره‌ی انگیزه‌ی خودم از ترجمه و انتشار کتاب اخلاق‌زدگی و بیش‌فعالی اخلاقی توضیح داده‌ام. 🔺 پیام برای تهیه‌ی کتاب 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ شاید باورتان نشود. حدود ۱۲ ساعت از آمدن یک «اسم» به صدر خبرها گذشته، ولی هنوز بحث و دعوا درباره‌ی او و محکومیت او که «چرا یک زمانی چند اثر با مجوزهای قانونی در داخل ایران ساخته» شروع نشده است. روزگاری‌ست که آمدن اسم افراد به صدر خبرها جرم است و مستوجب لجن‌پراکنی، مگر آنکه خبر مرگشان باشد. #بهرام_بیضایی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ جامعه‌ی همیشه پنجاه‌وهفتی [خاطره‌ای از خشایار دیهیمی] ▫️خاطره‌ای بگویم. سال 57 از شهرستان عازم خانه در تهران بودم. با فولکس قورباغه‌ای‌ام در میان جمعیت تظاهرات‌کننده گیر کردم. با مشت بر شیشه و کاپوت ماشین می‌کوفتند و می‌گفتند «بگو مرگ بر شاه». و من دلم نمی‌خواست بگویم . نمی‌دانم چه‌طور از آن معرکه جان سالم به در بردم. تازه آن موقع هنوز رژیم سرنگون نشده بود. و البته آن جمعیت شعار آزادی می‌دادند. ▫️حالا هم اگر گیر عده‌ای بیفتی که شعار «جاوید شاه» می‌دهند اگر هم‌آوازشان نشوی فولکست را چپ می‌کنند. ▫️آن زمان 57 بود. به‌گمانم الان هم 57 است با جمعیت تازه اضافه شده به آنهایی که می‌خواهند سر سلطنت‌طلبان را با سنگ‌فرش آشنا کنند! ▫️پنجاه‌وهفتی‌ها همیشه بوده‌اند و هستند. هرچه هستیم پنجاه‌وهفتی نباشیم. من از هرچه حتی بوی 57 بدهد بدم می آید! 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ دو شماره از مجموعه‌ی نایش هم‌زمان منتشر شد 🔰 جستارهای اخلاق‌زدگی و بیش‌فعالی اخلاقی | نوشته‌ی جولیا درایور، ترجمه‌ی کاوه خسروانی و 🔰 جستار نقدی فلسفی به یالوم | نوشته‌ی شلومیت شوستر، ترجمه‌ی کاوه خسروانی ▪️ معرفی مجموعه‌ی نایش را می‌توانید اینجا بخوانید 🔺 برای تهیه‌ی این دو جستار می‌توانید به آیدی زیر پیام دهید: @adm_paradox ✴️ خرید از این کانال با تخفیف ۲۰ درصد و خرید همزمان دو کتاب با تخفیف ۳۰ درصد خواهد بود 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ نمی‌دون چرا این‌طوریه. اما حس می‌کنم ارتباط مستقیمی وجود داره بین «میزان چرند بودن یک مطلب» و تعداد کامنت‌های «درود به شرفت» که زیرش نوشته می‌شه. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

فهرست کتاب‌های موجود ادمین کانال به‌روز شد 👆

فیلم «ترانه» ساخته پگاه آهنگرانی | لینک دانلود مستند ترانه | کاری از پگاه آهنگرانی | بی بی سی فارسی | درباره ترانه علیدوستی @Hanif_Shamim

اشک‌های اروس ژرژ باتای مترجم: نیلوفر آقاابراهیمی اشک‌های اروس، آخرین اثر فیلسوف فرانسوی، ژرژ باتای، نقد و تحلیل تاریخ هنر است
اشک‌های اروس ژرژ باتای مترجم: نیلوفر آقاابراهیمی اشک‌های اروس، آخرین اثر فیلسوف فرانسوی، ژرژ باتای، نقد و تحلیل تاریخ هنر است از منظر بازنمایی بدن و اروتیسم، یا دقیق‌تر بگویم، تاریخ اروتیسم است با ارجاع به نشانه‌های آن در آثار هنری. ترجمه‌ی کامل این اثر که به دلیل نوع محتوایش امکان چاپ شدن در ایران را ندارد، در قالب فایل پی‌دی‌اف در کانالی در تلگرام منتشر شد. بها: ۲۰۰هزار تومان خرید کتاب: https://t.me/+IUGqt5c1KbFhZDM0

✅ درباره‌ی ابتذال یک مفهوم: «تولید محتوا» ❇️ در سال‌های اخیر، اصطلاح «تولید محتوا» (که از نظر من اصطلاحی مبتذل است) به یکی از پرکاربردترین مفاهیم در فضای رسانه‌ای و دیجیتال بدل شده است. این تعبیر در نگاه نخست بی‌طرف و حتی مثبت به نظر می‌رسد؛ گویی محتوا چیزی شبیه یک کالا است که می‌توان آن را با برنامه‌ریزی، سرعت، و در مقیاس انبوه «تولید» کرد. اما این استعاره‌ی صنعتی، متضمن مسائلی بنیادین است. ❇️ برای نمونه، یکی اینکه واژه‌ی «تولید» ذهن را به سمت کمیت، تکرارپذیری، و بازدهی سوق می‌دهد. وقتی نوشتن، تحلیل یا روایت‌گری به‌مثابه یک خط تولید فهم شود، ارزش اثر نه بر اساس اهمیت، دقت، عمق، یا حقیقت‌مندی، بلکه بر اساس تعداد خروجی‌ها، میزان بازدید، و قابلیت انتشار سریع سنجیده می‌شود. درنتیجه، تولیدکننده بیش از آنکه در پی فهم درست یک موضوع باشد، ناچار است به «پر کردن» زمان‌بندی‌ها و الگوریتم‌ها فکر کند. پیامد چنین چیزی، انبوهی از مطالب سطحی، کلیشه‌ای، یا بازنویسی‌شده است که بیشتر برای مصرف سریع طراحی شده‌اند تا اندیشیدن. ❇️ به عبارت دیگر، مصرف‌کننده‌ی محتوا و حتی تولیدکننده‌ی محتوا فعالانه در مسیر هرچه احمق‌تر شدن گام برمی‌دارند. ❇️ دیگر اینکه، ایده‌ی «تولید محتوا» اغلب پیوند تنگاتنگی با اقتصاد توجه دارد. وقتی محتوا ابزاری برای جذب کلیک، لایک یا درآمد تبلیغاتی می‌شود، دقت و صحت به‌راحتی قربانی جذابیت و هیجان می‌گردد. اغراق، تیترهای گمراه‌کننده، و حتی اطلاعات نادرست، در این منطق نه خطا، بلکه گاه «راهبرد» تلقی می‌شوند. فشار برای انتشار سریع‌تر از دیگران نیز فرصت بررسی منابع و صحت‌سنجی را کاهش می‌دهد و به گسترش جهل دامن می‌زند. ❇️ در نهایت، شاید مشکل اصلی نه خود نوشتن یا انتشار، بلکه چارچوب مفهومی «تولید» باشد. اندیشه، پژوهش و روایت را نمی‌توان همچون محصولی کارخانه‌ای قلمداد کرد؛ هر شکل اصیلی از اندیشه، پژوهش، و روایت‌گری نیازمند درنگ، پرهیز از شتاب‌زدگی، و مهار شهوت «انتشار» است. و شاید بیش از اینها، مستلزم «تردید» است. تردید، شک، بازنگری، و ...؛ این مقولات سابقاً ارجمند که در چارچوب نگرش «تولید محتوا» ظاهراً چیزی جز یک مشت عامل مزاحم نیستند. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ مگه یه آدم چه‌قدر حرف حساب می‌تونه بزنه؟ (درباره‌ی اینکه چرا شبکه‌های اجتماعی، خصوصاً شبکه‌هایی که اعضای خودشون رو تشویق به «تولید محتوا»ی هرچه بیشتر می‌کنند، درواقع احمق‌پرورند. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ خیانت (یا «رابطه‌ی پنهانی») کتاب بعدی از مجموعه کتاب‌های مربوط به عشق و تن‌آمیزی در دست ترجمه ... کتاب‌های قبلی: چگونه دربا
✅ خیانت (یا «رابطه‌ی پنهانی») کتاب بعدی از مجموعه کتاب‌های مربوط به عشق و تن‌آمیزی در دست ترجمه ... کتاب‌های قبلی: چگونه درباره‌ی سکس بیشتر بیندیشیم و پایان رابطه؛ گنج دل‌شکستگی دو کتاب قبلی را می‌توانید با پیام به آیدی زیر تهیه کنید: @adm_paradox 🔺ضمناً، بیشتر مطالب مربوط به سکس و عشق را به کانال «تن‌آمیزی» که مخصوص همین موضوع است منتقل کرده‌ام: 🍂 @tan_aamizi 〰️

photo content

✅ متن پشت جلد کتاب اخلاق‌زدگی و بیش‌فعالی اخلاقی | نوشته‌ی جولیا درایور ترجمه‌ی کاوه خسروانی | ناشر: نایش ▪️واژه‌ی «اخلاق» در زبان فارسی تقریباً همیشه با احترام بیش‌ازاندازه و حتی تقدیس به کار می‌رود. بنابراین، روبه‌رو شدن با واژه‌ی «اخلاق‌زدگی» (که خواننده را به‌درستی به یاد پدیده‌هایی همچون کپک‌زدگی، فلک‌زدگی، افراط‌زدگی، و ... می‌اندازد) احتمالاً خلاف عادت است. اما باید به یاد داشت که هر پدیده‌ای، حتی اخلاق و گفتار اخلاقی، می‌تواند آفت‌زده شود. ▪️احتمالاً همه‌ی ما نمونه‌های این آفت‌زدگی را در موعظه‌های اخلاقی و مسابقه‌های مرسوم در قضاوت اخلاقی (به‌ویژه در بحث‌های مبتذل شبکه‌های اجتماعی) دیده‌ایم. ▪️در این کتاب، جولیا درایور به دو نمونه از آفت‌های فراگیرِ مرتبط با اخلاق می‌پردازد: اخلاق‌زدگی (کاربرد نابه‌جای ملاحظات اخلاقی) و بیش‌فعالیِ اخلاقی (گرایش به تحمیل ارزش‌های اخلاقیِ خود بر دیگران). برای خرید با تخفیف نسخه‌ی چاپی به آیدی زیر پیام بدهید: @adm_paradox فایل پی‌دی‌اف نمونه‌ی کتاب را می‌توانید از اینجا دانلود و مشاهده کنید. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer 〰️

✅ پی‌دی‌اف نمونه‌ی کتاب اخلاق‌زدگی و بیش‌فعالی اخلاقی از مجموعه‌ی «نایش» (زیرمجموعه‌ی «جستارنامه») نویسنده: جولیا درایور ترجمه: کاوه خسروانی ناشر: نشر «نایش» ۱۴۴ صفحه قیمت نسخه‌ِی چاپی (در آغاز انتشار): ۲۶۰ برای خرید با تخفیف به آیدی زیر پیام بدهید: @adm_paradox 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer

ای بابا. چه کاریه؟ تو هم بیا شوی طنز بساز؛ توش به چهار تا مسئول فلک‌زده که قدرتشون در حد آبدارچی هم نیست (یا حتی کسانی که سی چهل سال قبل مسئولیت داشتند) و مطمئنی انتقاد بهشون هیچ خطری نداره تیکه‌های مثلاً بامزه بنداز یا حتی فحش بده؛ از همین الان هم برای کسانی که فکر می‌کنی بعد از ج.ا ممکنه قدرت رو به دست بگیرن دم تکون بده؛ حالشو ببر. فعلاً که همه از دم استاد موج‌سواری شدن.

✅ فلسفه جاده‌ای‌ست در ارتفاعات کوهستانی‌ که برای رسیدن به آن باید از گذرگاهی با شیب تند و پر از خارها و سنگ‌های نوک‌تیز گذشت؛ جاده‌ای متروکه که هرچه در آن بالاتر می‌روی سوت‌وکورتر می‌شود. (شوپنهاور) پی‌نوشت: به نظر من نمی‌توان از یک تصویر از فلسفه به عنوان تنها‌ تصویر درست سخن گفت. اما توصیفی که شوپنهاور در اینجا می‌آورد دست‌کم توصیف یکی از تصویرهای اصیل از فلسفه است. ✍️ کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔 @paradoxizer