خشت روی خشت
Open in Telegram
رباعیات محمد رمضانی فرخانی ویراست رباعیهایی که در سالهای ۹۱ تا ۹۷ در مشهد نوشتهام و نیز رباعیهایی که پس از آن گهگاه در تهران نوشتهام یا مینویسم .
Show moreIran130 694The category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
217
مژگان تو کُشتهی دگر میخواهد؟
یا زلف توام شکستهتر میخواهد؟
فرمود که مردگان این شهر کماند
دژخیم، جنازه بیشتر میخواهد
https://t.me/DoBeytKashi
217
نقشیم که جملگی بر آبیم همه
انگار تمام عمر خوابیم همه
دل میگیرد که در عذابیم همه
شب آمده است و ما خرابیم همه
▪️▫️▪️
بی خواب و خورم، خُرد و خرابِ تو منم
من آینهام! بیا جوابِ تو منم
از خیرِ خلایقِ دو عالم بگذر
ای مرگ! مرا بچش؛ شرابِ تو منم
▪️▫️▪️
آهسته به نام گل سرخی که نبود
فرمود امام گل سرخی که نبود:
در حسرت آن ماه تمامی تو هنوز؟
رفته است به بام گل سرخی که نبود
▪️▫️▪️
بر دوشِ مَنَت چگونه باری ماندهاست
کز عهد تو، همچنان قراری مانده است؟
گفتم که نمانده رنگ و بویی با من
فرمود: و لیک با تو کاری مانده است
▪️▫️▪️
نامد صنما دلی ز ما شاد کنی
یا ضمن روایتی ز ما یاد کنی
فرمود بسازمت به مستی! گفتم:
ویرانتر از آنم که تو آباد کنی
▪️▫️▪️
آنگونه که در اَبَد نظر دوختهام
آنگونه که تلخکامی آموختهام
خاموشی را به مهر افروختهام
اتشنگرفتهام ولی سوختهام
▪️▫️▪️
چشمم را بست: مست و مدهوشم کرد
لبهايش با سکوت خاموشم کرد
پرسید مرا که شادمانی ز چه رو؟
گفتم: چه کنم غمت فراموشم کرد
▪️▫️▪️
با من تو چه دیدهای و یا میبینی
کز صبح ازل مرا تو سرسنگینی؟
فرمود تو را کشتن و سوزاندن به
اما چه کنم که سخت مهرآیینی
▪️▫️▪️
با چشمانت بیا مرا جادو کن
یا سیر شبانهای در این گیسو کن
گفتم ادب وداع با دوست؟ شکفت:
ما را بو کن! ز دور، ما را بو کن
▪️▫️▪️
گفتم: لب توست یا شراب است شراب؟
گفتا: نچشیدهای! خراب است خراب
گفتم همه نرگست خمار است خمار
فرمود: ندیدهای پر آب است پر آب
▪️▫️▪️
گو اینکه مرا نخوانده آن یار به نام
ماه است مرا ندیم و خورشید غلام
عاشق به تواَم که دل تو را باخت تمام
شب بر تو درود و صبحدم بر تو سلام
▪️▫️▪️
با شمع مگو که شرمسار آید از او
بی پرده مگو که باردار آید از او
بر ناوک مژگان تو ای نرگس مست!
میدوزم چشم تا چه کار آید از او
https://t.me/DoBeytKashi
217
حس میکردم پرنده آواز من است
حس میکردم که ابر پرواز من است
حس میکردم که در تماشای وجود
سرسبزی هر درخت ابراز من است
▪️▫️▪️
گُل در این باغ، عندلیبی دارد
این باغ خودش درخت سیبی دارد
در دشت شقایقیم و بر وفق مراد
از داغ تو، هر دلی نصیبی دارد
▪️▫️▪️
در میکده شد غالیهمویی که مپرس
در سوگ نشست ماهرویی که مپرس
من، کینِ سیاوشم، تو، سوگند خوری؟
[هِقهِق زد خنجر از گلویی که مپرس]
▪️▫️▪️
این ابر اگر هوای پرواز کند
این سرو اگر اقامهی ناز کند
آن خطبهی خون چقدر جاری نشود؟
زخم من و تو چنانچه سر باز کند
▪️▫️▪️
ایکاش شقایقی به بار آید از او
یا سرو قدی که سر به دار آید از او
ما را نبوَد دلی که در کار آید
ما منتظریم تا چه کار آید از او
▪️▫️▪️
با ناز خود از نیاز گویم؟ هیهات
با شمع ز سوز و ساز گویم؟ هیهات
بر کُشتهی خود نماز گویم؟ هیهات
وان قصه دوباره باز گویم؟ هیهات
▪️▫️▪️
میآمد و جان عاشقانش در مشت
زرتشت و صلیب تازیانش بر پشت
هم جام میام گرفت پیش از چرخشت
هم پیش رخم سیاوشانم را کشت
▪️▫️▪️
گفتا خواهم که تا کنار تو رسم
سر بردارم، فرازِ دارِ تو رسم
گفتم به کنار دار خواهی تو رسید
اما نرسد مرا به کار تو رسم
▪️▫️▪️
با نرگسِِ خویش، مست پنداشت مرا
با آن لبِ لعل، باده انگاشت مرا
گفتا لبِ سرخ و بادهی سرخ خوش است
گفتا و به خون خویش واداشت مرا
▪️▫️▪️
گفتا که تو را چگونه تصویر کنم؟
گفتم زخمم! فقط نمکگیر کنم
اینسان که مُزوِّران به تعجیل خوشند
بد نیست در انتظارشان دیر کنم
▪️▫️▪️
هرچند که جهد کردهای بسیاری
نتوانستی مرا ز خود واداری
ای آن که تو کُشتهی دو صد بازاری
جز با لب یار، بر نیاید کاری
https://t.me/DoBeytKashi
217
Repost from جمهوری شهریاری هوشنگ
جانا !دل مسکین من این کی پنداشت
کز وصل توام امید بر باید داشت
آسوده بدم با تو: فلک نپسندید
خوش بود مرا با تو: زمانه نگذاشت
مهستی گنجوی
🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭
شاهنامه و دیباچهای تازه
از سوگ سرو سرافراز ایرانزمین:
اَشو بهرام بیضایی 💚🤍♥️
217
ای سوخته تار و پود من از تب تو
من مُهر سکوت، نیستم بر لب تو
بگشای صنم قصهی گیسویت چیست؟
فرمود: شبی بلندتر از شب تو
تهران | ویراست ۳۰ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
عکس: منسوب به ابوسعید ابوالخیر
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
گفتم من و بادهی جهانافروزت
گفتم من و هفتخطِّ عالمسوزت
فرمود مکن قدحسُرایی که کنم
چون عقرب زلف خویش دستآموزت
تهران | ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
فرمود همانکه یار فرمود شدم
گاه ابراهیم و گاه نمرود شدم
بر مجمر سهروردیاش دود شدم
وز کوه یَخَش گذشتم و رود شدم
تهران | ۱۸ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
نذر و نیاز برادرم رضا امیرخانی
۱)
هرچند پرندگی پریدن دارد
دل با تو گلایهاش شنیدن دارد:
تا مهر، امیدِ بردمیدن دارد
بازآ که جهان هنوز دیدن دارد
۲)
ما با تو قرار بر تپیدن داریم
امید به صبح بردمیدن داریم
با سرو بلند قامت دوست هنوز
در باغ، قرار قد کشیدن داریم
تهران | ۱۲ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
https://t.me/DoBeytKashi
217
دل را صنما! مجال ابراز بده
خاموشی را امید و آواز بده
این دل که شکستهای نگهدار و به چنگ
آوازهی تازهای به این ساز بده
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
۱)
فرمود که وصف نرگس ناز مکن
پایان مرا ببین و آغاز مکن
جز میکدهای که چشم درویشان است
یادی ز من و شراب شیراز مکن
۲)
فرمود خوش آن دلی که افروختنی است
باقی همه اوست: آنچه نفروختنی است
گفتم صنما! اگرچه عشق آمدنی است
دستور زبان عشق، آموختنی است
تهران | ۳ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
تا نرگس او درس طبابت ندهد
این ادعیهها بوی اجابت ندهد
آن کس که امام عاشقان شد زنهار
یک حرف به واعظان نیابت ندهد
تهران | ۳۰ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
Repost from جمهوری شهریاری هوشنگ
غرلخوانی محمد رمضانی فرخانی
انجمن هوشنگ | کوههای جنوب مشهد عزیز
دوشنبهشب ۲۶ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی
ویدیو: استنلی توپریک 🪴
217
Repost from جمهوری شهریاری هوشنگ
نیماییخوانی محمد رمضانی فرخانی
انجمن هوشنگ | در کوههای جنوب مشهد عزیز
دوشنبهشب ۲۶ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی
ویدیو: فریدون نوربخش 🪴
217
Repost from جمهوری شهریاری هوشنگ
غزلخوانی محمد رمضانی فرخانی
انجمن هوشنگ | در کوههای جنوب مشهد عزیز
شنبهشب ۲۴ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی
ویدیو: رضا ابراهیمزاده 🪴
217
۱)
گفتم که: قرار بر همآغوشی نیست؟
گفتا که: خموش! وقت چاووشی نیست
زین پیکر بی طرب چه خواهی؟ گفتم:
مقصود، لباسی که تو میپوشی نیست
۲)
دلسرد چه میکنی مرا زان آغوش؟
زین بادهی تلخ، جرعهای شاد بنوش
من با تو خوشم: همچو خداوند به خود
از آینهی خودت بتا! چشم مپوش
ویراست:
۱۷ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
۱)
این میکدهی خراب را با تو چهکار؟
این بخت همیشه خواب را با تو چه کار؟
با آن دو پیالهی عسل در چشمت
شیرین مَنا! شراب را با تو چهکار؟
۸ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز
۲)
جز مهرِ جریحهدارِ تقدیم به هم
از مرهم و زخم، ما کدامیم به هم؟
فرمود: به یک نظر حلالیم به تو
بیش از آن، ماه من! حرامیم به هم
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ خورشیدی | تهران
ویراست ۸ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/+Dk1xJOcVG9gzMjVk
217
لیلیوش من به محملم ننشیند
ماه است و شبی مقابلم ننشیند
گفتم چه کنی با غم من در دل خود؟
فرمود: غم تو در دلم ننشیند
۲۶ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی
#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
فرمود قرار را گرفتی از من
گفتم تو بهار را گرفتی از من
سررشتهی کار من بتا! زلف تو بود
سررشتهی کار را گرفتی از من
۲۶ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی
#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
217
لوح دل عاشقان، قلم نشناسد
چون ساز دلی که زیر و بم نشناسد
آمیخته با تو آنچنانم که کسی
پاییز و بهار را ز هم نشناسد
۲۵ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی
#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
217
از دایرهی مغان، یکی چون من کو؟
سرزنده و نیمهجان، یکی چون من کو؟
فرزند خصال خویش و بر مذهب عشق
گور پدر جهان! یکی چون من کو؟
۲۳ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی
#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
